گزارش جلسه عمومی روز پنجشنبه 98/11/24
جمعه 25 بهمن 1398 ساعت 21:15 | نویسنده این مطلب : مسافر حسن | ( نظرات )

جلسه ششم از دوره بیست و دوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی، با استادی کمک راهنما محترم مسافر مجید، نگهبانی موقت مسافر محمد و دبیری موقت مسافر اسماعیل با دستور جلسه اول «وادی ششم و تاثیر آن روی من» و دستور جلسه دوم «آزادمردی و پنجمین سال رهایی کمک راهنما محترم مسافر حسین» روز پنجشنبه 24 بهمن ماه 1398 ساعت 17 برگزار شد.
به دلیل این که سالیان سال به ندای نفس‌مان گوش کرده‌ایم و آن صدا بلندترین و لذت‌بخش‌ترین و شفاف‌ترین صدا بود، ما پیرو نفس‌مان شدیم. ولی از آنجایی که در کنگره تحلیل می‌کنیم مسائل و مشکلات را، و پیگیری می‌کنیم رفتن به سمت بهبودی و رسیدن به تکامل را، متوجه می‌شویم که یک ندای دیگری هم هست که ندای عقل است. و این دو ندا هیچ موقع خاموشی ندارند.


سلام دوستان مجید هستم مسافر. قبل از این که دستور جلسه را آغاز کنیم، من تبریک عرض می‌کنم خدمت تعدادی از مسافران و همسفران که روز دوشنبه خدمت دیده‌بانان و نگهبان کنگره ۶۰ رسیدند و شال کمک راهنمایی را دریافت کردند. و چه بسا بهترین حرکت در کنگره ۶۰ تبدیل شدن به استاد و یک فردی هست که معلم و آموزگار عشق و محبت و رهائی باشد. و قطعا پروسه درمان اعتیاد بعد از درمان سیگار و دخانیات، با راهنما شدن تکمیل می‌شود. یک تبریک هم دارم پیشاپیش خدمت کلیه همسفران محترم، خانم‌ها و مادران و همسران محترم، روز زن و ولادت حضرت فاطمه. امیدوارم کلیه مسافران با تقدیم بهترین هدیه‌ها از رهائی گرفته تا همان چیزهایی که خودمان می‌دانیم بتوانند قدردانی و مراتب سپاسگزاری خودشان را از همسر خودشان داشته باشند؛ چون برای کنگره ۶۰ کانون خانواده بسیار مهم هست. و اما دستور جلسه هفتگی که در وادی ششم ما می‌رسیم به نقطه‌ای که لازم هست حکم عقل را در قالب فرمانروا کاملا اجرا نمائیم. چرا باید اجرا کنیم؟ خیلی وقت‌ها دستور جلسات و مطالبی را که می‌خواهیم درکش بکنیم، باید یک چرا قبلش بیاید. به خاطر این که دو تا ندا درون انسان وجود دارد، یکی ندای نفس انسان و یکی ندای عقل انسان. همانطور که ما پرورش می‌دهیم اندام خودمان را با ورزش کردن، همانطور هم صور پنهان نیاز به تقویت دارد.

در طول این هفته گذشته خیلی‌ها می‌پرسیدند که من نمی‌دانم که چه کار کنم که اجرا کنم و خیلی وقت‌ها توانش را ندارم. دقیقا مثل تمرین کردن یک ورزش هرچه قدر که ما بلد نیستیم نیاز است که ما بیشتر تمرین کنیم. و به دلیل این که سالیان سال به ندای نفس‌مان گوش کرده‌ایم و آن صدا بلندترین و لذت‌بخش‌ترین و شفاف‌ترین صدا بود، ما پیرو نفس‌مان شدیم. ولی از آنجایی که در کنگره تحلیل می‌کنیم و واشکافی می‌کنیم مسائل و مشکلات را، و پیگیری می‌کنیم رفتن به سمت بهبودی و رسیدن به تکامل را، متوجه می‌شویم که یک ندای دیگری هم هست که این دو ندا هیچ موقع خاموشی ندارند. حتی اگر در پایین‌ترین مرحله از نفس اماره قرار بگیریم یا بالاترین مرحله از نفس لوامه؛ باز ندای نفس و ندای عقل شنیده می‌شود. در درون انسان‌ها همیشه یک جنگ است بین نفس و عقل، و انسان بین روح و جن، آن نفسش قرار می‌گیرد و در کشمکش است. و معمولا هم قانونی که جاری هست، هر که زور بشود مثل قانون جنگل؛ یعنی اگر شما هرچه قدر علم و آگاهی و معرفتت بیشتر باشد، مسلطتر هستی بر روی خواسته‌های نفسانی خودت. من به نظرم تا زمانی که انسان خودش را دوست نداشته باشد، نمی‌تواند وادی ششم را اجرا کند. و باید به ندای درونی خودش که همان عقل است هرچند صدا کم است گوش فرا بدهد، تا بتواند رها شود.

یعنی رمز موفقیت کنگره ۶۰ این است که مسافران و همسفران دائم دارند به ندای عقلشان گوش می‌کنند و می‌بینند که چی عقلانی‌تر است. چیزی که عقل برای آن حکم صادر می‌کند، آن مایه حیات و جاودانگی و خوشبختی ما هست. خیلی افراد فکر می‌کنند کسانی که درمان می‌شوند و راهنما می‌شوند و یا خدمت می‌کنند، بعد که به کنگره نمی‌آیند، دچار مشکل می‌شوند. نه اصلا اینطور نیست، و بدترین بدترین بحران‌ها را من به شخصه تجربه کردم و به مخیله انسان هم وارد نمی‌شود که برود مواد مصرف کند. فقط در پی حل تحلیل آن بحرانی و دوست داری که به بهترین شکل آن بحران را مدیریت بکنی و مهر پایانی بزنی که من یک تجربه جدید کسب کردم. این تفکر و دیدگاه حاصل نمی‌شود مگر این که به خودمان احترام بگذاریم و فرمان عقل را تمییز دهیم از ندای نفس. و حکم قاطع است از طریق عقل وقتی صادر می‌شود و ما را به انجام یک کاری شاید به صورت امری هدایت می‌کند ولی نفس همیشه ما را دعوت می‌کند. و این را یاد گرفته‌ایم که شیطان حکم اجرایی ندارد و فقط دعوت می‌کند. مثلا به زیبا‌ترین شکل می‌گوید که امروز خسته شدی سر کار و ایرادی ندارد ۲ سی‌سی بیشتر بخوری. و ترفندهای حقه‌های نفس هم که قطعا مطالعه کردید.

دستور جلسه دوم؛ آزادمردی و پنجمین سال رهایی کمک راهنما محترم مسافر حسین:


دستور جلسه دوم سالروز آزادمردی و پنج سال رهائی مسافر حسین عزیز و همسفر محترمشان است. جا دارد صمیمانه به حسین عزیز و همسفر محترمشان که یکی از پیشکسوتان شعبه میرداماد هستند و در آنجا خدمت می‌کردند، تبریک عرض می‌کنم. و چه قدر مسافر و همسفر خوشبختی هستند که هر دو نفرشان تبدیل شدند به استاد و کمک راهنما؛ چرا که فضای زندگی و روابطشان بسیار بسیار صمیمی و تبدیل می‌شوند به یک خانواده موفق. و حاصل این درمان اول ستیا بود و سپس رهجوهایی که توسط این دو عزیز به رهایی و آرامش و به موفقیت رسیدند. من این روز عزیز را به حسین عزیز تبریک می‌گویم. حسین بدون غیبت در جلسات حضور پیدا می‌کرد. در آزمون‌هایی که در لژیون داشتیم، همیشه نمره خوب می‌گرفت. درمان سیگارش را به موقع شروع کرد و درمان شد. و در ادامه به خاطر این که هم ورزشکار بود و هم پیگیر خدمت بود و صادقانه و عاشقانه دوست داشت خدمت بکند و در آزمون کمک راهنمایی قبول شد. ۲ سال است که در این شعبه دارد خدمت می‌کند و برای یک کمک راهنما هیچ چیزی لذت‌بخشتر از این نیست که ببیند رهجویی که در فلان لژیون باشد، تبدیل شده به یک راهنما و استاد و راه آن راهنما را دارد طی می‌کند. و چیزی که در قلب یک فردی که رها می‌شود و تبدیل می‌شود به یک استاد و وقت و زندگی خودش را صرف خدمت می‌کند، قطعا نتیجه بسیار خوبی حاصل می‌شود برایش. من خدمت رهجوهای این دو عزیز تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم که بتوانید بیشترین و با کیفیت‌ترین آموزش‌ها را از این زوج موفق بگیرید و خودتان هم تبدیل شوید به یک استاد و راهنما.

پس از سخنان استاد، مشارکت مسافران و همسفران و قرائت آوای کنگره، پنجمین سالروز رهایی کمک راهنما محترم مسافر حسین را با شوق و شور فراوان جشن گرفتیم:








آرزو کمک راهنما محترم مسافر حسین:
آرزو می‌کنم همه کسانی که در این شعبه هستند بتوانند با شال کمک راهنمایی این جایگاه را حس کنند.

آرزو کمک راهنما محترم همسفر اکرم:
من هم آرزو دارم تا جان در بدن دارم، یک خدمتگزار در کنگره بمانم.




سخنان کمک راهنما محترم مسافر حسین:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر. اول از همه تشکر می‌کنم از همه شما عزیزان که در جشن آزادمردی من شرکت نمودید و مشارکت کردید. از آقای مهندس و خانواده‌شان تشکر می‌کنم که یک چنین بستری را برای ما فراهم کردند، برای درمان اعتیاد و آموزش که بتوانیم به راحتی اعتیاد خودمان را درمان کنیم. از آقا مجید تشکر می‌کنم که واقعا در طول سفر اول خیلی برای من زحمت کشیدند و همیشه در طول مسیر زندگی بیادشان هستم و قدردان زحماتشان هستم. هر موقع مشکلی برایم پیش می‌آید در تفکر خودم آقا مجید را الگوی خودم قرار می‌دهم و از آن آموزش‌هایی که در سفر اول یاد گرفتم، از وادی‌ها، سی‌دی‌هایی که در سفر اول کار کردیم استفاده می‌کنم برای حل مشکلات زندگی‌ام. و خدا را شکر تا به الان همیشه توانستم به بهترین شکل از پس مشکلات بربیایم بخاطر این که اعتقاد دارم که مشکلات رحمت خداوند هستند نه لعنت. از راهنمای همسفرم تشکر می‌کنم خانم اعظم که در طول سفر اول با راهنمایی بسیار خوبشان در خانه و خانواده یک فضای امنی را برایمان فراهم کرد و قطعا همسفر نقش بسیار مهمی را برای مسافر بازی می‌کند. بخاطر آن بستری که برای مسافر فراهم می‌کند برای درمان اعتیاد مسافر. از همسفر خوب خودم تشکر می‌کنم که همیشه پا به پای من بوده هست و خواهد بود در مسیر کنگره و همیشه من را یاری کرده تا بتوانم در کنگره خدمت کنم. واقعا این که همسفر من با شال کمک راهنمایی در یک شعبه دیگر دارد خدمت می‌کند، برای خود من جای سوال هست در صورتی که خود من میخواستم در یک شعبه دیگر خدمت بکنم و خودم هم بروم ولی من نتوانستم از این شعبه دل بکنم؛ ولی همسفرم بخاطر من این کار را کرد و همیشه از او تشکر می‌کنم و سپاسگزار زحماتش هستم. از ستیا تشکر می‌کنم که بعد از رهایی ما به دنیا آمد و خدا را شکر هیچ چیزی از اعتیاد، دخانیات و یا آن حال خرابی‌ها در وجودش و در زندگی‌اش پدید نیامد.


همیشه در طول مسیر زندگی من حسین که در جایگاه کمک راهنمایی دارم خدمت می‌کنم به عینه می‌بینم که در کنگره چه معجزاتی بوجود می‌آید و انسان می‌تواند تغییر کند. یک انسان که با مصرف شیشه وارد کنگره می‌شود. شیشه‌ای که دنیا اصلا راه درمانی برایش ندارد و حالا حالا هم نمی‌توانند به درمانش فکر کنند. نوارهای دیگر هم بکنار ولی من در کنگره با متون کنگره و آموزش‌ها توانستم درمان خودم رو انجام دهم. پیش خودم فکر می‌کردم تولد آزادمردی در مورد چی صحبت کنم؛ خوب همیشه افراد در مورد اعتیاد و تخریبشان صحبت می‌کنند ولی من دیدم کسی که دارد تولد آزادمردی می‌گیرد باید از پنج سال آزادی و حال خوبش که در کنگره بوده و خدمت کرده صحبت کند تا بتواند انشاالله الگوی خوبی باشد نه بخاطر اینکه مواد مصرف نمی‌کند. بخاطر این که یک نفر بیاید در کنگره و الگو قرار بدهد و ایمان به کنگره بیاورد تا بتواند به درمان برسد. ما آیه‌ای در کنگره داریم که من هر موقع می‌آیم این آیه را می‌خوانم (خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند، آنها را از ظلمت‌ها به سمت نور هدایت می‌کند) هر تولدی که در کنگره گرفته می‌شود مصداق این آیه است. چرا که ما ایمان بیاوریم به خداوند و زمانی که از ضد ارزش ها برگشت می‌کنیم خداوند ولی و سرپرست ما می‌شود. اگر ما بتوانیم به این آیه ایمان بیاوریم و خداوند را و آن صحبت‌هایی که در وادی‌ها و جهان بینی کار می‌کنیم، ایمان داشته باشیم قطعا می‌توانیم به درمان برسیم و به حال خوش برسیم.


من یک پیام از وادی دهم (صفت گذشته در انسان صادق نیست) می‌خواهم صحبت کنم. می‌گوید هیچکس مجبور نیست تا ابد در جهنم باقی بماند اگر کسی در عمیق‌ترین نقطه جهنم قرار داشته باشد. اگر بخواهد اختیار کامل دارد و می‌تواند صفت‌های زشت خود را تغییر دهد تا رحمت خداوند شامل حال او شود و به آرامی از جهنم خارج شود. وقتی ما این پیام را میخوانیم یک سفر اولی که وارد کنگره می‌شود اولین کاری که می‌کنیم ایمان به کنگره و متد و متون کنگره است و ایمان به راهنمایش ولی باید صفت گذشته خودش را شروع کند به تغییر دادن. هیچ موقع نمی‌شود یک سفر اولی وازد کنگره شود و صفات زشت خودش را تغییر ندهد و بعد انتظار درمان داشته باشد. متون کنگره و جهانبینی زمانی به ما کمک می‌کند که ما بتوانیم در راستای آن آموزش‌هایی که می‌بینیم قدم برداریم و از آن جهنم به آرامی بیرون بیایم و خداوند هم ما را حمایت می‌کند. هیچ موقع ما نمی‌توانیم تا آخر عمر صفت‌های بد خودمان را به یدک بکشیم. چرا چون که اختیار کامل داریم که خداوند این ویژگی را به انسان داده است. من حسین چندین سال جهنم را برای خودم ساختم اما با تغییر دادن صفات بد توانستم به بهشتی برسم که دارم آن را می‌بینم. الفاظ ناشایست، دروغ گفتن و غیبت کردن از صفات بد است. تک تک این‌ها باید از زندگی ما خارج شود تا بتوانیم به آرامش و آسایش برسیم. من هرچه بیشتر در کنگره ماندم مشکلات بهتر حل شد. کسی که در کنگره بماند می‌تواند زندگی‌اش را بسازد. در کنگره باقی بمانیم تا مشکلات را در کنگره حل کنیم و پایه‌های مالی را در کنگره حل کنیم. آقای مهندس می‌گویند مگر می‌شود یک انسانی به مخلوقین خداوند خدمت کند و متضرر شود. اگر این صحبت همیشه در ذهن ما مرور شود حتما خدمتگزار خوبی می‌شویم. کسانی که خدمت می‌‌کنند برای نجات مصرف کننده، خانواده‌ها و جوان‌ها قطعا در بیرون از کنگره چندین برابر به خداوند به آنها عطا می‌کند. چرا که در آیه قرآن می‌گوید خداوند ولی و سرپرست آنهاست. من زندگی‌ام را مدیون آقای مهندس و خانواده‌اش و آقای مجید اعتباریان و خانم اعظم و کلیه خدمتگزاران کنگره ۶۰ و مرزبانان محترم که به خوبی خدمت می‌کنند هستم و تشکر می‌کنم. از ایجنت محترم شعبه آقای صدیقی و بهترین‌ها را برای تمامی اعضای کنگره ۶۰ از خداوند خواستارم.

سخنان کمک راهنما محترم همسفر اعظم:
دل خوش از آنیم که حج میرویم / غافل از آنیم که کج میرویم
کعبه به دیدار خدا میرویم / او که همینجاست کجا میرویم
قوم به حج رفته به حج رفته‌اند / بی تو در این وادیه کج رفته‌اند
کعبه تویی کعبه بجز سنگ نیست / آئینه‌ای مثل تو بی رنگ نیست
حج بخدا جز به دل پاک نیست / شستن غم از دل غمناک نیست
دین که به تسبیح و سر و ریش نیست / هرکه علی گفت که درویش نیست
صبح به صبح در پی مکر و فریب / شب همه شب گریه و امن یجیب


یک بار دیگر خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار گرفتم‌ و این تولد بسیار زیبا را تقدیم کردند به من اعظم‌. بسیار در این جلسه انرژی گرفتم‌ از حسین آقا ممنونم که خوب سفر کردند که من و خانم اکرم بتوانیم در این جایگاه قرار بگیریم. امیدوارم که تک تک همسفران بتوانند این جایگاه را لمس کنند تمام همسفران و مسافران که اینجا حضور دارند به خاطر یک حس مشترک که بین ما بود دور هم جمع شدیم. در کنگره خانم اکرم و حسین آقا که امروز در این جایگاه هستند، حدودا سال ۹۲ بود که وارد لژیون بنده شدند. اولین رهجویی بود که وارد لژیون من شدند. وب لژیونی من دست ایشان بود. مدریتی که بین خانم اعظم و آقا حسین بود از همان سفر اول خودش را نشان می‌داد این بذر از همان جا خودش را نشان می‌داد. خانم اکرم خیلی خوب حرکت کردند. سرش را با سر راهنمایش یکی میدانست خوب می‌آمدند خوب حرکت می‌کردند. مشکلات آنها کمتر از ما نبود ولی راه را برای خودشان هموار کردند و در این جایگاه قرار گرفتند شال کمک راهنمایی را برای تک تک رهجوهایشان از خداوند خواستارم. و امیدوارم همین لذتی که من می‌برم خانم اکرم از کمک راهنما شدن رهجوهایشان دریافت کنند. چیزی که من می‌توانم بگویم این است که خانم اکرم برای من الگو بودند. ایشان در مسیر سفر اول باردار شدند و خیلی حرکت برایشان سخت بود. همیشه خوشحالم که رهجویی خداوند به من هدیه داد که خیلی خوب درخشیدند و شش نفر از این عزیزان در جایگاه کمک راهنمایی قرار گرفتند و من اگر حتی در کنارشان نیستم لذتش را دریافت می‌کنم. از راه دور و برایشان بهترین‌ها را آرزو دارم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند تشکر می‌کنم. از همه خدمتگزاران شعبه تشکر می‌کنم. به خانم اکرم و حسین آقا تبریک می‌گویم. از آقای اعتباریان تشکر می‌کنم که واقعا معلمی بدون نقص و الگویی به تمام معنا بود. برای من از ایشان ممنونم که حسین آقا را اینگونه بارور کردند. به ستیا عزیز تبریک می‌گویم. و آرزوی بهترین‌ها را برای این خانواده و همه شما عزیزان دارم.


سخنان کمک راهنما محترم همسفر اکرم:
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. خوشحالم‌ که بار دیگر در این شعبه حضور دارم بابت پنجمین سال رهایی مسافرم. من هر از گاهی به این شعبه می‌آیم و هیچ وقت یادم نمی‌رود روز اولی که آمده بودیم به این شعبه برای رهایی مسافرم و چقدر تلاش می‌کردم که مسافرم بیاید سفر کند تا به رهایی برسد و خوشحالم که هم این شعبه را دارم و هم شعبه میرداماد را. من از تک تک افراد در شعبه میرداماد آموزش می‌گیرم، چه سفر اولی و چه سفر دومی و آموزش‌ها در زندگی‌ام جاری است و از آن استفاده می‌کنم. اولین صحبتم‌ از خدای خودم سپاسگزاری می‌کنم که ما را با این مکان مقدس آشنا کرد و امیدوارم هیچ وقت روز اولی که با چه حالی آمدم را فراموش نکنم. الان که به حال خوش رسیدم منیت مرا نگیرد که حالا حالت خوب است مشکلی نداری هر کاری دلت خواست انجام بده. همیشه این پیمانی که گفتند آقای مهندس جلو چشمتان بزنید به دیوار همیشه آن را نگاه می‌کنم پیمانی که جلو چشم آقای مهندس و پیش خداوند بستم را هرگز فراموش نمی‌کنم و هر وقت هم نگاهش می‌کنم دقیقا همان حس و حالی که آن روز آقای مهندس این شال را گردنم انداخت یادش می‌افتم و تمام تنم به لرزه می‌افتد و اشک در چشمانم جاری می‌شود که چه جایگاه مقدسی را خداوند به من عنایت کرد و باید قدرش را بدانم‌ و آنطور که باید و شاید در کنگره خدمتگزار خوب و موفقی باشم.


اولین تبریکم را می‌خواهم به مسافران و همسفرانی بگویم که روز دوشنبه مفتخر شدند به کمک راهنمایی و امیدوارم که موفق باشند و خیلی خوشحال شدم. تبریک بعدی به تمام همسفران است که روز زن را به آنان تبریک می‌گویم. تبریک می‌گویم به مسافرم بابت آزادمردی‌اش خیلی خیلی به ایشان تبریک می‌گویم. از ایشان ممنونم که رفت معتاد شد و من را با کنگره آشنا کرد. یادم می‌آید روزی که آمدم کنگره یک نفر همچین مشارکتی کرد و من خنده‌ام گرفت و دقیقا زمانی که رها شدیم خودم چنین حرفی را زدم چون با گوشت و خون خودم این حس را لمس کردم و آموزش های کنگره تک تک جاهای زندگی ام اثر کرده بود و این را دوست داشتم که با قاطعیت بگویم که خوشحالم که مسافر اعتیاد پیدا کرد تا با کنگره آشنا شویم تا آموزش‌هایی که چند سال بود دنبالش می‌گشتم را پیدا کنم. خوشحالم که به کنگره آمدم و تا جان در بدن دارم دلم می‌خواهد از آموزش‌ها استفاده کنم در جای جای زندگی‌ام. و سعی کنم آن اکرم قبل نباشم چون آن اکرم قبل را دوست ندارم و نمی‌خواهم برگردم به صفت قبل و این صفت جدید را بیشتر دوست دارم و دوست دارم بتوانم آن را حفظ کنم و امیدوارم که خداوند هم به من کمک کند تا بتوانم آن را حفظ کنم. جشن سومین سال رهایی ما با دستور جلسه وادی ششم بود و امروز هم با همین دستور جلسه مصادف شده است و این بی حکمت نیست قطعا ما به فرمان عقل نزدیک نشده‌ایم و باید بیش از پیش برای نزدیک شدن به فرمان عقل تلاش کنیم من هر چه آموزش میگیرم احساس میکنم چیزی نمی دانم و اگر تا آخر اینطور باشد موفقم اگر فکر کنم به دانایی رسیدم این میشود منیت و از آن آموزش‌ها دور می‌شوم.


امروز که من و مسافرم داریم جشن آزادمردی می‌گیریم و حال خوش داریم قبلا اینطور نبوده‌ایم. همه ما می‌دانیم که قبلا یک حال خرابی داشته‌ایم‌، اعصاب خوردی داشته‌ایم با هم بحث می‌کردیم. ولی این احیای انسانی را کنگره با ما انجام داد. جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ واقعا همین است ما دو تا انسانی بودیم که واقعا مرده متحرک بودیم. جفتمان را زنده کرد و امیدوارم که مسافر و همسفر همزمان با هم در این جایگاه قرار بگیرند که بفهمند که چقدر این جایگاه مقدس چرا که این آغاز آموزش گرفتن است. در جایگاه کمک راهنمایی حرفی که می‌خواهی به رهجو بزنی باید عملی کرده باشی وقتی که عملی کردی و به رهجو میگویی خیلی بهتر اثر می‌گذارد. من همسفر و مسافر وقتی به کنگره می‌آیم باید سرم را با سر مسافرم عوض کنم. چون هیچ چیزی نمی‌دانم و فکر می‌کردم که می‌دانم اگر می‌دانستم می‌توانستم اعتیاد مسافرم را درمان کنم. من زمانی به نتیجه می‌رسم که فرمانبردار باشم‌ تا انشاالله به آن چیزی که میخواهیم برسیم امیدوارم که تک تک افراد در جایگاه کمک راهنمایی قرار بگیرند چرا که دین خودمان را فقط با این راه می‌توانیم ادا کنیم. یک تشکر هم از رهجوهایم دارم که امروز تشریف آوردن این شعبه. یک تشکر از تمام همسفران و مسافرانی که از شعبه میرداماد تشریف آوردند از مشارکت تمام همسفران و مسافران سپاسگزارم و برای کمک راهنمای خودم و مسافرم آرزو می‌کنم که دستان خداوند در دستانشان باشد و هرچه از خداوند می‌خواهند به آنها بدهد. از آقای مهندس، خانم آنی، اسیستانت و ایجنت شعبه و تک تک عزیزان سپاسگزارم.



















مرزبان کشیک





خدمتگزاران


تایپ: مسافر حسن، همسفر مینا، همسفر محمدجواد

عکاس: مسافر مهدی

ارسال تصاویر: مسافر مصطفی

تنظیم: همسفر محمدجواد
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
محسن قاسمپور سه شنبه 6 اسفند 1398 11:52
تبریک خدمت حسین اقا و همسفر محترمشان و کمک راهنمایان گرامیشان
هسفر فاطمه کیقبادی(میرداماد) شنبه 26 بهمن 1398 21:25
خوشحالم که به کنگره آمدم و تا جان در بدن دارم دلم می‌خواهد از آموزش‌ها استفاده کنم در جای جای زندگی‌ام.
کمک راهنمای محترم خانم اکرم عزیز،از سخنان شما و مسافرکمک راهنما محترم حسین، خیلی لذت بردیم خدا را شکر بابت این روز زیبا بهترین ها را برای شما بزرگواران خواهانم
همسفر منا شعبه میرداماد شنبه 26 بهمن 1398 13:04
تبریک فراوان و ویژه خدمت کمک راهنمای بسیار محترم و عزیز خانم اکرم بزرگوار، و همینطور تبریک به مسافر محترمشان. پایدار و سلامت باشید
داود ل20 شنبه 26 بهمن 1398 11:26
با سلام و احترام
عرض تبریک و تهنیت خدمت حسین آقای عزیز و خانواده محترمشان برای پنجمین سالروز رهایی و آزادمردیشان.
امیدوارم در پرتو الطاف الهی موفق و پیروز باشند.
همسفرزهره ف شنبه 26 بهمن 1398 09:42
عرض سلام وتبریک خدمت خانم اکرم وخانم اعظم عزیز
این جشن وشادی گوارای وجودتون
خدمت آقای حسین وآقای مجید تبریک عرض میکنم
برای این خانواده عزیز آرزوی بهترینهارادارم .
تشکرازخدمتگذاران محترم سایت
همسفر محبوبه (سهروردی) شنبه 26 بهمن 1398 08:17
خانم اکرم عزیز، بسیار خوشحال و مسرورم که تصاویر تولد شمارا دیدم، مبارک تان باشد و انشالله همیشه سالم وسربلند باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو