گزارش جلسه عمومی روز پنجشنبه 98/03/23
پنجشنبه 23 خرداد 1398 ساعت 23:50 | نویسنده این مطلب : مسافر مصطفی | ( نظرات )
به نام خالق عشق
روز پنج‌شنبه 98/03/23 جلسه اول از دور بیستم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر  مجید،  و استادی کمک راهنما محترم مسافر علیرضا و دبیری موقت  مسافر  ولی الله بادستور جلسه:وادی دهم و تاثیر آن روی من  و دستور جلسه دوم: اولین سال رهایی مسافر امیر رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.



قط انسان می‌تواند جاری باشد یعنی هرلحظه و هر آن می‌تواند صفت خودش را تغییر بدهد چه از بد به خوب و یا از خوب به بد..

 سخنان استاد :

سلام دوستان علی هستم مسافر.

 دستور جلسه هفتگی وادی دهم و تأثیر آن روی من و دستور جلسه دوم تولد یک سال رهایی امیر عزیز است که در ادامه به آن‌هم می‌رسم.

قبل از اینکه بخواهم در مورد دستور جلسه صحبت کنم این را باید بگویم که آقای مهندس این وادی‌ها را که آوردن حاوی مطالب بسیار آموزنده است ولی در ادامه ، این وادی و دستور جلسه است که باید روی من  تأثیر بگذارد که درست است که من وادی رو می‌خوانم و می‌نویسم  ولی هیچ اثری روی من نداشته باشد برای من هیچ معنایی ندارد و دارم وقت خودم را تلف می‌کنم .

ما باید هر وادی را که مطالعه می‌کنم باید تأثیری روی من داشته باشد  منظورم این است من اگر کمکی به شخصی می‌کنیم و یا خدمتی انجام می‌دهم باید یک برداشتی از آن داشته باشم من تأکید می‌کنم که بعد از خواندن هر وادی ببینیم که چه تأثیری روی من و کارهایم داشته است.

 اگر بعد از آموزش و آمدن به کنگره اثری و نتیجه‌ای روی من و کارهایم نداشته باشد برای من هیچ فایده‌ای ندارد. وادی دهم می‌گوید صفت گذشته در انسان صادق نیست ، چون جاری است من در ادامه این را  به آن اضافه می‌کنیم  چون انسان جاری است معنی صفت همه دوستان اطلاع دارند که خاصیت و ویژگی است که انسان دارد که جاری بودن انسان مطرح می‌کنند.

در کلیه موجودات فقط انسان می‌تواند جاری باشد یعنی هرلحظه و هر آن می‌تواند صفت خودش را تغییر بدهد چه از بد به خوب و یا از خوب به بد  برای مثال در حیوانات گرگ یا شیر درنده‌خویی در وجودشان هست و نمی‌تواند آن را تغییر بدهد ولی در مورد انسان این‌طور نیست انسان می‌تواند از بالاترین نقطه به پایین‌ترین سقوط کند و یا برعکس می‌تواند صعود کند .

شخصی که وارد کنگره می‌شود اگر این صفت خودش را بخواهد تغییر بدهد اولین چیزی که مدنظر است آموزش می‌باشد ما باید آموزش ببینیم که بتوانیم صفت بد  را به صفت خوب تغییر بدهیم. 

صفت گذشته در انسان صادق نیست  چون جاری است . شهر به‌یک‌باره طغیان دچار می‌گردد ، امّا نسیم آرام الله پس از چندی در تمامی آبادی‌ها حاكم می‌شود و عظمت و سلامتی بازمی‌آید و شما از آن بهره بیشتری می‌برید. دوستان همه سلام می‌رسانند و از خداوند و نگهبانان شاكر هستند كه وصل‌ها را انجام می‌دهند تا همه‌چیز در كائنات به رحمت الهی سیراب گردد. در مقر شما دوستان هرلحظه این روند و تكامل را بامحبت حس می‌نمایند. آنانی كه مجذوب رحمت قدرت مطلق می‌شوند به ارتقاء می‌رسند ، آنانی كه فقط به سورچرانی مشغول‌اند نصیبی ندارند ، می‌فهمی كه چه می‌گویم ، چهارپایانی كه به دنبال پاهای اضـــافی می‌گردند تا خود را محكم در زمین نگه‌دارند. امّا نمی‌دانند كه بدون دست‌وپا سر بر سجده الله بسیار آسان است. فقط تمنای دل می‌خواهد كه با آن فاصله بسیار دارند مانند نابینایان در روزبه دنبال شب می‌روند. آن‌كس كه باید بداند می‌داند و آن می‌كند كه حق می‌كند. دوستان دایره‌وار دف بر دست به سماء مشغول‌اند و نیایش حق‌تعالی را می‌نمایند.جمعی از مستان از باده الهی .

در ابتدای متن که می‌گوید ؛ شهر به‌یک‌باره طغیان دچار می‌گردد ، امّا نسیم آرام الله پس از چندی در تمامی آبادی‌ها حاكم می‌شود و عظمت و سلامتی بازمی‌آید شما وقتی وارد کنگره می‌شود دقیقاً این ولوله و آشوب هست و این حس در وجودتان به وجود می‌آید .

 اگر دقت کرده باشید قدیمی‌ها می‌گفتند صدبار اگر توبه شکستی بازآی ، درب رحمت الهی بر روی عزیزان باز است چه برای درمان اعتیاد یا هر مشکلی داشته باشید باز است ، ما گاهی اوقات رد پای خداوند در کارهای خودمان را حس می‌کنیم و به خودمان می‌گوییم به مو رسیده ولی پاره نشده این دقیقاً همان رحمت الهی است.

 حالا منظور شهر وجودی است که دچار دگرگونی می‌شود این است که  وقتی رحمت خداوند شامل حالمان می‌شود گاهی افراد هستند که متأسفانه به مقام پول و جایگاه می‌چسبند و ول نمی‌کنند این افراد همان افراد تک‌بعدی هستند در وادی‌های بعدی گفته می‌شود انسان اگر می‌خواهد به تکامل برسد باید از تک‌بعدی دربیاید و به انسان دوبعدی تبدیل بشود . وقتی بخواهد این تغییر ایجاد بشود ما نیاز به آموزش نیاز به راهنما داریم نیاز به کسی داریم که راه‌بلد باشد و این راه را برای ما روشن کند . 

 

دستور جلسه دوم ؛ اولین سال رهایی مسافر امیر

 

 آقا امیر سفر خوبی داشتند ، چند ماه اول کنگره جدی نگرفتند اما بعد از آن شروع به نوشتن سی دی و خدمت کردند، یکی از ارکان موفقیت ایشان وجود همسفرشان هست. من این روز را خدمت آقا امیر و همسفران محترمشان و راهنمای همسفرشان تبریک عرض می کنم و امیدوارم ایشان را در جایگاه کمک راهنمایی ببینیم.


   پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 اولین سالروز رهایی مسافر امیر را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم: 

 

اعلام سفر مسافر امیر: 

 


 

:آرزو مسافر امیر

.آرزو می‌کنم که هیچ مردی دستش جلوی هیچ نامردی دراز نشود 

آرزو هم‌سفر ندا:

آرزو می‌کنم که آقای مهندس و تک‌تک شما عزیزان که در جشن ما حضور دارید هر آرزویی دارید اگر به صلاحتان هست به آن برسید.  

 

 آرزو هم‌سفر کیانا:

من آرزو می‌کنم که همه  مردهایی که در این جمع هستند به رهایی برسند.

 

سخنان مسافر امیر:

 

من هم اگر بخواهم از گذشته  خودم بگویم در سن 10-11سالگی با مواد آشنا شدم اولین باری که مشروب را امتحان کردم 10سالم بود ، اولین باری که تریاک کشیدم 11 سالم بود و  اولین باری که حشیش را امتحان کردم 13سالم بود. درواقع در سن 21 الی 22سالگی مصرف موادم هرروزی شد.

در سن 27سالگی توانستم به ان ای بروم و پس‌ازآن الکلی شدم و برگشت خوردم روی مواد و وقتی برگشت خوردم شیره مصرف کردم.

 

 صاحب فرزند شدم و دیگر نتوانستم در خانه مصرف کنم و به اصرار خانمم که دوست نداشت بچه‌ها ببینند من هم مجبور شدم که به بیرون از خانه مصرف کنم و برای مصرف به مغازه یکی از دوستانم که تعویض‌روغنی داشت رفتم ، دوستم به من گفت: تریاک مصرف نکنم چون خیلی بو می‌دهد و ازآنجا  بود که مصرف شیره من شروع شد و این مصرف ادامه داشت تا زمانی که یکی از دوستانم به نام کمال که به کنگره می‌آمد را دیدم ، کمال شربت اوتی را می‌گرفت و می‌آمد پیش ما که مصرف‌کننده بودیم شربت‌هایش را به من می‌داد من هم در عوضش به او شیره می‌دادم.

 

 به او گفتم تو چطور کنگره‌ای می‌روی که می‌آیی کنار ما و مواد می‌گیری ، گفتم اگر من جای تو بودم و می‌رفتم کنگره با این توصیفاتی که تو میگویی اصلاً نمی‌کشیدم که دوستم در جوابم گفت کنگره لژیون تازه واردینش باز است ، می‌توانی بروی.  دایی من که هم پیک من بود گفت که من در کنگره رفیقی دارم به اسم محمد  می‌خواهی به آن  زنگ بزنم و  ازآنجا ورود من به کنگره شروع شد.

 

اوایل که واردشده بودم وقتی می‌آمدم بعد کنگره می‌رفتم مواد مصرف می‌کردم و به خانواده‌ام به‌دروغ می‌گفتم که تا دیروقت کنگره هستم ولی از زمانی که خوردن شربت را شروع کردم دیگر هیچ خطایی نکردم تا دوماه اول خیلی ایمان و اعتقادی به کنگره نداشتم ،  می‌آمدم و می‌رفتم و سی‌دی‌هایم را نمی‌نوشتم.

 

 زمانی که راهنمایم دلیل می‌خواست توجیه می‌کردم و می‌گفتم من حتی در مدرسه هم از نوشتن بدم می‌آمد و  سه ماه سفر بودم که به‌طورجدی شروع به نوشتن کردم  که اولین استادی در لژیون به من داده شد و موضوع آن‌هم وادی دهم بود.

 

 سال پیش چنین روزی من برای رهایی رفتم تهران و من تغییری که در کنگره دیدم این بود که من در زمان مصرفم وقتی‌که می‌خواستم به مسافرت بروم هفت گرم تریاک برمی‌داشتم وقتی هم می‌رسیدم بازهم می‌خریدم که کم نیاورم ، چند  سیم و پیک‌نیک هم در ماشین جا ساز می‌کردم که به مشکل برنخورم ولی زمانی که برای رهایی رفتم تهران بین راه می‌خواستم قهوه درست کنم و کبریت و فندک نداشتیم این همان تغییر ، تبدیل و ترخیص بود منی که همیشه در ماشینم دو عدد پیک‌نیک و فندک داشتم حالا حتی یک‌دانه فندک هم نداشتم.

 

 خدا را شکر می‌کنم خیلی از دوستان تشکر می‌کنم که در جشن تولد من حضور داشتند و در سفرم به من کمک کردند از آقای مهندس تشکر می‌کنم از راهنماهای خوبم تشکر می‌کنم از راهنمای سیگارم تشکر می‌کنم از هم‌سفران خوبم تشکر می‌کنم و همچنین از راهنمایان هم‌سفرم  تشکر می‌کنم و خیلی سپاسگزارم که به حرف‌هایم گوش کردید.

 

 

سخنان کمک راهنما محترم هم‌سفر زهره:

 

من در ابتدا خدا را شکر می‌کنم که این توفیق را به من داد که برای اولین بار در این جایگاه قرار بگیرم و در ادامه از مسافر عزیزم تشکر می‌کنم که بااینکه خودشان از کنگره دور بودند ولی همیشه مشوق و پشتیبان من بودند و اگر امروز من اینجا هستم به خاطر همراهی‌های ایشان است.

 این جشن تولد را به جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم و به همه عزیزانی که در این جشن باشکوه شرکت کردند تبریک می‌گویم به کمک راهنمایان محترم آقا امیر این روز را تبریک می‌گویم، خدمت آقا امیر خدا قوت عرض می‌کنم واقعاً زحمت کشیدن به ایشان تبریک می‌گویم امیدوارم در مسیری که دارند حرکت می‌کنند بهترین‌ها برایشان اتفاق بیفتد.

 به کیانا و کیان مهر عزیزم تبریک می‌گویم که همیشه همراه بودند و نقش کارسازی داشتند تبریک ویژه می‌گویم به ندا عزیزم شاید حرف‌هایی که می‌زنم تکراری باشد اما ایشان واقعاً حضورشان در کنگره فعال بود هیچ موقع صندلی ایشان خالی نمی‌ماند ،واقعاً خواستار تغییر بودند ، ره‌جوی فعالی بودند ، سی‌دی‌هایشان را با دقت گوش می‌کردند و  وقتی‌که سی دی را از ایشان می‌خواستم به‌جای اینکه از سی دی بگویند از تجربه‌های شخصی خودشان با توجه به برداشتشان از سی دی می‌گفتند و این نشان‌دهنده دقت ایشان بود و از خداوند می‌خواهم که خدمت‌گزار واقعی بشوند در کنگره برایشان بهترین‌ها را آرزو می‌کنم و امیدوارم که در جشن سه سال رهایی‌شان ندا و آقا امیر با شال نارنجی کمک راهنمایی در این جایگاه قرار بگیرند.

  

سخنان هم‌سفر ندا

 

من اول خدا را شکر می‌کنم که با این مکان مقدس آشنا شدم از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که این خانه امید را به وجود آوردند که ما بیاییم آموزش بگیریم و به آرامش برسیم از کمک راهنمایان مسافرم تشکر می‌کنم که با آموزش‌های خیلی خوبشان محبت بلاعوض را به ما یاد دادند از کمک راهنمای خوب خودم تشکر می‌کنم اول خانم نسیم عزیز و بعد خانم زهره عزیز ، از مسافرم تشکر می‌کنم اول به خاطر اینکه مصرف‌کننده شد و این افتخار را نصیب من کرد که در جمع شما دوستان بامحبت قرار بگیرم و آموزش بگیرم.

 امیر در دوران مصرف خیلی بی‌خیال بود و تنها چیزی که جدی گرفت درمان اعتیاد و سفرش بود و این‌ها را مدیون آقای علیرضا هستم و با آموزش‌های خوبی که گرفت و سفر خیلی خوبی داشت نه‌تنها جرقه بزرگی برای خانواده‌مان بود بلکه جرقه بسیار بزرگی برای فامیلمان بود و باعث شد که خیلی عزیزان من که مصرف‌کننده بودند به کنگره بیایند.

 

 من همیشه دوست داشتم که معجزه ببینم و تک‌تک شما مسافران الآن برای من معجزه هستید من در کنگره یاد گرفتم با یک انگشت می‌شود چشمی را کور کرد با همان انگشت می‌توانی اشک چشمی را پاک‌کنی پس من وقتی‌که کنگره آمدم سعی کردم اشک چشمانم را پاک‌کنم تا بهتر ببینم. از مادر شوهر عزیزم تشکر می‌کنم و در آخر از تک‌تک عزیزان که کمک کردند ما به این جایگاه برسیم تشکر می‌کنم.

 

سخنان هم‌سفر کیانا: 

من هر کتاب داستانی می‌خوانم یک قهرمانی دارد ، هر فیلمی می‌بینم یک قهرمانی دارد ، هر برنامه کودکی می‌بینم یک قهرمانی دارد ، قهرمان زندگی من هم بابام است من به بابام افتخار می‌کنم که در  این دو سال توانست خودش را به رهایی برساند از خانم آنی و آقای مهندس و راهنماهای مامانم و بابام تشکر می‌کنم.







 



گل رهایی


خدمتگزارن






مرزبان کشیک

تایپ:مسافر حسن و مسافر جواد 

عکاس:مسافر امیرحسین 

تنظیم:مسافر مصطفی

مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر وجیهه نمایندگی سلمان چهارشنبه 29 خرداد 1398 16:43
ضمن عرض سلام خداقوت خدمت خانم زهره ف وتبریک ویژه خدمت خانم نداومسافرش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic