کارگاه اموزشی عمومی روزپنج‌شنبه 1397/4/28
جمعه 29 تیر 1397 ساعت 13:56 | نویسنده این مطلب : مسافر : علی الف | ( نظرات )
به نام نامی اولین عاشق که اوست

 روز پنج‌شنبه 1397/4/28 جلسه اول از دور هفدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی  مسافر عباس ، استادی مسافرمهدی و دبیری مسافر علی  با دستور جلسه اول: وادی یازدهم   و دستور جلسه دوم:جشن سومین سالروز رهایی مسافر حسین رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


شما به چشمه نگاه کنید که آب با آن اختلاف‌پتانسیلی که دارد آن‌چنان جوشش می‌کند و از آن رودی حاصل می‌شود که باانرژی در طبیعت حرکت می‌کند. دقیقاً ما انسان‌ها هم همین هستیم... 


خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکرم که این توفیق را مجدداً پیدا کردم که در این جایگاه خدمت شما عزیزان باشم. امروز دو دستور جلسه داریم که اولین آن وادی یازدهم (چشمه‌های جوشان ورودهای خروشان همه به بحر یا اقیانوس می‌رسند!) و دستور جلسه دوم هم تولد سومین سال رهایی مسافر حسین است که از مرزبانان محترم شعبه هستند.  دلیل این‌که بنده به‌عنوان راهنمای حسین آقا هستم این است طبق قوانین جدید راهنمای مرزبانان در طی دوره مرزبانی ایجنت شعبه است. در مورد دستور جلسه اول، چشمه‌های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر یا اقیانوس می‌رسند. 

بهطور در کنگره کتاب چهارده وادی همان قرآن بسیار ساده‌شده است. چون بسیاری از ما با کلمات عربی آشنا نیستیم، برای حل مشکلات زندگی‌مان، به‌راحتی می‌توانیم از کتاب چهارده وادی راه‌حل یا شاه‌کلید حل مشکلمان را پیدا کنیم. خداوند در کتاب شریف می‌فرمایند: این کتاب را فرستادیم برای هدایت انسان‌ها! که اگر مشکلی دارند می‌توانند از این کتاب استفاده کنند. امروزه تفسیرهای گوناگونی از کتاب شریف در جامعه موجود است ولی بهترین تفسیر برای بچه‌های کنگره همین دو کتاب چهارده وادی و عبو از منطقه ۶۰ درجه است. هر آیه‌ای که شما در قرآن بخوانید و معنی کنید محال است که در کنگره و وادی‌ها به آن برخورد نکنید. به‌طور مثال در کتاب شریف گفته می‌شود که از طبیعت استفاده کنید و الگو بگیرید، و در کنگره و مثال‌های آقای مهندس نیز گفته می‌شود که از طبیعت الگو بگیرید! خود وادی یازدهم نیز چشمه‌های جوشان ورودهای خروشان را به انسان تشبیه می‌کند؛ انسانی که قرار است همیشه حرکت کند و روبه‌جلو برود و قرار نیست ساکن بماند! در حین این حرکت همیشه با موانع و مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کند. زیرا همیشه رودهایی که یک چشمه جوشان و فوران کننده‌ای دارند از هر سنگ و پیچ‌وخمی عبور می‌کنند تا به بحر یا اقیانوس برسند. این پروسه زندگی ما انسان‌ها است. یک روزی از اقیانوسی جدا شدیم برای کسب علم و آگاهی و رسیدن به‌فرمان عقل و آموزش؛ و الان قرار است این مسیر را برگردیم. حال در این مسیر برگشت مشکلات و موانع است که این‌ها سؤالات آموزشی هستند، همانند امتحان که وقتی شخصی می‌خواهد به سطح بالاتری برود باید یک امتحان بدهد. یعنی تمام این مشکلات زندگی جنبه امتحان دارند، که آیا ما در این امتحان قبول می‌شویم تا به مرحله بعدی برویم یا نه! هر موجودی برای حرکت کردن و ادامه حیات نیاز به انرژی دارد و اگر انرژی نداشته باشد نمی‌تواند حرکت کند. اکثر انسان‌ها و ما که راه به خطا می‌بریم و به‌طور مثال مصرف‌کننده مواد مخدر می‌شویم یا کار ضد ارزشی انجام می‌دهیم، انرژی خود را از این راه به دست می‌آوریم؛ چون منابع اطلاعاتی درست نداریم و آموزش درست ندیده‌ایم.  در وادی یازده این‌ها را به ما می‌گوید. حال برای این‌که مسیر زندگی را به‌درستی ادامه بدهیم نیاز به انرژی داریم؛ که این انرژی را ما بچه‌های کنگره قبلاً از راه ضد ارزش کسب می‌کردیم، حالا هرکسی از یک‌راهی. و حتی حالا که می‌خواهیم در مسیر ارزش‌ها حرکت کنیم باز به انرژی نیاز داریم. و خیلی زیبا می‌گوید وادی یازده که می‌گوید اگر می‌خواهید انرژی کسب کنید در مسیر ارزش‌ها باید اختلاف‌پتانسیلتان را بالا ببرید! شما به چشمه نگاه کنید که آب با آن اختلاف‌پتانسیلی که دارد آن‌چنان جوشش می‌کند و از آن رودی حاصل می‌شود که باانرژی در طبیعت حرکت می‌کند. دقیقاً ما انسان‌ها هم همین هستیم. 

یک مسافر سفر اول مثال می‌زنم که وقتی وارد کنگره می‌شود باید سعی کند آرام‌آرام در خودش اختلاف‌پتانسیل به وجود آورد. یعنی وقتی لباس سفید می‌پوشد، جزوات کنگره را می‌خواند، سی دی می‌نویسد، و هنگامی‌که به حرف‌های استاد خودش باجان و دل گوش می‌دهد کم‌کم درون آن شخص اختلاف‌پتانسیل ایجاد می‌شود! شروع می‌کند به انرژی گرفتن در صراط مستقیم! این عمل را اگر یاد بگیریم ما دیگر هیچ‌وقت انرژی کم نمی‌آوریم. البته نمی‌توان گفت که در مسیر صراط مستقیم هیچ مانع یا مشکلی نیست و ما کار بسیار سختی را در پیش داریم و نباید توقع داشته باشیم یک‌راه ساده و راحت در پیش باشد! و اگر اطلاعات کافی نداشته باشیم ممکن است به بیراهه برویم و چه‌بسا بدتر از قبل شویم. و چه قدر زیبا است که اطلاعاتی که کنگره به ما می‌دهد نشان می‌دهد که در کجا قرار داریم و چه در مرحله‌ای هستیم؛ و آیا الآن راهمان اشتباه است یا درست! آموزشگاهی و دانشگاهی بهتر از کنگره من به‌شخصه هیچ جا سراغ ندارم. حالا شاید باشد ولی به این عظمت و سادگی؛ که راه شناخت انسان را هر شخص چه باسواد یا بی‌سواد، تحصیل‌کرده یا نه، و در هر جایگاه و سطحی که شخص باشد! همه راه و مسیر را هم علامت‌گذاری کرده است! هرجایی به هر مشکلی برخوردیم، با کسب انرژی می‌توانیم به‌راحتی از مشکل رد شویم. و پس‌ازآن به سطح و کلاس بالاتری می‌رویم!بعضی وقت‌ها مسیر و راه طولانی می‌شود که شاید  خسته شویم، بگوییم خدایا من دیگر نمی‌توانم؛ و این نتوانستن‌ها به این دلیل است که اختلاف‌پتانسیل را حفظ نکردی، و انرژی درونی و بیرونی‌ات دارد تحلیل می‌رود. هیچ مشکلی در این دنیا نمی‌تواند آدم را از پا دربیاورد. هر مشکلی که ما انسان‌ها داریم فقط و فقط برای آموزش است! هیچ‌کسی بدون هیچ برنامه‌ای یا هدفی، مشکلی سر راهش قرار نمی‌گیرد. پشت این مشکل که نگاه کنیم یک دنیا فلسفه است. اینجا که نشستم و به مشکلات قبلم که نگاه می‌کنم مثل اعتیاد و غیره، الآن می‌بینم که این‌ها بوده‌اند که من حل کردم و الآن توانسته‌ام در این جایگاه قرار بگیرم. 

اگر امروز تک‌تک بچه‌های کمک راهنما و تمام خدمت‌گزاران مانده‌اند و باانرژی دارند کار می‌کنند و برای این به یک اختلاف‌پتانسیل واقعی نیاز هست. این‌ها به دلیل قانون خدمتی است که در وادی یازده گفته می‌شود. مطالب آن‌قدر زیاد است که به قول آقای مهندس ما آن‌قدر مطالب در کنگره و چهارده وادی عشق داریم که اگر بخواهیم در مورد تمام این‌ها حرف بزنیم سال‌ها و ساعت‌ها زمان نیاز است. قانون اصلی خلقت چه قدر زیبا در این وادی یازده گفته می‌شود. تمام بچه‌هادر کنگره قانون اصلی خلقت را یاد گرفتند؛ اگر آنچه یاد گرفتند و دریافت کردند چه مادی و چه معنوی اگر به هم دیگر انتقال ندهند همانند کویر و شوره‌زار می‌مانند. اختلاف‌پتانسیل همین را حفظ می‌کند. وقتی من و دیگران به کنگره می‌آییم و به هم نوع یکدیگر خدمت می‌کنیم، این خودش اختلاف‌پتانسیل به وجود می‌آورد! اختلاف‌پتانسیل باعث انرژی می‌شود و این انرژی باعث حرکت در مسیر می‌شود!

 

دستور جلسه دوم:

بنده سعی می‌کنم کمی در مورد حسین آقا بگویم ولی مشارکت اصلی را می‌گزارم به عهده راهنمایشان آقا بهزاد، که حسین آقا یک سال در لژیون ایشان بودند و بیشتر حسین را می‌شناسند. من فقط این را می‌توانم بگویم که هرکسی در هر جایگاهی که خدمت می‌کند مخصوصاً مرزبانی، که بسیار کار سختی است و افرادی که مرزبان بودند می‌دانند من چه می‌گویم. مرزبانی یعنی واقعاً روی لبه شمشیر راه رفتن!  بسیار کار سختی است که مرزبان باشی و به‌راحتی و درستی کارها را انجام دهی. و حسین جزو آن بچه‌هایی است که من از آن موقع که او رادیدم، با جان و دل زحمت می‌کشد! آرزوی موفقیت برایش می‌کنم و انشاالله که بتوانیم ایشان را در جایگاه کمک راهنمایی ببینیم و امیدوارم همیشه تندرست و سلامت باشد و برای ایشان و خانواده محترمش آرزوی سلامتی می‌کنم . 

 

  پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره سومین سال رهایی مسافر حسین را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:

 

اعلام سفر مسافر حسین:

آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک، مدت تخریب پانزده سال ، دوازده ماه سفر کردم به راهنمای جناب آقای بهزاد زاد افشار به روش دی اس تی و همراه با داروی شفابخش اوتی، الآن هم مدت سه سال و شصت‌وسه روز است که به رهایی رسیده‌ام 

 

آرزو مسافر حسین:

آرزو می‌کنم ، کسانی که بیرون از کنگره به دنبال راهی برای درمان قطعی هستند ، انشالله که خداوند آنان را به این مکان هدایت کند

 

سخنان مسافر حسین:

قبل از هر چیزی ، خدا را شاکرم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم ، این جایگاه برایم آرزو بود که امروز برآورده شد. از آقا بهزاد ، راهنمای عزیزم تشکر می‌کنم بابت زحماتی که برای من متحمل شدند و بابت آموزش‌هایی که از ایشان گرفتم. از آقای جلال امینی تشکر می‌کنم که در این مدتی که ایجنت بودند به‌نوعی راهنمای من محسوب می‌شدند و آموزش‌های زیادی از ایشان گرفتمو همین‌طور از آقای صدیقی ایجنت جدید شعبه تشکر می‌کنم و این جایگاه را به ایشان تبریک میگویم. همچنین از همکاران خودم در قسمت مرزبانی بسیار سپاس گذارم.

 من هم مثل خیلی از شماها که اینجا حضور دارید ، از سن بیست سالگی شروع به مصرف مواد کردم. در شرایطی بودم که مواد لذت زیادی برای من داشت و تنها مواد بود که می توانست پشت و پناهم باشد. در سن هیجده سالگی ، پدر و مادرم فوت کردند و من حدود دو سال با خواهرم زندگی می کردم که او هم ازدواج کرد و من تنها ماندم ، وضع مالی مان هم خوب بود و به راحتی می توانستم مواد مصرف کنم. در آن زمان ، بارها اقدام به ترک کردم و به نوعی همه روش هارا امتحان کردم که از هیچ‌کدام نتیجه نمی‌گرفتم. این نوع ترک‌ها برایم خیلی سخت و طاقت‌فرسا بود ، مثلاً شش ماه مواد را قطع می‌کردم ، ولی یک‌دفعه جرقه مصرف در ذهنم می‌خورد و نمی‌توانستم جلوی آن وسوسه را بگیرم. بیشترین مدتی که مصرف نکردم ، یک سال و شش ماه بود که آن‌هم همش به دنبال دارو و دکتر بودم. آخرین راهی که پیدا کردم ، کنگره بود ، وقتی‌که وارد کنگره شدم و به شش ماه سفر رسیدم  چند نفر از دوستانم می‌گفتند که اگر توانستی این مسیر را ادامه بدهی و به نتیجه برسی ، ما هم به کنگره می‌آییم و اقدام به درمان می‌نماییم که خدا را شکر ، بعد از رهایی‌ام ، دوستانم هم برای درمان اقدام کردند و به نتیجه هم رسیدند. در اوایل ورود به سفر دوم ، در اوتی مشغول خدمت شدم ، و یک سال  هم در کلینیک خدمت کردم و بعدازآن مدتی هم مسئول قسمت اوتی بودم و درنهایت کاندید مرزبانی شدم که الآن حدود یک سال از مرزبانی‌ام هم می‌گذرد.

 خیلی افراد ، سؤال می‌کنند که آیا خدمت کردن  فایده‌ای هم  دارد ؟ در جواب باید بگویم که اگر فایده‌ای نداشت ، پس ما برای چه چیز اینجا خدمت می‌کنیم ، اینجا که به کسی حقوقی نمی‌دهند، ولی چیز بهتری می‌دهند که هیچ کجا بیرون از کنگره نیست ، آن حس و انرژی که اینجا با خدمت دریافت می‌شود قابل وصف نیست. قبل از ما هم خیلی‌ها خدمت کردند تا ما به اینجا برسیم و اکنون هم که به رهایی رسیدیم ، وظیفه ما است که کمک کنیم که دیگران هم رهایی را تجربه کنند. این مسیری که آمدم و به مرزبانی رسیدم ، برایم دشواری‌های زیادی داشت ، مثلاً در اوایل سفر دوم ، خواهرم دچار بیماری سرطان شد و فوت کرد که این موضوع مثل طوفانی در زندگی‌ام بود ، حتی می‌توانم بگویم که در سفر دوم مشکلاتم خیلی بیشتر بود ولی به لطف آموزش‌هایی که گرفته بودم ، راحت‌تر آن مشکلات را حل می‌کردم. انشالله که  همه دوستان سفر اول به رهایی برسند و ما آنان را در این جایگاه ببینیم.

یک معذرت‌خواهی می‌کنیم از دوستانی که ممکن است با آن‌ها برخورد تندی داشته‌ام ، باید بگویم که پشت رفتار تند من ، منظور و قصد بدی نیست. چون در قسمت مرزبانی بایستی اول‌ازهمه منافع کنگره و شعبه و قوانین آن در نظر گرفته شود ممکن است رفتار مرزبانان با افراد هم به‌نوعی باشد که به مزاج بعضی‌ها خوش نیاید. چند نفر به من گفته‌اند که اگر دوست یا فامیل خودت هم در کنگره بود ، این‌گونه رفتار می‌کردی ؟ باید بگویم که فرزند خواهر خودم که در کنگره درمان می‌شد ، به خاطر غیبت‌هایی که کرد او را به کمیته انضباطی فرستادم. همه این‌ها به خاطر آن پیمانی است که بسته‌ام ، پیمان بسته‌ام که تحت هیچ شرایطی قوانین را زیر پا نگذارم. در آخر از همه دوستانی که در این جشن شرکت کردند تشکر می‌کنیم

 و در ادامه...

گل رهایی

دریافت نشان 

مرزبانان کیشیک

خدمت گزاران جلسه

 تایپ : مسافر علی الف و هم‌سفر محمدجواد

 عکاس:مسافر مجتبی


 

مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


لینک های مرتبط: کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر شعبه الهیه مشهد دوشنبه 1 مرداد 1397 12:20
خداقوت خدمت استاد محترم بسیارعالی و آموزنده
همسفر جمعه 29 تیر 1397 22:26
موفق و پیروز باشید..خدا قوت خدمت ,خدمتگزاران کنگره 60
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو