گزارش جلسه عمومی روز پنجشنبه 98/11/10
جمعه 11 بهمن 1398 ساعت 17:49 | نویسنده این مطلب : مسافر : مجید ت | ( نظرات )

جلسه چهارم از دوره بیست و دوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی، با استادی ایجنت محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر بهزاد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه اول «نظم، انضباط و احترام در کنگره 60» و دستور جلسه دوم «اولین سال رهایی مرزبان محترم مسافر مجتبی» روز پنجشنبه 10 بهمن ماه 1398 ساعت 17 برگزار شد.


نظم یعنی به فرمان عقل نزدیک شدن؛ همه ما باید به همدیگر و بخصوص به خدمتگذاران احترام بگذاریم حتی خدمتگذاری که نگهبان نظم است و این احترامی که به دیگران می‌گذاریم در اصل به خودمان گذاشته‌ایم.


به نام نامی عشق. قبل از شروع صحبت‌ها در مورد دستور جلسه، تغییراتی در کنگره انجام شده است. همه افراد در کنگره برای مدت مشخصی خدمت می‌کنند و بعد از تمام شدن زمان مشخص، فرد دیگری ادامه مسیر می‌دهد. خانم مهین کردگاری، اسیستنت شعبه  در طول دوره خدمت خودشان خیلی خوب و عالی حرکت کردند و مدت خدمت ایشان تمام شد؛ من از طرف خودم، گروه مرزبانی و همه مسافران و همسفران از ایشان تشکر می‌کنم. خیلی از ایشان آموزش گرفتیم و امیدوارم در هر کجا هستند و در طول زندگی خداوند یار و یاورشان باشد. اسیستنت جدید سرکار خانم نگین هستند که امیدوارم بتوانیم در کنار ایشان آموزش بگیریم و خدمت کنیم.


دستور جلسه امروز نظم، ادب و احترام هست که اساس کار کنگره بر همین ۳ اصل بنا شده است و دنیایی از معنا و فلسفه پشت این دستور جلسه نهفته شده است. در کنگره آموزش برای فردی عملی می‌شود که در ابتدا نظم را یاد بگیرد؛ مثلا همین الان ماشینی جلو درب ساختمان پارک کرده و مشخص است که این فرد هنوز نظم را یاد نگرفته و نفهمیده که جایی که دربی هست اصلا نباید جلو آن پارک کرد. نظم یعنی قبل از ساعت ۵ در کنگره حضور داشتن، و افرادی که بعد از ساعت ۵ به کنگره می‌آیند یعنی هنوز نظم را آموزش نگرفته است. راهنما به افراد تازه وارد در ماه اول فرصت می‌دهد تا نظم یعنی قبل از ۵ در کنگره حضور داشتن را یاد بگیرند و اگر درست یاد بگیرند مطمئن باشند که بقیه کارهای زندگیشان هم منظم می‌شود و همه کارهایش را سر ساعت انجام می‌دهد. نظم یعنی به فرمان عقل نزدیک شدن؛ یک فرد تازه وارد تا وارد کنگره می‌شود باید اخلاق، بی‌ادبی خود را کنار بگذارد. در اینجا هیچ فردی به دیگری کلمه تو نمی‌گوید و همه همدیگر را با کلمه آقا صدا می‌زنند. همه ما باید به همدیگر و بخصوص به خدمتگذاران احترام بگذاریم حتی خدمتگذاری که نگهبان نظم است و این احترامی که به دیگران می‌گذاریم در اصل به خودمان گذاشته‌ایم.


دستور جلسات که داریم همه آموزش‌های ابتدایی ما می‌باشد که در غالب دستور جلسات و سی‌دی‌ها، لژیون و کتاب ۱۴ وادی در اختیار ما قرار داده شده است. همه ما باید به راهنمایی که شال گردنش است احترام بگذاریم و جلو پایش بلند شویم. هیچ رهجویی حق ندارد پشت سر راهنمایش بد بگوید. باید حرمت مرزبانانی که در شعبه هستند، حفظ شود؛ چون این افراد با جان و دل در حال خدمت هستند. میدانید چرا در کنگره حال همه ما خوب است، چون اینجا همه به قوانین احترام می‌گذارند و همه محبت را سر لوحه خود قرار داده‌اند و اینجا هم تکه‌ای از بهشت هست. در بیرون از کنگره اگر کار تعمیرات داشته باشیم باید به استاد کار و کارگر احترام بگذاریم، پول بدهیم، نهار بدهیم تا کاری انجام دهند ولی در کنگره ما کار تعمیرات داشتیم اینقدر با نظم و ادب و سرعت بالا این کارها را انجام دادند و هر کس کار مربوط به خودش را انجام می‌داد که من تعجب کردم و دلیل آن عشق و محبت است.

دستور جلسه دوم؛ اولین سال رهایی مرزبان محترم مسافر مجتبی:


دستور جلسه دوم اولین سال رهایی مسافر مجتبی مرزبان شعبه می‌باشد و بدلیل این که مرزبان هستند من افتخار استادی در این جایگاه را دارم. هر فردی صفاتی دارد که بعضی از این صفات در ذات او نهاده شده و بقیه افراد هم باید با نگاه به دیگران از صفات خوب آن‌ها آموزش بگیرند. بهترین صفتی که من در آقا مجتبی دیده‌ام صفت بخشندگی می‌باشد و من از سفر اول آقا مجتبی را می‌شناختم. در ماه رمضان خیلی خوب عمل می‌کرد یا در مراسم‌های مختلف و جشن‌هایی که داریم برای چند نفر که در شعبه بودند آقا مجتبی برای نهار یا شام پیش قدم می‌شد و در هر جا که نیاز کمک داشتیم از هیچ گونه کمکی دریغ نمی‌کرد و این صفت خیلی خوبی است و لذت خدمت و‌ کمک اول به خودش و خانواده‌اش برمیگردد. و خوشحال هستم که در این دوره از ایجنتی توانستم در خدمت این خانوادهٔ عزیز باشم.

قرائت آوای کنگره 60


پس از سخنان استاد، مشارکت مسافران و همسفران و قرائت آوای کنگره، اولین سالروز رهایی مرزبان محترم مسافر مجتبی را با شوق و شور فراوان جشن گرفتیم:






آرزو مرزبان محترم مسافر مجتبی:
من آرزو می‌کنم هر کس راه کنگره را پیدا نکرده، هر چه زودتر پیدا کند و خدمتگزار خوبی برای کنگره بشوند.


آرزو همسفر اعظم:
من هم آرزو می‌کنم همه سفر اولی‌ها این جایگاه را لمس کنند.


آرزو همسفر فاطمه:
من هم آرزو می‌کنم تا وقتی زنده هستم به اتفاق خانواده خدمتگزار کنگره باشم.


آرزو همسفر سمانه:
من هم آرزو می‌کنم در آکادمی کنگره ۶۰ خدمتگزار خوبی باشم.



سخنان مرزبان محترم مسافر مجتبی:
خداوند را شاکرم به خاطر لمس این جایگاه. قبلاً پیام کنگره را خیلی به من داده بودند اما خودم قبول نداشتند و فکر نمی‌کردم جایی باشد که مرا درمان کند. چندین سال بود که می‌دیدم بچه‌ها به کنگره می‌آیند اما باورم نمی‌شد تا این که برادر و یکی از بستگانم به کنگره آمدند و چندین بار به من هم پیشنهاد دادند که به کنگره بیایم اما نیامدم. تا این که یک روز که پنجشنبه بود به کنگره آمدم که همان روز در تولدی آقای شوشتری استاد جلسه بودند. من بارها باعث ناراحتی خانواده‌ام به خاطر مصرف مواد و سیگار شدم. دوران مصرف همیشه باعث آزار روحی خانواده و پدرم بود. ما همیشه در زندگی مورد حمایت خانواده و به ویژه همسفرم بودم تا این که با کنگره آشنا شدم. در ابتدا سفرم در لژیون آقای شوشتری که بودم ایشان به من آموخت که اگر به کنگره ایمان بیاورم باعث سربلندی خود به خانواده می‌شوم. باید بگویم که خدمت در کنگره بزرگترین کمک را به ما می‌کند. خدمت کردن این نیست که در ابتدا راهنما شوی، من از خدمت‌های پایین‌تر مثل مهمانداری و غیره شروع کردم تا به رهایی رسیدم و امروز به عنوان مرزبان در خدمت عزیزان هستم و امیدوارم که خداوند همیشه توفیق خدمت در کنگره را به من اعطا کند. از بنیان کنگره آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر می‌کنم. از راهنمایان عزیزم آقای شوشتری و آقای مشکلانی سپاسگزارم. از ایجنت محترم آقای صدیقی و راهنمای سیگارم آقای معتمدی تشکر می‌کنم. از راهنمایان همسفرانم، همسفران عزیزم سپاسگزارم که همیشه مرا یاری کردند. از همه عزیزان که در جشن ما شرکت کردن کمال تشکر را دارم.


سخنان کمک راهنما محترم همسفر زهره:
خداوند مهربان را بسیار بسیار سپاسگزارم که بعد از 2 هفته‌ای که در این شعبه حضور نداشتم امروز این سعادت را پیدا کردم که به بهانه این تولد در کنار شما مسافران و همسفران نمایندگی شیخ بهایی باشم و از انرژی همه شما عزیزان استفاده کنم. خداوند را شاکرم به خاطر وجود نعمت کنگره و در ادامه اجازه ماندن در کنگره که به تک تک ما داده است. قدر جایگاهی که در آن هستیم را بدانیم که واقعا در کنگره خیلی زود دیر می‌شود و زمان سریع می‌گذرد. من با تمام وجودم ایمان دارم که خداوند کسانی که در کنگره هستند را به حال خودشان وانگذاشته است؛ چرا که به واسطه آموزش‌های ناب کنگره اجازه تغییر کردن داده شده است. این نشان دهنده این است که خداوند ما را دوست دارد. تبریک می‌گویم این تولد فرخنده و بسیار پرشگون را و آن را خدمت جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم. خدمت مرزبانان گروه خانواده و گروه مسافران خدمت ایجنت و اسیستانت شعبه تبریک عرض می‌کنم. عرض خداقوت دارم خدمت آقای شوشتری، آقای مشکلانی، اقای صدیقی همچنین خانم زهرا و خانم آذر. عرض تبریک دارم  خدمت دو دختر این خانواده خانم اعظم و خانم سمانه. تبریک ویژه عرض می‌کنم خدمت مسافر مجتبی و همسفر بسیار خوب خانم فاطمه عزیز. شاید این تولد بهانه‌ای شد تا من از خدمت های خالصانه خانواده سپاسگزاری کنم. تولدها همه شبیه هم هستند اما در جزئیات بسیار متفاوت است. قطعاً همه راهنمایانی که با این خانواده در ارتباط هستند با تمام وجود در این تولد شرکت کردند حداقل برای من و آقای صدیقی که این چنین بود و با تمام وجود منتظر این روز بودیم. جاده زندگی همه ما یک جاده است که یک طرفه لجنزار است و طرف دیگر جاده بوستان و دشت! مسافرانی که خدایی نکرده سفر خود را خراب می‌کند یا همسفرانی که در طول سفر نق می‌زنند قطعاً این زیبایی‌ها را ندیده‌اند. به قول آقای مهندس کسی که راه تاریکی را در پیش بگیرد به خاطر ندانستن است. قطعاً این خانواده لذت خدمت کردن در کنگره را چشیده‌اند. هرگز به سمت تاریکی‌ها نمی‌رود .من از صمیم قلب آرزو می‌کنم در جشن سه سالگی این خانواده همه این عزیزان را با شال کمک راهنمایی ببینیم. از فرصت استفاده می‌کنم به خانم نگین جایگاه جدید را تبریک می‌گویم و آرزوی بهترین‌ها را برای ایشان در این مسیر تکاملی دارم.


سخنان کمک راهنما محترم همسفر زهرا:
خداوند را سپاسگزارم بابت لمس این روز زیبا. همانطور که خانم زهره فرمودند تولدها شبیه هم هستند اما در جزئیات متفاوت‌اند. تبریک عرض می‌کنم خدمت ایجنت محترم آقای صدیقی، آقای شوشتری و آقای مشکلانی. تبریک ویژه خدمت آقای مجتبی و خانواده محترمشان. همه عزیزان گفتنی‌ها را گفتند، کنگره نعمت بزرگی است و امیدوارم بتوانیم از این نعمت بزرگ به خوبی بهره ببریم. عرض تبریک دارم خدمت خانم زهره عزیز که همیشه الگوی بزرگی برای من بودند و بابت همه زحمات ایشان در شعبه شیخ بهایی سپاسگزارم. تبریک ویژه می‌گویم خدمت خانم فاطمه، خانم اعظم و خانم سمانه عزیز. امیدوارم خانم سمانه در ادامه زندگی‌شان با استفاده از آموزش‌های کنگره بتوانند زندگی خود را بیش از پیش بسازند. به خانواده محترمشان تبریک می‌گوییم. به خانم نگین عزیز تبریک می‌گویم و خیلی خوشحالم که به عنوان اسیستانت شعبه برگزیده شدند. دعا می‌کنم سمانه خانم همراه با مادر عزیزشآن به جایگاه کمک راهنمایی که استحقاق آن را دارند برسد.


سخنان همسفر فاطمه:
خداوند را شاکرم که توفیق حضور در کنگره را به ما داد. بعد از هر سختی آسانی است. از خداوند ممنونم که بعد از مشکلاتی که داشتم راه کنگره برای من بازشد. از آقای مهندس و خانواده بزرگوار ایشان تشکر می کنم. از آقای صدیقی، مرزبانان گذشته و مرزبانان فعلی سپاسگزارم. از خانم مهین به خاطر زحماتشان تشکر می‌کنم از خانم نگین سپاسگزارم و جایگاه جدید را خدمت ایشان تبریک می‌گویم. از راهنمایان مسافرم آقارضا، آقای مشکلانی و آقای امید تشکر می‌کنم. از  راهنمایان دخترانم خانم زهرا و خانم آذر بسیار سپاسگزارم. از مسافرم تشکر می‌کنم همچنین از آقای صدیقی که هم می‌شود یک الگوی خوبی برای مسافرم بودند تشکر می کنم. تشکر ویژه از راهنمای عزیزم خانم زهره که همیشه کنار من بودند و با نگاهشان به من آرامش می‌دادند. از پدر و مادرم سپاسگزارم که امروز در جشن ما شرکت کردند. از همه شما عزیزان ممنونم.


سخنان همسفر سمانه:
خداوند را شکر می‌کنم که با این مکان مقدس آشنا شدم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کند که این بستر را برای همه ما فراهم کردند. از راهنمایان پدرم تشکر می‌کنم. همچنین از راهنمای مادرم خانم زهره سپاسگزارم. از راهنمای عزیزم خانم زهرا، راهنمای خواهرم خانم آذر و خانم مهین بسیار بسیار سپاسگزارم. از پدر شوهرم ممنونم که پیام کنگره را به پدرم دادند و با حضور پدرم راه کنگره برای ما باز شد. از همسرم تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند در این راه کنار پدرم باشم و همسفر شوم و همیشه مشوق من بود. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی همه خدمتگزاران و همه شما که در جشن ما شرکت کردید کمال تشکر را دارم.


سخنان همسفر اعظم:
خداوند را بسیار سپاسگزارم. به پدرم بابت این روز تبریک می گویم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان به خاطر فراهم کردن این بستر کمال تشکر را داردم. از راهنمایان پدرم، ازخدمتگزاران کنگره در بخش‌های مختلف نشریات، مرزبانی و همه عزیزان سپاسگزارم. از راهنمای مادرم خانم زهره، راهنمای خواهرم خانم زهرا، از اسیسانت و مرزبانان تشکر می‌کنم. تشکر ویژه دارم از راهنمای عزیزم خانم آذر و خانم مهین و همچنین از همه شما عزیزان سپاسگزارم.



























مرزبان کشیک




تایپ: مسافر مجید ، مسافر مجتبی

عکاس: مسافر مجتبی

ارسال تصاویر: مسافر مصطفی


مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
داود ل20 شنبه 12 بهمن 1398 11:26
با سلام و احترام
عرض صمیمانه ترین تبریکات خدمت آقا مجتبی عزیز و خانواده محترمشان و نیز تقدیر و تشکر فراوان بابت تلاشها و زحمات ایشان در کنگره.
از خداوندمتعال برای ایشان و خانواده گرامیشان سلامتی و سعادت روزافزون مسالت مینمایم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو