گزارش جلسه عمومی روز پنجشنبه 98/9/7
جمعه 8 آذر 1398 ساعت 23:02 | نویسنده این مطلب : مسافر حسن | ( نظرات )

جلسه دهم از دوره بیست و یکم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی، با استادی کمک راهنما محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه اول «وادی سوم و تاثیر آن روی من» و دستور جلسه دوم «اولین سال رهایی مسافر هوشنگ» روز پنجشنبه 7 آذر ماه 1398 ساعت 17 برگزار شد.


آموزش های کنگره ۶۰ دقیقا ما را طبیب خودمان می‌کند و آنوقت می‌فهمیم مشکلات‌مان در زندگی در کجاست!


سلام دوستان علی هستم مسافر. در ابتدا خداوند را شکر می‌کنم که به من اجازه داد که در خدمت شما عزیزان باشم و مجددا از شما در این کارگاه آموزش عمومی آموزش بگیرم. دستور جلسه اول "وادی سوم و تاثیر آن روی من" است. و دستور جلسه دوم جشن تولد یکمین سالروز رهایی مسافر هوشنگ عزیز است. عنوان وادی سوم "باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش می‌کند" است. این وادی نشئت گرفته و در دل تفکر است؛ زیرا ما ۴ وادی تفکر می‌کنیم تا در وادی پنجم که کاملا اجرایی است با تمام قوا بتوانیم حرکت کنیم و در آنجا دیگر شک و تردیدی برای حرکت کردن نداشته باشیم. الزام دارد این وادی و با "باید" شروع می‌شود. در این وادی اگر هر کسی بخواهد متکی باشد به دیگران، هیچ حرکتی برایش انجام نمی‌شود. تنها مولفه‌ای که انسان‌ها را از یکدیگر جدا می‌کند، آموزش است ولاغیر. چیزی که شخص می‌تواند پله پله داروی خودش را تیپرینگ کند و در لژیون و در بستر کارگاه‌های آموزشی حرکت کنند و رو به جلو در سفر اول این ۱۱ ماه را به درستی طی بکند، آن آموزشی است که می‌گیرد.


اینکه راهنماها سختگیری می‌کنند و در دستورالعمل مرزبانی و ایجنت قرار دارد که حضور الزامی است به دلیل همین وادی سوم است. اگر من یاد نگیرم که سر وقت بیایم کنگره ۶۰ یا جلسه که شروع می‌شود گوش کنم به صحبت‌های استاد و آن را سرلوحه درمانم قرار بدهم، هیچ کس دیگر نمی‌تواند به جای من روی این صندلی‌ها آموزش بگیرد و گره‌های زندگی من را باز کنند. هیچ کسی نمی‌تواند به جای تو درمان بشود یا هیچ کسی نمی‌تواند در کلینیک برود دارو بگیرد. همه این بایدها را در سفر اول یاد می‌گیریم انشالله برسیم به جایی که رنگ و لعاب سفرمان تغییر کند و کمی از آن فضای سوءمصرف بیائیم بیرون. اینجا یاد می‌گیریم که وقتی انسان آموزش می‌گیرد، در دیدن خود و فرو رفتن در خود می‌شود طبیب خودش. آموزش های کنگره ۶۰ دقیقا ما را طبیب خودمان می‌کند. وقتی می‌فهمیم مشکلات‌مان در کجاست و بی کفایتی ما در زندگی در کجاها بوده است، با آموزشی که می‌گیریم ما را در دست دیگری قرار می‌دهد. اگر نخواهیم آموزش بگیریم و بار مسئولیت زندگی‌مان را به عهده دیگران بگذاریم، در وادی بعدی متوقع خداوند هم می‌شویم.


مولانا کلام زیبایی دارد در مورد حرکت هر انسانی:
گر بخاری خسته‌ای خود کشته‌ای / ور حریر و قزدری خود رشته‌ای

اگر امروز مسافری به درمان می‌رسد، حرکت خودش بوده است و راهنما فقط راهنمایی‌اش کرده است تا به امروز؛ پدر، مادر و اعضا خانواده و مسئولان و خدمتگزاران کنگره فقط بستر بیرونی را برای او فراهم آورده‌اند که بتواند راحت‌تر مسیر را طی کند و به درمان برسد.


دستور جلسه دوم؛ اولین سال رهایی مسافر هوشنگ:


دستور جلسه دوم جشن تولد یکمین سالروز رهایی مسافر هوشنگ عزیز است. هوشنگ عزیز در ابتدا وارد لژیون سوم شد و حرکتش را در سفر اول شروع کرد. و امروز شاهد اولین سال رهایی او هستیم و من از صمیم قلب به ایشان تبریک می‌گویم. من جز نظم و ادب و احترام از این مسافر ندیدم و طوری حرکت کرد که من یک روزی به خودم آمدم و دیدم که دارم نامه 0/3 آخر او را می‌نویسم. بدون غل و غش، بدون بی نظمی و بی انضباطی خیلی خوب سفر کرد. و در ادامه در یکسالی که سفر کرد و با هم حرکت کردیم، من خیلی از او یادگرفتم. ورزش و پارک‌اش هیچ موقع تعطیل نشد. و بهایش را گرفت به لطف خداوند. در سفر دوم پا به پا خدمت کرد با خدمتگزاران کنگره ۶۰. مواقعی که برای بازدید نمایندگی‌ها سر لژیون نبودن، به هوشنگ تکلیف می‌دادم و ایشان لژیون را خوب اداره می‌کرد. تا رسید به قبل از امتحان کمگ راهنمایی و شک داشت که بخواند یا نه ولی خیلی خوب خواند و در کلاس‌هایی که آقای علی جمالی تشکیل می‌دادند شرکت کرد؛ و خیلی استوار و محکم آزمون را داد و نمره قبولی را گرفت. به او تبریک می‌گویم که در جایگاه کمک راهنمایی قرار گرفته است. به بنیان کنگره و خانواده محترم ایشان تبریک می‌گویم. به هوشنگ عزیز و همسفرش و آقا پسر گلش و خانواده‌اش تبریک می‌گویم. به راهنمای گروه خانواده، سرکار خانم شهلا تبریک می‌گویم. من پیام هوشنگ عزیز را می‌خوانم: "ما بار دیگر پیروزی شما را تبریک می‌گوئیم که قدمی در خواست الله برداشتید و سپاس و شکری که آفریده از بنده نیاز نداشت، اما شما به جا آوردید. روشن شدن خانه دل مبارکتان باشد.یکی از خصوصیاتی که هوشنگ عزیز داشت، دست دهنده و بخشندگی‌ای بود که داشت؛ چه خودش، چه همسفرش و چه پسرش. سفر اولش می‌خواست عضو لژیون سردار بشود ولی من گفتم بگذار سفر دوم و امسال هم یکی از دنورهای کنگره است.



پس از سخنان استاد، مشارکت مسافران و همسفران و قرائت آوای کنگره 60 اولین سالروز رهایی مسافر هوشنگ را با شوق و شور فراوان جشن گرفتیم:





آرزو مسافر هوشنگ:
من آرزو می‌کنم هیچ مصرف‌کننده‌ای هیچ کجا سرگردان نباشد و کنگره ۶۰ این قدر توسعه پیدا کند که همه خانواده‌ها بتوانند نجات پیدا کنند از این غم بزرگ.



آرزو همسفر زهرا:
من آرزو می‌کنم‌ هر کسی در بند اعتیاد است بیاید و در کنگره درمان شود.




سخنان مسافر هوشنگ:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه ذات وجودم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند

بعد از این روی من و آینه وصف جمال
که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند

هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

همت پیر مغان و نفس رندان بود
که مرا از غم ایام نجاتم دادند


با این همه لطفی که عزیزان از من داشتند و از من تعریف کردند، لطف کردند از خوبی خودشان است مخصوصا استاد عزیزم آقا علی خودشان بزرگ‌تر هستند و بزرگ بینی کردند نسبت به من. ابتدا من وظیفه دارم که خداوند بزرگ را سپاس بگویم که به من اجازه داد در این جایگاه قرار بگیرم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که این بستر را به وجود آوردند که من و امثال من در این بستر قرار بگیریم و به رهایی برسیم. از استاد عزیزم تشکر می‌کنم که بسیار از ایشان آموزش گرفتم و حالا حالاها نیاز دارم که از ایشان آموزش بگیرم. از راهنمای همسفرم تشکر می‌کنم که در این راه به ما خیلی کمک کردند. از ایجنت محترم شعبه تشکر می‌کنم. از مرزبانان قبلی و فعلی بسیار تشکر می‌کنم. از همه کمک راهنمایان محترم بسیار تشکر می‌کنم مخصوصا آقای علی جمالی که خیلی به ما کمک کردند برای قبول شدن در آزمون کمک راهنمایی. از آقای نامداری تشکر می‌کنم که در سفر ویلیام خیلی از ایشان آموزش گرفتم. از همسفر خوبم تشکر می‌کنم که همیشه در طول زندگی همراه و همدل من بودند و امیدوارم که به بزرگی خودشان من را ببخشند.

خوب افرادی که می‌آیند در این جایگاه قرار می‌گیرند از گذشته صحبت می‌کنند و من دوست ندارم از گذشته صحبت کنم؛ اما یکی از تجربه‌هایم را خدمت شما عرض می‌کنم شاید به درد دوستان بخورد. من یک مصرف کننده بودم اما خودم را متفاوت می‌دانستم از مصرف کنندگان دیگر. خیلی با نظم مصرف می‌کردم و فکر می‌کردم که مصرف کننده نیستم و هیچ وقت نشد که کارم را فدای مصرفم کنم و همیشه سر موقع سر کارم بودم و زندگی ام تعادل داشت. روی همین حساب فکر می‌کردم من مصرف کننده نیستم و از کارم خرسند بودم؛ اما یک جایی متوجه شدم که این شجره خبیثه دارد ریشه‌های من را می‌زند و به بنیان خانواده من آسیب می‌زند. بعد متوجه شدم که فرزندانم رو به اعتیاد آوردند و مصرف کننده شدند. تلاش من و پسرم خیلی ادامه دار بود برای ترک‌های متعدد. تا این که مسیر کنگره برای ایشان باز شد و با تغییراتی که در ایشان ایجاد شد، الگوی ما شدند و کم کم راه کنگره برای من باز شد. در این راه بیشترین زخم را همسفرم خوردند و از ایشان بسیار تشکر می‌کنم. ما در خانواده به جایی رسیدیم که 3 نفر مصرف کننده شدیم. جا دارد از آقای امید معتمدی و مجید اعتباریان هم تشکر کنیم. از همه شما عزیزان تشکر می‌کنم ممنون که به صحبت های من گوش کردید.


سخنان کمک راهنما محترم همسفر شهلا:
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است؛ تنها پیوند محبت است که ما را به هم متصل خواهد نگاه داشت. خداوند منت را برای من تمام گذاشت که هفته پیش در همین جایگاه بودم و خدا را سپاسگزارم که امروز هم در این جایگاه قرار دارم. در راس به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم به ایجنت و اسیستانت محترم شعبه. به آقا علی تبریک می‌گویم به آقای هوشنگ و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم. تبریک صمیمانه خودم را به این خانواده محترم می‌گویم. به خاطر قبول شدنشان در آزمون کمک راهنمایی و بهترین‌ها را برایشان از خداوند خواستارم. خانم زهرا با وجود این که  3 تا مسافر داشتند و 2 تا از مسافران‌شان به رهایی رسیده بودند، با وجود این که با ایمان وارد کنگره شدند ولی وقتی وارد لژیون شدند بسیار ناامید و خیلی ناراحت و حال خوبی نداشتند و فقط آمده بودند مسافرشان را در کنگره همراهی کنند؛ ولی خیلی کند پیش می‌رفتند خانم زهرا خیلی احساس مسئولیت می‌کردند و وقتی توانستند به نتیجه برسند که وادی سوم را متوجه شدند. این که به خویشتن خویش خودشان توجه کردند و از یک جایی به بعد تصمیم گرفتند که برای خوشان بیایند کنگره. من به این خانواده خیلی تبریک می گویم.



سخنان همسفر زهرا:
من هم قبل از هر چیزی خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار گرفتم و بسیار سپاسگزارم که کنگره در مسیر ما قرار گرفت. کنگره مسیر زندگی ما را تغییر داد و آن طوفان سختی که در زندگی ما وجود داشت کم کم مهار شد. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که این بستر را به وجود آوردند. از کمک راهنمای خوبم خانم شهلا عزیز تشکر می‌کنم که آرامش را به زندگی ما برگرداند. از آقا علی تشکر می‌کنم. از آقا امید و آقا مجید هم تشکر می‌کنم به خاطر آموزش‌های خوبشان. از پسرم تشکر می‌کنم که باعث ورود ما به کنگره شد. از گروه مرزبانی تشکر می‌کنم که خیلی زحمت می‌کشند. از ایجنت و اسیستانت محترم شعبه تشکر می‌کنم. از مسافر عزیزم تشکر می‌کنم که خیلی سفر خوبی داشت و همچنین از تک تک شما عزیزان تشکر می‌کنم که در جشن ما حضور داشتید.























00




گل رهائی



مرزبان کشیک



تایپ: مسافر حسن، همسفر محمدجواد

عکاس: مسافر مهدی

ارسال تصاویر: مسافر مصطفی

تنظیم: همسفر محمدجواد
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد، رها یافتگان،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر محمدجواد دوشنبه 11 آذر 1398 22:36
خدا قوت به استاد عزیز علی آقا که بسیار زیبا دستور جلسه را شرح دادند و رهجوهایی خدمتگزار و درجه یک مثل آقا هوشنگ تربیت پرورش می‌دهند!!!

تبریک به هوشنگ عزیز کمک راهنما محترم که چنین حرکت زیبایی را داشته‌اند.

سپاس از همه خدمتگزاران شعبه
فرخنده شنبه 9 آذر 1398 23:37
باسلام رهاییا زندگی دوباره را بشارت میدهد وقطعاتبدیلات به همراه دارد تبریک خدمت این خانواده محترم وعاشق
فرخنده شنبه 9 آذر 1398 23:37
باسلام رهاییا زندگی دوباره را بشارت میدهد وقطعاتبدیلات به همراه دارد تبریک خدمت این خانواده محترم وعاشق
همسفر سپیده از لژیون خانم خاطره شنبه 9 آذر 1398 15:22
سلام و خداقوت خدمت اعضای شعبه شیخ بهایی.
اولین سال رهایی مسافر هوشنگ را به خودشون و همسفر خوبشون خانم زهرا عزیز همچنین به مسافر ولی و همسفر خوب و دوست داشتنی خانم نرگس عزیز تبریک میگم.
ممنون از کمک راهنمایان محترم آقای علی کاضمی و کمک راهنمای محترم همسفر شهلا.
داود ل20 شنبه 9 آذر 1398 10:13
با سلام و عرض ادب
با تشکر از علی آقا عزیز بخاطر آموزش شیوایشان و پرورش چنین رهجوهای با اراده ای و عرض تبریک و تهنیت خدمت آقا هوشنگ و خانواده محترمشان امیدوارم در پرتو الطاف الهی موفق و موید باشند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic