گزارش کارگاه آموزشی عمومی پنج شنبه 1397/9/1
جمعه 2 آذر 1397 ساعت 19:57 | نویسنده این مطلب : مسافر : علی الف | ( نظرات )
به نام خدا

روز پنج‌شنبه 1397/9/1 جلسه سوم  از دور هجدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر مصطفی ،  و استادی مسافر رضا  و دبیری  مسافر علی  با دستور جلسه: وادی سوم و دستور جلسه دوم: سومین سال رهایی مسافر محمد  رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود


 وادی سوم دیگر خیال مصرف‌کننده را راحت می‌کند که هیچ‌کس به‌جز خودتو به تو فکر نخواهد کرد ، هیچ‌کس به‌جز خود به سود تو نیست ، آن‌کسی که باید به تو فکر بکند فقط شخص شخیص خودت هستی تا به مقصد برسی. خودت به‌تنهایی باید فکر کنی، باید عمل کنی و حرکت کنی تا به مقصد برسی. 

خداوند را شاکرم که باز این فرصت و توفیق نصیب بنده شد که در این جایگاه در خدمت شدم و شاید بتوانم یک خدمت کوچکی انجام دهم.

 به آقا مصطفی و علی آقا جایگاهشان را تبریک می‌گویم و به همه عزیزانی که در هفته مالی زحمت کشیدند و تلاش کردند و گل‌ریزان را به بهترین نحو اجرا کردند هم تبریک ویژه می‌گویم و آن عزیزانی که در سفر اول بودند و آن امکانات آن‌چنان را نداشتند انشا الله بذر این را کاشتند و در سال دیگر از اولین نفراتی هستند که در لژیون مالی شرکت خواهند کرد. 

ما قبلاً دو وادی را پشت سر گذاشتیم که وادی اول بود که با موضوع تفکر بسیار حائز اهمیت است و آموزش گرفتیم که اگر زندگی سالم ، با آگاهی ، دانایی و با تعادلی می‌خواهیم ، باید در هر مورد و هر کاری  تفکر کنیم.

 تجربه‌ای که اکثرمان داریم این است که در دوران تخریب چون فکر نکردیم و یک سری کارها را بدون تفکر انجام دادیم، بسیار ضرر و زیان داشتیم حالا با تفکر ساختارها آغاز می‌شود و دقیقاً این را باید عمل کنیم. 

وادی دوم که ما به هیچ نیستیم و خودمان هیچ ارزشی برای خودمان قائل نیستیم که قطعاً این‌گونه نیست و همه ما دارای یک جایگاه و ارزش خاص خودمان هستیم. هرکدام از ما پتانسیل و استعدادهایی داریم که برای شکوفایی آن‌ها باید در درون صراط مستقیم قرار بگیریم و تک‌تک ما توانایی‌هایی داریم که شاید خود ما هم خبر نداریم و شاید هیچ‌کس آن توانایی انجام مسئولیت و کاری که ما باید انجام بدهیم را ندارد پس به این آگاهی و توانایی‌‌مان باید واقف بشویم.

وقتی‌که از این دو  دستور جلسه عبور کنیم شخص مصرف‌کننده آرام‌آرام از آن احساس ناامیدی و یاس جدا می‌شود و به فکر می‌افتد که باید برای اعتیاد و تاریکی‌ها و کارهای ضد ارزشی که انجام داده یک فکری بکند و برای این کار متأسفانه نیروهای بازدارنده اولین چیزی که به او القا می‌کند این است که توقعش از کار می‌رود بالا مثلاً می‌گوید من می‌خواهم درمان کنم و همه باید به من کمک بکنند و در اختیار من باشند تا من به درمان برسم‌ درصورتی‌که هرگز این‌طور نیست.

 

 در این موقع وادی سوم می‌آید و مثل یک شمشیر بُرنده دقیقاً به مرکز این تفکر منحرف وارد می‌شود و اعلام می‌کند که باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. دقیقاً این مشکلات برای انسان به وجود می‌آید و خدا خیر بدهد به آقای مهندس که با این وادی‌ها تک‌تک مشکلات ما قابل‌حل است و باید ممنون دار ایشان باشیم.

 وادی سوم دیگر خیال مصرف‌کننده را راحت می‌کند که هیچ‌کس به‌جز خودتو به تو فکر نخواهد کرد ، هیچ‌کس به‌جز خود به سود تو نیست ، آن‌کسی که باید به تو فکر بکند فقط شخص شخیص خودت هستی تا به مقصد برسی. خودت به‌تنهایی باید فکر کنی، باید عمل کنی و حرکت کنی تا به مقصد برسی. و در غیر این صورت به مقصد نخواهی رسید که مقصد اصلی ما هم درمان اعتیاد است. 

ما می‌آییم کنگره و می‌بینیم راهنما و خدمتگزاران هستند ولی هیچ‌کدام این‌ها درمانگر نیستند و من خودم با پای خودم رفتم و خودم را به این روز انداختم پس خودم هم می‌توانم و باید این مشکل را حل بکنم. 

وقتی‌که من در صراط مستقیم قدم گذاشتم و تصمیم گرفتم و حرکت کردم قطعاً نیروها به کمک ما می‌آیند و انشا الله به آن مقصدی که می‌خواهیم، می‌رسیم.

 برای رسیدن به تعادل و درمان قطعی ما باید آن قسمت‌هایی که در اثر مصرف مواد مخدر در آن تخریب به وجود آمده مثل جسم ، روان و جهان‌بینی که از تعادل خارج‌شده باید ما این‌ها را به تعادل و به‌سلامتی برسانیم. 

قطعاً برای رساندن جهان‌بینی به تعادل منوط به این است که جسم و روان به تعادل برسد و بعدازآن ما بتوانیم که با آگاهی ، دانایی ، آموزش به تعادل وزندگی خوب برسیم.

 

دستور جلسه دوم ؛ سومین سال رهایی کمک راهنمای محترم مسافر محمد

 

آقا محمد مثل خود من و با تخریب زیاد ولی نه این‌که خودش قبول داشته باشد این تخریب را دارد و فکر می‌کرد که هرازگاهی تفننی یک‌چیزی می‌زند و چون کارمند دولتی بود مثل خود من اول بزرگ‌ترین فشاری که بود در این مکان و با این جمعیت این بود که اگر کسی من را شناخت چه‌کار کنم‌؟

آقا محمد دو مشکل داشتند و آن موقع معتقد بود که همسرشان اطلاعی از این موضوع ندارند ولی من خودم معمولاً باورم نمی‌شود چون هم‌سفرها همه‌شان این را می‌دانند و شاید به روی شخص شخیص ما نمی‌آورند و آقا محمد سؤال‌های بعدشان این بود که اگر هم‌سفرم فهمید چه‌کار کنم؟  و من گفتم شما کاری به این مورد نداشته باشید و انشا الله تشریف آوردند و  خودش به‌موقع حل می‌شود و من به شما قول می‌دهم که روزی می‌رسد که هم‌سفرتان از شما جلو می‌زند و شما باید دنبال ایشان بدوید. 

آقا محمد یک مشکل دیگری هم  داشتند و این بود که مصرف‌های دیگر هم داشتند که نگفتند که البته این کمی طبیعی است چون آن آگاهی و دانش نسبت به درمان را نداشتند. 

خدا را شکر آمد و سفر خوبی را شروع کرد در لژیون خیلی فعال بود و  خدمت نشریات را گرفت که خدمت نشریات در دوره ایشان یک دوره استثنایی بود یعنی به‌قدری لذت‌بخش بود که وقتی ما رهایی می‌بردیم می‌گفتیم ای‌کاش اینجا آقا محمد بود و دوران بسیار خوبی را طی کردند.

 تلاش کرد و زحمت کشید تا به جایگاه کمک راهنمایی رسید و من برای آقا محمد آرزو موفقیت می‌کنم و تبریک می‌گویم به آقا محمد ، هم‌سفرشان و خانواده محترمش و به همه شما عزیزان.

پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 سومین سال رهایی مسافر  محمد 

را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:

 

 

اعلام سفر مسافر محمد:  

آنتی ایکس مصرفی: حشیش ، الکل ،تریاک  ، شیره ، متادون ، مدت تخریب : دوازده سال ،  مدت سفر : ده ماه و هفت روزبه راهنمایی عزیزم آقا رضا به روش دی اس تی و داروی اوتی والان به شکر خدا سه سال و هیجده روز است که رها هستم. 

در ادامه سفر نیکوتین داشتم به راهنمایی حسین آقا ، آنتی ایکس یک پاکت سیگار با آدامس نیکوتین و رهایی‌ام مدت هشت ماه.

آرزو مسافر محمد: 

آرزو می‌کنم بتوانم همواره یک ره‌جو خوب و نمونه در کنگره باقی بمانم.

 

آرزو هم‌سفر مرضیه: 

آرزو می‌کنم همه مصرف‌کننده‌های خواستار درمان هرچه سریع‌تر راه کنگره را پیدا بکنند.

 

آرزو هم‌سفر معصومه: 

آرزومندم تمام دوستان سفر اول بتوانند گل رهایی را از دستان پرتوان مهندس دژاکام بگیرند.

سخنان کمک راهنما محترم مسافر محمد:

از حضور همه عزیزان که ما را قابل دانستند و در جشن تولد من شرکت کردند تشکر می‌کنم. خداوند را سپاس گذارم که توفیق داد بتوانم سومین سال رهایی خودم را جشن بگیرم.  

بنده تا بیست‌وشش‌سالگی حتی یک عدد سیگار هم مصرف نکرده بودم ولی از مصرف سیگار و حشیش شروع کردم و با تریاک ادامه دادم و به قرص بوپرونورفین رسیدم. من تخریب‌های زیادی را به خودم و خانواده‌ام وارد کردم ولی هم‌سفر من همواره با صبر کنار من ماند و در زمان تخریب من یک لباس سالم نداشتم  چراکه لباس‌های من همواره حین مصرف سوراخ می‌شدند. 

این دنیای تاریک باعث ترس در وجود مصرف‌کننده می‌شود و ترس خشم را ایجاد می‌کند و این خشم همواره در زندگی به من و خانواده‌ام تخریب وارد می‌کرد و جلوی آرامش ما را می‌گرفت. یادم می‌آید آقای حیدری به من گفتند وارد شدن به کنگره اذن الهی می‌خواهد چراکه تو نزدیک کنگره هستی ولی نمی‌توانی وارد شوی.

من در دنیایی از ترس و ناامیدی و منیت بودم ، دنیای من سرشار از ناسپاسی بود و هر چیزی وابسته به نشئگی من بود. مصرف می‌کردم تا بخوابم  از خماری بیدار می‌شدم و مصرف می‌کردم تا بازهم بخوابم و مثل نوازنده‌ای بودم که خود را ماهر می‌دانست و از رهبر ارکست پیروی نمی‌کرد و تعادل را برهم می‌زد.

الآن در مراسم‌ها ، مسافرت‌ها ، همواره از مهندس دژاکام تشکر می‌کنم و یاد ایشان هستم چراکه ایشان مرا احیا کردند و به زندگی برگرداندند. من کسی بودم که زمان ترک با قرص بوپرنورفین به‌سختی یک روز دوام آوردم ولی از خدا خواستم بتوانم خود را درمان کنم و با کنگره آشنا شدم. 

خیلی خداوند را شاکرم و بعد از خداوند از جناب مهندس تشکر می‌کنم که می‌توانم بخندم ، می‌توانم آرامش داشته باشم وزندگی متعادلی داشته باشم. از سرکار خانم آنی ممنونم که از حق خودشان و خانواده خودشان گذشتند تا مهندس بتوانند این بستر را برای ما فراهم کنند تا به درمان برسیم.

از راهنمای عزیزم آقا رضا سپاسگزارم ایشان حق پدری گردن من دارند  هر موقع دلم می‌گیرد یاد زمان سفر اول می‌افتم که صبر و استقامت را ایشان به من آموزش دادند. 

یکی از مسائلی که خیلی من را اذیت کرد سفر سیگار بود که از آقا مجید و آقا امید تشکر می‌کنم که خیلی اذیتشان کردم ولی در آخر در لژیون حسین آقا توانستم به رهایی برسم. 

در نشریات خدمت کردم و زمان ایجنتی آقا جلال خیلی از ایشان آموزش گرفتم و از ایشان تشکر می‌کنم.

از آقا امین تشکر می‌کنم که همیشه با مشارکت‌هایشان باعث تشویق من می‌شدند و من هم سعی می‌کردم مثل ایشان هرروز مشارکت کنم. 

از راهنمایان هم‌سفرم خانم فاطمه ، خانم سحر و خانم داودی تشکر می‌کنم. 

در ادامه از هم‌سفرهایم تشکر می‌کنم که هم‌سفرم هم خدمتگزار کنگره هستند  و در آزمون تازه واردین قبول شدند و خیلی مسائل را از ایشان آموزش گرفتم. از معصومه عزیزم تشکر می‌کنم و دعا می‌کنم در ادامه بتوانم زندگی بهتری برایش رقم بزنم. 

سخنان کمک راهنمای محترم هم‌سفر مریم: 

خدا را شاکرم که توانستم یک‌بار دیگر در این شعبه حضورداشته باشم و این جایگاه را لمس کنم. تولد آقا محمد را خدمت جناب مهندس ، خانم آنی ، کمک راهنمای محترم آقا رضا ، هم‌سفر محترمشان خانم مرضیه و دختر گلشان معصومه تبریک میگویم

در مورد خانم مرضیه باید بگویم که ایشان در جایگاه‌های زیادی خدمت کردند. در نشریات،  سایت و مرزبانی پارک شهدای شهرداری خدمت می‌کنند و اخیراً هم به‌عنوان راهنمای تازه واردین قبول‌شده‌اند و قرار است که این شال را دریافت کنند 

مرزبان پارک با مرزبان شعبه تفاوت دارد  چراکه در مرزبان پارک با هم‌سفران هفت شعبه اصفهان سروکار دارد و ایشان می‌توانند همه افراد را مدیریت بکنند و از پس این مسئولیت برآیند و همین‌طور برنامه‌های خیلی خوبی برای بچه‌ها و هم‌سفران دارند. 

هر مسئولیتی که داشته‌اند به نحو احسن انجام داده‌اند  به ایشان خدا قوت میگویم که همیشه کمک‌حال من بودند و آرزو می‌کنم تمام لذت این خدمت به زندگی‌شان برگردد و مزد خدمت‌هایشان را بگیرند. 

سخنان هم‌سفر مرضیه:

خدا را شاکرم که امروز در این جایگاه هستم و خیلی خوشحالم که خانواده بزرگ و مهربانی مثل شماها دارم

از جناب مهندس ممنونم که راه خوبی را برای درمان اعتیاد پیداکرده‌اند و الآن اگر من این جایگاه را تجربه می‌کنم از محبت و لطف ایشان است. 

از همسرم ممنونم که کار بزرگی را انجام داد ، درمان اعتیاد کار بزرگی است و ایشان این کار را به‌خوبی به پایان رساند و ممنونم از ایشان که سفر خوبی داشت. 

اوایل ازدواج خواسته من حال خوش و آرامش بود  ولی هرروزی که می‌گذشت احساس می‌کردم خواسته من خیلی کمرنگ است و همیشه از خودم می‌پرسیدم چرا حال ما خوب نیست؟ نمی‌دانستم برای رسیدن به حال خوش باید از سیاهی‌ها عبور کرد و الآن اگر حال خوشی داریم به خاطر عبور از سیاهی‌ها بوده است. 

از آقا رضا راهنمای مسافرم متشکرم ، از  حسین آقا به خاطر اینکه راهنمای سفر سیگار مسافرم بودند و مسافرم در لژیون ایشان رها شدند ممنونم و هم اینکه ایشان در پارک خیلی به ما کمک می‌کنند و اگر می‌توانیم خدمت کنیم به خاطر حضور ایشان است.

از راهنمای عزیزم خانم فاطمه ممنونم که همیشه مشوق من بودند و به من آرامش دادن و در لژیون ایشان رها شدم و خیلی آموزش‌ها گرفتم و بعد از ایشان خانم سحر عزیز راهنمای لژیون ما شدند و از ایشان هم سپاسگزارم و در حال حاضر هم خانم مریم اسیستانت نمایندگی  ورزش  راهنمای من هستند و از ایشان هم کمال تشکر و سپاسگزاری رادارم. 

سخنان هم‌سفر معصومه:

سه سال رهایی پدرم را تبریک میگویم از آقای مهندس تشکر می‌کنم که پدرم را به من برگرداندند. 

در مدتی که در کنگره بودم ، دوستانی پیدا کردم که مثل آن‌ها در مدرسه و در فامیل نبود. من در کنگره مهربانی و خوبی‌ها را یاد گرفتم و یاد گرفتم از بدی‌ها فاصله بگیرم.

امیدوارم من و خانواده‌ام بتوانیم خدمتگزاران خوبی برای کنگره باشیم



























مرزبانان کشیک





تایپ:مسافر علی الف ، هم‌سفر محمدجواد 

عکاس:مسافر مجتبی 

تنظیم و ارسال تصاویر:مسافر مصطفی

مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
محمدحیدری ازاصفهان شنبه 10 آذر 1397 16:10
برای این عمل عظیم شکرشکرشکر
سومین سال رهایی اقامحمدازبنداهریمن اعتیادمبارک است
تبریک خدمت اقارضاشوشتری و راهنمای خانواده
خداقوت خدمت وبلاک شعبه
مسافرمیثم لژیون ۲ همدان یکشنبه 4 آذر 1397 23:01
سلام من هم به نوبه خودم وازطرف نمایندگی باباطاهرهمدان از اول همه نوشته ها را خواندم تبریک میگویم وامیدوارم که درتماممراحل زندگی موفق وپیروز باشی
همسفر زهره شعبه امین گلی یکشنبه 4 آذر 1397 22:24
خانم مرضیه عزیزم ؛
رودهای خروشان و چشمه های جوشان همه به بحر واقیانوس می رسند.
تبریک فراوان خدمت شما و خانواده ی محترمتان .
تشکر و قدردانی میکنم از شما به خاطر مهربانی و اخلاق خیلی خوب شما و زخمتهای فراوانی که برای ما می کشید
یکشنبه 4 آذر 1397 19:22
شکر شکر شکر تمام این زیبایی ها را مدیون آقای مهندس هستیم تبریک فراوان به خانم مرضیه و آقا محمد و دختر گلشون معصومه جان و راهنماهای محترمشون
همسفر فاطمه (میرداماد) یکشنبه 4 آذر 1397 17:55
سلام خداوند بر بندگان نیک سرشت او...همانها که آنچه از مادی و معنوی بهرمند می شوند در حال باز پرداخت هستند. خانم مرضیه عزیز این روز زیبا را هم به شما و هم به مسافر محترمتان و کمک راهنماهای بزرگواتان تبریک و بهترینها را برای شما آرزو دارم
مسافر حمید یکشنبه 4 آذر 1397 15:29
سلام
محمد جان 3 سال رهاییت مبارک ببخشید نتونستن خدمت برسم ان شاالله جشن آزادمردیتان
همسفر فاطمه(سلمان فارسی) یکشنبه 4 آذر 1397 10:04
خانم مرضیه عزیز صمیمانه ترین تبریکات من رو به مناسبت سومین سالروز رهاییتون پذیرا باشید.متاسفانه لیاقت حضور در جشن رو نداشتم ولی با خوندن صحبتهای شما عزیزان انرژی جشن تولدتون به من رسید.ان شاءالله در ادامه هم موفق باشیدهمچنین تبریک به اقا رضا وخانم داوودی عزیزم
سپاسگذارم از شما خانم مرضیه بابت تمامی زحمتهایی که در روزهای جمعه در پارک می کشید
یکشنبه 4 آذر 1397 08:30
تبریک
همسفر مریم سلمان فارسی شنبه 3 آذر 1397 13:07
باز هم به دوست عزیزم خانم مرضیه صمیمانه تبریک عرض میکنم. به آقای محمد و راهنماهای بزرگوار این خانواده عزیز و فرزندان شان تبریک گفته و برایشان آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون دارم


مسافر امیر و همسفر الهام شنبه 3 آذر 1397 09:04
خیلی خیلی تبریک میگم به خانوم مرضیه مسافرشون ارزوی بهترین ها را دارم براتون شرمنده نتونستم تو جشنتون شرکت کنم ولی از همیجا از تمام زحماتی که برا کنکره میکشید کمال تشکر را دارم
همسفر مانا شنبه 3 آذر 1397 01:49
تبریک وشادباش خدمت کمک راهنمای محترم آقا محمد وخانم مرضیه ومعصومه عزیز بابت تولد سه سال رهایی عرض میکنم.
هر دو از خدمتگزاران همیشگی کنگره هستند مخصوصا خانم مرضیه که واقعا یکی از پایه های مستحکم خدمت در شعبه هستند و همیشه در مراسم و جشن ها نقش پررنگی دارند و همچنین در جایگاه مرزبان هم از بهترین ها هستند و سرشار از انرژی.به امید دیدنتان در جایگاه های بالاتر.
فاطمه همسفر محمد " شعبه امین گلی" جمعه 2 آذر 1397 20:37
تبریک به مرضیه عزیزو پرتلاش و خانواده محترمشون
تبریک به راهنماهای گرامی
خداقوت خدمت خدمتگزاران وبلاگ
مسافر محمد وهمسفر مرضیه و معصومه جمعه 2 آذر 1397 20:04
از تمامی عزیزانی که در جشن سومین سال رهایی ما شرکت نمودند و با مشارکتهاشون به ما انرژی مضاعف دادند صمیمانه سپاسگزاریم به خصوص مرزبانان ،ایجنت و اسیستنت و نگهبان و همه ی خدمتگزاران که ما را در این جشن بسیار یاری نمودند یک تشکر ویژه از نگهبان جلسه مسافر مصطفی و مسافر مجتبی ومسافر علی ومسافر محمد جواد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic