گزارش جلسه عمومی روز پنجشنبه 98/10/5
جمعه 6 دی 1398 ساعت 21:46 | نویسنده این مطلب : مسافر مصطفی | ( نظرات )

جلسه سیزدهم از دوره بیست و یکم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی، با استادی کمک راهنما محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه اول «ازدواج» و دستور جلسه دوم «سومین سال رهایی کمک راهنما محترم مسافر جلیل» روز پنجشنبه 5 دی ماه 1398 ساعت 17 برگزار شد.


این نیست که فرد به ۲۵-۳۰ سال که رسید بگوئیم برو ازدواج کن؛ بلکه فرد باید به یک بلوغ فکری و اندیشه برسد!


سلام دوستان حسین هستم مسافر. خیلی خوشحال هستم در خدمت عزیزان هستم و در این جایگاه قرار می‌گیرم. خیلی خوشحال هستم که در کنگره ۶۰ و یکی از اعضا کنگره ۶۰ هستم. با این که دیر است ولی تبریک عرض می‌کنم خدمت مرزبانان جدید و به نظر من هم مرزبانان قدیم و هم مرزبانان جدید فوق العاده عالی هستند؛ و این نشان می‌دهد که برای انتخاب کردن هم ما آن آموزش را فراگرفته‌ایم و رسیدیم به آن جایگاهی که انتخاب جمعی ما شاید بهترین انتخاب باشد. و خیلی خوشحال هستم از این بابت.

دستور جلسه اول این هفته ازدواج است. این دستور جلسه می‌تواند بسیار با اهمیت باشد برای افرادی که ازدواج کرده‌اند و یا افرادی که در شرف ازدواج هستند. شاید یکی از مشکلاتی که در جامعه فعلی وجود دارد بالارفتن سن ازدواج است. همه ما می‌دانیم که این مشکلات هست و دارد سن ازدواج را دارد بالا می‌برد. افرادی که قصد ازدواج دارند به نظر من شاید یکسری مسائل اساسی و مهم را فراموش کرده‌اند و یکسری مسائل را که شاید اصلا مربوط به ازدواج نیست را در نظر نمی‌گیرند. عین یک نفر که می‌خواهد وارد کنگره شود و خود من می‌گفتم که اگر من می‌خواهم بروم کنگره باید صبر کنم بدهی‌هایم و کارم درست بشود و وارد کنگره بشوم؛ و یک وقتی دیدم که ورود من به کنگره بعدا این چیزها را درست می‌کند.


اما کسی که می‌خواهد ازدواج کند یکسری مسائل واقعی و مهمی وجود دارد که تعارف بردار نیست. یکی این که افرادی که نیت ازدواج دارند، آن شخصی که می‌خواهد همسر خودش را انتخاب کند، چه آقا می‌خواهد خانم را انتخاب کند و چه خانم می‌خواهد آن آقا را انتخاب کند، باید سعی کنند در همه موارد تقریبا نزدیک هم باشند. این نیست که یک فردی که سواد ندارد بگوید یک فرد فوق لیسانسه خیلی خوب است یا مسائل مالی خانواده‌ها نزدیک به هم باشد. این‌ها واقعی است، چون ما بعدا در یک دنیای واقعی می‌خواهیم زندگی کنیم که ورود به این دنیای واقعی با آن احساس اولیه که شخص تصمیم می‌گیرد، خیلی جور درنمی‌آید.


یک خانمی که در یک خانواده با وضع مالی خیلی خوب دارد زندگی می‌کند، تقریبا نشان داده شده است که بعد از ازدواج همان انتظار زندگی قبلی را دارد. و اگر فرد مسئله مالی‌اش خیلی فاصله داشته باشد، این امکان وجود ندارد که آن زندگی را فراهم کند. یک نفر که می‌خواهد ازدواج کند باید خودش را آماده کند و این نیست که فرد به ۲۵-۳۰ سال که رسید بگوئیم برو ازدواج کن؛ بلکه باید به یک بلوغ فکری و اندیشه برسد و مثلا برای ورود به ازدواج فقط باید با یک نفر باشد که این خیلی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که بعدا می‌تواند جلوگیری کند از خیلی مشکلات.


دستور جلسه دوم؛ سومین سال رهایی کمک راهنما محترم مسافر جلیل:


دستور جلسه دوم تولد سومین سال رهایی جلیل عزیز است. این تولد را خدمت خودش و خانواده محترمش تبریک عرض می‌کنم. شاید آن انتظاری که راهنما از رهجو دارد را جلیل عزیز با بودن در جایگاه کمک راهنمایی به انجام رساند. خیلی خوشحال هستم که با شال کمک راهنمایی دارد سومین سال رهایی‌اش را جشن می‌گیرد. من تجربه خودم را می‌گویم که ۸ نفر از اعضا لژیون من کمک راهنما شدند و شاید این ۸ نفر بدترین وضعیت‌ها و احوالات را داشتند. و از بیرون اگر کسی می‌دید امکان رهایی را خیلی کم می‌دید چه برسد به کمک راهنمایی.

یک روز جلیل و یک نفر دوستش آمدند برای ورود به لژیون من در حالی که وضعیت دوستش خیلی بهتر از جلیل بود. من گفتم که فقط یک نفر از شما می‌تواند وارد لژیون شود چون دوست هستید. من ته دلم می‌گفت که اگر دوستش بیاید انگار که من راحتتر باشم؛ و شاید این بی تجربگی من بود آن موقع. ولی جلیل آمد در لژیون من و دوست او به یک لژیون دیگر رفت. و در نهایت دوست جلیل الان دارد مواد مصرف می‌کند و الان جلیل شده است کمک راهنما. ما هیچ وقت نمی‌توانیم قضاوت کنیم در مورد ظاهر افرادی که وارد کنگره می‌شوند. جلیل خیلی از نظر شخصیت اجتماعی خاص است و فرد خیلی با مهر و محبتی است که من خودم اگر او را نبینم دلم برایش تنگ می‌شود.

چیزی که از همان اول نجات داد او را، اول قائل بودن ادب و احترام برای همه بود و دوم پذیرای کلامی از سمت من می‌آمد بود. مهم این نیست که افرادی که ورود پیدا می‌کنند به کنگره چه وضعیت بدی دارند؛ مهم این است که چه قدر فرمانبردار هستند و چه قدر با ادب و احترام با دیگران صحبت می‌کنند. نیروی بسیار را می‌توانم بگویم جلیل در درون خودش دارد و این نیروی بسیار قوی می‌تواند کمکش کند تا به جاهای خیلی بالایی برسد و این نیرو نقطه تحمل بالا و آن متانتی است که دارد و احساسی برخورد نکردن در بعضی مواقع و عقلانی عمل کردن است. انشاالله که بتواند تا همین الان که مردم دار بوده است، از نیروی درونی کمک بطلبد برای پیشرفت اهدافی که در کنگره وجود دارد.


پس از سخنان استاد، مشارکت مسافران و همسفران و قرائت آوای کنگره 60 سومین سالروز رهایی کمک راهنما محترم مسافر جلیل را با شوق و شور فراوان جشن گرفتیم:





آرزو کمک راهنما محترم مسافر جلیل:
من سال اول رهایی آرزو کردم که خداوند عیب‌های ما را برایمان نمایان کند تا بتوانیم رفع کنیم؛ امسال هم همین آرزو را می‌کنم.





سخنان کمک راهنما محترم مسافر جلیل:
من اگر بخواهم شروع کنم که حالا چطوری بود من هم مثل بسیاری از مسافران تخریبم با الکل شروع شد. بسیار زیاده روی کردم که مجبور شدم با تریاک ترکش کنم. تریاک را هم این قدر زیاده روی کردم مجبور شدم با شیره ترکش کنم. شیره را هم زیاده روی کردم مجبور شدم به کلینیک بروم و با B2 ترکش کنم. دکتر گفت که به هیچ عنوان با آن مصرف نکن که مشکل زا است من هم دیدم که الکل می‌خورم با مواد مشکلی پیش نمی‌آید بعد از این دوران چون B2 هم مصرف می‌کردم مجبور بودم B2 را بخورم ساعت ۱۱ هم یک تکه شیره می‌خوردم یا متادون می‌خوردم. بعد حدودا دوباره ۲ بعد ازدظهر شیره می‌خوردم ساعت ۱۰ تریاک مصرف می‌کردم.

من در همان شرایط آمدم کنگره و جا نبود مرزبان آن زمان گفتند برو چند ماه دیگر بیا گفتم حالا که من آمده‌ام به من یک کمکی کنید. گفتند که برو تریاک مصرف کن رفتم با آقای اعتباریان صحبت کردم ایشان هم گفتند برو تریاک مصرف کن بعد گفتم نمی‌توانم و گفتند خوب سعی کن شیره مصرف کنی و بیایی روی یک مواد. من شیره را توانستم برسانم به یک وعده ولی بعد از سه ربع دوباره خمار می‌شدم و مجبور بودم مصرف کنم. من خیلی خوشحالم که وارد لژیون آقای ایوبی شدم و اصلا سابقه ندارد دلم برای کسی تنگ شود ولی این قدر برای ایشان دلم خیلی تنگ می‌شود و تشکر می‌کنم بابت پیامی که برای من گذاشتند خیلی لذت بردم.


بعد از وارد شدن به لژیون آقای ایوبی دو ماه اول اصلا درست به کنگره نمی‌آمدم ولی خدا را شکر یک سری اتفاقات افتاد که توانستم خیلی راحت سفرم را به انجام برسانم‌ و اون اتفاق این بود که تمام مشکلات یکی یکی به سمت من آمدند. اول جسمی بسیار حالم بد بود، پنج ماه سفر بودم که خانمم طلاق گرفت، بعد مشکلات مالی بسیار شدیدی پیدا کردم که حتی یک مقطعی مجبور شدم به خاطر خراب شدن ماشینم پیاده به کنگره بیایم. ولی از این شرایط درس بزرگی که یاد گرفتم این بود که متوجه شدم که مشکلات هیچ ربطی به هم ندارد و احساس کردم که خیلی خوشبختم که خداوند این اجازه را به من داده بود که مشکلات سر راهم قرار داد تا یکی یکی حل کنم ولی سعی کردم از این موقعیت پیش آمده نهایت استفاده را ببرم.

من زمانی که تازه وارد کنگره شده بودم وقتی متوجه شدم که باید دارو مصرف کنم می‌خواستم بروم اما آقای جوانمرد باعث ماندگار شدن من در کنگره شدند. با رفتار صمیمانه و خوبی که با من داشتند الان هم مانده‌ام که دعایی که کردم را ادامه بدهم یکی یکی گره‌هایی را که دارم را حل کنم و تمام تلاشم را بکنم. از همسفرم بسیار تشکر می‌کنم شاید اینجا حضور نداشته باشند ولی دلش اینجاست و متاسفانه نتوانستند بیایند. از آقای ایوبی خیلی خیلی تشکر می‌کنم بسیار برای من زحمت کشیدند هنوز دارم از ایشان آموزش می‌گیرم هنوز هم حرفی به من می‌زنند تحلیل می‌کنم.

از تمام دوستان که به من کمک کردند تشکر می‌کنم و خیلی الگو دارم در کنگره و سعی می‌کنم از آن‌ها استفاده کنم. از آقای مهندس خیلی تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کردند و این راه را برای ما هموار کردند. شاید چند ماه سفر که بودم از فکر رهایی بیرون آمدم اصلا رفتم در این فکر که آرامش بگیرم یک کاری کنم که بالاتر از رهایی باشد. از آقای صدیقی تشکر می‌کنم‌ مرزبان آن زمان که آمدم کنگره؛ و از تمام دوستانی که دارند تلاش می‌کنند که یک نفر به رهایی برسد تشکر می‌کنم.







ح


در این جلسه انتخابات نگهبانی روزهای پنجشنبه برگزار شد.



بعد از شمارش آراء مسافر بهزاد به عنوان نگهبان روزهای پنجشنبه انتخاب شد.



مرزبان کشیک




تایپ: همسفر مینا، همسفر محمدجواد

عکاس: مسافر مهدی

ارسال تصاویر: مسافر مصطفی

تنظیم: همسفر محمدجواد
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر محمدجواد یکشنبه 8 دی 1398 01:31
سپاس از استاد گرامی حسین آقا ایوبی که نکات جالبی را مطرح نمودند! و تبریک که اینقدر رهجوهایی خدمتگزار تربیت می‌کنند!

تبریک به آقا جلیل! انشاالله که در همه عرصه‌ها موفق باشید!

سپاس از همه خدمتگزاران شعبه
داود ل20 شنبه 7 دی 1398 07:58
با سلام و عرض ادب
گاهی لازم است زندگی مان کاملا زیرورو شود تغییر کند و از نو چیده شود ، تا ما را بجایی برساند که شایسته اش هستیم. آقا جلیل عزیز ضمن تبریک سومین سال رهاییتان امیدوارم همیشه و همه وقت پله های ترقی و موفقیت را طی نمایید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic