گزارش جلسه ویلیام وایت
پنجشنبه 9 مرداد 1399 ساعت 10:04 | نویسنده این مطلب : مسافر مصطفی | ( نظرات )
بنام قدرت مطلق

لژیون ویلیام وایت با استادی کمک راهنمای محترم آقای محمدرضا نیلچیان در روز سه شنبه  با دستور جلسه فرمانبرداری تا فرماندهی برگزار گردید.


اگر می خواهیم در راستای سازندگی قرار بگیریم باید فرمانبرداری کنیم و از اولین چیزی که باید فرمانبرداری کنیم از نظامی است که خداوند خلقت کرده.

سخنان استاد:
 دستور جلسه این هفته از فرمانبرداری تا فرماندهی است. در حال آمدن بودم و با خودم فکر می کردم که مطلبی است در کتاب 60درجه که مربوط به تحویل گرفتن فرماندهی که این تحویل گرفتن فرماندهی با یک روز و دو روز اتفاق نمی افتد نیاز به یک پروسه دارد. 

حافظ شعری دارد که می گوید:

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی                تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

 حال در اثر استفاده از مواد مخدر و یا بر اثر مصرف سیگار فرماندهی جسم یا شهر وجودی خودمان به نیرو های باز دارنده تحویل داده بودیم یعنی آن ها برای ما حکمرانی می کردند.مثلا در مسئله سیگار اگر خوشحال می شدیم به ما فرمان می دادند که سیگار بکشیم ، اگر ناراحت بودیم سیگار می کشیدیم و هر اتفاقی که می افتاد فرماندهی دست خودمان نبود،دست نیرو های اهریمنی بود که به ما امر می کرد و ما هم یک فرمانبر بی چون چرا بودیم.

نتیجه آن را دیدم که الان آمدیم در لژیون ویلیام وایت نشستیم و می خواهیم رها بشویم.آنجا هر اتفاقی می افتاد بی چون چرا اطاعت می کردیم و به محض اینکه نیرو های اهریمنی دستور می دادند که سیگار مصرف کن مصرف می کردم، می گفت تعدادش را زیاد کن ، تعدادش را زیاد می کردم. گاهی اوقات می گفتم که به صورت سقوط آزاد کم کنم ولی به جز زجر و بدبختی چیز دیگری برای من نداشت. 

حال ما آمدیم از سیگار رها بشویم.چه باید بکنیم؟باید فرمانبرداری بکنیم. از چه کسی باید فرمانبرداری کینم؟از یکسری قواعد و قوانین که یک نفر آن ها را کشف کرده و روش آن روش دی اس تی می باشد به نام جناب مهندس دژاکام. ما از جناب مهندس به عنوان یک الگو فرمانبرداری می کنیم ولی در اصل از راه هایی که رفته اند و نشانه گذاری کردند داریم فرمانبرداری می کنیم.به عنوان مثال؛سه ماه زمان برای تثبیت لازم است،نمی شود بگوییم من دوماه بیشتر نیاز ندارم و بعد از دو ماه حالم خوب است.در این صورت ما فرمانبرداری نکردیم. روش دی اس تی روشی بوده است که توسط جناب آقای مهندس دژاکام یافته شده است.

در یکی از سی دی ها جناب مهندس می فرمایند :بافتن با یافتن متفاوت است.منی که الان اینجا نشستم از یافته های جناب مهندس صحبت می کنم و درحقیقت درحال تحویل حرف های مهندس به شماها هستم و از خودم تولید و زایش ندارم.اگر بخواهم کاری انجام بدهم که افراد دیگر از آن بهره ببرند باید فرمان برداری کنم.چگونه فرمان برداری کنم؟با درمان سیگار.درمان سیگار ده ماه زمان لازم دارد وطی این مدت من باید حرف های کمک راهنمای خودم را به دقت گوش بدم و آن ها را مو به مو انجام بدم و در کنارآن خدمت کنم تا آهسته آهسته به فرماندهی برسم.اگر به آن مرحله برسم؛من الان راهنما هستم ولی فقط در زمینه اعتیاد و چگونگی در مان آن ،آموزش ها جهانبینی تماما از جناب مهندس هست و من چیزی ندارم که بگویم. فرماندهان اصلی(سی دی هست به نام فرماندهان زمان)کسانی هستند که کلید های پنهانی را کشف می کنند.


به نظر من جناب مهندس در درمان اعتیاد و درمان سیگار یک پیشگام بودند که از زمان خلق تا کنون درمان اعتیاد به این روش انجام نشده بود ولی الان انجام می شود.خیلی از ما می گفتیم:ما اگر بتوانیم یک روز مصرف نکنیم و از ذهن ما خارج شود هرچقدر لازم باشد پول می دهیم.اینجا رایگان آمدیم و برای دنور شدن و برای عضو لژیون سردار شدن حساب کتاب می کنیم.کسانی که درمان شدن دیگر وسوسه سیگار ندارند و این نشان دهنده این است که آن روش درست انجام شده. پس جناب مهندس به درجه فرماندهی رسیدند.به گفته جناب مهندس:اگر یک نفر قله اورست را فتح کرد بقیه هم می توانند. وای دوم می گوید:هیچ مخلوقی به جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد. یعنی هیچ کدام از ما بیهوده نیستیم آن ماموریتی که مربوط به ماست را باید کشف کنیم.اگر می خواهیم در راستای سازندگی قرار بگیریم باید فرمانبرداری کنیم و از اولین چیزی که باید فرمانبرداری کنیم از نظامی است که خداوند خلقت کرده. ما را بر سر دوراهی قرار داده و ما مختاریم انجام بدهیم یا انجام ندهیم. مختاریم سیگار بکشیم یا نکشیم.اگر ما بدبختی های سیگار را درک کردیم و اکنون می خواهیم از آن ها رها بشویم باید فرمانبرداری کنیم.

در قالب یک سفر اولی وارد بشیم،از کمک راهنما پیروی کنیم و خدمت به اندازه توان تا درجه اول فرماندهی جسم خودم را که مالک آن هستم به دست بیاورم که این فرماندهی بسیار قدرتمند است.آیا کنترل روی خواب خودم داشتم؟ برای سفر رفتن من مواد من برای من تصمیم می گرفت که آیا سفر برم یا نه؟ هنگام سفر کشیدن سیگار برای من سفر را لذت بخش می کرد یعنی فرماندهی این شهر در دستان سیگار بود. پس باید فرمانبرداری را از ابتدا تا قطع مصرف به روش دی اس تی و درست انجام بدهم،بعد در جهت شناخت خودم و کارهایی که می توانم انجام بدهم که افراد دیگر هم به وسیله من بتوانند رها بشوند مانند راهنما شدن تا رسیدن به جایی که مهندس در سی دی حذف فرمودند:مثنوی معنوی یک یافتن بود.همه نمی تواند چنین کتابی بنویسند.البته آن هم از کتاب خدا برداشت نمود و شعر های به این زیبایی را سرود.
نظریه نسبیت انیشتین،چقدر فرمانبرداری انجام داد به این مرحله رسید که بتواند نظریه نسبیت را ارائه بدهد.
یا لویی پاستور،که با روش پاستوریزه کردند خیلی از انسان هارا از مرگ نجات داد و ایت هدف ماست که ما هم به این جایگاه برسیم. هدف این دستور جلسه این است: فرمانبرداری بکنیم تا بتوانیم به در جه از فرماندهی برسیم که عده ای در کنار ما در صلح وآرامش زندگی کنند.
مرتبط با: گزارش لژیون ویلیام وایت(درمان سیگار)،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرمحمدرضا نیلچیان پنجشنبه 9 مرداد 1399 18:19
خدا قوت به خدمتگزاران وبلاگ و تشکر از همه خدمتگزاران عزیز.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic