کارگاه اموزشی عمومی روزپنج‌شنبه 1397/05/04
جمعه 5 مرداد 1397 ساعت 16:22 | نویسنده این مطلب : مسافر : علی الف | ( نظرات )

به نام نامی اولین عاشق که اوست

 روز پنج‌شنبه 1397/05/04 جلسه دوم از دور هفدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی  مسافر عباس ، استادی مسافرعلی و دبیری مسافر علی  با دستور جلسه اول:تحصیل ، کار و قدرت   و دستور جلسه دوم:جشن اولین سالروز رهایی مسافر محمدجعفر رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


در کنگره همواره از طبیعت الگوبرداری می‌کنیم ، یکی از مسائل مهم در طبیعت این است که هیچ‌چیزی ، دفعی و آنی نیست ، یعنی اینکه هر تغییری نیاز به یک‌زمان مشخص دارد

خلاصه سخنان استاد در باب دستور جلسه اول (تحصیل ، کار و قدرت)

هدف اصلی کنگره ، مهار و پیشگیری از اعتیاد است ولی اهداف دیگری هم به دنبال دارد،  ازجمله روش درست زندگی کردن ، برگشتن به اجتماع و ایجاد قدرت . هر انسانی به تحصیل ، کار و قدرت احتیاج دارد. تحصیل یعنی به دست آوردن ، آگاهی ، دانایی و علم. منظور از کار ، کسب‌وکار یا شغل است. که ترکیب ، تحصیل و کار باعث بالاتر رفتن جایگاه فرد در اجتماع می‌شود.

در کنگره همواره از طبیعت الگوبرداری می‌کنیم ، یکی از مسائل مهم در طبیعت این است که هیچ‌چیزی ، دفعی و آنی نیست ، یعنی اینکه هر تغییری نیاز به یک‌زمان مشخص دارد. پس ما هم نمی‌توانیم دفعی و آنی ، کار به دست بیاوریم و در آن موفق شویم ، یا اینکه اعتیاد را در یک‌لحظه درمان کنیم.

الگو مهم بعدی مستقل بودن است ، در طبیعت هیچ موجودی یا هیچ ذره‌ای نیست که بیکار باشد و هر جزئی که مسئولیتی دارد که به سیکل یا چرخش طبیعت کمک می‌کنم. کنگره هم همین‌طور ، در همه موارد کارها را خود اعضا انجام می‌دهند و نیاز به کمک بیرونی ندارند و اینکه در طبیعت ، موجود ضعیف ، محکوم‌به نابودی است.

انسان هم به همین صورت است، ضعیف بودن در هر زمینه‌ای ، چه ازنظر مادی و چه ازنظر معنویت و یا نوع نگاه و تفکر باعث نابودی او می‌شود. اگر انسانی ازلحاظ تفکر و نوع نگاه ضعف داشته باشد ، هرلحظه امکان دارد که توسط نیروهای منفی و تخریبی مورد هجوم قرار بگیرد و به‌نوعی نیروی منفی به‌آسانی وجود و هستی شخص را می‌رباید و تخریب می‌کند. 

الگو دیگری این است که در طبیعت هر چیزی اول ، مصرف‌کننده است تا اینکه به تولید برسد. مثل بذری که از مواد غذایی استفاده می‌کند ، رشد می‌کند و زمانی که به حد کافی رسید شروع به تولید کردن می‌کند یا حیوان که از بدو تولد تا سن بلوغ ، موردحمایت والدین است ولی بعدازآن خودش باید نیازهایش را برطرف کند.

 ما انسان‌ها هم باید از این چهار قانون پیروی کنیم و در زندگی این‌ها را مدنظر قرار دهیم. هر شخصی باید با تحصیل و کار همواره در حال افزایش قدرتش باشد ، وگرنه هرلحظه ممکن است به نابودی کشیده شود. هیچ‌کسی نیست که بتواند همیشه مصرف‌کننده باشد. تا یک مدتی موردحمایت خانواده است و تحصیل انجام می‌دهد ولی بعدازآن باید خودش تولیدکننده باشد ، کار کند ، در زندگی امرارمعاش داشته باشد و به‌نوعی در جامعه مفید باشد.

 تحصیل و کسب دانش و مهارت باید همواره ادامه‌دار باشد. هرچقدر که بیشتر آموزش ببینیم و مهارت بیشتری به دست بیاوریم درزمینهٔ کار هم موفق‌تر می‌شویم که در ادامه این‌ها باعث کسب قدرت می‌شود. قدرت می‌تواند پول باشد ، می‌تواند جایگاه اجتماعی یا سرمایه اجتماعی باشد که این‌ها باعث می‌شود شخص بتواند نیازهایش را بدون وابستگی به دیگران برطرف نماید.

 در کنگره منع کار وجود ندارد ، به‌جز کارهایی که شخص را از درمان عقب می‌اندازد ، مثل کارهای شیفت شب یا کارهایی که خیلی سنگین و طاقت‌فرسا هستند. باید بدانیم که در سفر اول اولویت با درمان است ، بعد از درمان مسئله مهم بعدی کار است. ولی در سفر دوم این موضع بلعکس می‌شود ، اول کار و استحکام پایه‌های مالی اهمیت دارد و در ادامه شخص بایستی به خدمت کردن در کنگره و دریافت آموزش‌ها بپردازد و این آموزش هیچ نقطه توقفی ندارد.

 جناب خدامی یک مقاله‌ای ارائه کرده بودند که در آن‌یک مثلث مطرح‌شده بود ، بنام مثلث اقتصاد فردیسه پارامتر آن ، تلاش ، آموزش و تجربه است. برای ایجاد و گسترش یک اقتصاد فردی مناسب رعایت این سه پارامتر حیاتی است. من هم هنگام مطالعه این مقاله ، یک مثلث را برای استحکام پایه‌های مالی طراحی نمودم. ضلع سمت راست یک مثلث را درآمد فرض کنید و ضلع سمت چپ را هزینه ،  قاعده این مثلث ، و مهم‌ترین پارامتر آن مدیریت بین درآمد و هزینه‌ها است. ما برای ایجاد وضعیت مالی خوب ، بایستی قناعت را یاد بگیریم و در کارمان صداقت داشته باشیم و کفر نورزیم.

حضرت علی (ع ) می‌فرمایند: کاسب حبیب خداست. ولی چه کاسبی ؟ کسی که به دنبال سودهای نامتعارف نباشد و ده الی بیست درصد روی جنس سود بگیرد. کاسبی که احتکار نکند ، کسی که اگر جنس او کیفیت خوبی ندارد ، صداقت داشته باشد و اطلاعات کافی را به مشتری بدهد و الی‌آخر. 

به اعتقاد من اگر کسی در کسب‌وکار ، صداقت داشته باشد و به قولش عمل کند ، اخلاق خوب داشته باشد ، و به سودی که می‌برد قانع باشد ، مطمئناً در همین وضعیت نابسامان اقتصادی همواره پیشرفت می‌کند و مشکل مالی‌اش از بین می‌رود.

خیلی‌ها با تحصیل ابتدایی وارد کنگره شده‌اند ولی اکنون تحصیلات آکادمیک رو هم طی کرده‌اند. پس هیچ موقع نگوییم دیگر دیر شده است ، همواره به فکر تحصیل باشیم و سعی کنیم در کارمان وزندگی‌مان تغییرات را ایجاد کنیم و همین آموزش هارا در غالب کسب‌وکارمان پیاده کنیم. اگر از این آموزش‌ها در کارمان استفاده کنیم و به رحمت خداوند هم توکل داشته باشیم ، روزبه‌روز شرایط بهتری پیدا می‌کنیم.

و اما جلسه دوم (اولین سالروز تولد مسافر محمدجعفر)

خیلی خوشحالم که یک زندگی مجدد و یک شروع تازه را می‌بینم و این تولد را به محمدجعفر و خانواده‌اش تبریک می گویم. همین‌طور این تولد را به مهندس دژاکام ، خانم آنی و اعضای شعبه شیخ بهایی بخصوص لژیون چهارم تبریک می گویم. محمد مثل خیلی از ما ، با مشکلات فراوان و تخریب تریاک و کمی هم الکل وارد کنگره شد  ، در بدو ورود او به لژیون متوجه شدم که او مطمئناً رها می‌شود. محمد جزو رهجوهای تحصیل‌کرده و مؤدب بود ، تخریب آن‌چنانی در مواد نداشت ولی تصمیمات غلط او را آشفته کرده بود. در همان ابتدای سفر خدمت کردن را شروع کرد ، برای وبلاگ لژیون گزارش تهیه می‌کرد و چندین ماه هم دبیر حضوروغیاب بود. این مسئولیت‌ها کمک مضاعفی به درمان او کرد. در تهیه گزارش جلسه‌های وبلاگ هم جزو کسانی بود که این کار را به نحو احسن انجام می‌داد و دیگران هم برای امتحان‌های کمک راهنمایی از این گزارش‌ها استفاده می‌کردند.

در اموراتش همیشه با مشورت عمل می‌کرد و به ورزش هم اهمیت خیلی زیادی می‌داد ، به‌طوری‌که در طول سفر توانایی بدنی‌اش خیلی بیشتر شد و الآن جز بهترین بازیکنان والیبال لژیون شده است. محمد سال قبل در آزمون کمک راهنمایی هم شرکت کرد که چیزی حدود نیم نمره کم آورد ولی در عوض به‌عنوان راهنمای تازه واردین قبول شد و خدمت کرد. در ادامه به خاطر برخی مسائل جانبی ، خدمتش در کنگره کمرنگ‌تر شد و من همین‌جا آرزو می‌کنیم با رعایت همین مسائلی در این دستور جلسه مطرح شد بتواند موقعیت شغلی خودش را بالاتر ببرد و پایه‌های مالی‌اش را مستحکم کند تا شاهد خدمت‌های پررنگ او در کنگره باشیم.

در آخر برای محمدجعفر آرزوی موفقیت می‌کنیم و انشالله که در سال‌های بعدی ، بازهم تولد ایشان را جشن بگیریم و در شادی‌اش شریک باشیم.

  پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره اولین سال رهایی مسافر محمدجعفر را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:

اعلام سفر مسافر محمدجعفر:

آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک، مدت تخریب ده سال ، یازده ماه و پنج روز سفر کردم به راهنمای جناب آقای علی جمالی به روش دی اس تی و همراه با داروی شفابخش اوتی، رشته ورزشی والیبال رهایی: 1 سال و 3 ماه و 19 روز

آرزو مسافر محمدجعفر:

آرزو می‌کنم ، کنگره 60 به زودی جهانی شود.

آرزو هم‌سفر فاطمه:

آرزو می‌کنم ، کسانی  به دنبال راهی برای درمان قطعی هستند ،با کنگره60 آشنا شده و وارد کنگره شوند.

صحبت های مسافر محمدجعفر:

سلام دوستان محمد هستم مسافر. خیلی خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفتم. تشکر می‌کنم از جناب آقای مهندس و خانم آنی که این راه را برای ما باز کردند. تشکر ویژه دارم از راهنمایم آقای علی جمالی، که باعث شدند من در این مسیر قرار بگیرم و به رهایی برسم. طبق معمول کنگره که باید از تخریب‌ها گفت، من اولین باری که مصرف حرفه‌ای را شروع کردم در اواخر دوران خدمت سربازی بود؛ البته قبلش به‌صورت تفریحی بود. و حس و حال اوایل مصرف، مثل سرخوشی و انرژی زیاد همان‌طور که همه می‌دانند ادامه‌دار نیست و در همان دفعات اول مصرف است. من بیش از ۵ بار ترک کردم مثل ترک ناگهانی(سقوط آزاد)، ترک با الکل، ترک با کلینیک. چون موقعیت شغلی بنده به صورتی بود که نمی‌توانستم در انجیوها شرکت کنم پس از طریق کلینیک عمل کردم و با متادون آشنا شدم. البته با متادون هم حدود ۲ سال پاکی داشتم ولی دوباره برگشت کردم و تخریبم هم بیشتر شد. قبلش مصرفم فقط تریاک بود. ولی بعدش تریاک و شیره و متادون شد! چون باید ساعت ۸ سرکار می‌رفتم، ساعت ۶:۳۰ بیدار می‌شدم و مصرف می‌کردم و بعد به کار می‌رفتم. اوایل خوب بود و تا ساعت ۲ یا ۳ حالم خوب می‌بود ولی بعد حدود ساعت ۹ دوباره ۱ یا ۲ سی‌سی متادون مصرف می‌کردم. مصرفم روزی ۲ یا ۳ بار بود ولی هر بار ۳ یا ۴ ساعت وقتم را می‌گرفت. 

تا اینکه از طریق یکی از دوستان با کنگره آشنا شدم. اولش هم گفتم به دلیل موقعیت شغلی نمی‌توانم به اینجا بیایم ولی گفت که اینجا فرق می‌کند و به صورتی نیست که به کارت صدمه‌ای وارد شود. وقتی اولین بار آمدم اینجا، حرمت را که می‌خواندند، گفتم اینجا جایی است که من دنبالش می‌گشتم. و سفرم را شروع کردم و ادامه دادم. و تجربه‌ای که خیلی در سفرم مؤثر بود و من را به رهایی رساند، اطاعت ۱۰۰ درصدی از راهنما بود. هر چیز راهنمایم گفت، گفتم چشم! ۳ پارامتر دیگر هم خیلی مهم بود. اولی سر ساعت و به‌اندازه مصرف کردن OT بود. یعنی ساعت گذاشته بودم برای ۵ دقیقه قبل از ساعت مصرف و سر ساعت دقیق مصرف می‌کردم. دومین پارامتر خواب کافی بود. یعنی من هنگام مصرف OT شکمم سیر بود و قبلش غذاخورده بودم و ساعت ۱۰ یا ۱۱ می‌خوابیدم و صبح نیز ساعت ۵ یا ۶ از خواب بیدار می‌شدم. و سومین پارامتر ورزش بود. به صورتی اولین باری که به لژیون رفتم آقای جمالی گفتند قدت برای والیبال خوب است؛ ولی من گفتم من اصلاً والیبال بلد نیستم ولی آقای جمالی گفتند تو فردا بیا پارک تا ببینیم چه می‌شود. که من رفتم و عاشق والیبال شدم و خدا را شکر طبق گفته‌های دوستان پیشرفت‌های خوبی هم داشتم. همگی این‌ها بر پایه اطاعت از راهنما بود. و نکته‌ای را در پرانتز بگویم که افرادی که می‌گویند فقر آدم را مصرف‌کننده می‌کند و افراد پولدار معتاد نمی‌شوند این‌یک چیز اشتباه است؛ چون من خودم ازنظر مالی هیچ‌چیز کم نداشتم و هم کار و هم حقوق خوب داشتم. یعنی تنها چیزی که باعث اعتیاد می‌شود خود فرد است! یکی دیگر از چیزهایی که در درمان من بسیار تأثیرگذار بود خدمت کردن بود که علی آقا به من یاد دادند. خدمت کردن و سپاسگزاری!! دبیری لژیون و خدمت در وبلاگ را به من دادند! خیلی حال خوبی بهم می‌داد و انرژی زیادی کسب می‌کردم و خیلی چیزها یاد گرفتم؛ چون در فضای مجازی نبودم و تابه‌حال پست نگذاشته بودم. کنگره راه و روش درست زندگی کردن را به من یاد داد! قبل از آن چند تا انگشتر تو دستم بودم ولی آقای جمالی گفتند که آقای مهندس فرمودند یک انگشتر کافی است؛ و ازآنجا شد که من ظاهرم نیز تغییر کرد. و خدا را شکر می‌کنم که با کنگره آشنا شدم و افسوس می‌خورم که چرا زودتر با کنگره نشدم تا علم و آگاهی‌ام برود بالا! توصیه‌ام برای سفر اولی‌ها همان ۳ پارامتری بودم که گفتم. و این ۳ پارامتر هم بر اساس اطاعت از راهنما است. یعنی اولین چیز که باید سرلوحه قرار گیرد حرف‌شنوی و سپاسگزاری از راهنما باشد. 

در آخر هم تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانم آنی و راهنمای عزیزم علی آقا جمالی که خیلی اذیتشان کردم و خیلی چیز از ایشان یاد گرفتم و از راهنمای سفر اول همسرم خانم خاطره و راهنمای الآن ایشان خانم عفت. تشکر می‌کنم از ایجنت قدیم آقای جلال امینی و ایجنت جدید آقای مهدی صدیقی. تشکر می‌کنم از گروه مرزبانی جدید و قدیم قسمت نشریات و OT و همه خدمت‌گزاران! که اگر هرکدام از این عزیزان نباشند این راه پیش نمی‌رود. و تشکر ویژه‌ای دارم از هم‌سفرم که خیلی زحمت کشیدند و در تمام سختی‌ها با من بودند. خدا را شکر می‌کنم با آموزش‌هایی که از کنگره و آقای جمالی گرفتم و جهان‌بینی که آموزش گرفتم، که سفر کردن و درمان اعتیاد در مقابل مشکلات برایم هیچ بود و مثل آب خوردن بود. و تشکر ویژه‌ای هم دارم از برادرهای هم لژیونی ام علی الخصوص آقا اسماعیل ، آقا مجتبی و آقا محسن که در تمام بحران‌ها پشتم بودند. و تشکر می‌کنم از دوست عزیزم علی آقا که راه کنگره را به من نشان دادند ولی خودشان متأسفانه این راه را ادامه ندادند! و در آخر از همه شما هم تشکر می‌کنم که به صحبتهام گوش دادید! ممنون!


 سخنان کمک راهنما هم‌سفر عفت:

سلام دوستان عفت هستم هم‌سفر. خدا را بسیار سپاسگزارم که این افتخار را نصیبم کردند که امروز در این جایگاه باشم. و تولد این دو عزیز را جشن بگیریم. این تولد را خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم. خدمت راهنمایی محترمشان آقای جمالی و خدمت خود آقا محمدجعفر تبریک می‌گویم. قطعاً این دو عزیز توانستند مثلث دانایی، تفکر، تجربه و آموزش را کار کنند و از مشکلاتی که بر سر راهشان بود بگذرند. خداوند هم این جایگاه و آرامش را نصیبشان کردند. انشالله که در این راه موفق باشند.

 درست است که خانم فاطمه به دلیل برخی مشکلات حضورشان کم‌رنگ شد ولی با آن صبر و استقامتی که داشتند و البته کمک خداوند توانستند پشتیبان خوبی برای مسافرشان و خودشان و فرزندشان باشند. چون آقای مهندس می‌فرمایند مشکلات همیشه نیست وزندگی همیشه یکسان نیست و خوبی‌اش این است که همیشه می‌گذرد. انشالله که از این مشکلات که حکمتی است برایشان بتوانند درس بگیرند به یاری خداوند. برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم که هرکسی که خواهان رهایی و آموزش است انشالله با کنگره آشنا بشود. برای این عزیزان و شما آرزوی موفقیت و بهترین‌ها را می‌کنم. ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

صحبت های هم‌سفر فاطمه:

سلام دوستان فاطمه هستم هم‌سفر. من هم تولد محمد را به خودش تبریک می‌گویم، واقعاً تلاش کرد. به راهنمای عزیزش آقای جمالی تبریک می‌گویم، بابت زحماتی که تابه‌حال برای ما کشیدند. به راهنمای خودم تبریک می‌گویم. در درجه اول به آقای دژاکام تبریک می‌گویم و همین‌طور خانم آنی! و به تمام اعضای شعبه‌های کنگره ۶۰! همان‌طور که آقا محمد گفت من تا به الان که اینجا نشستم چیزی از شروع اعتیادش نمی‌دانستم. این‌که از کجا شروع کرده و به کجا رسیده بود. خوشحالم که مثل شما امروز فهمیدم که اعتیادش را به چه صورت شروع کرد. تا این‌که یک روزی خودش صادقانه گفت که من اعتیاددارم. وقتی‌که یکی از دوستانش گفت که همچنین مکانی هست، من گفتم که نه! دروغ است. و گفتم که اگر واقعاً همچنین چیزی هست پس من هم می ایم. و هنگامی‌که وارد کنگره شدم و می‌دیدم که چه اندازه همه دست می‌زنند و شاد هستند گفتم به خودم آیا این‌ها همه معتادند! و پس از انتخاب کمک راهنما متوجه شدم که تفکر من غلط بوده است. من جا دارد از خانم خاطره عزیز تشکر کنم که در سفر اول واقعاً کمکم کردند و در کنار مشکلاتی که داشتند پا به‌پای من آمدند. واقعاً محبت کردند خانم خاطره! من چهار جلسه است که در لژیون خانم عفت هستم و تا همین‌جا ازایشان درس گرفتم. من از سفر اولی‌ها خواهش می‌کنم ببینید حستان چه می‌گوید برای انتخاب راهنما! وقتی حستان یکی را قبول کند می‌بینید به چه جاهایی می‌رسید؛ من این را به‌شخصه تجربه کردم. 

من واقعاً به محمد حسادت می‌کردم که چطور سی‌دی‌ها را هر وقت می‌گرفت با آرامش خاصی همان شب می‌نوشت و این قضیه خیلی برایم جالب بود؛ چون من اصلاً سی‌دی گوش نمی‌دادم و نمی‌نوشتم. ولی یک‌بار به حرف خانم خاطره گوش دادم و سی‌دی نوشتم؛ و واقعاً لذت‌بخش بود که سی‌دی می‌نوشتم و سخنان آقای مهندس را گوش می‌دادم و گفتم نه، من هم می‌توانم. شاید مشکلات بود ولی خدا را شکر توانستیم باهم این مرحله را پشت سر بگزاریم. وقتی رفتیم که گل رهایی را بگیریم من باردار بودم و محمد گفت که بخاطر رهایی اگر بچه دختر بود اسمش را می‌گزاریم "رها"! و همین اتفاق افتاد و رها تا به اینجا یک کنگره‌ای است زیرا تا به الآن کنار ما بود! من تشکر ویژه‌ای از آقای جمالی و مسافرم دارم؛ چون خیلی تلاش کرد و اراده داشت! باز دوباره از آقای مهندس و خانم آنی تشکر می‌کنم. و از خانم عفت عزیز که راهنمای بنده بودند تشکر می‌کنم.


گل رهایی

مرزبانان کیشیک

تایپ :  مسافر علی الف و هم‌سفر محمدجواد

عکاس: مسافر مجتبی

 

 

مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


لینک های مرتبط: کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مجتبی ر شنبه 6 مرداد 1397 14:18
محمد جعفر عزیز اولین سالروز رهاییت را تبریک عرض مینمایم.
امیدوارم که شما را در جایگاه های بالاتر خدمت در کنگره مشاهده نماییم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو