گزارش کارگاه آموزشی عمومی پنج شنبه 1397/07/05
جمعه 6 مهر 1397 ساعت 22:16 | نویسنده این مطلب : مسافر : علی الف | ( نظرات )

به نام نامی اولین عاشق که اوست

 روز پنج‌شنبه 1397/07/05 جلسه نهم از دور هفدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی  مسافر عباس ،  و استادی مسافر علی و دبیری  مسافر فرامرز با دستور جلسه اول: وادی اول  و دستور جلسه دوم:جشن اولین سالروز رهایی مسافر مرتضی   رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود. 


انسانی می‌تواند بگوید من دارم تفکر می‌کنم که راجع به هر موضوعی از زندگی چه مادی و چه معنوی در ابتدا نظم و یک ترتیب و یک انضباط دارد که این حرکت ابتدا در ذهن انسان متصور می‌شود و در ذهن انسان تداعی می‌شود.


 

دستور جلسه اول وادی تفکر است و دستور جلسه دوم هم جشن اولین سالروز رهایی مسافر مرتضی است. خداوند را شکر می‌کنم که اجازه دادند در خدمت شما عزیزان باشم. انشا الله که حال شما خوب باشد و در صحت و سلامت باشید.

 در ابتدا شروع فصل نظم و انضباط یا همان فصل پاییز را به شما تبریک می‌گویم. پاییز نشانه بسیار خوبی است که خداوند رحمان و رحیم برای انسان‌ها قرار داده است که در ادامه با الگوبرداری از طبیعت هر انسانی بتواند با هستی همسو و هم‌نوا بشود پس پاییز نشانه ریزش و نظم انضباط است. هر موجودی که در هستی با آن مواجه هستیم در ابتدای پاییز شروع به ریزش می‌کند که نشانه بارز این ریزش در گیاهان و درختان است که ما به‌راحتی می‌بینیم که تابستان که تمام می‌شود، سریع تحولی در هستی اتفاق می‌افتد و برگ‌ها رو به زردی می‌روند و خزان و ریزش صورت می‌گیرد که این نشانه تفکرِ هستی است که در وجود هستی خداوند بلندمرتبه این را نهادینه کرده است و انسان می‌تواند از آن الگوبرداری کند.

 

در کتاب ۶۰ درجه و در کتاب عشق (که شناخت خویش است و وادی‌ها در آن قرار دارد.) ۱۴ قوانین و ۱۴ وادی داریم اما چیدمان این‌ها و سلسله‌مراتب آن این است که در ابتدا تفکر در هر دو کتاب بیان‌شده است اما به وادی پنجم که می‌رسیم می‌شود همان قانون دوم کتاب و در ادامه می‌بینیم وادی هشتم می‌شود قانون سوم کتاب و در ادامه این چیدمان فرق می‌کند. چرا؟ دلیل این است که زمانی که کتاب ۶۰ درجه منتشرشده است نویسنده ، این کتاب را به‌گونه‌ای نوشته است برای درمان بیماری اعتیاد و باز شدن مسیر راه زندگی ما و در ادامه آن صور پنهان را کامل شرح داده است و هر انسان را با صور پنهان و موضوعات  آشنا کرده است اما کتاب ۱۴ وادی نه! کتاب وادی شناخت خویش است و اول باید خودت را بشناسی، اول باید صور پنهان خودت را بشناسی تا بتوانی به دیگر جزئیات هستی هم بپردازی پس شایان‌ذکر بود که برای بچه‌ها عنوان کنم که تفاوت قوانین و تفاوت چیدمان در وادی به این دو دلیل است که این‌یکی در ظاهر است و دیگری در باطن. 

تعریف تفکر: تفکر حرکتی است از مجهول به معلوم. نشانه تفکر چه چیز است؟ انسانی که دارد تفکر می‌کند نشانه‌اش در نظم و انضباط است که در وجود و اندیشه انسان است.

انسانی می‌تواند بگوید من دارم تفکر می‌کنم که راجع به هر موضوعی از زندگی چه مادی و چه معنوی در ابتدا نظم و یک ترتیب و یک انضباط دارد که این حرکت ابتدا در ذهن انسان متصور می‌شود و در ذهن انسان تداعی می‌شود.

 انسان هر چیزی را که در ذهنش بازی پازلش را قرارداد و چیدمانش را درست کرد بعد در ظاهر می‌تواند به آن موضوع برسد اما این‌که من چگونه تفکر کنم و چگونه به موضوعات زندگی که درگیرش هستم نگاه کنم ، تنها راهش این است که انسان در ابتدا به خودش نگاه کند، قبل از این‌که به دیگران و هستی بخواهی نگاه کنی و گله‌مند دیگران بشوی و شِکوه از هستی و روزگار بکنی و حتی بخواهی به خداوند نگاه بکنی موظفی ابتدا به خودش نگاه کند.

از نگاه کردن به خود انسان است که انسان معایب خودش را می‌بیند. انسان تا معایبش را برطرف نکند به موضوعاتی که مدنظرش است نمی‌رسد و انسان ناقص اگر به موضوعی هم برسد، ناقص است و  آن موضوع را ناقص دریافت می‌کند.

 انسان وقتی روی خودش شروع به کار کردن و سعی کرد عیوبش را برطرف کند، اگر قرار است ازدواج کند ازدواجش کامل است، اگر قرار است خرید بکند خریدش کامل و به نحو احسنت است اما اگر در درون انسان نقصی وجود داشته باشد، انسان به هر چیزی که می‌رسد ناقص است برای مثال وقتی شخصی مواد مخدر مصرف می‌کند یا الکل مصرف می‌کند ، این انسان ناقص است و هر حرکتی و هر تدبیری که انجام می‌دهد ناقص است و تفکرش می‌شود تفکر غلط. پس نشانه تفکر این است که من اول عیوب خودم را ببینم و  اول نظم و انضباطم را سروسامان بدهم و این‌که انسان‌ها همه باید تفکر کنند.

 انسان اگر می‌خواهد به صحت و سلامت جسم، روح و روان برسد باید تفکر کند. انسان اگر می‌خواهد عیارش در زندگی بالا برود باید تفکر کند. انسان یک مشخصه بیشتر ندارد و مشخصه هر انسان و تعیین‌کننده ظاهر و باطن هر انسان نوع تفکر آن انسان است که به میزان تفکری که انسان می‌کند داشته‌ای را به دست می‌آورد. انسان به میزان آن تدبیر، تأمل و تعقلی که راجع به موضوعات زندگی در ظاهر و باطن خودش می‌کند، داشته‌هایش را کسب می‌کند ولا غیر.

 در سی‌دی تزکیه در صور پنهان آقای مهندس می‌فرمایند: انسان باید ظاهر و باطنش را منطبق کند و نقابی این وسط نباشد. ظاهر و باطن که یکی شد، ضلع کسب تازه به‌راحتی و به‌درستی می‌تواند کسب کند و عیار انسان تفکرش است.

این‌که می‌گویم عیار، ما در طلاها وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که طلایی مقبول بازار است که عیار بالایی داشته باشد و وقتی ناخالصی‌هایی مثل مس وارد طلا می‌شود عیار طلا می‌آید پایین مثل طلای ۱۲ یا ۱۴ عیار که هر چه قدر این فلزاتی که ناخالصی‌ در طلا ایجاد کرده‌اند کسر بشوند و از طلا جداسازی بشوند این عیار طلا می‌رود بالا.

خاصیت تفکر ، نشانه تفکر و به وجود آمدن تفکر در ادامه که می‌رویم جلو اولین سوغاتی‌اش برای انسان این است که در انسان ایمان به وجود می‌آورد. انسان کاملاً به موضوعی که می‌خواهد به آن برسد ایمان و باور قطعی پیدا می‌کند و اعتقاد راسخ پیدا می‌کند. ایمان یعنی اعتقاد راسخ! عین یک سفر اولی، وقتی‌که در کنگره قرار می‌گیرد، فکر و تفکر می‌کند که البته این تفکر را راهنما به او یاد می‌دهد. چگونه  به ره‌جو یاد می‌دهد؟


 اول راهنما می‌گوید نظم و انضباط. راهنما می‌گوید هروئین قطع، شیشه قطع، کراک قطع و دقیقاً این مثل همان ریزش در پاییز است. بعد داروی اوتی  به او می‌دهند و می‌گویند اگر قبلاً بی‌نظم مصرف می‌کردی الآن باید تی دی اس را رأس ساعت مصرف کنی. خوب این چیست؟ این نظم و انضباط است. خوب بعدازاین که یک هفته حرکت کرد راحت ایمان پیدا می‌کند و می‌گوید منی که قبلاً شیره می‌کشیدم یا الکل می‌خوردم الآن می‌توانم با سه تا ۳ سی‌سی یعنی ۹ سی‌سی داروی اوتی دارم زندگی می‌کنم و هیچ مشکلی هم برایم پیش نمی‌آید که این باعث می‌شود که در او ایمان به وجود آید و اگر ما در کل امورات زندگی نظم و انضباط را ایجاد کنیم در آن ایمان به وجود می‌آید و در پیام آقا مرتضی هم آمده است که "کلام و سخن خداوند تا در انسان ایمان به وجود نیاورد، جسم و روح انسان فرود نمی‌آمد".

 القا مثبت چه موقع  بر روح و جسم انسان فرود می‌آید و انسان از نیروهای القا، احیا و تحرکی که رایگان در این هستی هستند بهره‌مند می‌شود و زمانی که متفکر باشد و تفکر کند پس عیار انسان می‌شود تفکر انسان. تفکر مشخصه هر انسانی است.

داشته‌های هر انسان چه در مادیات و چه در معنویات نشانگر و بیانگر نوع تفکر و تدبیر هر انسانی است که در اموراتش دارد.

 دستور جلسه دوم ؛ اولین سال رهایی مسافر مرتضی:



در کنگره بودن و داشتن نعمتی به‌عنوان کنگره ۶۰ یک نعمت الهی می‌تواند برای انسان باشد و سایه خداوند در قالب نعماتی که در کنگره وجود دارد می‌تواند سایه سری برای انسان باشد.به انسان در کنگره دست همیاری داده می‌شود تا بتواند از تاریکی که در آن قرارگرفته بیرون بیاید و این ممکن نیست مگر با جماعتی یک‌دل و یک‌رنگ و باصفا از جنس محبت که بی‌آلایشی و  بی‌تکبری  هستند و این در کنگره موجود است و همه ما خداوند را شکر می‌کنیم که امروز در این جلسه هستیم و از این نعمت برخوردار هستیم. به آقا مرتضی و خانواده‌اش تبریک عرض می‌کنم.

 آقا مرتضی هم مثل تک‌تک ما در روز اول با شرایط خوبی به کنگره نیامد. قطعاً کسی که مواد مخدر مصرف می‌کند قطعاً در یک بی‌نظمی و بی‌سروسامانی به سر می‌‌برد که حتی اگر خودش هم نداند قطعاً این مسئله جهان ذهنی خودش و محیط خانواده را دگرگون کرده‌ است.

 آقا مرتضی روز اول برای من عنوان کرد که من مصرفم هفته‌ای یک‌‌بار یا دو بار است و هرروز مصرف نمی‌کنم یعنی در ابتدا می‌خواست خودش را از مصرف‌کنندگان جدا بداند اما چیزی که ما برای او عنوان کردیم این بود که شکستگی، شکستگی است و وقتی یک‌چیزی شکست یا خراب شد دیگر کم‌وزیادش مهم نیست و کم‌وزیادش معمار یا دکتر یا مهندس می‌خواهد برای درست کردنش.

اعتیاد شکستگی است و فرقی نمی کند که یک‌سال، دو‌سال یا هفته‌ای یک‌بار باشد چون آخرش خراب است  و سیستم بیوشیمی در آن اختلال ایجادشده است و الحمدالله این موضوع را پذیرفت. آقا مرتضی جلساتش را بدون غیبت و بی‌نظمی آمد و نشست و اگر من تند صحبت کردم یا اگر امر یا نهی‌ای بود باجان و دل پذیرفت.

بااینکه ما تفاوت سنی داشتیم اما هیچ موقع جبهه نگرفت و هیچ موقع نشد که بادل نگران و حال خراب بخواهد پایش را از کنگره بیرون بزارد درحالی‌که من سخت‌گیر بودم و هستم اما ماند و قدم‌هایش را محکم برداشت و  به صلح و آرامش رسید.

این فرضیه اشتباه است که رها می‌شوند و می‌روند اینجا دومرتبه درمان بایستی صورت بگیرد. برای درمان بیماری اعتیاد ۳ سفر نیازمند است که ۲ سفر الزامی است، سفر اول از مصرف مواد مخدر تا قطع آن ، سفر دوم که گل رهایی می‌دهیم و  از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود.

برای مثال گوشت که برای آبگوشت درست می‌کنیم یا مثل کله‌ای که برای کله‌پاچه در دیگ می‌گذاریم، وقتی آب شروع می‌کند به گرم شدن و می‌خواهد جوشش پیدا کند این می‌شود سفر اول و سفر دوم از جوشش آب شروع می‌شود.

در سفر دوم مسافر با خدمت کردن و با آموزش گرفتن این اتفاق برایش می‌افتد که مثل اتفاقی که برای گوشت یا کله می‌افتد یعنی وقتی‌که حرارت آب را به جوشش درمی‌آورد، ناخالصی‌هایی که در گوشت یا کله است بیرون می‌آید. وقتی‌که ما گوشت یا کله را درست می‌کنیم زیر آن را زیاد می‌کنیم و با یک ملاقه یا کفگیر کف یا ناخالصی‌های روی آب را می‌گیریم. خدمت و آموزش است که انسان را به جوشش درمی‌آورد و این ناخالصی‌ها از انسان بیرون می‌رود وقتی من خدمتگزار باشم، نگهبان، دبیر، نگهبان نظم، نشریات یا هر خدمت دیگر قطعاً برخورد می‌کنم با انسان‌هایی که بی‌نظم هستند و ناخالصی‌ها بیرون می‌آید. می‌خواهم اخم کنم اما حرمت کنگره اجازه نمی‌دهد، آموزشی که گرفتم به من اجازه نمی‌دهد و آموزش به من یاد داده است که اینجا با بیرون فرق می‌کند و هر چه اینجا یاد می‌گیرم بیرون اجرا کنم که این ناخالصی‌ها بیرون بیاید مثل کشاورزی برای کشت زمین را مساعد می‌کند و شخم می‌زند و در این هنگام اگر تیغ تراکتور یا وسیله‌اش به چیزی برخورد کند از آن نمی‌گذرد و آن را می‌کشد بیرون حالا چه سنگ باشد چه ضایعات پلاستیکی یا هر چیز دیگری. برای چی؟ چون این‌ها مانع از رشد ریشه‌ها است.

سفر دومی وقتی‌که خدمتش را شروع می‌کند بعد از رهایی در هر جایگاهی تمام این ناخالصی‌ها را با آن مواجه می‌شود و تازه در سفر دوم متوجه می‌شوم که چقدر قهر یا کینه در وجود من است یا چه اندازه نقطه تحملم پایین یا بالا است و  شناخت خود شروع می‌شود و در ادامه به مرتضی عزیز تبریک می‌گویم...

 

  پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره اولین سال رهایی مسافر مرتضی را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:

 

اعلام سفر مسافر مرتضی:

سلام دوستان مرتضی هستم مسافر

 آنتی ایکس مصرفی: تریاک ، مدت تخریب: 15 سال ، مدت 12 ماه سفر کردم باراهنمایی استاد عزیزم علی آقا و الآن به شکر خدا یک سال و چند ماه از رهایی‌ام می‌گذرد.

 

 

آرزو مسافر مرتضی:

آرزو می‌کنم هرکسی وارد کنگره می‌شود با موفقیت احیا شود و همواره خدمتگزار کنگره باشد.

 

آرزو هم‌سفر ناهید:

آرزو می‌کنم تمام دوستان سفر اول ، استوار و با قدم‌های محکم حرکت کنند تا به رهایی برسند و ما شاهد جشن تولدشان باشیم.

 

سخنان مسافر مرتضی: 

خدا را شاکرم که توانستم راه کنگره را پیدا کنم و در این مسیر حرکت کنم  از زمانی که وارد کنگره شدم همه‌چیزم تغییر کرد به‌خصوص جهان‌بینی یا نوع نگاهم به زندگی. درگذشته سال‌های زیادی درگیر مصرف مواد بودم و مواد را باارزش‌تر از کار وزندگی می‌دانستم البته مصرف من در هفته یک‌بار بود.

زمانی که وارد شدم به علی آقا راهنمای عزیزم گفتم من معتاد نیستم و مصرفم کم است علی آقا گفتند اگر فکر می‌کنی مصرف‌کننده نیستی پس آمدی چه‌کار کنی؟ من در جواب گفتم که من شیفته این مکان شدم و می‌خواهم اینجا باشم و آموزش بگیرم که علی آقا به من گفتند تا پس‌فردا هرچقدر می‌خواهی مصرف کن و جلسه بعد بیا ولی من مصرف نکردم چون تصمیمم را گرفته بودم و در آن مصمم بودم که چند ماه بعد متوجه شدم که من در این مسیر خیلی آلوده‌شده‌ام و تخریب‌های زیادی دارم و متوجه آن نبودم.

در طول سفر همه تکالیف را انجام دادم ، سی دی هارا کارکردم و خدا را شکر که موفق هم شدم و آرزو می‌کنم تمام افرادی که وارد این مکان می‌شوند به درمان برسند و بتوانند در جایگاه راهنمایی خدمت کنند.

از جناب مهندس به خاطر فراهم کردن این بستر تشکر می‌کنم ، از راهنمای عزیزم علی آقا و همچنین تمام خدمتگزاران شعبه تشکر می‌کنم.

همچنین از هم‌سفرم تشکر می‌کنم که در تمام مراحل کنار من بودند و حمایتم کردند و از دختر عزیزم تشکر می‌کنم که در تمام مدت یار و یاور من بود همین‌طور از راهنمای هم‌سفرم سپاسگزارم که آموزش‌هایشان باعث به وجود آمدن آرامش در زندگی‌مان شد.

سخنان کمک راهنمای محترم هم‌سفر لیلا:

 

خیلی خوشحالم که خداوند این سعادت را نصیبم کرد که کنار شما دوستان در این جشن شرکت کنم و خوشحالم که سهم کوچکی در این رهایی دارم و امروز حال خوش این خانواده را می‌بینم و لذت می‌برم.

دستور جلسه امروز وادی اول است و من مصادف شدن این دستور جلسه و تولد آقای مرتضی را به فال نیک می‌گیرم. 

خداوند نعمت اختیار ، تفکر و تعقل را در انسان قرار داده است تا انسان به سمت تعالی پیش برود و بر مشکلاتش فائق شود. اگر امروزه ما درگیر مشکلات هستیم بایستی قبول کنیم که مشکل از خودمان است و شاید قدرت تفکر را خوب نشناخته‌ایم و نتوانسته‌ایم از آن به‌درستی استفاده کنیم. 

خانم ناهید شش ماه قبل از مسافرشان به کنگره آمدند به دلیل اینکه آقا مرتضی قبول نمی‌کردند که مصرف‌کننده هستند یک مدتی ایشان به‌تنهایی به این مکان می‌آمدند. خانم ناهید با معرفی یکی از آشنایان باحال خراب و ناامید وارد شدند و خدا را شکر که حرکت خوبی داشتند و خیلی موقع ها منِ راهنما از صبر ، استواری و اشتیاق ایشان درس گرفتم

خیلی خوشحالم که در این جایگاه این دو عزیز را می‌بینم و به کمک راهنما آقا مرتضی و خود ایشان تبریک می‌گویم همچنین به خانم ناهید عزیز تبریک میگم و بهترین هارا از خدا برایشان خواستارم و آرزو می‌کنم که زحمت‌هایشان بی‌نتیجه نماند.

تسلیم کمک راهنما بودن در خانم ناهید باعث شد که ایشان خیلی راحت‌تر و بهتر حرکت کنند و آرزو می‌کنم که شال کمک راهنمایی را در گردن شما ببینم.


سخنان هم‌سفر ناهید: 

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم            فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

 

خدا را سپاس گذارم که توفیق داد در جمع شما دوستان اولین سال رهایی‌مان را جشن بگیریم. در ابتدا از مسافرم تشکر می‌کنم و به وجودشان افتخار می‌کنم که باعث حضور من در بین شماها شدند.

من هیچ‌وقت منتی بر سر مسافرم نمی‌گذارم چون خودم به خاطر حال خودم وارد این مکان شدم و به آموزش‌ها احتیاج داشتم. قبل از ورودم هیچ آرامشی نداشتم و هیچ لذتی از زندگی‌ام نمی‌بردم و فقط به خاطر بچه‌هایم سرپا بودم اما وارد شدن من به کنگره مثل یک معجزه بود. دوستی پیام کنگره را به من داد و موقعی که به مشارکت دیگران گوش دادم فهمیدم که مشکلات فقط برای من نیست و همه به‌نوعی درگیر مشکلات در سطح خودشان هستند و متوجه شدم که پریشانی و ناآرامی‌ها به خاطر ضد ارزش‌هایی است که در وجودم بوده است و من خبر نداشتم.

آموزش‌ها باعث شدند من خودم را بهتر بشناسم و به خودم اهمیت بدهم و سعی کنم در رفع آن‌ها تلاش کنم و تغییراتی که در من به وجود آمد باعث شد مسافرم هم جذب کنگره بشود چون ایشان قبول نمی‌کردند که مصرف‌کننده هستند اما جسم ایشان تخریب خاصی نداشت بلکه اکثر تخریب در افکار و اندیشه مسافرم بود و افکار غلط باعث تخریب اصلی در ایشان شده بود.

خدا را شکر که در کنار هم‌سفر کردیم و به رهایی رسیدیم و من از آموزش‌ها توانستم نقطه تحملم را بالا ببرم و به خاطر همین آموزش‌ها بود که توانستم مصیبت سنگینی که بر من وارد شد یعنی از دست دادن دامادم را تحمل‌کنم و با آن کنار بیایم در کنگره فهمیدم زمانی که فرد می‌میرد ، فقط مرگ در جسمش است و نفس او در حیات و حلقه دیگری به زندگی ادامه می‌دهد و این آگاهی خیلی به من کمک کرد و باعث شد که دیگر از مرگ نترسم و نگاهم به زندگی خیلی بهتر بشود. دخترم هم به خاطر آموزش‌هایی که گرفته بود خیلی بهتر توانست با مصیبت از دست دادن شوهرش کنار‌ بیاید و خیلی مراعات من و مسافرم را کرد و به ما کمک نمود. 

از راهنمای خودم خانم لیلا تشکر می‌کنم و دستشان را می‌بوسم به خاطر اینکه عاشقانه و صادقانه از وقت و از تجربیاتشان به ما دادند و از راهنمای دخترم خانم زهرا و همچنین خانم شهناز ، خانم خاطره ، خانم زهرا  و خانم سمیرا عزیز تشکر می‌کنم از بنیان گزار کنگره و خانواده‌شان به خاطر فراهم آوردن این مکان و آموزش‌ها تشکر می‌کنم چراکه آموزش‌ها گره‌های کوری که برای خیلی‌ها مشخص نبود باز کردند، از راهنمای مسافرم آقای علی به خاطر راهنمایی‌های ارزشمندشان تشکر می‌کنم که باعث شدند مسافرم از افکار افیونی خارج شوند و مسیر زندگی‌مان مسیر درستی بشود. 

از مرزبانان عزیز شعبه ، قسمت اوتی ، نشریات ، ایجنت و اسیستانت محترم شعبه تشکر و قدردانی می‌کنم و از همه دوستان به خاطر شرکت کردن در مراسم ما تشکر می‌کنم.

 

سخنان هم‌سفر آتنا:

سلام دوستان آتنا هستم یک هم‌سفر

این روز قشنگ را به پدربزرگ و مادربزرگ عزیزم تبریک میگویم و از راهنمای پدربزرگم آقای علی و راهنمای مادربزرگم خانم لیلا تشکر می‌کنم و همچنین از همه شما دوستان بابت شرکت در جشن ما سپاسگزاریم.

 

گل رهایی

 تایپ:مسافر علی الف و هم‌سفر محمدجواد

عکاس:مسافر امید

ارسال تصاویر و تنظیم:مسافر مصطفی

نمایندگی شیخ بهایی اصفهان 

 

مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
دوشنبه 9 مهر 1397 19:28
خداقوت خدمت استاد عزیز علی آقاکه با سخنان پرمحتواوجذابشان انسان را بوجد می آورد و تبریک خدمت آقامرتضی وخانواده محترمشان و همچنین خداقوت خدمت علی عزیزومحمدجوادعزیز بابت ثبت کامل این گذارش
ندا همسفرامیر حسین شنبه 7 مهر 1397 21:00
باسلام و خداقوت خدمت نگهبان و دبیر و استاد ممنونم از آقای کاظمی که خیلی زیبا صحبت کردند تبریک خدمت آقا مرتضی و خانم ناهید عزیزم و امیدوارم در جایگاههای بالاتر ببینمشون
الهام شنبه 7 مهر 1397 12:46
سلام وخداقوت به آقای کاظمی که زیباو دلنشین صحبتهایی کردند ک به دل نشست ویادمان نخاهد رفت.تبریک ب فرامرز عزیز انشالله جایگاههای بالاتر...تبریک ب خانواده ی محترم علی آقا وناهید خانم ودختر ونوه عزیزشون.سپاس از خداوند منان ازآفرینش وجود ونعمت آقای مهندس دژاکام برای ما.
مسافر علی الف شنبه 7 مهر 1397 12:06
تبریک میگم به آقا مرتضی و خانواده محترم
کمک راهنما خاطره از لژیون 14 شیخ بهایی شنبه 7 مهر 1397 10:17
تا باد چنین بادا
شکر و تبریک فراوان به این خانواده صمیمی و خدمتگزار
تبریک به خانم ناهید و الهه و آتنا و مسافر محترمشون
خداقوت به خانم لیلا و علی آقا و تمام عزیزانی که ارسال پست و برگزاری این جشن زحمت کشیدند
شنبه 7 مهر 1397 08:50
خداقوت خدمت نگهبان استاد و دبیر جلسه
سپاس از علی اقا کاظمی عزیز بابت سخنان پر محتوا و شیوا
خدا قوت خدمت راهنمای گروه خانواده سرکار خانم لیلا
تبریک وشاد باش خدمت اقا مرتضی عزیز و همسفر محترمشان و به امید حضورشان در جایگاه های بالاتر
خدا قوت خدمت علی عزیز و محمد جواد عزیزبابت ثبت کامل این گزارش
خداقوت خدمت اقا امید عزیز و اقا مصطفی عزیز.
شادی و ارامش روزی هر روزتان

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic