دل نوشته همسفر-کنگره به من یاد داد
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 14:19 | نویسنده این مطلب : همسفر سحر | ( نظرات )

به نام یگانه خالق هستی

کنگره به من یاد داد....

دلنوشته کمک راهنما همسفر نسیم

کنگره به من یاد داد محبت کردن را،دوست داشتن بی قید و شرط را ،کنگره به من یاد داد مسافرم را همان طورکه هست بپذیرم  و دوستش داشته باشم ،کنگره به من یاد داد که من باید تغییر کنم تا دیگران تغییر کنند ،کنگره به من یاد داد جای پدر را همسر نمی‌تواند پر کند....


سلام دوستان نسیم هستم همسفر رضا.

سالها پیش در سن کم با هزاران آرزو به خانه همسرم آمدم از او انتظار داشتم که علاوه بر، برآورده کردن آرزوهایم، جای خالی پدرم را هم برایم پر کند. ولی خیلی نگذشته بود که دیدم این زندگی با آن زندگی که من در رویاهایم برای خودم ساخته بودم فرق می‌کرد . زندگی ما پر شده بود از دعوا ومشاجره در هفته ده الی دوازده بار دعوا داشتیم.

 همیشه می‌خواستم همسرم را تغییر بدهم واز او مرد رویاهایم را بسازم ولی او می‌خواست خودش باشد.او می‌خواست مرا تغییر بدهد و من می‌خواستم اورا تغییر بدهم. اصلا زبان همدیگر را نمی‌فهمیدیم .ولی آن قدر  منیت بالایی داشتم که نقاب می‌زدم که دیگران فکر کنند زندگی‌ ما عالی  و پر ازآرامش است .دعوا های ما در خانه بود و بیرون از خانه نقاب می زدیم چند باری در بین مشاجره ها وسایلم را جمع می کردم تا به خانه مادرم بروم ولی هر بار نیرویی نمی گذاشت ، ته قلبم نور امیدی به من قوت می‌داد که صبر کن درست می‌شود هر بار این نور امید به یک بهانه ای مرا نگه داشت یک بار بخاطر پسرم ،یک بار بخاطر مادرم ،یک بار بخاطر آینده خواهرم... .

 بعد از دوسال در یکی از دعواهایمان از مسافرم شنیدم که من معتادم در ابتدا فکر کردم دروغ می‌گوید که حال مرا بدتر کند ولی بعد از چند بار گفتن از زور عصبانیت و منیتم می‌خندیدم و قهقهه می‌زدم که چه رویاهایی داشتی و به کجا رسیدی ؟

یک روز در همان دعواهای همیشگی مسافرم گفت می خواهد ترک کند و ترک های بسیاری هم دور از چشم من انجام داده ولی موفق نشده  واکنون جایی را پیدا کرده  که با جاهای دیگر فرق دارد ....

بعد از مدت کمی در ماه مبارک رمضان به کنگره 60 آمد دو جلسه بیشتر نیامده بود که خیلی تغییر کرده بود و با گذشته فرق کرده بود، تمیز تر شده بود، لباس سفید خریده بود و وقتی می‌خواست به آنجا برود لباسش را اتو می‌کرد، کفش هایش را واکس می‌زد و با چه ذوق و شوقی آنجا می رفت و وقتی بر می‌گشت یک حال خوش و آرامشی داشت که من همیشه در خودم جستجو می‌کردم ولی هیچ وقت این حال خوش را نداشتم .

دوست داشتم من هم بروم و کنگره60 را ببینم، ببینم آنجا کجاست که باعث شده اینقدر همسرم تغییر کند؟!ببینم آنجا کجاست که باعث شده اینقدر همسرم حالش خوب شود ؟!تا من هم بروم و حالم خوب شود.پس همراه او شدم و دیگر برای هر دوی ما کنگره 60 به همراه پسرمان الویت اصلی زندگیمان شده بود. آموزش های کنگره ‌،آمدن به کنگره ، گوش دادن به سی دی و....

سعی می‌کردیم به آن چیزی که در کنگره گفته می‌شد عمل کنیم وهرچه به آموزش ها بیشتر عمل می کردیم آرامش بیشتری در زندگیمان دیده می شد . کنگره به من محبت کردن ،دوست داشتن بی قید و شرط را یاد داد ،کنگره به من یاد داد مسافرم را همان طورکه هست بپذیرم  و دوستش داشته باشم ،کنگره به من یاد داد که من باید تغییر کنم تا دیگران تغییر کنند کنگره به من یاد داد جای پدر را همسر نمی‌تواند پر کند پدرجای خود را دارد وهمسر هم جای خود را دارد، هرکدام باید وظایف  خود را انجام دهند هر کدام محبت خاص خودشان را دارند وظایفی که پدرم در قبال من انجام نداده را مسافر نمی‌تواند به دوش بکشد....

 هر چقدرخدا را شکر کنم به خاطر کنگره 60 و به خاطر وجود آقای مهندس و خانوادهی ایشان کم کرده ام چرا که  کنگره ، نوری بود در زندگی تاریک ما .آقای مهندس و آموزش هایشان وآموزشهای راهنماهایمان دست به دست هم دادند تا زندگی ما که تبدیل به جهنم شده بود تبدیل به بهشت شود از خداوند می خواهم که تا زنده هستم   کنگره 60 وآموزش های کنگره را از من ومسافرم و پسرمان نگیرد. نمی‌دانم کی و کجا چه کاری انجام دادیم که کنگره روزیمان شد از خدا می‌خواهم این روزی را از من و خانواده ام نگیرد هرچقدر در کنگره 60 خدمت میکنم بیشتر از آن آموزش گرفته ام و می‌گیرم.

نویسنده: همسفر نسیم

نگارنده : همسفرسحر

 

مرتبط با: سرگذشت مسافران و همسفران،

برچسب‌ها: کنگره 60، دلنوشته،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
یکشنبه 25 بهمن 1394 10:26
بی نهایت زیبا بود،امیدوارم همه انسانها روزی به آرامش و عشق واقعی دست یابند
همسفر محبوبه شنبه 24 بهمن 1394 21:38
خدا قوت به خانم سحر و ممنون از خانم نسیم بابت شریک کردن ما درشنیدن خاطره ای از زندگیشان.ان شاالله درکنگره همیشه به روی شما باز خواهد بود.
امید(سلمان فارسی) پنجشنبه 22 بهمن 1394 07:23
سپاس وخدا قوت خدمت همسفران خانم ها نسیم وسحر واقعا زیبا بود.
پیروز وپاینده باشید
چهارشنبه 21 بهمن 1394 08:06
مطلب زیبایی بود
همسفر سارا سه شنبه 20 بهمن 1394 17:39
مسلما آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیندبسیار زیبا و دلنشین بود
سپاس و خدا قوت خدمت خواهر عزیزم خانم نسیم و سحر عزیز
پیروز باشید بر فراز قلل کره زمین
افسانه همسفر محمد سه شنبه 20 بهمن 1394 15:33
خیلی زیبا بودانگارزندگی منم چیزی شبیه بود به زندگی شما گویی همسفرا از یک درد مشترک رنج می بردن ودر ادامه به اون آرامشه رسیدند
همسفر فاطمه ج سه شنبه 20 بهمن 1394 13:43
بسیار عالی بود
خانم نسیم عزیز امیدوارم که شما و مسافر محترمتان آقا رضا را در جایگاه بالاتر ببینم
خداقوت خدمت نویسنده محترم خانم سحر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو