گزارش جلسه عمومی روز پنجشنبه 98/07/4
جمعه 5 مهر 1398 ساعت 18:05 | نویسنده این مطلب : مسافر حسن | ( نظرات )

به نام خالق عشق

روز پنج‌شنبه1398/07/04 اولین جلسه از دور بیست و یکم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر هادی، استادی کمک راهنمای محترم مسافر حسین و دبیری هم‌سفر محمدجواد با دستور  صورت‌مسئله اعتیاد و دستور جلسه دوم سومین سال رهایی مسافر مجید  رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود



سیستم ایکس فقط با ضد ارزش‌ها پایین و بالا نمی‌رود و زمانی که ما یک عمل ثواب و یا یک عمل خیر انجام می‌دهیم و قوانین الهی را انجام می‌دهیم این غدد شروع به کار کردن می‌کند 

:سخنان استاد

خیلی خوشحال هستم که در خدمت دوستان هستم قبل از اینکه مبحث را راجع دستور جلسه آغاز کنم جایگاه نگهبانی را به آقا هادی و دبیر جلسه هم‌سفر محمدجواد تبریک میگویم و خوش‌آمد می‌گویم به دوستانی که از اردستان آمدند و خیلی خوشحالم که در این جلسه هستند. 

دستور جلسه این هفته صورت‌مسئله اعتیاد هست و چیزی که در کنگره صحبت می‌شود این هست که هنر مهندس دژاکام این بود که صورت‌مسئله اعتیاد را شناخت و مسیر به‌اشتباه نرفت چون مبدأ مشخص بود ، مبدأ همان به هم ریختن جسم انسان و سیستم ایکس که آقای مهندس از آن صحبت می‌کند که دینور فین ، اندورفین و سروتنین و... دارد تولید می‌کند که با مصرف مواد مخدر این سیستم از کار می‌افتد و زمانی که وارد کنگره می‌شویم یک‌راه وجود دارد که آن شخصی که حالش خوب نیست و می‌خواهد به آن حال خوش برسد و آن سیستم به جایگاه اولیه خودش بازگشت کند و برگردد .

 

 اگر این اتفاق بیافتد شخص به‌جایی می‌رسد که آن وسوسه به مواد به پایان می‌رسد و نمی‌خواهد که مدام با آن در جنگ باشد. 

دو موضوع که در کنار صورت‌مسئله اعتیاد هست یکی سیستم ایکس روی مواد مخدر تأثیر ندارد ، فقط کارهای ضد ارزشی که انجام می‌دهیم هم تأثیرگذار هست مثل خوشحالی ، ناراحتی ، غمگین بودن و هر چیزی که انسان تجربه کند توسط این غدد درون‌ریز تأثیر می‌گزارد.

 زمانی که ما غمگین هستیم میزان سروتنین پایین و بالا می‌رود. سیستم ایکس فقط با ضد ارزش‌ها پایین و بالا نمی‌رود و زمانی که ما یک عمل ثواب و یا یک عمل خیر انجام می‌دهیم و قوانین الهی را انجام می‌دهیم این غدد شروع به کار کردن می‌کند و برای همین فرد یک حال خوشی دارد و شادمان هست و چیزی که ما از صورت‌مسئله اعتیاد می‌توانیم بفهمیم و در کتاب عشق آقای مهندس قبلاً که به‌صورت جزوات بود به اعتیاد اشاره می‌شد و بحث اعتیاد از آن حذف شد چرا ؟ چون هر فردی در هر مشکل و گرفتاری باشد می‌تواند به‌وسیله این چهارده وادی خودش را بیرون بکشد به شرطی که مبدأ و جایگاهی را که در آن گرفتار هست را شناسایی کند.

 

 پس زمانی کتاب عشق می‌تواند به ما کمک کند که ما مبدأ را مشخص کنیم و خواسته هم همراهش باشد در کل زندگی اگر ما مبدأ رو مشخص کنیم راه برای ما هموارتر می‌شود چون اگر کسی بخواهد یک مسیری را طی کند اگر نداند مبدأ که هست کجاست و بهترین دستگاه‌های جهت‌یابی هم داشته باشد امکان اینکه بتواند به مقصد برسد را ندارد پس هر مشکلی که ما داریم باید بگردیم و ریشه‌ای و درست آن مسیر را درست کنیم تا بتوانیم به آن جایگاهی که امکان دارد برسیم.

 

دستور جلسه دوم ؛ سومین سال رهایی مسافر مجید

 

دستور جلسه دوم سومین سال رهایی آقا مجید است که خدمت خودشان و هم‌سفرش تبریک میگویم. 

تجربه‌ای که من با آقا مجید داشتم این است که زمانی که وارد کنگره شد آنتی ایکسش بسیار پایین بود و تخریب زیادی نداشت و من برای نوشتن دارو مشکل داشتم و از آقای تراب خانی برای میزان مصرفش مشورت می‌گرفتم و ایشان درگیری که داشت با خواب و افکارش بود و بعد از یکی دو جلسه‌ای که نشست متوجه شدم یکی از سخت‌ترین ره‌جوهاست ، چرا؟

 چون آن‌کسی که با تخریب زیاد و تزریق واردشده ، میدانی تخریب ایجاد کرده و طبق پروتکل باید پیش بروی ولی کسی که با مصرف کم وارد می‌شود ، نمی‌دانی باید چه‌کار کرد و وقتی‌که روی صندلی نشست خودش را  از همه بالاتر می‌دانست و برای خودش هم خیلی سخت بود ولی آرام‌آرام باآن‌همه منیتی که داشت نشست سر لژیون و وقتی صحبت می‌کرد سرشار از منیت بود و به خاطر این بود که جزو هنرمندان بودند (موسیقی) و این در اکثر افراد این قشر وجود دارد و چون مجید هم جزو افراد موسیقی بود ماه‌ها طول کشید تا آرام‌آرام به این نتیجه رسیدم که اگر مجید خواستار رهایی هست با تمام منیتی که دارد باید قدم‌به‌قدم پیش‌برم.

 

 من وقتی ره‌جویی وارد لژیونم می‌شود برای خودم رهایی‌اش را حتماً تصور می‌کنم و اگر تمام دنیا بگویند که این حالش خوب نمی‌شود من میگویم که می‌شود و مطمئن هستم و با تمام وجودم هر چه قدر هم تخریب داشته باشد ، مطمئنم که خوب می‌شود و فقط به این موضوع فکر می‌کنم که رهایی‌اش وجود دارد .

 

در ادامه به آن یاد بدهم که فقط خوب شدن ما نیست ، اگر حتی وارد کنگره می‌شویم و فقط حالمان خوب بشود و فقط رها بشویم و برویم بازهم مرتبه دیگری وارد مصرف می‌شویم و در مرحله نفس حیوانی هستیم چراکه فقط به فکر خودمان هستیم و اطراف خودشان را می‌بینند و دنیایی دیگری برایشان وجود ندارد و من تمام تلاشم این بود که چه‌کاری می‌توانم برای مجید انجام بدهم که بعد رهایی در کنگره باشد و به دیگران کمک کند و متوجه بشود که فقط ما نیستیم و بدهکاریم به دیگرانی که در رنج اعتیاد هستند و خداوند این فرصت را به ما داده که در این مسیر تلاش و کوشش کنیم و من به این نتیجه رسیدم که تنها کاری که می‌توانم بکنم این است که این شخصیت که مجید دارد را بشکنم و آرام‌آرام طوری که خودش هم متوجه نشود  نقطه تحملش را بالا ببرم.

 

می‌دانستم که اگر ماه‌های اول بخواهم این کار را بکنم از لژیون بیرون می‌رود ولی خدا را شکر با تلاش خودش رسید به آن جایگاهی که یادم هست در زمین فوتبال آخرین تیر را زدم و خیلی تند باهاش صحبت کردم که همان لحظه به خدای خودم گفتم که خدایا افراط نکرده باشم و مجید نرود و اگر نرود به بهترین‌ها تبدیل خواهد شد و ازآنجا تندی‌اش کم‌کم شد و آماده شد برای خدمت کردن برای دیگران والان هم مسئول موسیقی اصفهان هست و دارد تلاش می‌کند و خیلی هم کار سختی است و موسیقی کار بسیار سخت‌تری نسبت به کارهای دیگر است و انشا الله که موفق باشد  و امسال بنا به دلایلی امکان امتحان در کمک راهنمایی را نداشت ولی میدانم که از الآن شروع کرده است برای خواندن که انشا الله سال دیگر بتواند مثل هم‌سفرش تجربه کمک راهنمایی را داشته باشد.

پس از سخنان استاد، مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 سومین  سالروز رهایی مسافر مجید را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:







آرزو مسافر مجید:

من قبل از اینکه وارد کنگره شوم همیشه می‌گفتم خدایا هیچ‌وقت هیچ بنده‌ای را به حال خودش رها نکن حالا می‌خواهم این را آرزو کنم که امیدوارم این‌قدر مسافرها خوب باشند که هیچ راهنمایشان آن‌ها را به حال خودشان رها نکند چون واقعاً آن مسافری که به حال خودش رها می‌شود نمی‌تواند راحت بیاید سر لژیون بنشیند آرزو می‌کنم همه آن‌قدر خوب باشند که به آن رهایی برسند.

آرزوی هم‌سفر فاطمه:

منم آرزو می‌کنم که تمام سفر اولی‌هایی که پا در این مکان گذاشتند قدر این مکان را بدانند و با حرکت‌های محکم خودشان بتوانند به رهایی برسند.

 

سخنان مسافر مجید : 

خیلی خوشحال هستم که امروز این جایگاه را لمس می‌کنم ، امیدوارم که همه بتوانند این حال خوشی که من امروز دارم را بتوانند لمس کنند و حال خوش را داشته باشند. همین‌طور که حسین آقا گفتند من با تخریب چندانی وارد کنگره نشدم ولی این‌قدر ماه‌های اول حالم خراب بود که بعد از پایان هر جلسه به آقا حسین می‌گفتم من این‌قدر حالم بد است که دلم می‌خواهد بنشینم گریه کنم ازلحاظ روحی روانی مشکل داشتم ولی نمی‌توانستم حالم را توصیف کنم ، می‌خندیدند و می‌گفتند من خوشحالم که می‌آیید این را می‌گویی  و می‌دانم که آخر کار از این حالی که هستی صد برابر بهتری و خدا را شکر می‌کنم که این‌جوری هستی و خیلی خوشحال و واقع‌بینانه بود نسبت به آخر کار و وقتی‌که بیشتر آمدم کنگره به‌جایی رسیدم که می‌گفتم گل رهایی اصلاً برای من مهم نیست و دوست دارم که بیشتر یاد بگیرم و اطلاعات بگیرم و این نباشد که همان‌طوری که آمدم سر لژیون همان‌طور برگردم دوست دارم پربار باشم.

 

چند ماه سفر بودم که مادر خانم من در کشاب خانه ما یکسری سرنگ و شیشه‌های دارو را دیده بود بعد که من از خانه خارج شدم خیلی ناراحت به خانمم گفته بود من می‌خواهم یک‌چیزی بپرسم ولی اصلاً خجالت می‌کشم و بعد گفته بود جریان را که نکند تزریقی شده است و این سرنگ‌ها چی هست یک‌جوری ایشان را منحرف کرده بودند و  اصلاً از اعتیاد من کسی خبر نداشت حتی خانمم  هم خبر نداشت و فکر می‌کردند که سیگار می‌کشم و برای سیگار می‌روم کنگره و اوایل مخالف آمدن ایشان به کنگره بودم و می‌ترسیدم که راه روش را یاد بگیرد و آگاه شود و مصرف‌کننده‌ها را تشخیص بدهد ولی بعداً دیدم نسبت به این قضیه عوض شد و اینکه می‌گویند هم‌سفر بال پرواز مسافر است واقعاً این اتفاق برای من افتاده یعنی من بعضی وقت‌ها اذیتشان می‌کردم و می‌گفتم می‌خواهم بروم مصرف کنم که می‌گفت اصلاً برای من اهمیتی ندارد من برای خودم به کنگره می‌روم و خیلی کم می‌شود که یک مرد به خانم اش حسادت کند و من در این موارد به ایشان حسادت می‌کنم چون‌که خیلی در کنگره فعال است و یک‌قدم از من جلوتر است. 

 کمک راهنما هستند ، مدیر وبلاگ شعبه هستند و همه  کارهایشان برنامه‌ریزی دارد ، صبح که بیدار می‌شوند وبلاگ را چک می‌کنند ، ظهرها موسیقی کارمی کنند و به کارهای بچه رسیدگی می‌کنند و واقعاً به آن درجه‌ای رسیده است که بتواند دیدش باز باشد که بتواند خدمت گذار باشد و بتواند خدمت کند. 

 من یادم هست که یک سال نیم بود مواد مصرف نمی‌کردم و خودم متادون را تیپر کرده بودم و مواد را کنار گذاشته بودم ولی اصلا آرامش نداشتم و با کوچک‌ترین چیزی به هم می‌ریختم و سریع پرخاشگری می‌کردم و خدا را شکر می‌کنم که از آن روز سه سال می‌گذرد و تغییرات زیادی در من به وجود آمد ، منیت خیلی زیادی داشتم ، می‌دانستم گاهی حرفم اشتباه است ولی پافشاری می‌کردم که حرف خودم به کرسی بنشیند

خیلی ممنون از هم لژیونی‌های عزیزم خیلی ممنون از آقا حسین که من را 10ماه تحمل کردند ، ممنون از هم لژیونی‌های عزیزم که از اردستان تشریف آوردند ،ممنون از آقای مهندس دژاکام که چنین بستری را فراهم آوردند شاید اگر شغل‌های دیگر را در نظر بگیریم ، بگوییم دارند خدمت می‌کنند درحالی‌که پولش را دریافت می‌کنند ولی اینجا هرکسی من را می‌بیند می‌گوید جمعه‌ها می‌روی تمرین غیرممکن است که پولی نگیری و توداری می‌روی و وقتت را می‌زاری تمرین می‌دهی ولی درسته که پولی دریافت نمی‌کنم اما چیزهای بهتری به دست می‌آورم و هفته پرانرژی دارم. امیدوارم همه این حال خوشی که من دارم مخصوصاً سفر اولی‌ها بتوانند حسش کنند و در این جایگاه ببینمشان یک تشکر ویژه می‌کنم از هم‌سفرم که پا به‌پای من آمدند و خدا را شکر می‌کنم که این نعمت از من گرفته نشده و پابرجاست و امیدوارم همیشه پابرجا بماند. 

 

 

سخنان کمک راهنمای محترم  هم‌سفر شهناز :

 

خدا را شکر می‌کنم که در جمع دوستان محبت قرار دارم و خدا را شکر می‌کنم که یک‌بار دیگر این سعادت را به من داد که بتوانم در این جایگاه باشم. اول برای اینکه دچار منیت نشوم باید حقیقتی را بگویم اینکه کنگره اصلاً نیازی به من ندارد و این من هستم که به کنگره نیاز دارم من باشم یا نباشم علم بزرگ کنگره در حال چرخش است و این حقیقت را خانم فاطمه عزیزم با ورودشان متوجه شدند و وقتی وارد لژیون شدند گفتند خانم شهناز من به خاطر خودم آمدم لژیون به خاطر هیچ‌کس نیامدم . 

عاشق آموزش و خدمت بود ، انرژی خیلی بالایی داشت و خدا را شکر می‌کنم که این انرژی را در کنگره خرج کرد ، زمانی که سفر اول بود هفته‌ای دوتا سه تا سی دی می‌نوشتند برعکس تمام لژیون‌هایی که ره‌جوها کمک راهنما را اذیت می‌کردند خانم فاطمه را من اذیت می‌کردم و خیلی دوست داشتم که شادی و آرامش خانم فاطمه را ببینم و خوب می‌دانستند که شادی و آرامش را در کنار آموزش می‌تواند به دست بیاورد.

 این روز قشنگ را به آن تبریک میگم به آقا مجید تبریک می‌گویم و امیدوارم که در جایگاه‌های بالاتر ببینمشان و آرامش بالاتری را به دست بیاوردند به آقای مهندس به خاطر این تولد زیبا و قشنگ تبریک می‌گویم .

به آقای ایوبی عزیز که این‌قدر خوب خدمت می‌کنند ، تبریک می‌گویم به آقای صدیقی و خانم مهین عزیزم تبریک می‌گویم و آرزوی بهترین‌ها را برای تمام اعضای کنگره 60 دارم.

 

سخنان هم‌سفر فاطمه:

 

 بسیار تا بسیار سپاس گذارم که در این جایگاه قرار گرفتم و از همه عزیزان که با کامنت های بسیار زیبایشان و تبریک‌هایشان به ما انرژی دادند بسیار سپاس گذارم .به نظر من ، ما هرچند وقت یک‌بار برگذشته خود مروری داشته باشیم بد نیست که ببینیم کجا بودیم به کجا رسیدیم و به کجا می‌خواهیم برسیم به همین جهت من مروری کوتاه برگذشته  خودم می‌کنم.

همان‌طوری که می‌دانید تنها تکیه‌گاه هر دختری پدرش هست که من پدرم را در ده‌سالگی از دست دادم و همان زمان بود که نقطه‌ی شروع اینکه احساس پوچی و ناامیدی کنم آغاز شد . همین‌جا تشکر می‌کنم از مادر عزیزم که هم برای من مادر بود و هم پدر بود و با زحمت‌های بسیار زیادی من را بزرگ کردند و به اینجا رساندند. وقتی‌که من ازدواج کردم احساس کردم که تکیه‌گاه جدیدی پیدا کردم و همیشه دوست داشتم که ایشان در کنار من باشند ، دوست داشتم بهترین لحظات را در کنارشان  بگذرانم  ، خوب متأسفانه گاهی اوقات ایشان ترجیح می‌دادند که با دوستانشان باشند ، گاهی اوقات مسافرت‌هایی با دوستانشان می‌رفتند که من بسیار ناراحت می‌شدم و دوباره آن احساس تنهایی را در خودم حس می‌کردم و زمانی که پسرم به دنیا آمد بااینکه یکی از شیرین‌ترین لحظات زندگی هرکسی هست به خاطر تاریکی‌هایی که داشتیم نمی‌توانستیم زیبایی آن لذت را درک کنیم و باز دوباره احساس تنهایی کردم و مسافرم اکثر اوقات کنارم نبود. 

 من از اعتیاد ایشان خبر نداشتم و اطرافیان هم که می‌گفتند ، نمی‌خواستم باور کنم که اعتیاددارند تا این‌که یک روزبه من گفتند که من به یک مکانی می‌روم به نام کنگره 60 که آنجا بیشتر روی خودشناسی کار می‌شود چون‌که ایشان زیاد  تخریب مواد نداشتند بیشتر تخریب اخلاقی داشتند ولی من قبلاً اسم کنگره را برای درمان اعتیاد شنیده بودم  و همان موقع انگار دنیا روی سر من خراب شد و باز دوباره احساس کردم تکیه‌گاهی که داشتم از دست دادم و شکستم اما سکوت کردم و هیچ‌چیزی به ایشان نگفتم و در دلم گفتم که اگر اعتیاد هم داشته باشد خیلی خوب است که اقدام کرده برای درمانش و به هیچ‌کسی هم حرفی نزدم حتی مادر خودم و مادر مسافرم تا اینکه من آدرس سایت کنگره را از پوشه  ایشان برداشتم و راجب کنگره تحقیق کردم و مشتاق شدم که به کنگره بیایم و با اصرار به ایشان گفتم که باید من را به جلسه ببری و با ایشان یک روز پنجشنبه به کنگره آمدم و وقتی‌که به کنگره آمدم و این عشق بین بچه‌ها دیدم خیلی مشتاق شدم که بمانم. 

امروز چهار سال از آن روز می‌گذرد و من هرروز عاشق‌تر از دیروز دارم حرکت می‌کنم و هنوز وقتی به کنگره می‌آیم ، میدانم که خیلی از چیزها هست که من هنوز نیاز دارم که بعد چهار سال آموزش ببینم. من به این جمله ایمان آوردم که پایان شب سیه سپید است اگر خودمان بخواهیم و خودمان حرکت کنیم و اگر خودمان بخواهیم ، می‌توانیم تاریکی‌ها را تبدیل به روشنایی کنیم ، می‌توانیم مشکلاتی که در زندگی ما هستند را پله‌ای برای صعود خودمان استفاده کنیم و مشکلات و سختی‌های امروز ما درس‌هایی برای فردای ما خواهند بود. 

 تشکر می‌کنم از مسافر عزیزم که سفر بسیار خوبی را داشتند از اینکه به من اجازه ماندن و خدمت کردن در کنگره را به من دادند تشکر می‌کنم از آقای مهندس که نه‌تنها صورت‌مسئله اعتیاد را حل کردند بلکه صورت‌مسئله‌های بسیار زیادی را در زندگی ما حل کردند چراکه ما قبلاً برای حل کردن مشکلات خودمان می‌خواستیم آن‌ها را پاک‌کنیم. 

 صورت‌مسئله‌ای که روزی من مسبب تمام بدبختی‌های خودم می‌دانستم به جرات می‌گویم که بهترین راه تکامل من را ایجاد کرد و من این‌ها را مدیون مسافرم هستم و در کنارشان فوق‌العاده آموزش می‌بینم و از ایشان تشکر می‌کنم که من را در همه مراحل زندگی حمایت کردند. 

 جا دارد تشکر کنم از جناب آقای ایوبی بزرگوار که با آموزش‌های نابشان باعث شدند مسافر من به رهایی برسد و همچنین اهمیت خانواده را برای ایشان گوشزد کردند. تشکر می‌کنم از راهنمای بزرگوار خودم خانم شهناز عزیزم که اگر من امروز در این جایگاه هستم قطعاً به خاطر آموزش‌های ایشان آموزش صبر،عشق و خدمت تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند.

از آقای صدیقی ، اسیستانت محترم خانم مهین عزیز و مرزبانان  تشکر می‌کنم و باعث افتخارم هست که در کنار این سه بزرگوار آموزش می‌گیرم و تشکر می‌کنم از خانم زهره عزیزم که عشق بذر خدمت در سایت را ایشان در دل من کاشتند و امروز باافتخار می‌گویم که بیشترین بار آموزشی من در وبلاگ صورت گرفت.

 














مرزبان کشیک



ضمنا در این جلسه دیده بان محترم آقای علی مجدیان از نمایندگی شیخ بهایی اصفهان بازدید نمودند.





تایپ:مسافر حسن ، هم‌سفر مینا

عکاس:مسافر مجتبی

ارسال تصاویر:هم‌سفر محمدجواد

تنظیم:مسافر مصطفی

مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سه شنبه 9 مهر 1398 23:35
خدارا هزاربارشکر خانم فاطمه عزیزم به خاطر تولد سه سال رهایی مسافرتان.
تبریک به کمک راهنمایان محترم وخدا قوت خدمت خدمتگزاران در قسمت تهیه گزارش.
دوشنبه 8 مهر 1398 16:08
فاطمه ی عزیزم بسیار تبریک میگم در این جایگاه شما و مسافرتان را دیدم.انشاالله که در جایگاه های خدمت بیشتری شما را مشاهده کنم.بسیار عالی صحبت کردید.
مجید فروغی سلمان فارسی دوشنبه 8 مهر 1398 11:51
تبریک میگم خدمت مجید عزیز و همسفرشون و پسر دوست داشتنیشون .امیدوارم همیشه موفق و سر بلند باشید
محمود لریون12 میرداماد یکشنبه 7 مهر 1398 23:36
عرض سلام و ادب خدمت کلیه خدمتگزاران شعبه شیخ بهائی اصفهان و خدا قوت به استاد جلسه حسین آقا و تبریک به مسافر مجید. تا زمان آن سپری بشود جوانه ها از خاک بیرون می ایند و آن درختان که پوسیده و موریانه خورده همان اشجاری هستند که باز می شوند و بجای آن همان درختانی پر خواهند شد که سر به آسمان می گذارند شاکر از انجام عملی هستند که برای انها رقص در آسمان بوده است ببینید که چقدر از این جوانه ها در آینده به سما خواهند رفت
همسفر خاطره لژیون 14 شعبه شیخ بهایی اصفهان شنبه 6 مهر 1398 20:43
شکر خداوند بزرگ را که ما را لایق حضور در این مکان مقدس و جمع دوستان محبت قرار داده تا رشد کنیم و هر هفته شاهد رهایی ها و تولد یک خانواده به آرامش رسیده باشیم و طعم لذت خندیدن با هم را بچشیم و تلاش کنیم برای خدمت و قدردانی
تبریک فراوان به خانم فاطمه عزیز و مسافر محترم آقای مجید و پسر گلشون و خداقوت به کمک راهنماهای بزرگوارشان جناب آقای حسین و خانم شهناز
به امید اینکه پیام آرامش و رهایی در کنگره به تمام در راه ماندگان برسد
مسافر حسن شنبه 6 مهر 1398 17:31
سلام و درود به تمامی خدمت گزاران کنگره ۶۰ و خدا قوت به حسین آقا که بسیار زیبا صورت مسئله اعتیاد رو راجبش صحبت کردند و سومین سال رهایی آقا مجید رو خدمت خودش همسفرشان و تمامی اعضای کنگره ۶۰ تبریک میگم و آرزوی بهترین هارو براشون دارم
همسفرزهره ف شنبه 6 مهر 1398 16:33
خانم فاطمه عزیزبسیارخوشحالم وخداوندراشکرشکرشکربرای انجام این عمل عظیم
ازصمیم قلبم به شماوخانواده محترمتون تبریک میگم و
برای شمابهترینهاراآرزومیکنم.
خدمت آقای ایوبی وخانم شهنازعزیزتبریک عرض میکنم.
حسین ل۱۸ شنبه 6 مهر 1398 14:17
باسلام ودرودعرض تبریک به آقامجیدوهمسفرگرامیشان.انشاله که شال کمک راهنمایی را بر گردن آقامجید ببینیم.

همسفر سپیده از لژیون خانم خاطره شنبه 6 مهر 1398 12:49
سلام و خداقوت خدمت اعضای فعال شعبه شیخ بهایی.جایگاه استادی را به کمک راهنمای محترم آقای ایوبی تبریک میگم.و همچنین دوره نگهبانی جدید را به مسافر هادی و دبیر همسفر محمد جواد تبریک میگویم.
تولد ۳ سال رهایی مسافر مجید را به خودشان همسفر خوبشان و به پسر نازشون تبریک میگم همچنین به کمک راهنمایان محترمشان خانم شهناز و آقای ایوبی.
انشاالله که این دوعزیز در جایگاه های بالاتری خدمت کنند و ثمره خدمتهایی که در کنگره انجام میدهند را در زندگیشان ببینند.
بهترینها را برایتان ارزو دارم
همسفر شنبه 6 مهر 1398 10:13
تبریک ویژه به خانم فاطمه عزیز و مسافر محترمشون
خدا قوت به خدمتگذاران صدیق وبلاگ
الهام همسفر پژمان از لژیون ۱۴شیخ بهایی شنبه 6 مهر 1398 01:03
با ادب و احترام خدمت تمام اعضای کنگره

با تشکر و خداقوت به آقای حسین ایوبی به خاطر استادی زیباشون . بسیار آموزنده بود

و باز هم به خانم فاطمه و مسافر محترمشون آقا مجید تبریک میگم و بهترینها را برایشان آرزومندم
جمعه 5 مهر 1398 23:06
خداقوت خدمت مسافرحسن،مسافرمجتبی،مسافرمحمدجوادوهمسفرخانم مینا
همسفر محمدجواد جمعه 5 مهر 1398 22:23
سپاس از استاد عزیز حسین آقا که همیشه بسیار عالی موضوع را شرح می‌دهند!

و تبریک به آقا محید و همسفر گرامی‌شان! انشاالله که همیشه پیروز و سربلند باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic