گزارش کارگاه آموزشی عمومی پنج شنبه 1397/08/10
جمعه 11 آبان 1397 ساعت 19:44 | نویسنده این مطلب : همسفر محمدجواد | ( نظرات )

به نام خدا

روز پنج‌شنبه 1397/8/10 جلسه چهاردهم از دور هفدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر عباس ،  و استادی مسافر محمدرضا و دبیری  مسافر فرامرز با دستور جلسه اول:یادگیری و معرکه‌گیری و دستور جلسه دوم: اولین سالروز رهایی مسافر مجتبی رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود



مواقعی که شخص کم می‌آورد سریع می‌رود وارد حاشیه می‌شود و شروع به نق زدن می‌کند.

 

سلام دوستان محمد هستم مسافر.

 قبل از هر چیز خداوند را شاکرم که در این جایگاه هستم درواقع اولین بار هست که به‌عنوان استاد برای تولد در جلسه شرکت می‌کنم و بابت این امر، خیلی خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم.

 امیدوارم که آن‌کسانی که واقعاً حقشان هست و وارد معرکه نمی‌‌شوند و کسانی که نق نمی‌زنند و وارد حاشیه نمی‌شوند به‌جایی برسند که برای همه شما این آرزو رادارم.

انسان فهمش بهشت‌ او است و جهلش جهنم او است. حالا از کجا باید بفهمد یک نفر که در بهشت است یا جهنم. که برای این کار  باید نشانه‌ها را دنبال کرد همان‌طور که یک نفر می‌رود به‌پیش پزشک و درد‌های خودش را می‌گوید و پزشک می‌تواند از روی علائم تشخیص بدهد که بیماری چیست.

 اینجا در کنگره هرکسی باید بر روی خودش تمرکز داشته باشد و ببیند که در جهنم است یعنی اضطراب دارد، نگرانی دارد، ترس دارد، منیت دارد و ببیند مشکلش چیست و روی آن تمرکز کند ولی برعکسش اگر آسوده است، آرامش دارد و آسایش دارد باید بداند که وارد حاشیه نشده است و دارد کارش را درست انجام می‌دهد. پس باید ما نشانه‌ها را دنبال کنیم. بزرگ‌ترین معلم ما طبیعت است ما اگر یک باغ یا باغچه‌ای داشته باشیم و آفت به آن بزند شما از روی نشانه‌ها می‌توانی بفهمی که آفت‌زده یا نزده است یعنی خود آن حشره را ممکن است نبینیم ولی از نشانه‌هایش بر گیاه می‌توانیم متوجه بشویم که آفت وجود دارد.

 زمانی که می‌بینیم آفت وجود دارد، باید چه‌کار کنیم؟ گیاه را می‌کنیم؟  یا این‌که به مراکز مربوطه مراجعه می‌کنیم و سم موردنظر برای آن آفت را تهیه می‌کنیم و آن گل را نجات می‌دهیم.

 

در کنگره هم دقیقا همین است کسی اگر دید که اضطراب دارد و آسایش دارد و از مرکز به دور است باید به کجا رجوع کند؟ به راهنمایش و به آموزش‌های کنگره و درست سفر کند تا آسایش پیدا بکند. 

 همه چیز از درون به بیرون است یعنی تمام چیزهایی که در درون من، اندیشه من، افکار من و باور من است آن است که باعث می‌شود که من وارد معرکه بشوم  مواقعی که شخص کم می‌آورد سریع می‌رود وارد حاشیه می‌شود و شروع به نق زدن می‌کند.

 یک ره‌جو ممکن است بگوید که راهنمای من چرا این‌طور به من برنامه داده است؟، چرا به من می‌گوید سی‌دی بنویس؟، چرا به من می‌گوید این ساعت بیا؟ و من را درک نمی‌کند و شروع می‌کند به نق زدن و چنین شخصی هیچ موقع به حال خوش نمی‌رسد یعنی این ناخالصی‌های درونش است که باعث می‌شود از مرکز دور بشود و نمی‌گذارد که شخص آموزش بگیرد.



 به‌ هرحال کنگره جای خوبی است و جایی است که بیماری را درمان نمی‌کند بلکه شخص بیمار را درمان می‌کند. ببینید وقتی‌که میگوییم این از درون به بیرون است یعنی افکار و اندیشه شخص باید تغییر بکند اگر افکار و اندیشه شخص تغییر کرد، بیماری‌اش هم خودبه‌خود درمان می‌شود.

 اگر ما بخواهیم نشانه‌ها را از بین ببریم ، اسمش درمان نیست پس کنگره می‌آید چه‌کار می‌کند؟ شخص بیمار را درمان می‌کند یعنی کار به آن بیماری ندارد و  تمرکز روی شخص بیمار است.

 برای شخص بیمار مثلث درمان داریم: جسم، روان ، جهان‌بینی و جهان‌بینی همان افکار، نگرش و اندیشه شخص است که باید درمان بشود یعنی ریشه باید درمان بشود و  ریشه‌اش باید قوی بشود و  محکم باشد تا استوار روی پای خودش بایست.

 

دستور جلسه دوم ؛ اولین سال رهایی مسافر مجتبی :

 

یادم هست که من تازه لژیون زده بودم و آقا مجتبی از اولین ره‌جوهایی بود که وارد لژیون بنده شد.

 آن اول که آمد، تنها یک‌بار حرف گوش نکرد و آن‌هم از فشار خماری سقوط آزادی بود که در آن سه روز اول رفته بود و بعد هم خودش آمد گفت ولی بعدازآن واقعاً مجتبی سرتاپا گوش بود و با تمام وجود گوش می‌کرد. 

به مجتبی گفتم سی‌دی‌ها را بنویس، مشارکت کن، گفتم می‌توانی در کنگره به رهایی برسی اگر بازیگر باشی نه نظاره‌گر  ، وارد حاشیه نشو  و  مجتبی تمامی این کارها را به نحو احسنت انجام داد. 

من  از آقا مجتبی راضی هستم. ایشان یک الگو بود برای بچه‌های لژیون و خوب سفر کرد و به‌محض این‌که وارد سفر دوم شد آن بازیگر بودن خودش را ادامه داد و در قسمت اوتی مشغول به خدمت شد و هنوز هم می‌باشد. 

 از خصلت های خوب دیگری که مجتبی داشت این بود که مجتبی هیچ‌گاه زمین ورزش را ترک نکرد من یادم هست که آن اوایل که آمده بود خیلی هوا سرد بود و یک پتو می‌کشید دور خودش و صبحانه می‌خورد درحالی‌که می‌لرزید یعنی این‌گونه نبود که بگوید هوا سرد است و نق بزند و اصلاً در وجود این انسان نق زدن نبود.

 هیچ‌گاه  جلساتش ترک نمی‌شد.

حقش هم هست که امروز یک سال رهایی‌اش را جشن بگیرد و این عین عدالت است. من به خودش تبریک می‌گویم، به خانواده محترمش تبریک می‌گویم، به بچه‌های لژیون و به همکارانش در قسمت اوتی هم تبریک می‌گویم و در آخر به همه دوستان و جناب آقای مهندس تبریک می‌گویم.

 

  پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 اولین سال رهایی مسافر  مجتبی را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم: 

  

اعلام سفر مسافر مجتبی:  

آخرین آنتی ایکس مصرفی : شیره، تخریب: بیست سال ، مدت سفر: ده ماه به راهنمایی استاد عزیزم  آقا محمد رضا به روش دی اس تی ، داروی درمان اوتی الآن هم به شکر خدا یک سال است که آزاد و رها هستم.

 


آرزو مسافر مجتبی: 

آرزو دارم تمام دوستان سفر اول با خواسته ، پشتکار و شجاعت بتوانند سفرشان را به پایان برسانند و وارد سفر دوم بشوند.

 

سخنان مسافر مجتبی: 

سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر 

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این جایگاه را لمس می‌کنم. 

اول‌ از همه تشکر می‌کنم از جناب آقای مهندس دژاکام برای فراهم آوردن بستری برای رهایی افرادی که مسیرشان را گم‌کرده‌اند و تشکر می‌کنم از خانواده محترم جناب مهندس ، جناب امین استاد جهان‌بینی و خانم آنی مادر معنوی کنگره شصت. 

تشکر می‌کنم از آقای محمدرضا  راهنمای عزیزم که یک سال در سفر اول مرا تحمل کردند و با تمام ضعف‌هایم کنار آمدند و به قولی آدرس مرا به خودم دادند که بتوانم خودم را پیدا کنم و سفرم را به پایان برسانم.

تشکر می‌کنم از آقا بهزاد راهنمای لژیون سیگارم که ده ماه و چند روز در لژیون به من آموزش‌های بسیار مفیدی دادند و تشکر می‌کنم از پدر و مادرم که با حضورشان در جلسه باعث خوشحالی و شادمانی من شدند. 

 

تشکر می‌کنم از برادران هم لژیونی خودم و با رفتار خوبی که با من داشتند باعث شدند من نداشتن هم‌سفر را احساس نکنم و گویی آن‌ها هم‌سفر من بودند. تشکر می‌کنم از بچه‌های گروه اوتی  که همواره از آن‌ها آموزش گرفتم.

تشکر می‌کنم از همه شما دوستانی که در جشن من شرکت کردید و امیدوارم که من هم بتوانم در جشن تولد تک‌تک شما شرکت کنم. 

سوم آبان ماه هزار و سیصد و نودوپنج وارد کنگره شدم ، ابتدا فکر می‌کردم حال خوبی دارم ولی بعدها متوجه شدم که پر از ترس ، منیت و ناامیدی هستم و خسارات زیادی به خانواده و جامعه‌ام وارد کرده‌ام

پس از یکی دو هفته با هدایت آقای محمدرضا توانستم مسیرم را پیدا کنم و بتوانم منسجم‌تر حرکت کنم. 

در طول سفرم برای هر کاری از آقای محمدرضا راهنمایی گرفتم و بدون اجازه ایشان حتی آب هم نخوردم و ایشان هم با آغوش باز مرا راهنمایی می‌کردند. در سفر اول به این نتیجه رسیدم که بهتر است مصرف سیگارم را هم درمان کنم تا بتوانم درمانم را کامل کنم زیرا درمان اعتیاد با درمان سیگار کامل می‌شود. 

سه ماه سفر بودم که سفر سیگار را شروع کردم و دو ماه بعد از رهایی ایکس توانستم رهایی سیگار را هم از دستان جناب مهندس بگیرم. بعد از سفر اول سعی کردم به خاطر حال خودم در کنگره بمانم و خدمت کنم چون افرادی را دیدم که به خاطر دوری از کنگره به حال خوش نرسیدند و به حاشیه کشیده شدند.

سعی کردم جمعه‌ها صبح در سرما و گرما و هر موقعیتی در پارک شهدای شهرداری شرکت کنم و در تمام همایش‌ها و اردوهای کنگره شصت شرکت کردم و همین‌طور امسال در اردو یک‌هفته‌ای بلده شرکت کردم. 

اردو بلده باعث شد ما با بزرگان کنگره شصت در یک مکان باشیم و به چشم خودم دیدم که حتی دیده‌بانان کنگره مثل بقیه بچه‌ها موقعی که می‌خواهند غذا را پخش کنند به‌راحتی در صف می‌ایستند و خود را مثل دیگران می‌دانند. 

امیدوارم که کسانی که در کنگره راه درمان را طی می‌کنند از مسیر منحرف نشوند و به حاشیه کشیده نشوند. 

به تجربه ثابت‌شده که افرادی که به حاشیه کشیده می‌شوند  یا سفرشان ناتمام می‌ماند و یا در سفر دوم برگشت می‌خورند و دوباره مصرف‌کننده می‌شوند. 

جناب مهندس  در صحبت‌هایشان اعلام کردند که زمانی که زبان از سخن‌های منطقی و عاقلانه عاجز می‌ماند شروع به معرکه‌گیری می‌کند و باید دانست که در کنگره جایی برای معرکه‌گیری وجود ندارد و همه سعی افراد در کنگره برای آموزش است. 

 سپاسگزارم که به صحبت‌های من گوش دادید.















 

در ضمن در این جلسه انتخابات نگهبانی روزهای پنجشنبه برگزار شد و مسافر مصطفی با کسب اکثریت آرا برای 14 جلسه نگهبانی انتخاب شد.

 

گل رهایی

 


مرزبان کشیک

 

تایپ:مسافر علی الف ، هم‌سفر محمدجواد 

عکاس:مسافر امید 

ارسال تصاویر و تنظیم:مسافر مصطفی




مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
یکشنبه 13 آبان 1397 09:27
سلااااام
ضمن عرض تبریک مجدد به آقا مجتبی
تشکر ویژه ای از آقا امید و علی آقا و آقای محمد جواد و آقا مصطفی دارم بابت عکاسی و تایپ و ارسال این مطالب زیبا
موفق ، شاد و پیروز باشید
مسافر مجید ت
حمید اکبری شنبه 12 آبان 1397 22:23
محمد عزیز از صحبتهای شما مثل همیشه آموزش گرفتم ولذت بردم به شما و آقا مجتبی تبریک میگویم وآرزوی بهترینها را برای شما دو عزیز دارم
مجتبی ر شنبه 12 آبان 1397 13:23
عرض خدا قوت و دستمریزاد خدمت تمامی خدمتگزاران کنگره 60به خصوص شعبه شیخ بهایی.از تمامی دوستان و عزیزانی که در مراسم اولین سالروز رهایی اینجانب شرکت کردند کمال تشکر و قدر دانی را مینمایم.پاینده و برقرار باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات