گزارش جلسه عمومی روز پنجشنبه 98/06/28
جمعه 29 شهریور 1398 ساعت 20:51 | نویسنده این مطلب : مسافر حسن | ( نظرات )

به نام خالق عشق

روز پنج‌شنبه 98/6/28 چهاردهمین جلسه از دور بیستم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر مجید، استادی کمک راهنمای محترم مسافر محمدحسین و دبیری مسافر هوشنگ با دستور وادی چهاردهم و تأثیر آن روی من و دستور جلسه دوم اولین سال رهایی مسافر علیرضا رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود

ابتدا عشق ، عشق مخلوق به مخلوق است، سپس وارد عشق مخلوق به خالق می‌شود و پس‌ازآن عشق خالق به مخلوق.



 

سخنان استاد:

سلام دوستان محمدحسین هستم مسافر. همان‌طور که دبیر عزیز فرمودند، دستور جلسه امروز وادی چهاردهم یا وادی عشق و محبت" است.

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. من که می‌گویم کلام خود نیست، بلکه فردیست در جمع بیکران هستی؛ که باورش کار هر کس نیست، مگر معنی آن بداند که آن چیست. ارابه‌ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماورا به آنچه در زمین می‌گذرد نیازمندند؛ بشکافید، آنچه شکافتنی نیست، در دل‌سنگ بروید و ترکیب‌ها را جدا نمایید.

برای این‌که بپردازیم به وادی، باید این را درک کنیم که اصلاً عشق و محبت چیست و چگونه به وجود می‌آید. اساس هستی بر روی محبت شکل‌گرفته است. ما اگر بخواهیم به درک کاملی از این وادی دست پیدا کنیم، باید ۱۳ وادی را طی بکنیم تا به این وادی برسیم.

 از وادی اول که می‌گوید:با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد و بدون تفکر آنچه هست روبه‌زوال می‌رود، این خودش با وادی ۱۴ تقریباً از کلام و مفهومش یک معنا را می‌توان برداشت کرد. در وادی اول راجع به تفکر صحبت می‌کند و در این وادی در مورد عشق.  در وادی اول گفته می‌شود که بدون تفکر آنچه هست روبه‌زوال می‌رود و اینجا هم دقیقاً در وادی گفته می‌شود که زمانی که عشق و محبت نباشد مانند ظرف تهی است. زمانی که انسان در وادی ظلمت قرار می‌گیرد، برای این‌که بتواند این وادی را درک بکند، کم‌کم باید از درون خودش آن ناخالصی‌ها را جدا بکند تا به این درک برسد.

مثلاً آن استخری که آقای امین در جزوه جهان‌بینی در مورد آن صحبت می‌کنند، یکسری ورودی و خروجی‌هایی دارد و زمانی که این حس ردوبدل می‌شود، کم‌کم انسان چیزی را دریافت نمی‌کند و زمانی که چیزی را دریافت نکرد، نمی‌تواند پرداختش را هم بکند. 

 در سی‌دی هزینه آقای مهندس خیلی زیبا سخن گفتند که عشق هزینه دارد و برای این‌که بخواهیم به وادی عشق نزدیک شویم، باید از خودت بگذری؛ وقتی می‌خواهید چیزی را به کسی بدهید، باید در درون خود چیزی را داشته باشیم و پر باشی و باید هزینه‌هایش را پرداخت کرده باشی. هزینه آن چیست؟ اول باید از وقت خودت بگذری از مقامت بگذری، از خودت بگذری تا مفهوم واقعی عشق را درک کنی. 

 اگر بخواهم در مورد مراتب عشق صحبت بکنم، ابتدا عشق ، عشق مخلوق به مخلوق است، سپس وارد عشق مخلوق به خالق می‌شود و پس‌ازآن عشق خالق به مخلوق. زمانی که مخلوق به مخلوق می‌خواهد خدمت بکند، یک دوست‌داشتنی وجود دارد که شخص تا زمانی که منفعتی برایش وجود داشته باشد خدمت می‌کند و یک‌زمانی که منافع من به خطر می‌افتد، مهم است که آن دوست داشتن شکل می‌گیرد یا نه. این دوست داشتن به معنی خواستن خودمان است. 

 یک‌زمانی وجود دارد که من اگر بخواهم کسی یا چیزی را دوست داشته باشم، از خودم هم می‌گذرم. زمانی که عشق من به خالق است، سایه‌هایی وجود دارد که باید ببینیم آن‌ها چه چیزی هستند و همه‌چیزهایی که در هستی وجود دارد، مخلوقین خداوند هستند و زمانی که من بخواهم عشق به خالق را داشته باشم باید ابتدا عشق به مخلوق را داشته باشم پس در این صورت نمی‌توانم به پارک بروم و درختان را قطع کنم یا در کنار برکه محیط را آلوده کنم.

 حال می‌رسیم به مرحله عشق خالق به مخلوق که بالاترین مرحله عشق است و با این آیه از قرآن می‌گویم که یکجایی انسان می‌رسد که براثر تزکیه‌هایی که انجام داده است، به نفس مطمئنه می‌رسد و خداوند می‌گویند: "یَآ أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى‏ رَبِّکَ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً فَادْخُلِى فِى عِبَادِى وَادْخُلِى جَنَّتِى‏" و اینجا زمانی است که کاملاً تصفیه و پالایش انجام‌گرفته و خداوند می‌گویند اینجا تو می‌توانی رجوع کنی به خدا و همه‌چیز از تو راضی هستند و اینجا می‌توانی وارد بهشت من بشوی که بهشت یعنی آن آرامش و آسایش کاملاً بر تو حاکم باشد.

دستور جلسه دوم ؛ اولین سال رهایی مسافر علیرضا

 

دستور جلسه دوم تولد اولین سال رهایی مسافر علیرضا است که من به او تبریک می‌گویم. علیرضا زمانی که وارد کنگره شد باحال خرابی آمد. چند وقتی هم به خاطر سنش کنگره قبول نمی‌کرد که وارد تا این‌که بالاخره موفق شد، وارد سیستم بشود.

زمانی که آمد به لژیون، از همان ابتدا مشخص بود که آمده است درمان خودش را انجام بدهد. کاملاً دررفت و آمد هایش دقیق و منظم بود و در پارک هم یک دوره دبیر بود و همیشه سروقت بود چه در زمستان و چه در تابستان.

 حدود ۸ ماه که از سفرش گذشته بود رفت آبدارخانه برای خدمت و هنوز هم حدوداً مسئولیت را بر عهده دارد. و انشا الله که از این جایگاه یک جهشی داشته باشد. علیرضا کاملاً گوش‌به‌فرمان بود و در یک مقطعی از سفرش به دلیل کاهش دارو، بدنش جواب نمی‌داد و به او گفتم که دو هفته باید بروی سقوط آزاد(چون سقوط آزاد جنبه‌های مثبتی دارد برای ره‌جو) آن موقع روی پله ۰/۵ بود و پس از سقوط آزاد باوجوداینکه روی پله ۰/۴ آمد، خوابش تنظیم شد و بدنش هم خیلی خوب جواب داد. 


منظور این‌که هر چیزی به او می‌گفتم، کاملاً به مرحله اجرا درآورد. من بازهم به او تبریک می‌گویم و انشا الله که با کوشش خودش درهای بعدی را هم باز کند و به جایگاه بالاتر ارتقا پیدا کند. 

پس از سخنان استاد، مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 اولین سالروز رهایی مسافر علیرضا را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:


آرزو مسافر علیرضا:

آرزو می‌کنم که هر کس به کنگره می‌آید و رها می‌شود این رهایی به یاس و ناامیدی تبدیل نشود.

سخنان مسافر علیرضا:

 سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر

 تشکر می‌کنم از کسانی که مشارکت کردند و من را مورد لطف خودشان قراردادند. من در سفرم همیشه یا آخر همه می‌نشستم یا نفر ردیف اول می‌نشستم و همه پشت سر من بودند و کسی را نمی‌دیدم ولی الآن در مقابل این‌همه چهره خوب نمی‌دانم اصلاً چه بگویم.

 همه ما از دوران مصرف از تجربه‌های بد صحبت می‌کنیم و همه هم تجربیاتمان یکسان هست و یک وجه مشترکی داریم. من راننده ماشین سنگین بودم و اگر هم نمی‌خواستم مصرف بکنم ، اجبار می‌کردند به‌خصوص وقتی‌که باکسی هم سرویس بودم.

وقتی می‌دیدم شخصی که مصرف‌کننده است و بدون خواب بارش را می‌رساند به مقصد و من باید حتماً شب جایی کنار می‌زدم و می‌خوابیدم و صبح راه می‌افتادم و خیلی دیرتر بارم را تحویل می‌دادم و همین باعث شد تا به سمت مواد مخدر بروم.

 اوایل مصرف خیلی کمی داشتم ولی به‌مرورزمان مصرفم به روزانه چندین گرم رسید . در سال۱۳۸۶در جاده بندرعباس بودم که سکته کردم و پنج ساعت هم در لبه تیغ بودم و خدا را شکر خوب شدم . برای اینکه خانواده‌ام اذیت نشوند گفتم که من را به اصفهان انتقال بدهند.

درمرو دشت شیراز دکتری بود که به من گفت باید مصرف تریاکم هرچقدر است را به چهار قسمت تقسیم کنم و یک قسمت از آن چهار قسمت را در طی یک شبانه‌روز مصرف کنم. وقتی به اصفهان آمدم به دکتری دیگر مراجعه کردم و آن دکتر هم متوجه اعتیاد من شد و گفت نه کم می‌کنی و نه زیاد ولی باید به‌مرورزمان باید آهسته‌آهسته کم کنی .

ما وقتی به کنگره آمدیم یکسری امیدها روشن شد .امید به زندگی و خانواده‌ها برگشت ولی یکسری برمی‌گردند به دوران مصرف دوباره و این ضربه خیلی سخت‌تر از قبل است . بعضی‌ها هم میگویند من با پول خودم مواد مصرف می‌کنم و خانواده هم مایحتاجشان را می‌دهم و ضربه‌ای به کسی نمی‌زنم و کاری به کسی ندارم و ضربه‌ای هم به جامعه نمی‌زنم ولی مواد مخدر غولی است برای خودش و خیلی باید حواسمان جمع باشد. بازهم تشکر می‌کنم به خاطر مشارکت‌هایتان و فکر نمی‌کردم که دیده‌شده باشم و من خدمت نکردم که شما من را شرمنده کنید و من وظیفه‌ام را انجام دادم و خوشحال می‌شوم به دوستانم خدمت کنم .


در ضمن در این جلسه انتخابات نگهبانی روزهای پنجشنبه برگزار شد و مسافر هادی با کسب اکثریت آرا برای 14 جلسه نگهبانی انتخاب شد.

مرزبان کشیک


 


تایپ:مسافر حسن ، هم‌سفر محمدجواد

عکاس:مسافر مجتبی ، مسافر مسعود

تنظیم و ارسال تصاویر:مسافر مصطفی 

مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر اکبر چهارشنبه 3 مهر 1398 10:48
امروز خورشید پر نورتر از هر روز دیگه ایه، چون روز تولد عزیزی مثل تو فرا رسیده است.در ابتدا تبریک ویزه به کمک راهنمای عزیزم آقای آرندنیا عزیز و تبریک ویژه به علیرضا عزیز امیدوارم در جایگاه بالاتری شما را ببینم و همچنین جایگاه نگهبانی را به هادی عزیز تبریک میگویم.
همسفر محمدجواد شنبه 30 شهریور 1398 17:50
تشکر از آقا محمد حسین که بسیار زیبا در مورد وادی صحبت کردند. و تبریک به ایشان که رهجو خدمتگزاری مثل آقا علیرضا پرورش داده‌اند.


تبریک بسیار به آقا علیرضا؛ انشاالله که شما را در جایگاه‌های بالاتر ببینیم.
همسفر زهراق لژیون‌خانم زهره ت شیخ بهایی شنبه 30 شهریور 1398 15:40
خداقوت به تمام اعضای لژیون ۸ و کمک راهنمای محترم آقای آرندیان و تبریک‌ویژه به شما اعضای کنگره ۶۰و آقا علیرضا و آقای آرندیان..موفق و‌پیروز باشید⚘⚘⚘
داود ل20 شنبه 30 شهریور 1398 09:37
با سلام و عرض ادب
تبریک و تهنیت خدمت آقا علیرضا گرامی برای یکمین سال رهایی ایشان و تشکر و قدردانی فراوان برای زحمات و تلاش برای پیشبرد اهداف کنگره 60 و نیز عرض تبریک و احترام به کمک راهنمای گرامیشان آقای آرندیان.
با آرزوی سلامت و سعادت برای این عزیزان
همسفر سپیده از لژیون خانم خاطره شنبه 30 شهریور 1398 01:46
سلام و خدا قوت خدمت اعضای خوب شعبه شیخ بهایی.عرض تبریک و شاد باش دارم خدمت مسافر علیرضا.اولین سال رهاییتان را به شما ودر راس به خانواده محترم آقای دژاکام به کمک راهنمای بزرگوارتان آقای آرندیان و خانوادتان تبریک میگم.خیلی از صحبت هاتون لذت بردم خیلی رسا و شیوا صحبت کردید.
دست مریزاد و این تولد گوارای وجودتان باد.
باز هم بهتون تبریک میگم و انشاالله که در تمامی مراحل موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic