دلنوشته یک همسفر
سه شنبه 24 آذر 1394 ساعت 20:23 | نویسنده این مطلب : همسفر زهره | ( نظرات )

به نام خدایی که در همین نزدیکیست...

حس خوشبختی

به قلم کمک راهنما همسفراعظم امینی


(این مطلب در تاریخ 94/09/29 در سایت کنگره قرار گرفت)

دوباره همه چیز به هم ریخت .امروز واقعا به خودم قول داده بودم که کاری نکنم که عصبانی شود تا بتوانیم ناهاری را که درست کرده بودم در کنار هم بخوریم،حتی اگر در سکوت سنگین و بی روح خانه باشد ،اما نشد دوباره سفره پهن شده ای ماند، بدون هیچ کسی برسر آن .من گریه می کردم و کودک یک سال و نیمه ام هم مات و مبهوت به من نگاه می کرد و با دستهای کوچکش اشکهایم را پاک می کرد .چند قدمی به دنبال پدرش رفته بود اما ناامید از برگشت او،دوباره به طرف من آمد....


چند هفته ای است که اوضاع خانه ما بدتر از قبل شده و ما هر روز سر ناهار به محض اینکه همسرم وارد خانه می شود با هم دعوایمان می شود و بدون اینکه چیزی بخورد از خانه بیرون می زند و تا شب بر نمی گردد.شب هم خسته و ناراحت بدون اینکه حرفی بزند برمی گردد تا غذایی بخورد و بخوابد .دیگر مانند گذشته همسرم شاد و خندان نیست.

بعد از به دنیا آمدن فرزندم ،مصرف تفریحی تریاک همسرم تبدیل شده بود به مصرف دائمی.اما بیرون از خانه و به دور از چشم من.فکر می کند من خبر ندارم .اما با اعتراض های پیاپی من در مورد مصرفش حالا تصمیم گرفته بود که مثلا همین مصرف تفریحی اش را هم ترک کند.به همین خاطر به یکی از کیلینیک های ترک اعتیاد مراجعه کرده بود به او متادون داده بودند تا کم کم مقدار مصرفش را کم کند تا به صفر برسد.

فکر می کردم بعد از ترک موادش حالا دیگر نوبت خوشحالی و خوشبختی ما رسیده و زندگیمان بهتر می شود.هر روز منتظرم سرحال و شاد به خانه بیاید و با من و فرزندم با محبت برخورد کند ،اما با کمال تعجب می بینم کاملا برعکس شده و حالش بدتر از قبل است .

این سوال هر روز در ذهن من تکرار می شود چرا حالا که مواد را ترک کرده به جای بهتر شدن حالش بدتر از قبل است ؟!!!

اما هیچ جوابی برای آن پیدا نمی کنم...

ماه مبارک رمضان فرا رسیده .خیلی خوشحالم ،خوشحال از اینکه شاید در این ماه پربرکت حداقل برسر سفره افطار شادی به خانه ما برمی گردد و ما دوباره خوشبختی را احساس خواهیم کرد اما....

شب قبل از روز اول ماه رمضان همسرم به من گفت من امسال نمی توانم روزه بگیرم فردا ناهار درست کن برای ناهار به خانه می آیم.دنیا برسرم خراب شد منتظر چه بودم ؟چه شد؟

حالم خیلی بد است کارم شده گریه کردن ،اشکهایم هیچ دلیلی برای فرو ریختن لازم ندارند ،خود به خود فرو می ریزند بی هیچ دریغ.

امروز سه شنبه است ،درست یادم نیست که چند روز از ماه رمضان را پشت سر گذاشته ایم ،امسال بوی رمضان را استشمام نمی کنم خانه ای که هر روز در آن سفره ناهار پهن می شود که حال و هوای رمضان را ندارد .

داشتم برنج می پختم که تلفن زنگ زد وقتی که جواب دادم یکی از آشنایانمان بود که با همسرم هم دوست نزدیک بودند .با من گفت که اگر در خانه هستم می خواهد در مورد موضوعی با من صحبت کند یکهو دلم ریخت .وقتی تلفن را قطع کردم تمام بدنم می لرزید انگار می دانستم چه می خواهد بگوید آنقدر دستانم می لرزید که برنج را نمی توانستم در آبکش بریزم یه صدایی می گفت می خواهد بگوید شوهرت دوباره مواد مصرف می کند.

زنگ خانه به صدا در آمد او آمد و نشست و شروع کرد به صحبت کردن گفت و گفت و گفت....وقتی که می رفت تمام واقعیت را در مورد اعتیاد همسرم شنیده بود اما وقتی که در مورد کنگره 60 و روش درمان اعتیاد به من گفت نور امیدی در دلم تابیدن گرفت که تمام ترس من از اعتیاد را از بین برد.

دو روز بعد به کنگره رفتم روز پنج شنبه بود و جشن تولد پنج سال رهایی آقای ابراهیم خلیل زاده .هیچ ترسی از اینکه کسی مرا آنجا ببیند نداشتم چرا که رهایی همسرم از اعتیاد برایم مهمتر از همه چیز بود.

آن روز وقتی که به خانه برمی گشتم انگار تمام دنیا را به من داده بودند از خوشحالی سر از پا نمی شناختم ...

یکسال بعد اولین روز از ماه مبارک رمضان یعنی 92/4/19 من و همسرم در تهران بودیم برای گرفتن گل رهایی از دست یکی از بهترین بندگان خدا وند یعنی آقای مهندس حسین دژاکام .

یازده ماه سفر پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته ایم و امروز طعم واقعی و لذت بخش خوشبختی را می چشیم.

به جرات می توانم بگویم که امروز یکی از خوشبخت ترین انسانهای روی زمین هستم چرا که یکی از اعضای جمعیت احیای انسانی کنگره 60 هستم .

با احترام همسفر اعظم 

نگارنده :همسفر زهره


مرتبط با: مقالات و دل نوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سه شنبه 20 بهمن 1394 00:41
کبری همسفر احمد خیلی خوب بود واقعا صادقانه
شهنازهمسفر عباس شنبه 28 آذر 1394 21:42
سلام وخدا قوت خدمت تمام خدمتگذاران گنگره60
خانم امینی بسیار عالی بود
همسفر سارا شنبه 28 آذر 1394 18:57
بسیار عالی بود
خدا را شاکرم بابت هدیه بزرگی که به تمامی مسافران و همسفران عطا فرمود
خانم اعظم عزیز بابت رسیدن به این حال خوش، به شما، سارینای گل و مسافر محترمتان تبریک و شاد باش عرض می نمایم
پاینده و پیروز باشید..
خانم زهره عزیز خدا قوت
اعظم همسفر محمد جمعه 27 آذر 1394 22:07
با سلام وخدا قوت به همه خدمتگذاران . خانم امینی عزیزم خیلی دوستت دارم وهمین که شمارادارم خیلی خوشحالم. صبوری را از شما اموزش گرفتم
الهه جمعه 27 آذر 1394 10:46
عالی بود انشاالله که همشه شاد و خوشحال باشید.
مسافر شکرالله چهارشنبه 25 آذر 1394 23:01
خدا قوت خدمت کمک راهنمای محترم سرکار خانم امینی
خدا قوت خدمت نویسنده محترم
اعظم همسفرمهدی چهارشنبه 25 آذر 1394 21:09
باسلام وخداقوت خدمت سرکارخانوم اعظم بسیارزیباودلنشین بودوامیدوارم همیشه شادباشید
المیرا(سلمان فارسی) چهارشنبه 25 آذر 1394 13:44
معرکه بووووووووووووووووود
امیدوارم خوشبختیتون همیشه پایدارومستحکم باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic