گزارش جلسه عمومی و جشن تولد روز پنج شنبه 4بهمن ماه 97
شنبه 6 بهمن 1397 ساعت 12:47 | نویسنده این مطلب : مسافر مصطفی | ( نظرات )

به نام خالق عشق

روز پنج‌شنبه 1397/11/4 جلسه یازدهم از دور هجدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر مصطفی ،  و استادی مسافر   کامران و دبیری  مسافر  محمدرضابا دستور جلسه اول وادی پنجم و تأثیر آن روی من و  دستور جلسهدومهفتمینسال رهایی مسافر جلال رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
ما اگر خوب نگاه کنیم، اصل حرکت را در تمام وادی‌هایمان داریم. درست است که در وادی پنج به آن می‌پردازیم، ولی در وادی اول هم تفکر داریم. تفکر را تعریف می‌کنیم که دارای یک مثلث است که یک مبدأ ای دارد و یک مقصدی دارد و یک مسیری دارد و این خودش اصل حرکت هم در تفکر نهفته است؛ در تمام وادی‌ها. حتی وادی عشق هم، اعتقادداریم در آن چرخه عشق سالم با تفکر سالم شروع می‌شود. یعنی همه‌چیز با حرکت به انجام می‌رسد.

سلام دوستان کامران هستم مسافر. خداوند را سپاسگزارم که اجازه داد امروز در خدمت شما خوبان و عزیزان باشم.

خداقوت می گویم به ایجنت و مرزبانان گرامی برای ایجاد یک همچین فضای با محبت و دلنشینی

 از آقای مهران عزیز، که من امروز به نیابت از ایشان در این جایگاه قرار گرفتم، و این سعادت را امروز در اختیار من قراردادند. و همچنین از جلال عزیز تشکر می‌کنم که از بنده دعوت کردند که امروز در خدمت شما عزیزان باشم. خیلی تشکر می‌کنم و ممنونم. امروز دستور جلسه اول، وادی پنجم هست. و همان‌طور که می‌دانید، وادی پنجم یک نقطه بسیار مهم و درس اساسی هست در آن برای ما در مسائل حیاتی‌مان؛ و این‌که در جهان ما تفکر قدرت حل مسئله نیست؛ توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌کند. ما اگر خوب نگاه کنیم، اصل حرکت را در تمام وادی‌هایمان داریم. درست است که در وادی پنج به آن می‌پردازیم، ولی در وادی اول هم تفکر داریم. تفکر را تعریف می‌کنیم که دارای یک مثلث است که یک مبدأ ای دارد و یک مقصدی دارد و یک مسیری دارد و این خودش اصل حرکت هم در تفکر نهفته است؛ در تمام وادی‌ها. حتی وادی عشق هم، اعتقادداریم در آن چرخه عشق سالم با تفکر سالم شروع می‌شود. یعنی همه‌چیز با حرکت به انجام می‌رسد. من داشتم فکر می‌کردم و می‌دیدم که آقای مهندس این اواخر در مورد علم زندگی کردن خیلی برای ما صحبت کرده‌اند؛ سی‌دی‌هایی که می‌دهند برای شناخت بیشتر انسان، تماماً در این حیطه علم زندگی کردن برای ما انتقال اطلاعات می‌کند. و این علم اگر قرار است به اجرا دربیاید، که اسمش را می‌گزاریم هنر زندگی کردن، این هنر نیازمند یک الفبایی است؛ یعنی بودن الفبا هرگز نمی‌‌توان یک هنر را آموخت. یعنی مثلاً اگر نگاه کنیم به موسیقی، نت‌هایی قرارگرفته است که این نت‌ها به‌صورت تئوری آموزش داده می‌شود و این دستگاه‌هایی که نت‌ها در آن‌ها درس داده می‌شود؛ ولی درنهایت، آموختن این نت‌ها به‌تنهایی، صدا و صوتی را از خودش خارج نمی‌کند

یعنی هنری را نشان نمی‌دهد. قسمت اساسی هنر یا موسیقی، زمانی است که شما این نت‌ها را می‌بردید و باهنری که دارید وارد دستگاه می‌کنید و از این دستگاه صدایی خارج می‌شود. یعنی نت تنها کافی نیست و کفایت نمی‌کند. یا مثلاً یک قالی تشکیل‌شده است از یک سری تاروپود، و در قسمت پودها این ما هستیم که رنگ‌ها را انتخاب می‌کنیم، این ما هستیم که با تنوع رنگی که داریم، قالی را می‌تنیم و درنهایت به یک نقش زیبا می‌رسیم. و الا داشتن تمام مواد و مصالح قالی بدون این‌که قالی بافته بشود، هیچ هنری نیست. هنر زمانی است که این‌ها بیایند و در شکل‌گیری این قالی پیاده بشود. این موقع است که مشخص می‌شود جی کسی هنرمند هست و چه کسی نیست. در قسمت جهان‌بینی کنگره و هنر زندگی کردن هم همین‌طور است. این‌که ما بخواهیم فقط تئوری یک سری مطالب را اینجا یاد بگیریم یا وادی حفظ بکنیم، ولی نتوانیم در عمل وزندگی این‌ها را به اجرا بگزاریم، این درنهایت هیچ‌چیزی از آن حاصل نمی‌شود. و یا اگر سال‌های سال با سی‌دی‌های آقای مهندس مأنوس بشویم، یا کتاب‌های خوب بخوانیم، یا جملات زیبا حفظ کنیم، ولی وقتی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم خروجی هیچ‌چیزی نیست. حال یک موضوع مهم پیش می‌آید؛ آیا این دانش مهم است، یا مسیر رسیدن به دانش؟ مسلماً مسیرش مهم است. و این‌که من برای چه چیزی می‌خواهم این دانش را یاد بگیرم، یا این‌که اصلاً برای چه می‌خواهم در کنگره حرکت کنم، چه نقطه‌ای را هدف گرفته‌ام؛ چون می‌گوید توأم با رفتن و رسیدن. من این مسیر را برای به چه رسیدن انتخاب می‌کنم؛ که این تعیین‌کننده است. که تعیین‌کنندگی‌اش را برای شما با یک شعر می‌گویم:

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

یعنی اگر آن‌که به باشد و آن هدف بزرگ باشد، و ما آن تلاشی که انجام می‌دهیم با مسیر و جهت هماهنگ باشد، مسلماً حاضریم هر بهایی را پرداخت کنیم، هر سختی را بپذیریم. پس خیلی مهم است که آیا من فقط آرزوی داشتن چیزی رادارم یا این‌که عشق رسیدن به چیزی را! این جمله آقای امین است که آرزوی داشتن‌ها مهم نیست، عشق مهم است؛ یعنی عاشق رفتن و رسیدن باشم. این خیلی مهم است. یا خیلی‌ها راداریم که پا در مسیر می‌گذارند، مثلاً چهار وادی اول را خوب فراگرفته‌اند و یا آن الفبای اولیه حرکت را و یا آن مواد و مصالح لازم برای ساختارهای ذهنی را خوب فراگرفته‌اند، ولی چرا وقتی درحرکت در مسیر قرار گرفتند، اینجا است که انشعاب‌ها صورت می‌گیرد. یعنی یکی خیلی جهشی می‌رود بالا و یا یکی با سختی و سینه‌خیز و زور دارد مسیر را طی می‌کند. این دلیلش چی است؟ دلیلش آن نشانه و چیزی است که هدف گرفته است؛ و توجه کردن به نشانه‌ها است. مثلاً راهنما دقیقه‌به‌دقیقه دارد، نشانه‌ها را می‌دهد. آن‌کسی که گوش می‌کند، طبیعتاً نشانه‌ها را فرامی‌گیرد، در مسیر مواظب است و خیلی راحت مسیر را طی می‌کند. آن‌کسی که همگام نباشد باراهنما و نشانه‌ها را نگیرد، طبیعتاً در مسیر دچار مشکل خواهد شد. اینجا است که ما می‌گوییم آیا هر رفتنی، رفتن است؟ نیست. آیا هر رسیدنی رسیدن است؟ نیست. ما اگر همین اصفهان را بیاییم جمع‌بندی بکنیم، در طول این چند سال، نزدیک ۳-۴ هزار نفر به درمان رسیدند؛ ولی الآن اگر نگاه کنیم در کنگره می‌بینیم، چند نفر به آن نقطه‌ای که کنگره در آموزش‌هایمان، هدف گرفتیم، در آن جهت‌دارند تلاش می‌کنند؟ چند نفر دارند در آن جهت حرکت می‌کنند؟ این‌ها جای تأمل دارد. پس اگر آن حرکت است، حرکت آن تعدادی که رفتند چیست؟ آیا اسم آن را می‌شود گذاشت حرکت؟ یا نه این حرکت است. این جای تأمل دارد. که باید روی آن فکر بکنیم. و یک موضوع مهم دیگر این است که ما بعضاً آن‌قدر افق دور را در مسیرمان به آن نگاه می‌کنیم، که بعضاً همین اتفاق‌های کوچکی که در مسیرمان دارد اتفاق می‌افتد را به آن نگاه نمی‌کنیم. من همیشه به بچه‌ها می‌گویم اگر پله کم می‌کنید حتی یک پله، این‌یک موفقیت است، یک عروج است، این خودش یک پیروزی است. این را چقدر جشن می‌گیری برایش، یا چقدر ارزش قائل هستی برایش؟ آیا وقتی پله‌ات کم می‌شود، آیا دست خانواده را می‌گیری و یک کیکی بگیری و بگویی من امروز یک موفقیت به دست آوردم، امروز یک گام به آن نقطه و به آن هدفم نزدیک شدم. اگر این موفقیت‌های کوچک برای ما ارزش پیدا بکند، مطمئناً آن روزی هم که در قله قرار خواهم گرفت برای من ارزشمند خواهد بود. و الا آن نقطه هم آن نقطه آن‌چنان دل‌چسبی نخواهد بود. درسته که یک پله ۳۰ سانتی بچه‌ها در آکادمی می‌روند بالا، ولی واقعیت می‌گویم که این پله ۳۰ سانتی کار هرکسی نیست رفتن روی آن. افقت یا نگاهت چیست در زندگی؟ آیا آن مردن وزنده شدن اتفاق افتاده است؟ آیا درون خودت کس دیگری را پیدا کردی؟ آیا درون خودت آن گمشده را پیدا کردی؟ اگر این‌گونه باشد ما می‌گوییم آن موفقیت به‌دست‌آمده است و تو دیگر به یک انسان دیگری تبدیل‌شده‌ای. و اینجا است که می‌فهمیم جهان‌بینی اثر خودش را گذاشته است. اگر نشده است، پس مسیری را بیهوده تلف کردی. ما همیشه برای رسیدن می‌جنگیم. نگاه کنید، ببینید بچه‌ها در سفر اول چه قدر دارند می‌جنگند و می‌روند و تلاش می‌کنند. ولی وقتی نقطه را فتحش می‌کنند و می‌رسند، هیچ تلاشی برای نگه‌داشتنش نمی‌کنند. می‌آیند در سفر دوم و رها می‌کنند. اینجا است که ما میگوییم رسیدن مهم نیست، نگه‌داشتنش مهم است. فتح قله اهمیتی ندارد، نشانی از خود باقی گذاشتن مهم است. پس باید به مسیر توجه داشت. در مورد وادی مباحث زیادی هست، که پله‌هایی که برای مسیر تعریف‌شده است، آن پله‌ها عیناً مثل یک پرده و حائلی است که اگر رعایت بشود این پرده کنار می‌رود و شما راحت می‌توانید مسیر را رؤیت کنید و طی بکنید. اگر رعایت نکنید، این مسیر روزبه‌روز برای شما تاریک‌تر و نامفهوم‌تر خواهد شد و درنتیجه هدف هم گم خواهد شد. بنابراین رعایت پله‌ای که در وادی گفته است، بسیار تا بسیار مهم است.

 

من واقعاً تبریک می‌گویم به جلال عزیز این روز را، و به خانواده محترمش؛ و در رأس به آقای مهندس که باعث می‌شوند که در یک این‌چنین اتفاقاتی ما دورهم جمع بشویم، شادی کنیم، کادو بدهیم، کادو بگیریم و واقعاً می‌گویم در بهشت بودن را به یک‌شکل دیگری تجربه بکنیم. این‌که یک انسانی در یک نقطه‌ای قرار بگیرد که وجودش باعث بشود یک تعدادی دورهم جمع بشوند، جشن بگیرند، شادی بکنند، این نشان‌دهنده آن است که این شخص دارد در مسیر درستی قدم برمی‌دارد، این شخص تبدیل‌شده به انسانی صلح‌جو، این شخص تبدیل‌شده است به انسانی که در مسیر عشق و محبت دارد قدم برمی‌دارد. بچه‌هایی که از مقاطعی دارند عبور می‌کنند و ماندگار می‌شوند در کنگره، این بچه‌ها اشخاصی هستند که وجودشان باعث خیروبرکت است برای کنگره. در هرجایی نیاز به یاری این افراد باشد، می‌بینیم غیر از خیروبرکت چیز دیگری برای ما ندارند. جلال عزیز را در مقطع سفر اولش را من می‌گزارم که خود آقای مهران عزیز راهنمایشان توضیح بدهند. چون من شناختی روی سفر اول جلال ندارم ولی مطمئناً می‌دانم سفر درستی بوده است که امروز در این نقطه است. اما وقتی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که بعد از سفر اول، وقتی آن فتح قله انجام شد، رها نکرد. این‌که فکر کند همه‌چیزتمام شد. و نگاهش و چشم‌اندازش برای حرکت یک افق بلند بود. ما در کنگره آن افق را میگوییم خدمت به انسان‌ها، عشق و محبت و رسیدن به عشق به مخلوقین الهی. این مسیر را جلال در حال طی کردن است. نگاه می‌کنیم وقتی می‌بینیم در جایگاه ای جنتی شعبه شیخ بهایی قرار گرفت، شعبه در شرایطی بود که در مکان استیجاری بود. بعد حرکت جمعی در کنگره به رهبری اینت و مرزبانان باعث شد که این شعبه خریداری بشود. همه از برکات وجودی بچه‌ها است که اتفاق افتاد و جلال سهم بزرگی در آن داشت واقعاً. ۲ دور ای جنتی کار آسانی نیست که یک شخص بتواند از کارش، از زندگی‌اش، از وقتش، از هزینه‌اش و از خیلی چیزها که برای خانواده‌اش است، بگذرد و بیاید در کنگره خدمت بکند. این نشان می‌دهد که به تفکرهای بلندی رسیده است، و نشان می‌دهد که دارد به قله‌های رفیع انسانیت نگاه می‌کند و دارد تلاش می‌کند برای رسیدن به آن‌ها. و الآن هم هنوز نگاه می‌کنیم که در قسمت اوتی اصفهان به‌عنوان مسئول خدمت می‌کند؛ بیش از ۴۰ کلینیک است، شوخی نیست. نزدیک به ۳-۴ هزار نفر در این کلینیک‌ها تحت درمان هستند، ۳-۴ هزار نفر درمان شده‌اند. این هماهنگ کردنشان و رسیدگی به این کلینیک‌ها کار کمی نیست. اگر روزی یکی را هم آقا جلال بخواهد سر بزند کل ماهش پر می‌شود. پس این هم کار خیلی بزرگی است که جلال هنوز در حال انجام آن است. و از آن‌طرف وقتی بچه‌ها به این شکل دارند خدمت می‌کنند، مطمئناً ازنظر جایگاهی ارتقا پیدا خواهند کرد. به‌هرحال نگاه می‌کنیم، می‌بینیم امروز جلال عزیز در کسوت دستیاری دیده‌بان محترم آقای ترابمانی در حال خدمت است. و یک واقعیت هم من در وجود این بچه‌ها دیدم این نیست که به دنبال نشان یا به دنبال جایگاهی باشند که پیدا بکنند. وقتی حرکت می‌کنند حاضرند هرجایی کارشان را انجام دهند. اصلاً برایشان مهم نیست که دررسیدن به جایگاهی باشد یا برای مسئله خاصی بخواهند حرکت کنند؛ فقط و فقط هدفشان خدمت است. و این را من در وجود جلال دیدم، من به ایشان تبریک می‌گویم که این مسیر را در حال طی کردن است. واقعاً الگوهای آموزنده هستند که ما می‌توانیم در مسیرمان از این عزیزان یاد بگیریم. و آن افق و چشم‌اندازی که در زندگی داریم، از روی مسیر این افراد برای خودمان تعریف بکنیم. من واقعاً به جلال عزیز تبریک می‌گویم و آرزوی سلامتی می‌کنم برای خودش و خانواده‌اش و تبریک ویژه می‌گویم به آقای مهران عزیز بابت تربیت همچنین ره‌جویی خدمتگزار و مهربانی مثل جلال عزیز. به ای جنت‌های محترم خوش‌آمد می‌گویم؛ به آقای حمید عزیز، آقای عابدینی گرامی، آقای قاسم عزیز. و این خبر خوشحالی را هم بگویم که امروز آغاز به کار احداث و ساخت‌وساز نمایندگی میرداماد بود و این حرکت شروع شد که این هم مقارن شدنش با تولد جلال عزیز میمون و مبارک است انشا الله. به همه شما تبریک می‌گویم این روز را و برای همه شما آرزوی سلامتی می‌کنم. خیلی ممنون.


 

گزارش جشن هفتمین سال رهایی مسافر جلال 

اعلام سفر مسافر جلال امینی:

آنتی ایکس مصرفی:تریاک و الکل

مدت تخریب:۸ سال

روش درمان:دی اس تی همراه با اوپیوم

مدت سفر:۱۱ ماه

نام راهنما:آقای مهران نیک سیر

رشته ورزشی: فوتسال

مدت رهایی:7سال

در آغاز سخن ایشان دو آرزوی خود را برای حضار بیان نمودند، اول اینکه آرزو کردند که تمام افراد حاضر در جلسه به تمام خواسته‌های خود برسند و دوم اینکه در جشن افتتاحیه آکادمی بین‌المللی کنگره 60 حضورداشته باشم.

به نام قدرت مطلق الله

سلام دوستان جلال هستم مسافر :

از دست و زبان که برآید *کر عهده شکرش به درآید

خداوند را شاکر و سپاس گذارم که توفیق این را داشتم   هفتمین سال رهاییم در جمع شماحضورداشته باشم، از تک‌تک شما عزیزان تشکر می‌کنم و حضور گرم و پرمهر شماست که باعث می‌شود این جشن‌ها برگزار شود.

شما حاضرین عزیز در جلسه در مشارکت‌های خود، بنده را مورد لطف و تمجید قراردادید ولی بنده باید به این نکته اشاره‌کنم که اگر حضور شما عزیزان و همراهان نبود قطعاً کنگره به این خوبی رشد نمی‌کرد و شخصی مثل من جلال در این جایگاه قرار نمی‌گرفت. از تمامی عزیزان تشکر می‌کنم، از استاد عزیزم دیده بهابرگ محترم آقای کامران شریفیان، پزشکان محترم که همکاری شایسته‌ای را با کنگره 60 دارند سپاس گذارم، همچنین از راهنمای عزیزم آقای مهران تشکر می‌کنم که همچنان از درس‌های ایشان در زندگی‌ام استفاده می‌کنم و امیدوارم که پاینده باشند.به‌ویژه از بنیان محترم کنگره 60 که تمام ما مسافران و هم‌سفران وجودمان، زندگی‌مان و تمام هستی بازگشته‌مان را مدیون زحمات ایشان هستیم تشکر می‌نمایم که اگر ایشان و آموزش‌های ناب ایشان نبود قطعاً الآن من مسافر جلال وجود فیزیکی نداشتم چه بخواهد که تشکر کنم یا جشنی برگزار نمایم. از پیشکسوتانی که از شعبات دیگر قدم رنجه نمودند و در این شعبه و این جشن حضور به هم رساندند تشکر ویژه‌ای دارم.

صحبت‌های زیادی داشتم که می‌خواستم در این جلسه بیان کنم ولی انرژی بالایی که در این جلسه موج می‌زند باعث شد که ناخواسته ذهنم به سمت دیگری منحرف شود، از آقای مهندس صحبت کردم که باعث شد عرایضم را به سمت‌وسوی دیگری سوق دهم، قطعاً باید تک‌تک ما در ادامه حیات خود درس بگیریم.

درجایی از کتاب 60درجه‌داریم که هدف از خلقت انسان آموزش و خدمت است و بازهم خداوند را شکر میگویم که با این مکان مقدس آشنا شدم تا بتوانم به‌واسطه آموزش‌هایی که در کنگره عشق فراگرفتم بتوانم به مخلوقین الهی خدمت نمایم و لازمه این خدمت کسب آگاهی است.

همان‌طور که استاد عزیز آقای کامران شریفیان در ابتدای جلسه به‌خوبی بیان فرمودند اگر امروز من جلال خدمتی را انجام می‌دهم، اول به خودم خدمت کرده‌ام.اگر الآن با یک حال خوب و به‌دوراز هرگونه به‌هم‌ریختگی در اینجا حضور دارم فقط از آموزش‌های ناب کنگره 60 است که بزرگ‌مرد تاریخ در اختیار ما قرار داده‌اند.

بازهم از ایشان تشکر می‌کنم و به یاد شعری افتادم که خالی از لطف نمی‌دانم در این جلسه آن را قرائت نمایم.

هرلحظه ز عشق در سجودی دگرم

تندر پس پرده غرق جودی دگرم

دیری است که از وجود خود زنده نیم

گر زنده‌ام اکنون به وجودی دگرم

بسیار خوشحالم که دستور جلسه امروز که وادی پنجم هست با روز جشن رهایی بنده قرین شده است. زمانی که بنده سفرم را آغاز کردم هنوز داروی شفابخش اوتی رسمی نشده بود و عزیزان پیشکسوت به خاطر می‌آورند که با چه مشکلاتی مواجه بودیم تا سفر کنیم و بدتر از همه همان فرهنگ غلط اعتیاد بود که تا روز رهایی همراه تمام مسافران بود ضمناً مشکل دیگری که داشتیم تهیه اپیوم (تریاک)بود و اندازه‌گیری دقیق بسیار سخت بود.

در چند ماه اول سفرم بسیار باورش برایم سخت بود که می‌شود از این بند رها شد ولی آموزش‌های عالی که توسط راهنمای عزیزم آقای مهران به من داده شد و استارت آن از وادی پنجم برای من خورده شد باعث شد تا باور قوی نسبت به درمان خود پیدا کنم زمانی که آرام‌آرام پله‌های تزکیه و پالایش و بازگشت را در وادی پنجم اجرا نمودم مشاهده کردم که اتفاقاتی در حال رخ دادن است و از آن نقطه بود که جرقه سفر کردن مطلوب در من زده شد .

ازآنجایی‌که که بنده زیاد اهل صحبت کردن و مشارکت نبودم، به تشخیص راهنمای عزیزم مشغول ورزش در کنگره شدم که ورزش باعث شد سرعت و کیفیت درمان من بیشتر شود حتماً این مطلب برای مسافران سفر اول بسیار مفید بوده و امیدوارم ورزش را چاشنی درمان خود کنند.

عزیزان فراموش نکنند که این دارویی که الآن به‌راحتی در اختیار شما قرار داده‌شده است، بسیار به‌سختی به‌دست‌آمده است و افرادی زیادی برای گرفتن مجوز آن مرارت‌ها کشیده‌اند تا مسافران بتوانند استاندارد و باکیفیت بالا به رهایی برسند.

بازهم از پزشکان عزیز که جزو هم‌سفران افتخاری کنگره هستند بسیار سپاس گذارم که کمک‌های شایانی را به ارتقاء سطح علمی و کیفی درمان کنگره می‌نمایند تبریک ویژه‌ای دارم برای تمام عزیزانی که در این هفته به رهایی رسیدند.


در پایان از آقای حکیمی که از پایان سفر اول تا حالا آموزش های لازم را از ایشان گر فته ام تشکر می کنم

پس از سخنان استاد و مشارکتهای مسافران و همسفران هفتمین سالروز رهایی آقای جلال امینی را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:






واحد اوتی،نشریات

خدمت گزاران
مرزبان کشیک

مرزبان کشیک


نویسنده مسافر محمد جواد ،مسافر مرتضی
عکس : مسافر امید مسعود
ارسال تصاویرو تنظیم مسافر مصطفی
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرحق گو پنجشنبه 18 بهمن 1397 23:46
تشکرازوبلاک شیخ بهایی
تولدها شخصیت افراد رانشان داده میشود
اقای مهران عزیز امیدوارم سلامت باشید
به نظرمن گاهی انتقادها هم به نمایش گذاشته شودبدنیست
مسافر محسن پاسخ داد:
تشکر از توجه شما و سپاس از اینکه با نظرات سازنده خود، ما را در انجام وظایف به نحو احسن یاری می رسانید . انتقادات در صورتی که خلاف شئونات نباشد حتما به نمایش گذاشته خواهد شد .
مدیر وبلاگ
همسفر محمد جواد دوشنبه 8 بهمن 1397 20:46
تبریک ویژه به استاد عزیزم آقا جلال و همچنین تبریک خدمت دیده‌بان محترم آقا کامران! و خداقوت خدمت همه مرزبانان و ایجنت شعبه بابت برگزاری چنین جشن‌های زیبایی!!!
حسن طاوسی نیک آباد یکشنبه 7 بهمن 1397 16:32
تاباد چنین بادا
هفتمین سال رهایی دوست عزیزم اقا جلال را به خوش زاهنمای بزرگوارش اقا مهران و کلیه دوستان عزیز خدمتگزار در کنگره تبریک و شاد باش عزیز میکنم
مجید شیروی یکشنبه 7 بهمن 1397 12:15
خدا قوت به استاد و دیده بان محترم آقا کامران و تبریک به آقا جلال عزیز بابت هفت سال تلاش و کوشش در عرصه های مختلف اعم از کسوت راهنمایی و اوتی و دستیار دیده بان . تبریک ویژه به مهران خان نیک سیر بابت زحمات شان در کنگره شصت .
مسافر اسماعیل وهمسفر زهرا( ب) شنبه 6 بهمن 1397 19:46
تشکرفراوان از آقاکامران عزیز بابت حضور سبزشون که امواج‌عشق وانرژی راهمراه خودشون به شعبه ی شیخ بهایی آوردند[گل]
تبریک به آقاجلال که همیشه درهر جایگاهی هستند،،انجام عمل سالم را سرلوحه کار خودشون قرار میدن،،خیلی خوشحالیم که توفیق داشتیم درکنار شما خدمت کنیم و آموزش بگیریم ،،،قدردان تمام زحمات شما مخصوصا خرید وساخت شعبه شیخ بهایی هستیم آرزوی ما موفقیت و سربلندی شما در همه جایگاه‌ها ودرتمام مراحل زندگی
خداقوت وتبریک به کمک راهنمای محترمشون آقامهران
تشکراز مسافرمحمدجواد،،،مسافر مرتضی ،مسافر امیر مسعود وآقامصطفی
شاد و سربلند باشید

مسافر اسماعیل وهمسفر زهرا شنبه 6 بهمن 1397 19:45
تشکرفراوان از آقاکامران عزیز بابت حضور سبزشون که امواج‌عشق وانرژی راهمراه خودشون به شعبه ی شیخ بهایی آوردند[گل]
تبریک به آقاجلال که همیشه درهر جایگاهی هستند،،انجام عمل سالم را سرلوحه کار خودشون قرار میدن،،خیلی خوشحالیم که توفیق داشتیم درکنار شما خدمت کنیم و آموزش بگیریم ،،،قدردان تمام زحمات شما مخصوصا خرید وساخت شعبه شیخ بهایی هستیم آرزوی ما موفقیت و سربلندی شما در همه جایگاه‌ها ودرتمام مراحل زندگی
خداقوت وتبریک به کمک راهنمای محترمشون آقامهران
تشکراز مسافرمحمدجواد،،،مسافر مرتضی ،مسافر امیر مسعود وآقامصطفی
شاد و سربلند باشید

مسافرشکرالله شنبه 6 بهمن 1397 16:30
تبریک مجدد خدمت استاد بزرگوارم ، و راهنمایان محترم
خداقوت خدمت تهیه کنندگان این گزارش زیبا
مسافرشکرالله شنبه 6 بهمن 1397 16:23
تبریک مجدد خدمت استاد بزرگوارم ، و راهنمایان محترم
خداقوت خدمت تهیه کنندگان این گزارش زیبا
شنبه 6 بهمن 1397 16:15
تبریک و شادباش خدمت دیده بان محترم جناب کامران و کمک راهنمای محترمشان آقای مهران و آقای جلال امینی یکی از خدمتگزاران محترم کنگره.
امیدوارم بازتاب این زحمات را بیش از پیش در زندگی خود احساس کنید.
حمید نیکبخت شنبه 6 بهمن 1397 15:17
سلام و شادباش به آقا جلال بابت هفتمین سالروز رهائی، تبریک و خداقوت به کمک راهنمای محترمشان آقای مهران نیک سیر.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic