مقاله ای در باب معرکه و معرکه گیری
چهارشنبه 16 آبان 1397 ساعت 00:52 | نویسنده این مطلب : مسافر محسن | ( نظرات )

به نام خالق دانائی

مقاله ای در باب معرکه گیری

به قلم کمک راهنمای محترم مسافر علیرضا

لژیون ششم شعبه شیخ بهایی اصفهان


زندگی ما پر است از معرکه و معرکه گیر . زمانی که هدف مشخصی نداشته باشی یک معرکه با کوچکترین جذابیت تو را به خودش جلب می کند. زمانت را از تو می گیرد . پول و انرژی را غارت می کند و سپس رهسپارت می کند .

افکارم را به پرواز در می آورم و آینده را هدف می گیرم و حواسم را به  گذشته ام خوب جمع می کنم.  دلم گرم است به گنجینه ای که به همراه دارم و این گنجینه چیزی نیست جز تجربه های هر چند تلخ  گذشته . خوانده ام که انسان تاریکی ها را تجربه می کند . برای اینکه به عظمت روشنایی ها پی ببرد و این موضوع وجدانم را از سرزنش گذشته ام باز می دارد .

دنیای پیرامون ما یک معرکه است و گاهی هستند کسانی که بر موضوعی واحد دامن می زنند و معرکه گیری را آغاز می کنند . خوب به یاد دارم سال ها پیش بود که هر گاه گذرم به محدوده بازار و یا میدان وسط شهر می افتاد جمعی را می دیدم که حلقه زده اند. و این حلقه گاهی از چند لایه آدم های جور واجور تشکیل می شد . آدم هایی که هیچ کدام شبیه هم نبودند . خودم را با زحمت به میانه های حلقه می رساندم و شخصی را می دیدم که رجز می خواند . چند وزنه سنگین ، یک ماشین که روی بدنه اش، پر بود از واژه پهلوان خلیل .!چند جعبه که ظاهراً در آن چندین مار سمی وجود داشت و خلاصه چندین زنجیر کوچک و بزرگ به همراه قفلی که آنها را به هم وصل می کرد.

 به خودم آمدم دیدم که نیم ساعتی گذشته و من ازکار خودم عقب افتادم ، سریع و سراسیمه از هم همه مردم خودم را بیرون کشیدم و به محل کارم رفتم . بارها و بارها این صحنه ها برایم تکرار شده بود. هیچ گاه برداشتی از آن ها نداشتم تا امروز . ! امروز از خودم می پرسم که این موضوع چقدر ارزش دارد که فکر تو را مشغول خود ساخته ،ولی در جواب می توانم مطالبی را عنوان کنم که پاسخی است براین سوال.

 آن روزها معرکه گیر یک هدف داشت . او با ابزار ها و طرق گوناگون سعی بر این داشت که مردم را دور خود جمع کند.  آنچه باعث این امر می شد مجموعه ای از کارهای جذاب و شیرین،کارهایی بود که هر بیننده ای را به خود جلب می کرد . معرکه گیر کارش را خوب بلد بود . خوب رجز می خواند و خوب جلب توجه می کرد، به گونه ای که رهگذارن و رانندگان به راحتی بادیدن این جمعیت از ماشین و موتور خود پیاده می شدند و به جمعیت می پیوستند.

در ادامه معرکه گیر برای ادامه کار  پیشنهادی داشت و آن این بود که مردم پولی پرداخت کنند تا او بتواند ادامه بدهد.

شاگرد معرکه گیر سبدی را در جمعیت می چرخاند و بعد از جمع شدن سبد معرکه گیری ادامه پیدا می کرد.

در آخر هم بعد از حدود یک ساعت جمعیت متفرق می شدند و هر کس دنبال کار خودش می رفت و این ظاهر امر بود.

مردم زمان و پولشان را صرف دیدن یک معرکه گیری می کردند ، عده ای خشنود و عده ای بی تفاوت جمع را ترک می کردند . زندگی ما نیز پر است از معرکه و معرکه گیر . زمانی که هدف مشخصی نداشته باشی یک معرکه با کوچکترین جذابیت تو را به خودش جلب می کند. زمانت را از تو می گیرد . پول و انرژی را غارت می کند و سپس رهسپارت می کند . آنچه در این میان اهمیت دارد دو  چیز است : یکی زمان و وقت که طلاست و دیگری پول که معادل انرژی است .

در حقیقت بعد از گذشت ساعتی مشاهده خواهیم کرد که دیگری انرژی لازم را برای کارهایی که قرار بود به سرانجام برسد نداریم .

مشکل کجاست ؟ به نظر می رسد وقتی هدف انسانها کم رنگ جلوه  می کند به راحتی و به سادگی منحرف می شوند . این یک قانون است . نیروی منفی شیطان همیشه در کمین انسان هایی هستند که می خواهند تغییر مسیر بدهند . وقتی این تغییر مسیر از سمت تاریکی به سمت نور باشد نیروی منفی از هر حربه ای استفاده می کند تا مانع از این کار شود و انسان برای حرکت در این مسیر بایستی فاکتورهایی را در نظر داشته باشد : از جمله اینکه هدف پر رنگ و مشخص داشته باشد و اینکه ایمان را چاشنی هدف خویش نماید.

می توان در کنگره 60 این موضوع را به زیبایی هر چه تمام تر لمس کرد. شخصی که برای خروج از تاریکی ها وارد مسیر c60   می شود بایستی یک هدف و اولویت داشته باشد و آن همان درمان و تعادل است . ایمان به مسیر  می تواند به او کمک کند و برای رسیدن به هدف خود بایستی از خیلی از خواسته های خویش عبور کند . شاید در مسیر درمان ، سرو کله آدم هایی پیدا شود که سال های سال در کنارشان مواد مصرف می کرده است . و ممکن است پیشنهادهایی هم به او بدهند . آنچه تعیین کننده است انتخابی است که شخص می کند و ممکن است پیشنهادهایی که به او می شود آن قدر جاذبه داشته باشد که لحظه ای او را به خواب غفلت فرو ببرد . اما آنچه فرد در کنگره می آموزد و یا بهتر بگویم یاد می گیرد "دانایی" می تواند بهترین سلاح باشد برای مقابله با این پیشنهاد ها و دور شدن از این معرکه ها .

امیدوارم که همه ما حواسمان به خودمان باشد . مبادا کمی غفلت باعث شود که گوهر وجودمان را از دستمان بگیرند . انسانهایی که به ارزش واقعی خویش پی  می برند از این گوهر با ارزش به خوبی محافظت خواهند نمود . و به قول معروف اگر افسار نفس و خواسته های آن را با فرماندهی عقل در درست نگیریم ، نفس ، افسار ما را در دست خواهد گرفت و به سوئی می برد که خود می خواهد .

با احترام

 کمک راهنما مسافر علیرضا

لژیون ششم


مرتبط با: مقالات و دل نوشته ها،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نجمه چهارشنبه 13 شهریور 1398 14:26
سلام عالی بود ممنون
نجمه چهارشنبه 13 شهریور 1398 14:26
سلام عالی بود ممنون
جمعه 18 آبان 1397 18:09
سلام. بسیار زیبا و مفید بود سپاس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic