گزارش جلسه عمومی روز پنجشنبه 98/11/3
جمعه 4 بهمن 1398 ساعت 20:19 | نویسنده این مطلب : مسافر حسن | ( نظرات )

جلسه سوم از دوره بیست و دوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی، با استادی کمک راهنما محترم مسافر جلال، نگهبانی مسافر بهزاد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه اول «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» و دستور جلسه دوم «پنجمین سال رهایی راهنمای تازه‌واردین مسافر علی» روز پنجشنبه 3 بهمن ماه 1398 ساعت 17 برگزار شد.


وادی پنجم مراحل خاص خودش را دارد، که از برگشت از ضدارزش‌ها شروع می‌شود و مثل بیشتر دانشمندان و عرفا باید یکی یکی پله‌ها را طی کنیم تا به خود آن کمال واقعی برسیم.


سلام دوستان جلال هستم مسافر. در ابتدا خیلی خوشحال هستم و خدا را شکر می‌کنم که توفیق شد در خدمت عزیزان باشم. همانطور که دبیر عزیز هم اشاره کرد، دستور جلسه اول امروز "وادی پنجم و تاثیر آن روی من" است. وادی پنجم را همه خوانده‌اید و یک سی‌دی کامل را آقای مهندس در مورد آن صحبت کردند. وادی پنجم مراحل خاص خودش را دارد، که از برگشت از ضدارزش‌ها شروع می‌شود و مثل بیشتر دانشمندان و عرفا باید یکی یکی پله‌ها را طی کنیم تا به خود آن کمال واقعی برسیم. و تمام صحبت‌هایی که در مورد تفکر کردن در وادی اول تا چهارم عنوان می‌شود، به جایی می‌رسد که در وادی پنجم مرحله اجرا می‌شود؛ یعنی تفکر کردن در چهار وادی اول بررسی شد و در وادی پنجم ما باید تمام آموزش‌ها را به صورت عملی انجام بدهیم. شخص من بارها به بچه‌های لژیون گفته‌ام که درمان من در وادی پنجم اتفاق افتاد و این وادی پنجم قطعا یکی از ضروریاتی است که باید به آن بپردازیم.


دستور جلسه دوم؛ پنجمین سال رهایی مسافر علی:
دستور جلسه دوم تولد پنجمین سال رهایی و آزاد مردی علی عزیز است. خیلی تشکر می‌کنم از علی عزیز که توفیق شد امروز در خدمت عزیزان باشم. اصل قضیه این بود که من امروز استاد باشم چون راهنمای علی عزیز آقای رسول صادقیان در سفر اول بودند و از پیشکسوتان عزیزمان هستند. در ابتدای سفر دوم در خدمت آقا رسول بودم در قسمت OT و امیدوارم هرجا که هستند سلامت باشند. به دلیل مشغله کاری امروز در خدمتشان نیستیم. علی عزیز از اول سفرش که وارد کنگره شد خیلی خوب یادم هست که مثل همه ما حالت‌های مصرف کننده بودن را داشت و آنتی ایکس مصرفی‌اش تریاک و شیره دودی بود. ولی خیلی محکم حرکت کرد و مرتب جلسات را شرکت می‌کرد و خیلی خوب سفر کرد. از اولین رهجوهای آقا رسول بود و خیلی کمک حال آقای صادقیان بود در لژیون و به بچه‌ها خیلی خوب کمک می‌کرد. همه جا نقش پررنگی داشت. خیلی قلب مهربانی دارد که بچه‌ها همه دیده‌اید و با آغوش باز با همه برخورد دارد. یک دوره مرزبانی خیلی خوبی را داشت و در ابتدای خدمتش در قسمت OT خدمتگزار بود و در کلینیک آرمین و یک کلینیک دیگر خدمت می‌کرد. به واسطه خدمت‌ها و آن ارتباط و روابط خوبی که با بچه‌ها داشت و آن محبتی که در درون علی هست، ادامه داد و به این نقطه امروز رسیده است که می‌بینیم مزد زحماتش را گرفته است. به جایگاه مقدس راهنمای تازه‌واردین رسیده است که به او تبریک می‌گویم و جایگاه‌های بالاتری را برایش آرزو می‌کنم. در راس به بنیان کنگره آقای مهندس، خانم آنی، بچه‌های خدمتگزار شعبه شیخ بهایی، ایجنت محترم آقا مهدی صدیقی، مرزبانان، گروه مسافران و همسفران تبریک می‌گویم. به همسفرش و راهنمای همسفرش و به همه عزیزان تبریک می‌گویم. خیلی ممنون.


قرائت آوای کنگره 60


پس از سخنان استاد، مشارکت مسافران و همسفران و قرائت آوای کنگره، پنجمین سالروز رهایی مسافر علی را با شوق و شور فراوان جشن گرفتیم:




آرزو مسافر علی:
آرزو می‌کنم که همسفرم در جایگاه کمک راهنمایی خدمت کند.


آرزو همسفر راضیه:
آرزو می‌کنم که سال آینده عضو لژیون سردار شده باشیم.


آرزو همسفر راضیه:
من هم آرزو می‌کنم همه سفر اولی‌ها این جایگاه را لمس کنند.



سخنان مسافر علی:
جا دارد اینجا از بنیان کنگره ۶۰ جناب مهندس و خانم آنی تشکر کنم. از تمام خدمتگذاران تشکر می‌کنم، از همه شما دوستان عزیز که اینجا حضور دارید تشکر می‌کنم. از کمک راهنمای محترم خوب خودم آقای رسول صادقیان تشکر می‌کنم، از راهنمای همسفرم خانم سحر خیلی خیلی تشکر می‌کنم. از آقای جلال امینی، از ایجنت محترم آقای صدیقی، از اسیستانت محترم و از مرزبانان عزیز تشکر و قدردانی می‌کنم. من شش سال است که وارد کنگره شدم و خداوند را شکر می‌کنم. خوب من هم با حال خراب وارد کنگره شدم و نمی‌خواهم از تخریب‌هایم بگویم و میخواهم برداشتم را از کنگره بگویم؛ نه این که در زندگی من مشکل نیست چرا هست این یک قانون است اما کنگره راه و روش زندگی کردن را به من یاد داد. راه مبارزه با مشکلات را به من یاد داد، مشکلات از سمت خداوند نعمت است و این بستگی به دید ما دارد.


من در تولد سه سال رهایی همسفرم حاضر نبود با من همراه شود و من گلم را پایین سن به ایشان دادم. ببینید چه تخریبی ایجاد کرده بودم و این لحظه را مدیون خانم سحر هستم که همسفرم کنارم نشسته است و من ثانیه ثانیه زندگی الانم را مدیون خانم سحر هستم. وقتی در مرزبانی خدمت می‌کردم به خودم می‌گفتم چطور یک همسفر هر هفته به کرمان می‌رود، پس من هم می‌توانم. من همیشه از ایشان انرژی می‌گرفتم و باعث می‌شد محکمتر قدم بردارم. هیچ وقت نباید همسفران را دست کم بگیریم، باید کنارشان باشیم تا بتوانیم زندگی کنیم. کنگره مسیر را به ما نشان می‌دهد. آموزش‌های کنگره به من یاد می‌دهد که ضدارزش‌ها را انجام ندهم، کنار مواد بنشینم و مواد مصرف نکنم و آنجایی که سفره ضدارزش باز شود و من انجام ندهم آن آموزش اصلی است. از تک تک شما سپاسگزارم که در جشن ما شرکت کردید. بهترین‌ها را برایتان آرزومندم.

سخنان کمک راهنما محترم همسفر سحر:
خدا را بسیار سپاسگزارم که امروز تولد علی آقا باعث شد که امروز اینجا حضور داشته باشم و از شما آموزش بگیرم. تشکر می‌کنم از راضیه عزیزم که به من اجازه دادند در این تولد کنارشان باشم. تبریک می‌گویم این تولد زیبا را به آقا علی لحظه به لحظه خدمت‌هایی که در کنگره کردند گوارای وجودشان باشد. تبریک می گویم به خاطر دریافت شالشان چقدر رد پای زیبایی از دوره مرزبانی خودشان به جا گذاشتند. به راضیه عزیزم تبریک می‌گویم. خیلی خوشحالم ‌که امروز خوشحالی‌اش را می‌بینم به دختر گلشان تبریک می‌گویم. خدمت آقای جلال بسیار تبریک می‌گویم و از ایشان تشکر می‌کنم که با حضورشان در جایگاه استادی باعث شدند از ایشان آموزش بگیرم و خدمت آقای صادقیان تبریک می‌گویم. به هر حال خیلی خوشحالم چیزی که هست تولدها خواه ناخواه حامل پیام‌هایی است. تولدها به نظر من دعوت می‌کنند به تغییر در هر جایگاهی که هستیم هیچ فرقی هم بین مسافر و همسفر ندارد و مهم این است که توانستند تغییر کنند. من در این جایگاه قرار گرفتم پس قطعا تو هم می‌توانی در این جایگاه قرار بگیری. چه بسا نقش یک همسفر و تغییر یک همسفر بسیار مهم است؛ تغییر همسفر مهم است. راضیه عزیز در سفر دوم به لژیون آمدند و من یک صحبتی به صورت جدی با ایشان داشتم که از آن روز تسلیم آموزش‌ها شدند و مستمر حضور داشتند. با مشخصه‌ای که خانم راضیه داشت معلوم بود که ماندنی است. آمده تغییر کند، آمده که دور خودش نچرخد. مشخصه خیلی خوبی داشت اینکه فرمانبردار بود و تلاش کرد چیزی که کنگره به همسفر می‌دهد آن تغییر نگاه است که بهش می‌گوید تو یک قربانی نیستی نباید احساس گناه داشته باشی و این اولین چیزی است که به همسفر کمک می‌کند که ببخشد. من خیلی تبریک می‌گویم و مطمئنم با آموزش‌های کنگره قطعا در جایگاه بالاتر قرار می‌گیرد. آقای امین می‌گویند جهان بینی و آموزش باعث می‌شود که فرد گره‌هایش را بشناسد اما خدمت باعث می‌شود که گره هایش باز شود. باز هم این تولد را خدمت این خانواده عزیز تبریک می‌گویم و همچنین خدمت ایجنت و اسیستانت محترم و همه شما عزیزان.


سخنان همسفر راضیه:
خداوند را بسیار تا بسیار شکر حضور ما در کنگره یعنی هنوز خداوند به ما این فرصت را داده است که اینجا باشیم. امیدوارم که این دری که برای ما باز شده است را قدر بدانیم. جا داره اینجا تشکر کنم از بنیان کنگره آقای مهندس و خانم آنی تشکر می‌کنم از دیدبان‌های محترم تشکر می‌کنم، از آقای صدیقی و خانم مهین عزیزم تشکر می‌کنم. تشکر می‌کنم از آقای صادقیان که خیلی زحمت کشیدند. تشکر ویژه دارم از خانم سحر عزیزم که خیلی برای من زحمت کشیدند. تشکر می‌کنم از مسافر عزیزم که همیشه حامی من بودند و همچنین از همه شما عزیزان که در جشن ما حضور دارید. تشکر می‌کنم. همیشه ما در کنگره از این صحبت می‌کنیم که همسفر بال پرواز مسافر است و به نظر من همسفر کامل کننده حرکت یک مسافر می‌تواند باشد. ما نباید اینطوری فکر کنیم که هیچ مشکلی نداریم همسفر هم با کوله باری از مشکل وارد می‌شود ولی باید حامی مسافر باشد. در طول مسیر قطعا اگر مفهوم اعتیاد را درک کرده باشد متوجه می‌شود که در طول سفر چه اتفاقی برای مسافر افتاده است. مساله دیگری که در کنگره یاد گرفتم تعادل بود. کنگره درس درست زندگی کردن را به من داد به من آموزش داد که همیشه در قالب انسانی خودم قرار بگیرم و روند تکاملی خودم را طی کنم.


دل نوشته از طرف همسفر راضیه در وصف خانم سحر:
زمانی که وارد کنگره شدم با کوله باری از غم و اندوه و ناامیدی. هم ترس داشتم و هم اضطراب ولی وقتی با آغوش باز راهنمایم مواجه شدم گویی ترس را بر زمین نهادم. وقتی در لژیون قرار گرفتم با صحبت کردن من استادم با جان و دل به حرف من گوش داد و پذیرای من شد تا راه درست زیستن و دوری از غم و اندوه و ناامیدی را به من بیاموزد. آری راهنمای بزرگی که همچون کوهی استوار در برابر حوادث تلخ روزگار ایستاده بود و اینک چراغ راه من شد تا از تاریکی خارج شوم. اینک برای شما می نویسم خانم سحر، برای تقدیر و سپاس از بزرگی‌اش، از محبتش و از عشقش؛ عشق نسبت به خودم و دیگر عزیزانی که همچون من به این مکان قدم نهاده‌اند. راهنمای عزیزم، همچون ابری هستی که جان تشنه کویری مرا از باران دانش سیراب می‌کنی. مانند آموزگار مهربان به من یاد دادی که چگونه پرواز کنم و اوج بگیرم و با گذشتن از وادی محبت خود را به معبود خویش برسانم. نگاهم که می‌کنی جانی تازه به من می‌بخشی و تار و پود جانم لبخند می‌زند. کلام دل نشین تو همچون موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان می‌نشیند صدای فرشته گونه‌ات غول نادانی و جهالت را از کوچه‌های جانم می‌تاراند. وقتی که آرام آرام شروع می‌کنی به صحبت کردن همچون قناری‌های مست دارند آواز بهاری می‌خوانند دست‌های گرمت را می‌فشارم که گرم ترین دست دوستی هاست. عشق و محبت و صداقت و عشق به خالق اینها کلماتی هستند که به من می آموزی بی آنکه چشم داشتی داشته باشی تنها لبخندت برای من کافی است.
استادم کلماتی را که تو به من آموختی را هیچ گاه فراموش نخواهم کرد. همیشه دل گرمم بودی تا جاده‌های پر پیچ و خم زندگی را با امیدواری طی کنم و دستم را گرفتی تا از پرتگاه جاده زندگی سقوط نکنم. استاد عزیزم، روشنایی بخش تاریکی جانم هستی و ظلمتم را نور می‌بخشی. حال من چگونه می‌توانم سپاسگذار مهربانی و لطفت باشم که لبریز از عشق و طنین است. چگونه سپاسگزار علم آموزی‌ات باشم که چراغ هدایت را بر کلبه تاریک و سر وجودم فروزان ساخته است چگونه سپاسگزار آرامشی باشم که با راهنمایی و محبت بر زندگی ام حاکم ساختی. در مقابل این همه عظمت و شکوه مرا توان سپاس نیست.
و در آخر نوشته‌های دلم می‌گویم: استاد عزیزم برای همیشه رهجوی سپاسگزارت خواهم ماند!

سخنان همسفر آتنا:
تشکر می‌کنم از جناب آقای مهندس و خانم آنی عزیز. از خانم سحر عزیز و آقای صادقیان و آقای جلال امینی و راهنمای خوبم خانم آذر تشکر می‌کنم و از ایجنت و اسیستانت محترم تشکر می‌کنم و همچنین از همه شما عزیزان که از چشم ما حضور داشتید.


















گل رهائی



مرزبان کشیک





تایپ: مسافر حسن، همسفر مینا، همسفر محمدجواد

عکاس: مسافر مجتبی

ارسال تصاویر: مسافر مصطفی

تنظیم: همسفر محمدجواد
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد، رها یافتگان،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
داود ل20 پنجشنبه 10 بهمن 1398 07:53
با سلام و عرض ادب
و با تشکر از آقا جلال عزیز و گرامی بخاطر سخنان زیبا و آموزنده اشان و عرض تبریک و تهنیت خدمت علی آقا عزیز و خانواده محترمشان که با محبت و خدمت صادقانه خود به حرکت ما مسافران انرژی بخشیدند.
با آرزوی سلامتی و سعادت برای همه این عزیزان.
همسفر مهری از شعبه گنجعلیخان یکشنبه 6 بهمن 1398 23:46
باسلام وخداقوت وتبریک به اقای جلال واقای علی، این تولد رهایی،وتبریک به خانم راضیه عزیز وآتناجان.
تبریک وخداقوت ویژه به کمک راهنمای عزیز وبامحبت خودم خانم سحر بزرگوار.
امیدوارم به همه آرزوهای خود برسید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات