گزارش جلسه عمومی و جشن تولد روز پنج شنبه 98/01/22
جمعه 23 فروردین 1398 ساعت 21:52 | نویسنده این مطلب : مسافر مجتبی | ( نظرات )
به نام خالق عشق
روز پنج‌شنبه 98/01/22 جلسه ششم از دور نوزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر  علیرضا،  و استادی کمک راهنمای محترم مسافر علی و دبیری  مسافر  علی بادستور جلسه اول :دانایی ، دانایی موثر ، سواد و دستور جلسه دوم: جشن اولین سالروز رهایی مسافر محسن رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


خیلی‌ها می‌دانند که مواد مخدر بد است، یا سیگار بد است، یا همینطور دروغ، غیبت، دزدی، اختلاس و ... بد است ولی نمی‌توانند که عمل نکنند؛ علت هم این است که دانایی به دانایی موثر تبدیل نشده است.

خداوند را شکر می‌کنم که یکبار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم تا جشن تولد عزیزی را جشن بگیریم و آموزش‌های لازم را بگیریم. سال ۹۸ را به همه دوستان تبریک می‌گویم و انشاالله که سال خوبی باشد، به خصوص برای بچه‌های سفر اول که بتوانند به سفر دوم برسند و برای عزیزانی که برای آزمون کمک راهنمایی ثبت نام کرده‌اند. اما در مورد دستور جلسه که دو تا دستور جلسه داریم و بنده سعی می‌کنم در حد کلیات صحبت بکنم. در مورد دستور جلسه اول یک جمله می‌خوانم از استاد دین دستور در سی‌دی ساختمان جسم، که عین خودش نیست ولی مفهوم را می‌رساند انشاالله. استاد فرمودند: "می‌دانید قدرت در دانستن به تنهایی نیست. آگاهی همراه با عمل سخن را زیبنده می‌کند، تا در دل کسانی که خواهان آموزش و ارتقاء هستند، بنشیند." در همین جمله دین دستور عزیز دستور جلسه ما را گفتند! که ما در کنگره ۶۰ آموزش می‌گیریم که می‌شود دانایی، در ادامه باید این آموزش ها را به نقطه عمل در بیاوریم تا عملیاتی شدنش بتواند زبان ما را کاربردی بکند برای کسانی خواهان درمان هستند. 


همه عزیزان می‌دانند که در جهان‌بینی مطلب مهم ما دانایی است و دانایی موثر که ضلع سوم می‌شود سواد. ما یک مثلث درمان داریم با اضلاع جسم، روان و جهان‌بینی؛ که بحث جسم و روانش را کاملا می‌دانیم و در بحث جهان‌بینی، ما نفس را می‌شناسیم و می‌دانیم که آنچه که در ما هست و موجودیت است نفس است. این نفس که زندگی‌اش از روز الست شروع شده و تا روز ابد ادامه خواهد داشت باید تعالی پیدا بکند از اماره بیاید و به ادامه برسد و در نهایت مطمئنه. برای این ارتقا، برای رسیدن به نفس مطمئنه و برای رسیدن به فرمان عقل، ما نیازمند این هستیم که دانایی‌مان را ببریم بالا. بنابراین در کلیه امور ما با بحث دانایی و دانایی موثر روبه‌رو هستیم. خود مبحث دانایی یک تعریفی دارد که عزیزان می‌دانند اما اگر خیلی ساده بگوئیم می‌شود دانستن. اطلاعاتی که من دارم در مورد هر چیز می‌شود دانایی که به عبارت دیگر می‌شود قدرت تشخیص. قدرت تشخیص خوب از بد. انسان در همه مراحل زندگی‌اش در حال آموزش است. یک موقع پای منقل می‌نشیند و کشیدن را یاد می‌گیرد. و یک موقع هم می‌آید در کنگره می‌آید و نکشیدن را یاد می‌گیرد. بنابراین انسان همیشه در حال آموزش است، یک موقع مثبت است و یک موقع منفی. اما آنچه که دانایی را تکمیل کرد در کنگره، تعریف آقای امین است از دانایی که دانستن به تنهایی مطرح نیست، دانستن باید تجربه بشود و بعد هم روی آن تفکر شود؛ که ترتیب دانایی می‌شود آموزش، تجربه و تفکر. باز در یکی از سی‌دی‌‌های جدید آقای مهندس فرمودند که کسانی که فقط تجربه می‌کنند، در تجربه می‌مانند و آموزش دیگری را نمی‌گیرند. کسانی که می‌آیند آموزش می‌گیرند و این را عملیاتی نمی‌کنند، نه تفکرشان تغییر می‌کند، نه جایگاهشان. بنابراین ما نیاز داریم که این ۳ ضلع را با همدیگر افزایش و ارتقاء بدهیم که مبحث دانایی موثر می‌آید وسط و از دانایی می‌رویم روی دانایی موثر. اکثر افرادی که در سفرشان با مشکل مواجه می‌شود، یکی از دلایل‌اش این است که می‌آیند آموزش می‌گیرند، اما آن آموزش را عملیاتی نمی‌کنند. بنابراین ضلع آموزش بزرگ می‌شود، ضلع تجربه و تفکر کوچک می‌ماند و پیشرفتی حاصل نمی‌شود با این که دارد آموزش می‌گیرد. در دانایی موثر آن قدرت تشخیص باید به عمل در بیاید، که مستلزم این است که این ۳ ضلع با هم رشد کند. آموزش صورت بگیرد، در کنارش تجربه بشود آن آموزش، آن تجربه باعث می‌شود حس تغییر کند و در نتیجه تفکر هم تغییر می‌کند. بنابراین ما نیاز داریم که آنچه که در کنگره یاد می‌گیریم را به خصوص در بحث درمان و در ادامه در بحث زندگی و ارتباط با دیگران، آنچه که یاد می‌گیریم را به عمل در بیاوریم. شاید خیلی‌ها می‌دانند که مواد مخدر بد است، یا سیگار بد است، یا همینطور دروغ، غیبت، دزدی، اختلاس و ... بد است ولی نمی‌توانند که عمل نکنند؛ علت هم این است که دانایی به دانایی موثر تبدیل نشده است. 

اما ضلع سوم که سواد است و ارتباطش با این دستور جلسه این است که ما خیلی وقت‌ها در همان "ب" بسم الله، زمین می‌خوریم؛ و علت کار این است که ۴ کلاس سواد داریم، تحصیلات آکادمیک داریم و فکر می‌کنیم همه اطلاعات را داریم و همین جا منیت نمی‌گذارد که ما آموزش بگیریم. این سواد هم می‌تواند ابزاری باشد برای صعود، و هم ابزاری برای سقوط. برای خود من در ابتدا سقوط بود، سواد آکادمیک داشتم و فکر می‌کردم که فقط همین است که این کتاب‌ها را بخوانم و بدانم؛ در حالی که تا زمانی که این سواد عملیاتی نشود، فایده‌ای ندارد. ما کسانی را داشتیم که تحصیلات دانشگاهی، فوق لیسانس یا دکترا داشتند ولی درمان نشدند. آدم‌های کم سواد هم داشتیم که به راحتی درمان شدند. بنابراین سواد یک نهیبی می‌زند که اگر من هر جایگاهی دارم در بیرون از کنگره های به آن ننازم؛ چون اگر آن می‌توانست کارایی داشته باشد برای من، اصلا خودم درمان می‌کردم و یا اصلا وارد اعتیاد نمی‌شدم. بنابراین باید مواظب سواد باشیم که کار دستمان ندهد. در رابطه با دستور جلسه اول من دیگر صحبت نمی‌کنم و انشالله که آنچه را یاد می‌گیریم بتوانیم عملی کنیم.



اما در مورد دستور جلسه دوم؛ خیلی خوشحال هستم که جشن تولد اولین سال رهایی محسن را داریم جشن می‌گیریم. در ابتدا به محسن عزیز و همسفرانش تبریک می‌گویم، همینطور راهنمای همسفرشان و در راس به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم. به لژیون چهارم شعبه شیخ بهایی تبریک می‌گویم. به اعضا شعبه شیخ بهایی و خدمتگزاران شعبه تبریک می‌گویم. و خداوند را سپاس می‌گویم که یک نفر دیگر از تاریکی اعتیاد خارج شد برای همیشه، و احیای یک نفس می‌تواند، احیای همه نفوس باشد. دقیقا یادم هست که وقتی محسن عزیز و چند نفر دیگر وارد لژیون شدند، شروع کردیم به صحبت کردن و محسن هم که به جثه‌اش اصلا نمی‌خورد که مصرف کننده باشد، همیشه دوتا گوش هم قرض می‌کرد و گوش می‌کرد و علاقه‌مند به یادگیری بود. و این گوش کردن از همان ابتدا تا الان ادامه دارد. خیلی خوب سفر کرد. همه آن چیزی که کنگره از او می‌خواست به عنوان یک رهجو را عمل می‌کرد. همیشه به موقع می‌آمد و می‌رفت با این که راهش دور بود. هیچ وقت حضور ذهن ندارم که غیبت کرده باشد، شاید یک یا دو مرتبه. همیشه در لژیون حضور فعالی داشت. گزارش تهیه می‌کرد برای وبلاگ لژیون. سی‌دی‌ها را می‌نوشت. یکبار در پله کم کردن غر نزد و هر وقت می‌پرسیدم می‌گفت حالم خوب است. واقعیت را می‌گفت، چون هم داشت تفکرش درست می‌شد و هم می‌دانست که یک تحمل کوچکی باید بکند تا به تعادل برسد. سفر سیگارش را هم از همان ابتدا شروع کرد و خدا را شکر در ۱۰ ماه به رهایی رسید، و در سفر دوم هم دارد خدمت می‌کند در قسمت OT، در کلینیک پاکان دارد خدمت می‌کند. دبیری کارگاه آموزشی را پشت سر گذاشت. و ثبت نام کرده برای آزمون کمک راهنمایی و دارد می‌خواند. امیدوارم که بتواند موفق بشود در آزمون و خدمت به کنگره، تلاشش خوب بود و باید تلاشش را مضاعف کند برای موفق شدن.


 مطمئنا همینطور که خودش به خوبی سفر کرده است، مطمئن هستم که همسفرش هم به همین خوبی سفر کرده است و بال پروازی شده است برای محسن عزیز. انشالله کسانی که امروز تازه‌وارد هستند و یا کسانی که در سفر اول هستند، از این کارگاه‌های آموزشی روزهای پنجشنبه که بهترین پیام را برای من سفر اولی می‌دهد، پیام‌اش را دریافت کنند که اعتیاد درمان دارد. اعتیاد بیماری لاعلاج، مرموز و پیشرونده نیست. حلش را کنگره پیدا کرده است؛ اگر عمل کنیم و گوش بکنیم به راحتی درمان می‌شویم. و یکسال رهایی که هیچ، سال‌های بعدش را هم به خوبی جشن می‌گیریم. مجددا تبریک می‌گویم به محسن عزیز و همسفر محترمشان و امیدوارم که خداوند بهترین‌ها را برایشان رقم بزند.




  پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 اولین سال رهایی مسافر  محسن رابا شور و شوق فراوان جشن گرفتیم: 



اعلام سفر مسافر محسن : 

آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک ، مدت تخریب 16 سال روش درمان DST داروی درمان OT  ،  نام راهنما علی آقا جمالی ،مدت سفر 10 ماه و ده روز ، ورزش در کنگره والیبال ، رهایی یک سال و یک ماه 



آرزو ی مسافر محسن  ؛ آرزو می کنم که تمام سفر  اولی ها و سفر دومی ها یی که هنوز این جایگاه را تجربه نکرده اند به این رهایی برسند. 


آرزو همسفر ناهید : آرزوی جهانی شدن کنگره را دارم . 


آرزوی همسفر الهه : آرزو می کنم هر دختری که پدرش مثل پدر من مصرف کننده است هر چه زودتر راهش را پیدا کند و درمان شود . 



آرزوی همسفر امیر حسین : آرزوی سلامتی برای همه اعضای کنگره 60 را دارم و آرزو می کنم همه این جایگاه را تجربه کنند. 



آرزوی همسفر ارسلان : آرزو می کنم که کنگره 60 همیشه پایدار باشد و پدرم در کنگره به موفقیت برسد. 



سخنان مسافر محسن :


قبل از هر چیز خداوند متعال را شکر می کنم که توانستم این جایگاه را تجربه کنم. خیلی خوشحالم  ودوست دارم این خوشحالی را با شما تقسیم کنم . من هم مثل اکثر افراد در ابتدا ، با  مصرف تفریحی ، نامزد اعتیاد شدم . چون پدرم مصرف کننده و همیشه مواد در دسترسم بود و من هر چند وقت یکبار مقداری مواد بر می داشتم و با دوستانم مصرف می کردم . تا اینکه به تدریج طبق قاعده مصرف کننده دائمی شدم . و دور از چشم نزدیکانم مصرف می کردم  تا اینکه تخریب زیادی در من ایجاد شد و بعد از اینکه ازدواج کردم وضعیتم بدتر شد البته سعی می کردم مخفی کنم و کسی متوجه نشود غافل از اینکه فقط خودم نمی دانستم وگرنه همه می دانستند که من اعتیاد دارم . با وجوداینکه در چهره من زیاد مشخص نبود ولی در رفتار من کاملا مشهود بود . تا اینکه همسرم که با صبر و بردباری من را شرمنده خود کرده بود این بار هم پیش قدم شد حالا که نمی توانی ترک کنی بیا در منزل خودمان مصرف کن که آواره این طرف  و آن طرف نباشی .البته نا گفته نماند که من ترک های زیادی با روشهای مختلف تجربه کردم ولی نتیجه نگرفتم .
در یکی از این ترک ها که حتی چهار پنج سال طول کشید یک شرکت زدم و با یک نفر شریک شدم ولی چون تعادل نداشتم همه را از دست دادم . و دوباره شروع به مصرف مواد کردم . تا اینکه یک روز به مغازه یکی از دوستانم رفتم و دیدم در حال مطالعه یک کتاب است به دوستم گفتم تو اهل مطالعه نبودی دوستم گفت کتاب عشق است و مربوط به کنگره 60 است و توضیحاتی در مورد کنگره برایم داد من کتاب را از دوستم گرفتم و کمی آن را مطالعه کردم خوشم آمد وبه کنگره مراجعه کردم و مشاوره شدم و سفرم را شروع کردم و هر چه جلوتر آمدم ایمانم قوی تر شد چون دیدم افراد صادقانه و بدون هیچ چشم داشتی خدمت می کنند تا سایرین هم به درمان برسند. 
تجربه ای که من در سفر اولم داشتم این بود که سعی کردم دستورات راهنمای خودم را در بحث درمان بدون چون و چرا انجام دهم . سعی کردم آموزش ها را جدی بگیرم . سی دی گوش کنم و خدا را شکر که نتیجه گرفتم و در پایان از راهنمای بسیار خوبم آقای جمالی تشکر می کنم. از ایجنت محترم ، گروه مرزبانی از واحد نشریات و اوتی و همه خدمتگزاران تشکر می کنم. از همسفران خوبم که واقعا من را همراهی کردند و از راهنمای همسفرم تشکر می کنم. 




سخنان کمک راهنما همسفر الهه :

از عشق چه بگویم که عشق به ظاهر سوختن است اما نه برای خاکستر شدن بلکه برای تبدیل شدن به نور ، برای رسیدن ، برای زیستن ، برای فهمیدن و برای عشق ورزیدن . گاهی عشق یعنی پای برهنه بر روی گداخته های آتش راه رفتن .
اینجا هستم تا این رهایی را خدمت آقای مهندس ، خانم آنی و خدمت خانم فاطمه و دو راهنمای عزیزم خانم فاطمه و خانم خاطره تبریک گویم . همچنین خدمت خانم ناهید و خانم الهه عزیز و مسافر محترمشان تبریک می گویم . واقعا خانم ناهید پر از انرژی هستند و با اینکه راه دوری را تا کنگره می آمدند ولی خیلی خوب مسافرشان را همراهی کردند و تکیه گاه خوبی برای مسافرشان بودند . هیچ وقت ندیدم از چیزی شکایت کنند همیشه در جایگاه های مختلف در حال خدمت بودند. برای دیده شدنشان تلاش نمی کردند بلکه برای خدمت کردن تلاش می کردند . این تولد گواری وجودشان باشد و از خداوند می خواهم خدمت صادقانه در کنگره روزیشان شود و کانون خانواده شان گرم باشد .


صحبت های همسفر ناهید :
خدا را شکر می کنم که در این مکان مقدس و در این جایگاه قرار گرفتم . از آقای مهندس و خانم آنی تشکر می کنم که این بستر را فراهم نمودند تا ما بتوانیم در آن رشد کنیم . از علی آقا راهنمای مسافرم سپاسگذارم که با آموزش های نابشون مسافر من را به رهایی رساندند . ازمسافرم تشکر می کنم که در طول سفر خیلی خوب حرکت کردند و اصلا ما را اذیت نکردند . از خانم فاطمه عزیز راهنمای سفر اولم تشکر می کنم . از خانم الهه عزیز راهنمای سفر دومم تشکر می کنم . از راهنمای دخترم خانم مهین و خانم مهتاب عزیز تشکر می کنم . از دخترم تشکر می کنم که ما را در این سفر همراهی کرد . از پسرای گلم تشکر می کنم که امروز برای اولین بار به کنگره آمدند.از همه خدمتگزاران و عزیزانی که در این جشن شرکت کردند و زحمت کشیدند تشکر می کنم. 



صحبت های همسفر الهه :
خداوند را شکر می کنم که کمک کرد تا ما راه کنگره را پیدا کنیم . از آقای مهندس و خانم آنی تشکر می کنم از علی آقا ، خانم الهه و خانم فاطمه تشکر میکنم . از پدرم خیلی تشکر می کنم پدرم خیلی مهربان هستند و تا حالا برخورد بدی با ما نداشتند. از مادرم تشکر می کنم ازشون می خواهم که من را ببخشند . از خانم مهتاب و مهین و مرضیه و زهره عزیز تشکر می کنم . مدیون آنها هستم که کمک کردند تا ما به آرامش برسیم . از همه عزیزانی که ما را در رسیدن به این جایگاه یاری کردند تشکر میکنم .

و در ادمه...

















دریافت گل رهایی






دریافت نشان ویلیام ال وایت



خدمتگذاران




تهیه و ارسال تصاویر : مسافر مجتبی ( لژیون 4 )

تهیه متن گزارش : همسفر محمد جواد ( لژِیون 12)




مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر مریم دوشنبه 26 فروردین 1398 02:00
خانم ناهید عزیز : رهایی مسافرتون را خدمت کمک راهنمایان ، خدمت شما و مسافرتون و خانواده تون بسیار تبریک‌میگم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو