گزارش جلسه عمومی روز پنجشنبه 98/03/09
شنبه 11 خرداد 1398 ساعت 01:22 | نویسنده این مطلب : همسفر محمدجواد | ( نظرات )
به نام خالق عشق
روز پنج‌شنبه 98/03/09 جلسه سیزدهم از دور نوزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر  علیرضا،  و استادی دیده بان محترم مسافر احمد حکیمی و دبیری  مسافر اکبربادستور جلسه:   کتاب عبور از منطقه 60؛ درجه زیر صفر و تصاویر  رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.



 مهم این نیست که نقش شاه را بازی می‌کنیم یا گدا را ، مهم این است که آن کاری را که انجام می‌دهیم ، درست انجام بدهیم.

سلام دوستان احمد هستم مسافر.

 از خداوند سپاسگزارم که توفیق داد امروز در این جلسه در خدمت شما عزیزان حضور داشته باشم. به همه خدمتگزاران در این نمایندگی خدا قوت می‌گویم امیدوارم از خدماتی که انجام می‌دهند بهره لازم را ببرند. این واقعا توفیقی است که خداوند نصیب هر انسانی نمی‌کند که اجازه خدمت کردن به هم‌نوع را بدهد. 

قبل از این که در مورد دستور جلسه صحبت کنم، در سی‌دی کنش آقای مهندس فرمودند که من امسال بنا دارم که به ساختار همسفرها را توجه کنم و ساختار همسفرها قوی بشوند و اعضا بدانند که بخش همسفران هم مثل مسافرها باید بسیار پرقدرت و با حضور پررنگ طبق شرایط خاص خودشان را ادامه بدهند. 

و این توازنی که در بعضی شعب وجود دارد و در بعضی جاها کم‌رنگ‌تر است که در دو بخش خودش را نشان می‌دهد؛ یکی آموزش راهنما و دیگری در درون خود فرد مسافر. یعنی فرد مصرف کننده که وارد کنگره می‌شود نسبت به خانواده‌اش چه فکری می‌کند؟ یا چه تصوری دارد؟ یا چه اندیشه و جهان‌بینی دارد؟ و توازنی که باید بین مسافر و همسفر باشد در این نمایندگی، خیلی وجود ندارند و این توازن را باید ما به وجود بیاوریم که راهنما‌ها باید توضیح بدهند به رهجو.

دستور جلسه این هفته کتاب ۶۰ درجه است. آقای مهندس وقتی حرکت خودشان را شروع کردند، می‌گویند این کتاب یک خودآموز است وقتی گفته می‌شود یک خودآموز است یعنی در آن یک پیامی نهفته است که این کتاب کاملا از نظر علمی، تجربی و حسی تمام مواردش سندیت دارد. 


برای یک فرد مصرف‌کننده که اقدام می‌کند برای رهایی، یک سری تصاویری را در این کتاب آورده است که افراد با دیدن این تصاویر خودشان را پیدا بکنند که چه ارتباطی با این تصویر دارد؟ و در این تصویر جای من کجاست؟

 شاید این سوال بشود که چرا ماشین قرمز است؟ چرا سبز نه؟ چرا سیاه نه ؟ و چرا رنگ دیگری نیست؟ 

چون در این پهنه سفید، رنگ ماشین تابلو است و یک مصرف‌کننده هم در بستری که دارد زندگی می‌کند تابلو است. هم قیافه‌اش، هم اندیشه، هم عملکردش و هم ارتباط با خانواده‌اش است. یک جای اساسی در ساختار خانواده که عملکرد خود فرد وجود دارد، شما جایی را نمی‌توانی پیدا کنی که اثر تخریب وجود نداشته باشد.

 پس ما باید با این تصاویر ارتباط برقرار کنیم. چرا تصویر؟

 چون وقتی تصویری وجود دارد، نیاز نیست که من خودم تصویری را بسازم. که آیا آن تصویر با موضوع مطابقت دارد یا ندارد. و این تصویر از قبل برای من تعیین شده است. حال اگر همه ما بخواهیم از زندگی خودمان یک تصویری بسازیم در ذهنمان، واقعا چه نقشی می‌بندیم؟ من خودم فکر می‌کنم، نمی‌توانم هیچ تصویری را در ذهن خودم ایجاد کنم به عنوان یک ساختار زندگی. چرا؟ چون زندگی انسان از بخش‌های مختلف تشکیل شده است و یک بخش نیست. 


در زندگی من فقط خودم نیستم که فقط خودم را ببینم. ما موجوداتی هستیم که به همدیگر به شدت نیازمند هستیم و هر انسانی این نیازمندی را کتمان بکند در واقع از وضعیت تفکری نامناسبی برخوردار است و همیشه در رنج و عذاب است. حتماً به انسان‌هایی برخورد کرده‌ایم که خیلی از انسان‌های دیگر کمک نمی‌خواهند و به اصطلاح می‌گویند من رویم نمی‌شود، که این عین منیت است و منیت پنهان است، این انسان مانند انسانی است که رفته است به دریا و زیر پایش خالی شده است و دارد غرق می‌شود و می‌گوید این کسر شان است که من بخواهم اعلام کنم که دارم غرق می‌شوم که این محکوم به غرق شدن است بنابراین ما در زندگیمان با تصاویر مختلفی روبرو هستیم و باید این تصاویر را برای خودمان ایجاد بکنیم. 

درست است که در حرکت از مصرف تا قطع و رسیدن به خود از این تصاویر استفاده می‌کنیم ولی برای زندگی خانوادگی‌مان چه تصاویری را ایجاد کرده‌ایم. من به عنوان یک انسان که با همسری دارم زندگی می‌کنم، دیدگاهم به آن انسان چیست؟ عموما این جهان‌بینی که یک فرد حرکت درمانی‌اش را با خانواده انجام نمی‌دهد، یک نقص است. که در سی‌دی محرم آقای امین هم، این را کامل توضیح دادند. 


یا فرد سی‌دی گوش نمی‌کند یا سی‌دی گوش می‌کند ولی با آن کلام ارتباط حسی پیدا نمی‌کند و آن را به عنوان صوت می‌شنود ولی از نظر حسی ارتباط برقرار نمی‌کندو چون از نظر حسی ارتباط برقرار نمی‌کند به آن باور نمی‌رسد که این حرف، حرف صحیح و درستی است و آن کار را باید انجام بدهد مثل مسافرهایی که یک خط در میان هستند و یا سفر خوبی ندارد که این‌ها با درمان اعتیاد و سفرشان ارتباط حسی برقرار نمی‌کنند و فکرشان ارتباط دارد ولی حسشان ارتباط ندارد. 

وقتی حس ارتباط ندارد به آن باور نمی‌رسند و وقتی به باور نمی‌رسند، ایمان پیدا نمی‌کنند و وقتی ایمان پیدا نمی‌کنند، هر چقدر راهنما می‌گوید او  کار خودش را انجام می‌دهد. مسافر باید به این ایمان و باور برسد که همسفرش باید بیاید کنگره که آموزش بگیرد و با همدیگر بتوانند این آموزش‌ها را ارتقا بدهند و در سطح زندگی‌شان جاری کنند و در واقع انتقال بدهند به فرزندانشان تا آن‌ها هم از زندگی خوبی برخوردار بشوند.


 اکثرا پدر و مادر شده‌اند ماشین کار که مواد غذایی را درست کنند و تحویل فرزندان بدهند که ما برای این ساخته نشده‌ایم ، یک بخشی از وظیفه ما این است و بخش دیگر که وظیفه شکل دادن ساختار ذهنی و تفکری فرزندان ما است با ماست. فرزندان یا باید از پدر و مادر تاثیر بگیرند، یا از دوست و رفیق و دیگران و عمدتاً از مسافرها که بپرسید همسفرتان می‌آید یا نه؟ خیلی‌ها بهانه یا توجیهی می‌آورند بنابراین این توازن را در شعبه رعایت کنید و به وجود بیاورید.

 راهنما باید به اندازه کارکرد رهجو به او سرویس بدهد. بنده دفعه قبل هم این را مطرح کردم که به عنوان یک راهنما ارتباطم با مسافری که همسفرش را بیاورد و رهجویی که نمی‌آورد خیلی متفاوت است. در لژیون فردی که همسفرش را می‌آورد صدا می‌کنم و می‌گویم بیا بنشین نزدیک من. چرا؟ چون که پایه را از همان اول گرفته است و این در ریشه و اعماق جهان‌بینی انسان‌ها وجود داردکه تصمیماتی این چنینی می‌گیرند. 

سنتی که برای ما در نظر گرفته‌اند و بهترین سنت بوده است و به تدریج راهش را کج کرده و به مسیر ناکجا آباد دارد می‌رود. در این حوزه داریم رد پایش را می‌بینیم که این سنت می‌گوید یک جنسی داریم به نام مذکر و یک جنسی به نام مونث که این دو وقتی پیوند برقرار می‌کنند عمدتا جنس مذکر بر مونث غالب است. اما این را کجای کلام خداوند می‌توانید پیدا کنید که ارجحیت بین انسان‌ها قائل شده باشد.

 چرا می‌گوئیم همسفر یا همسر؟ افرادی که در زندگی توازن دارند، اینگونه نگاه می‌کنند. بعضی‌ها از واژه‌های دیگری استفاده می‌کنند که من راحت نیستم از آنها استفاده کنم که این دیدگاه باید درست بشود. همین دیدگاه را انسان‌ها نسبت به خودشان دارند چون انسان ها عمدتاً فکر می‌کند که علامه هستند یا همه چیز را می‌داند و حواسشان به همه جا هست در صورتی که اصلا اینگونه نیست. 

 بدانیم مسافرهایی که همسفرتان را کنگره نمی‌آورید در آینده ۹۹/۹۹۹۹۹ درصد از نظر خط فکری با خانواده‌تان به مشکل برخواهید خورد یا این که از کنگره خواهید رفت و مثل آدم‌های عادی زندگی می‌کنید که این اصلا هیچ مسئله‌ای ندارد ولی اگر می‌خواهید جهان‌بینی و آموزش را یاد بگیرید و به کار بگیرید و اجرا بکنید چون زندگی مشترک دارید به مشکل برمی‌خورید. یک موقع است یک همسفر می‌گوید من کنگره را دوست ندارم اما کار زوری نداریم و آزاد هستند انسان‌ها ولی وقتی نگاه می‌کنید، می‌بینید که این خیلی کم است.

 چرا این توازن به وجود نمی‌آید؟ 

برای این که انسان‌ها عمدتا در قالب‌های مختلف، نقش‌های مختلف را ایجاد می‌کنند. ما صاحب جایگاه‌های مختلف هستیم ولی نباید صاحب نقش‌های مختلف باشیم که مشکل اینجاست. من جایگاه پدر هستم، جایگاه همسر هستم ولی من اگر بخواهم در نقش‌های مختلفی قرار بگیرم، باید بازی کنم طبق یک سناریو. شما همیشه در فیلم‌ها می‌بینید که همیشه یک نیروی مثبت هست و یک نیروی منفی و هر دو تا هم که نقش بازی می‌کنند و صاحب جایگاه نیستند، صاحب نقش هستند. 


ما انسان‌ها باید صاحب جایگاهی باشیم که این جایگاه، اگر در جاهای مختلف را گرفتیم نیاز داریم که نقش بازی کنیم، مثلا در نقش همسری هستیم. آن ارتباط درست را نسبت به آن جایگاه بازی کنیم. اگر من این را جایگاه نبینم و نقش ببینم، این دو تا می‌تواند سناریوشان کاملا متفاوت باشد و دائما در حال اصطکاک و جنگ باشند. ما آمده‌ایم به کنگره که به آن جایگاه برسیم که خودمان باشیم و این نقاب‌ها را برداریم.

 بعضی وقت‌ها پیامی در کنگره مطرح می‌شود که خداوند کارگردان و تهیه‌کننده است و همه ما نقش‌مان را خودمان برای خودمان در نظر گرفته‌ایم و خودمان نقش را انتخاب می‌کنیم. مهم این نیست که نقش شاه را بازی می‌کنیم یا گدا را ، مهم این است که آن کاری را که انجام می‌دهیم ، درست انجام بدهیم. این در قالب این پیام جایگاه انسان را نشان می‌دهد. من نسبت به انسان دیگر برتری ندارم ، اختلاف بین انسان‌ها این است که چقدر انسان‌های دیگر او را دوستش دارند، انسان‌های دیگر به او احترام می‌گذارند. این‌ها است که فرق بین انسان‌ها را مشخص می‌کند. فرق این است که چه قدر به انسان‌های دیگر خدمت می‌کند، یاری می‌رساند، چه قدر خودش را وقف می‌کند و چه قدر قدم برای حل مشکلات دیگران برمی‌دارد و امیدوارم که این قدم‌ها را ما برداریم. 


 یک سفر اولی با خواندن کتاب ۶۰ درجه و دیدن تصاویر با آن ارتباط برقرار می‌کند که خود من در سفر اول خیلی با تصاویر کتاب ارتباط برقرار کرده بودم. یکی تصویر که ماشین در گل گیر می‌کند، یکی دیگر تصویر غسل در صحرا و دیگری تصویر نبرد درون. آنجایی که چنگ انداخته است و می‌خواهد دوباره در آن حفره‌ها نرود. آن‌هایی که جنگ دارند چه برای مصرف دخانیات که اقدام نمی‌کنند برای لژیون ویلیام وایت، می‌توانند از این تصویر استفاده بکنند.

 از تصویر قبلش که استخوان‌های اجساد گذشته در راه است می‌توانند استفاده کنند. کسی که سیگار مصرف می‌کند، اسم خودش را هایلایت می‌کند که فرشتگان مرگ او را بندازند جلوتر و با دست‌های خودش این کار را برای خودش فراهم می‌کند. این تصاویر خیلی خیلی می‌توانند به ما کمک کنند مخصوصا تصویر غسل در صحرا. این تمثیل انسانی است که در حال تزکیه و پالایش و در حال سفر و در حال ترمیم خودش و خانواده‌اش است و این تصاویر نقش بسیار کمک‌کننده‌ای دارند.

 تصاویر در ابتدای کنگره به صورت جدا در لای کتاب‌ها تقدیم می‌کردند، ولی بعدها در جای خودش در صفحات قرار گرفت. قدیم می‌گفتند این تصاویر را ببرید خانه و به ترتیب در جایی قرار دهید که در طول روز ببینید تصاویر را. یادتان بیاید کجا بودید؟ کجا هستید؟ و می‌خواهید به کجا برسید؟

 آن افرادی که نبرد دارند در درونشان که بزنند یا نزنند، اوتی کم است یا به من نمی‌سازد و چنین تفکراتی دارند، نبرد درون خیلی به دردشان می‌خورد و می‌توانند مشکلاتشان را از این تصاویر پیدا بکنند.

 امیدوارم همه ما توفیقی که خداوند نصیب ما کرده است را قدرش را بدانیم. که اگر هر کدام از ما که درمان شده‌ایم یا در حال درمان هستیم اگر هم وزن‌مان طلا بریزیم در کوله‌پشتی‌مان و این طلا را ببریم آمریکا، اروپا، استرالیا و یا هر جای دیگر و بگوییم یک نفر پیدا شود که راه درمان، داروی درمان، زمان مناسب و یا اصلا به من بگوید تو چه مشکلی داری و راه درمان را به من نشان بدهد و من طی کنم و به درمان برسم من این را به او می‌دهم و ببینید اصلا کسی هست؟


بنابراین آدم‌های خوشبختی هستیم و  این خوشبختی را باید باور داشته باشیم، باید حسش بکنیم. در سی‌دی کنش در پیامی که آقای مهندس می‌خوانند که می‌گوید با توان ، اندیشه و تلاش بسیار باید زنجیرها را باز کنیم؛ که به شوخی می‌گویند وقتی که این باز شد ما یک زنجیره قطورتر و قوی‌تر به تو می زنیم که تمثیل مشکلات زندگی است که ما باید قدر این را بدانیم که خداوند لطف کرد


من دیشب در شهرکرد با یکی از مسئولان شهرداری صحبت می‌کردم و او گفت که کنگره تنها جایی است که درس زندگی را به انسان‌ها آموزش می‌دهد ، درس درست زندگی کردن و درست اندیشیدن. تا اندیشه درست نباشد ما نمی‌توانیم به درمان درست برسیم؛ درمان نه ترک. برای فرق بین درمان و ترک، فاصله بین زمین تا مریخ خیلی کم است که ما این را باید حسش کنیم، باورش کنیم و به آن ایمان بیاوریم.

 پس امیدوارم با چرحش نگاه و دیدن درست مسائل و مطالب شاکر خداوند باشیم. از انسان‌هایی که به ما خدمت می‌کنند قدردانی کنیم و اگر خودشان نیستند دعایشان کنیم. در هر لحظه باید شاکر خداوند باشیم، که اگر خداوند یاری نمی‌کرد و آقای مهندس این راه را پیدا نمی‌کردند، ما الان کجا بودیم!؟ اگر ما به درمان نمی‌رسیدیم، این ۴۰۰ نفر در کل شهر اصفهان پخش بودیم و در آن چرخه خرید و فروش و مصرف بودیم. الان داریم به یکدیگر کمک می‌کنیم که از آن مسئله خارج بشویم و به زندگی برگردیم. امیدوارم قدردان خداوند باشیم و شاکر. سپاسگزارم از این که توجه کردید.

گل رهایی









مرزبان کشیک




تایپ:همسفر محمد جواد

عکاس:مسافر مجتبی

تنظیم:مسافر مصطفی
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر حسین شعبه نیما یوشیج بهشهر یکشنبه 12 خرداد 1398 20:53
با عرض سلام و خسته نباشی خدمت همه عزیزان و زحمتکشان شعبه شیخ بهایی، تشکر ویژه از دیدبان محترم آقای حکیمی عزیز، آموزش های شما برای ما همیشه دلنشین و پراز مطالب کلیدی و راهگشا بوده و هست، از صمیم قلبم بهترین ها رو براتون آرزومندم، در پناه حق
مسافر حمید شنبه 11 خرداد 1398 23:59
چه چیزی بهتر از اینکه آدم بتونه گل رهاییشو از دستان آقای حکیمی دریافت کنه خدا رو شکر که تونستم این جایگاه را لمس کنم. خدا قوت به همه ی کسانی که برای سایت زحمت میکشند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو