گزارش جلسه عمومی روز پنجشنبه 98/05/24
جمعه 25 مرداد 1398 ساعت 21:44 | نویسنده این مطلب : همسفر محمدجواد | ( نظرات )
به نام خالق عشق
روز پنج‌شنبه 98/05/24 نهمین جلسه  از دور بیستم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر  مجید،  و استادی کمک راهنما محترم مسافر حسین و دبیری مسافر  هوشنگ بادستور جلسه: "کار ، تحصیل ، قدرتو دستور جلسه دوم :سومین سال رهایی مسافر حسن رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


بذری را که ما در کنگره می‌پاشیم، محصولش توانایی‌ای است که در بیرون، در محیط کار یا خانواده بدست می‌آوریم.



 در مورد دستور جلسه کار، تحصیل، قدرت اگر بخواهم صحبت کنم، اکثر دوستانی که اعتیاد پیدا کردند دلیل‌اش این بود که توانایی مضاعفی را از آنچه که داشتند طلب می‌کردند و این توانایی در همه جهات می‌توانست شکل بگیرد حتی در ارتباط برقرار کردن در ابتدا مصرف مواد مخدر انگار که ما را داشت به آن کعبه آمال و آرزوها می‌رساند و آن چیزی را که ما در صور پنهان آرزو داشتیم ولی در واقعیت نبود، در ابتدا کار این اتفاق افتاد ولی مواد مخدر همان قدرت و توانایی را که در ابتدا به ما داد، همان را پس از ۲-۳ سال شروع کرد به پس گرفتن و حتی از آن چیزی هم که بودیم، پایین‌تر و پایین‌تر! 

اینجا آقای مهندس کار، تحصیل و قدرت را در موردش صحبت می‌کند. به نظر من، زمانی که به کنگره وارد می‌شویم، ما ۲ کار را انجام می‌دهیم: یکی درمان مواد مخدر؛ اینجا از ترک مواد مخدر صحبت نمی‌کنیم چون ما بهتر از هر کسی می‌دانیم که اگر قرار باشد رفتارهای یک فرد مصرف‌کننده بعد از درمان در فرد باقی بماند، شرایط بدتر می‌شود هم برای خودمان، هم خانواده و هم کار زیرا در زمان مصرف با آن رفتار‌ها چون فرد در وادی اعتیاد است، خودش حداقل احساس بدی زیاد ندارد؛ دیگران هم کمی به او حق می‌دهند ولی اگر از اعتیاد خارج شود ولی هنوز همان رفتارها باشد، خودش را در یک جهنم خاص قرار می‌دهد. 


دوم هم از تعادل صحبت می‌کنیم ، هدف در کنگره ۶۰ رسیدن فرد مصرف‌کننده به تعادل است. تعادل هم بدون قدرت غیر ممکن است یعنی شما اول باید قدرت داشته باشی تا بتوانید تعادل را ایجاد کنید. 

اگر بگوییم قدرت معنویات است و هزاران بار بگویم که معنویات خوب است که خوب هم هست ولی همین معنویات که داریم در مورد آن صحبت می‌کنیم و در کنگره در این مسیر داریم قدم برمی‌داریم ولی اگر آن نیرو و انرژی که آقای مهندس از آن یاد می‌کنند که همان پول (پول همان زائیده کار است.) و یا کار هست نباشد، عملا کار خاصی را نمی‌توانیم انجام دهیم به دلیل این که قدرت خاصی را نداریم تا آن را انتقال بدهیم. 

به نظر من قدرت همان بذری است که ما در کنگره می‌کاریم و به همان میزان که در بیرون آن قدرت را کسب می‌کنیم، آن محصولی است که ما توانسته‌ایم از کنگره برداشت کنیم یعنی چیزی که به درد ما خورده است. و بیشترش شاید به نظر من به درد ما نخورده است. ما اگر به کنگره می‌آییم و در مورد خیلی از چیزها صحبت می‌کنیم، تا آن میزان به دردم خورده است که قدرت واقعی را در بیرون پیدا کرده‌ایم.


 حال قدرت واقعی در بیرون کجاست؟ 

وقتی که کار درست باشد و یا تحصیل در بعضی افراد، من می‌توانم این قدرت و نیرو را انتقال بدهم به خانواده، کنگره و خودم. پس بعد از سفر اول مسئله کار فوق العاده مهم است، چون قدرت می‌دهد پس اگه اینقدر تاپ وجود نداشته باشم من نمی‌توانم واقعیات زندگی مثل خرج خانواده و... را حل کنم که زائیده کار است پس من نمی‌توانم کار را دست کم بگیریم.

 پس بذری را که ما در کنگره می‌پاشیم، محصولش توانایی‌ای است که در بیرون، در محیط کار یا خانواده بدست می‌آوریم. هر چقدر این توانایی را بدست آوردیم، چیزی است که به درد ما در کنگره خورده است و بقیه اش به نظر من خوشگل صحبت کردن است که در واقع ما را به آرامش نخواهد رساند.


دستور جلسه دوم سومین سال رهایی مسافر حسن


خیلی خوشحال هستم که خداوند این توفیق را به من داد که با حسن در مسیر من قرار گرفت، یا من در مسیر حسن قرار گرفتم. تفکری که کنگره و یک راهنما دارد این است که یک نفر را می‌خواهد که این مسیر ادامه به آن مسیر باشد و این انتقال پیدا کند به دیگران و بسط پیدا بکند. مسلما حتی برای فردی که می‌آید به لژیون و رها می‌شود و بعد از کنگره می‌رود و دیگر به کنگره نمی‌آید هم خیلی خوشحال هستیم چون به گفته کلام الله نجات یک نسل برابر نجات تمام انسان‌ها است ولی این نسلی که ادامه‌دار است تا برسد به خود آقای مهندس، وقتی یک رهایی رخ می‌دهد بسیار لذت بخش و انگیزه بخش است برای راهنما. 

حسن خدمتی که در کنگره می‌کند فوق العاده زیاد است. خیلی از برخوردهایی که من از ابتدا با حسن داشتم، اکثر مواقع سختگیرانه بود چون اطمینان داشتم که این سختگیری که من می‌کنم، حسن نه کنگره را رها می کند و ظرفیت این سختگیرانه برخورد کردن من را دارد یعنی هرچه قدر راهنما بیشتر با تندی صحبت می‌کند، این ظرفیت را ابتدا در رهجو می‌بیند.

 حسن یک نفری بود که در اعتیاد خیلی تخریب آنچنانی نداشت، اما از نظر شخصیتی بسیار زود رنج بود ولی الان می‌دانم که در این شرایط سخت آن قدر آب دیده شده است که دیگر از آن زودرنجی خبری نیست و شخصیت محکمی دارد و این شخصیت محکم به نظر من به او اجازه می‌دهد که در آینده در کنگره بهترین خدمت‌ها را داشته باشد و من مطمئن هستم که این توانایی را در کنگره دارد.


 فقط به خودم و حسن توصیه می‌کنم که ما ۲ کار را باید انجام بدهیم و ببینیم روزی که در کنگره نبودیم و حال و احوالات ما در چه حدی بود و چه افراد و اشخاصی در اطراف ما بودند و الان که در کنگره هستیم، هدف ما از این که در کنگره هستیم چه چیزی است و این حاصلی که ما می‌توانیم برداشت کنیم چه چیزی است چون اگر که اشتباه این حاصل و محصول را بشناسیم، به بیراهه خواهیم رفت چون خداوند می‌فرمایند و در ادامه حقیقت نقاب از رخ برخواهد داشت.


 آن کسی که می‌خواهد خدمت کند در موقعیت‌های سخت قرار خواهد گرفت، و مورد قضاوت قرار خواهد گرفت و خداوند می‌گویند پس نگذشته است از گذرگاه سخت، و تو چه می‌دانی که چیست آن گذرگاه سخت، آزاد کردن انسان و این معنی نمی‌دهد که ما یک گذرگاه سخت داشته باشیم، ما هر روز با این گذرگاه‌های سخت دست و پنجه نرم می‌کنیم یعنی گذرگاه سخت برای ما جاری است برای تکامل. و ما مثلا وقتی می‌گوئیم سلام دوستان حسین هستم مسافر و دو ماه رها هستم تمام این سختی‌ها را می‌پوشاند.



  پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 سومین سالروز رهایی مسافر حسن را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم: 




آرزو مسافر حسن:

 هر کس که به کنگره می آید میخواهد به یک حال خوش برسد و در این مسیر صددرصد میرسیم ولی از خداوند میخوام که این ظرفیت و به ما بدهد که این حال خوش باعث نشود که خودمان را از خدا بالاتر بدانیم.

سخنان مسافر حسن:

تشکر میکنم از دوستانی که در این تولد شرکت کردند تشکر از استاد عزیزم  حسین آقا که حدود چهار سال است که برای من زحمات زیادی کشیدند و هر چه سفرم جلوتر می رفت بیشتر حواسشان به من بود ،  خیلی خوشحالم که راهنمایم هنوز هم حواسش به من است و این برای من خیلی ارزش دارد ، تشکر میکنم از شما چون در چهار سال هرچیزی به دست آوردم به خاطر تلاش های شماست و خیلی خوشحالم در کنار شما هستم.

 از مادرم تشکر میکنم که یک عمر برای من زحمت کشیدند و اذیت شدند ، مادرها هیچ توقعی ندارند و در این چهار سال هم خیلی به من کمک کردند شاید در کنگره نمی آمدند ولی خیلی کمکم کردند  و از همین جا دستشان را میبوسم  و انشالله بتوانم فرزند خوبی برایشان باشم.


 از خواهرانم تشکر میکنم که در این جشن شرکت کردند و بنده را سرافراز کردند و انشالله بتوانم برادر خوبی برایشان باشم و داشتن خواهر نعمت بزرگی است. از شوهر خواهرانم هم تشکر میکنم که مثل برادرانم می مانند. از پدرم تشکر میکنم و انشالله بتوانم جبران اذیت هایی که کردم را انجام بدهم و از همین جا دستشان را می بوسم .


من تخریب زیادی نداشتم و داشتم از مصرف مواد لذت میبردم ولی کنگره که می آیم الگو بودن خیلی مهم است و تغیراتی که ایجاد می شود به حرف و کلام کسی به کنگره نمی آید.

من کنگره را با سختی آمدم ، دو ماه قبل از اینکه سفرم را  شروع کنم، می آمدم کنگره ولی فقط می آمدم پارک  و دلیلش هم این بود که من داشتم از مواد لذت می بردم و علت سفر من تغیراتی بود که در کنگره روی بچه ها می دیدم و آرامش خاصی که در بچه ها می دیدم و متوجه شدم اینجا می تواند آن جایی باشد که من را به آرامش می رساند.

در مورد این مسائل کنجکاو شدم و آمدم پارک و دیدم خیلی اینجا عجیب است و با بیرون فوق العاده متفاوت هستند و زندگی شان جدا از این جامعه است. چرا اینجا همه همدیگر را دوست دارند؟ چرا به هم محبت میکنند؟ چرا امید دارند؟ و ورزش میکنند؟

 من هم به دنبال همین بودم و تصمیم گرفتم که به کنگره بیایم اما هفته ایی که میخواستم بیام داخل کنگره شیطان نگذاشت چرا چون  دوستانم زنگ زدند و گفتند به باغ برویم و مصرف کنیم و همین باعث شد دو هفته عقب بیفتم از کنگره.  وقتی آمدم کنگره مثلث جهالت من کامل بود . فوق العاده آدم ترسویی بودم ، فوق العاده ناامید بودم و منیتمم که عجیب بود هم پنهان بود و هم آشکار  و واقعا آن ترس و ناامیدی داشت عذابم میداد ولی منیت داشت به من حال می داد .


 ما در تولد ها فقط خوبی افراد را می گوییم و تبریک می گوییم و می گوییم که فلان کس آدم خوبی است و خدمت میکند ولی روز اول آن فرد را  کسی یادش نمی آید و فقط راهنما خوب یادش است و من این نبودم ، آن قدر من در این ترس ها و نا امیدی گیر کرده بودم که ارتباط بیرونم قطع شده بود و هیچ جا نمی رفتم و تمام تشنج هایی که در خانه به وجود می آمد ، تقضیر من بود و الان متوجه می شوم  و قبلا همه را مقصر میکردم و  الان متوجه می شوم که بخاطر بی تعادلی من بوده است.

 از سر کار می رفتم خانه ، شام می خوردم ، می رفتم تدر اتاقم و با ناامیدی خودم کلنجار میرفتم که این چه زندگی که من دارم نه قدرتی دارم که شغلی برای خودم ایجاد کنم نه در آمد خوبی دارم و فقط می گفتم که نمی شود و این نمی شدم ها به ناامیدی من قوت میداد و هیچ حرکتی هم نمی توانستم انجام بدهم.

 این ها برای آشوب های درونی خودم بود و در سفر اول همه فکر میکردند که خیلی خوب ، عالی و نرمال هستم ولی این آشفتگی درون خیلی بدتر بود. آن کسی که مواد مصرف میکند و ظاهرش تغیر میکند این خیلی قابل حله است  تا کسی که درونش آشفتگی دارد.

 منی که با صحبت های کسی زود رنجیده خاطر میشدم و سریع ناراحت میشدم و در سفر اولم خیلی از بچه ها بخاطر این منیت ها از من خوششان نمی آمد چون خودم  را بالاتر میدیدم و دوست داشتم از همه ایراد بگیرم و اصلا حواسم به خودم نبود و فقط یک نفر از این اشفتگی ها خبردار بود و او هم راهنمای من بود.
















گل رهایی


مرزبان کشیک




تایپ:مسافر حسن ، همسفر محمد جواد

عکاس:مسافر مسعود

تنظیم و ارسال تصاویر:مسافر مصطفی
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر بهزاد جلالی دوشنبه 28 مرداد 1398 00:43
عرض تبریک خدمت راهنمای گرامی حسن آقا و خداقوت شادباش خدمت راهنمای گرامی حسین آقا گوارای وجودتان
FJ1 یکشنبه 27 مرداد 1398 23:46
حسن عزیز مبارکت باشه
همسفرزهرا.م شنبه 26 مرداد 1398 18:52
تبریک به استادوراهنمای حسن آقاوتبریک مضاعف به حسن اقا،که توانستندباجهالت خودبجنگند.
ممنون ازبیان تجربیات
داود ل20 شنبه 26 مرداد 1398 08:31
با سلام
از فرط خوشحالی در پوست خودم نمیگنجم امیدوارم استاد گرامیم حسن آقا در تمام مراحل زندگی و بخصوص رسالت مهمی که برعهده دارند همیشه موفق و موید باشند و این سومین سال رهایی را خدمت ایشان و کلیه اعضا کنگره تبریک و تهنیت عرض مینمایم.
محسن قاسمپور شنبه 26 مرداد 1398 05:54
تبریک خدمت حسن عزیز و راهنمای محترمشان
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات