گفتگو با خانم زهرا به مناسبت اتمام دوران مرزبانی
سه شنبه 31 فروردین 1395 ساعت 12:25 | نویسنده این مطلب : همسفر آزاده | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

جایگاه مرزبانی ،هدیه ای از طرف خداوند

گفتگو با خانم زهرا مرزبان گروه خانواده به مناسبت اتمام دوره مرزبانی

لحظه به لحظه مرزبانی تجربه است ،چون تماما در حال اجرا و عمل هستیم و از لحظه ای که وارد می شویم تا لحظه ای که در را قفل می کنیم و می رویم باید به یک سری مسائل عمل کنیم و در هر لحظه باید به خودت تلنگر بزنی که الان کجای کارم و این خدمت برای من چه کاری انجام می دهد؟؟؟؟


سلام دوستان زهرا هستم همسفر محمد ،مدت هفت سال است که به کنگره می آییم،مسافرم مدت یازده ماه و ده روز با راهنمایی آقای رضا شوشتری سفر کرد و راهنمای خودم هم خانم مرجان هستند و در حال حاضر هم دو سال و چند ماه است که رها هستیم.

ضمن قدر دانی از زحمات و خدمات عاشقانه شما در طول این مدت می خواستم بدانم اکنون که روزهای آخر دوره مرزبانی هستید چه حسی دارید؟ آیا احساس می کنید که این مقطع را به خوبی پشت سر گذاشته اید یا نه؟

اتفاقا این سوالی است که هر کسی که در کنگره خدمت می کند قطعا باید از خودش بپرسد،وقتی که ما برای مرزبانی انتخاب شدیم خانم مرجان اسیستنت بودند و به ما گوشزد کردند که هر زمانی که می خواهید به کنگره بیایید یک مروری بر پیمانتان بکنید و من هم بیشتر مواقع ،آن را مطالعه می کردم و به کنگره می آمدم .

این حس خیلی خوب و شیرینی است که قبل از راهنما شدن ،خدمت مرزبانی را تجربه کردم و قطعا دوره مرزبانی خیلی بیشتر از آنچه که فکرش را می کردم برایم آموزش داشت و حتما این تجربه کمک زیادی به راهنما شدن من خواهد کرد.

چه تجربیاتی در طی دوران مرزبانی به دست آوردید که در زندگی شخصی شما هم مفید بود؟

لحظه به لحظه مرزبانی تجربه است ،چون تماما در حال اجرا و عمل هستیم و از لحظه ای که وارد می شویم تا لحظه ای که در را قفل می کنیم و می رویم باید به یک سری مسائل عمل کنیم و در هر لحظه باید به خودت تلنگر بزنی که الان کجای کارم و این خدمت برای من چه کاری انجام می دهد.

این که با تازه واردین چگونه برخورد کنیم و تعادل را بین همه رعایت کنیم .مثلا خیلی مواقع بود که من در حال نوشتن یک سری مطالب بودم و افراد می آمدند و سلام می کردند و می رفتند و من به خودم می گفتم که نباید حتی جواب سلام یک نفر را سرسری بدهم و همین ریزه کاری ها بود که به من نشان می داد چکاره ام و با این قدرتی که به دست آورده ام آیا تغییری هم در من بوجود آمده یا نه؟

آیا ظرفیت این قدرت و اختیار عمل را دارم یا نه؟حتی با وجود فشردگی کار این مساله برای من خیلی مهم بود که هم وظیفه ام را به خوبی انجام بدهم و هم برخوردم با بقیه خوب باشد بخصوص با انسان هایی که به این مکان مقدس و برای دریافت کمک پا نهاده اند و این مساله در زندگی شخصی هم رابطه درست برقرار کردن با دیگران را به من آموخت.

بهترین چیزی که در طی دوران مرزبانی تان آموخته اید چه بوده است ؟

بهترین چیز این بود که کنگره هیچوقت کسی را طرد نمی کند و همه چیز بسته به خواست و خدمت انسانهاست که بتوانند در کنگره بمانند و یکی از آموخته های دیگرم این بود که وقتی یک جاهایی خسته می شدم به یاد آقای مهندس و خانم آنی می افتادم که واقعا چه سختی هایی را پشت سر گذاشته اند و چقدر مسئولیت بزرگی است که بتوانند هزاران انسان را کنترل و سازماندهی بکنند و به مراتب وظایف ما در برابر آنها کوچک و ناچیز است .

ما باید طوری رفتار می کردیم که اگر فردی با حال خراب مراجعه می کرد ،بهترین اثر را بر روی آن فرد می گذاشتیم و او را آرام می کردیم و طوری رفتار نمی کردیم که او را برنجانیم ،حتی اگر آن فرد با تندی برخورد می کرد .

ولی یک مرزبان باید آنقدر آگاهی داشته باشد که آن فرد را به عنوان یک انسان حال خراب و تازه وارد که هیچ علم و آگاهی در مورد کنگره ندارد بپذیرد.

آیا از دوران مرزبانی خودتان خاطره تلخ و یا شیرینی دارید که بتوانید برایمان تعریف کنید؟

یک روز خانمی که مصرف قرص داشتند به ما مراجعه کردند و اینجا حالشان بد شد و بدنش شروع به لرزیدن کرد ،ایشان روزی هفت تا قرص مصرف می کردند و این برای من خاطره تلخی بود که در آن زمان نتوانستم به آن خانم کمک کنم و از آن به بعد آرزو کردم که ای کاش ،این مکان اینقدر وسعت پیدا بکند و جهانی بشود که حتی این افراد هم بتوانند برای درمان مراجعه کنند و آموزش ببینند .

و اما در رابطه با خاطره شیرین،لحظه به لحظه این دوران شیرینی بود زیرا از لحظه ورود تا زمانی که به خانه برمیگشتم پر از انرژی بودم،با وجود اینکه باید دایم از پله ها بالا و پایین می رفتیم و کارهای مختلف را انجام می دادیم ،باز هم خسته نمی شدیم و کم نمی آوردیم و از انرژی که به دست می آوردیم خرج زندگی مان می کردیم .

امیدوارم کسانی که دوست دارند دوران مرزبانی را تجربه کنند زیرا در این دوران آن اعتماد به نفس از بین رفته دیرینه را به انسان باز می گرداند،منظورم از اعتماد به نفس این نیست که بخواهیم خودی نشان بدهیم بلکه به خاطر اینکه آقای مهندس و خانم آنی این اجازه را دادند که بتوانیم خدمت کنیم ،چون می دانید که اگر کسی در صور پنهان ،خواسته قوی نداشته باشد و یا ناخالصی داشته باشد ،نمی تواند خدمتی را انجام دهد و قطعا به هر بهانه و یا دلیلی حذف خواهد شد.

ما نباید این هدیه ها و خدمت ها و جایگاه ها را دست کم بگیریم زیرا اینها موهبتی از طرف خداوند هستند .این یک سال و چند ماه خیلی لازمه زندگی من بود و بسیار برای من کارساز بود .

آیا حاضر بودید که یک بار دیگر در این انتخابات شرکت نمایید؟

خوب قبل از اینکه در امتحان کمک راهنمایی قبول شوم ،شرکت در انتخابات جزو برنامه هایم بود زیرا خدمت در کنگره را خیلی دوست دارم و کنگره جزیی از زندگی ام شده است .

سخت ترین لحظات در این جایگاه برای شما چه لحظاتی بوده است ؟

سخت ترین لحظات برای من این بود که یک کمک راهنما ،آدرس غلط به رهجویش می داد ،مثلا فردی بود که چهارده ماه بود به کنگره می آمد ،روزی پیش من آمد و گفت هنوز حالم خراب است و هنوز بعد از این مدت نمی دانست که یک همسفر باید برای خودش به کنگره بیاید و باید روی خودش کار کند و عیب و نقص های خودش را برطرف کند و بفهمد که اعتیاد فقط  یک بهانه است برای ورود همسفر به کنگره ،حالا شاید به دلایلی خود این رهجو درست متوجه نشده بود و یا راهنما درست توضیح نداده بود .

به هر حال فرقی نمی کند ،یک رهجو باید در مشارکت ها این مطلب را گرفته باشد که من باید روی خودم کار کنم و کاری به مسافرم نداشته باشم.

آیا کاری بوده که در طول این دوران خواسته باشید انجام بدهید ،ولی موفق به انجام آن نشده باشید ؟

قطعا ما هم خیلی نظرات داشتیم که مطرح می کردیم ،ولی بعدا از طرف ایجنت و یا اسیستنت به ما دستور می رسید که اگر این کار را نکنید ،بهتر است و ما هم تابع دستور بودیم و باید هم به این صورت می بود ،چو ن صلاح در آن بود و یک فرد که واقعا کنگره ای باشد هر دستوری که از بالا می آید ،همان را انجام می دهد و من هم از این که چشم می گفتم راضی بودم .

مثلا در جشن همسفر خیلی دوست داشتیم که به همسفران هدیه هایی به رسم یادبود بدهیم ولی خانم آنی به دلایل واضح توضیح دادند که این کار بدعت گذاری در کنگره محسوب می شود و هزینه های اضافی دربر دارد و با وجود اینکه ما تا نیمه راه را رفته بودیم ولی زمانی که تفکر کردم ،متوجه شدم که واقعا دستور ایشان درست است و این کار غیر از صرف کردن هزینه های اضافی که می تواند در جای مناسب تری در کنگره خرج شود ،چیز دیگری نیست و به ایشان دست مریزاد گفتم که عدالت،معرفت و عمل سالم را ترویج می دهند .

به عنوان کسی که تجربه زیادی را در این مدت به دست آورده اید ،آیا توصیه خاصی برای همسفران دارید؟

من همیشه می گویم که ای کاش همه ،هرچه زودتر حقیقت کنگره را دریافت کنند و از حاشیه ها دور بشوند ،زیرا کنگره چیز دیگری را دارد برای من بیان می کند و خیلی وسیع تر از این حرف ها دارد به من آموزش می دهد .

راهنمای من خانم مرجان همیشه می گفتند ،اگر کسی حقیقت کنگره را گرفته باشد ،از کنار کوچک ترین حاشیه ها می گذرد و باید و نباید ها را رعایت می کند و در کنگره چرا نمی گوید ،زیرا اصل قضیه چیز دیگری است ،امیدوارم که تک تک همسفران بتوانند به عمق و عظمت کنگره پی ببرند و از همین جا دست راهنمای خوبم خانم مرجان عزیز را می بوسم .

آیا پیام و یا خواسته ای هست که از راهنمایان گروه خانواده داشته باشید؟

اولا که من دست تک تک راهنمایان شعبه شیخ بهایی ،که در این یک سال با آنها رابطه نزدیکی داشتم را می بوسم و به خاطر این که اجازه این را داشتم که در جلسات این عزیزان شرکت کنم ،واقعا از همه این عزیزان درس گرفتم ،هرکدامشان به نوعی به من درس صبر و عمل و خدمت کردن دادند .توصیه ای ندارم ولی امیدوارم بتوام ،بعد از اینکه شال کمک راهنمایی را دریافت کردم ،از تجربیاتی که از این عزیزان کسب کرده ام به یاری خداوند استفاده کنم.

 نویسنده و تهیه گزارش:همسفر آزاده

تصویرگر:همسفر مهتاب

 

مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مانا چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 14:35
با سلام وخدا قوت خدمت ازاده عزیز وتشکر از خانم زهرا و مریم به خاطر زحمات بیدرغشان واز همه مهمتر اینکه من یک لحظه در طول خدمتشان انها را بدون لبخند ندیدم واین درسی بود که از این دو عزیز اموختم.
افسانه همسفر محمد سه شنبه 31 فروردین 1395 23:24
خدا قوت به شما خانم زهرای عزیز
همسفر مرضیه ازلژیون خانم زهره سه شنبه 31 فروردین 1395 16:09
سلام وخداقوت ویژه خدمت خانم زهرای عزیزومریم جان.دوستتان دارم وبهترینها را از خداوند برایتان آرزومندم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو