گزارش جلسه عمومی روز پنجشنبه97/01/30
جمعه 31 فروردین 1397 ساعت 17:39 | نویسنده این مطلب : مسافر : علی الف | ( نظرات )

روز پنج‌شنبه 97/1/30 جلسه دوم  از دور شانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر حسین، استادی مسافر رسول و دبیر مسافر ولی‌الله با دستور جلسه اول:جهان‌بینی 1 و 2 و دستور جلسه دوم سومین سال رهایی مسافر علی  رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود


اگر من انسان به این نقطه برسم که من قابل‌تغییر نیستم و همینم که هستم یعنی یک موجودی که غیر از کل هستی هست و این یعنی شنا کردن برخلاف جریان آب که مطمئن هستم تا یک‌زمانی می‌توانم حرکت کنم و انرژی مصرف کنم ولی مطمئناً خسته می‌شوم و می‌شکنم.

 

وقتی صحبت از جهان‌بینی می‌شود عامه به این صورت فکر می‌کنند که شاید جهان‌بینی یک کلمه یا بحث بسیار پیچیده یا به قول خودمان خیلی سطح بالا است ، درصورتی‌که هنگامی‌که ما وارد کنگره شدیم و بحث جهان‌بینی را برایمان مطرح کردند من متوجه شدم که چقدر بحث جهان‌بینی می‌تواند شیرین، ساده و روان برای هر انسان باشد!

کسانی که تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی دارند می‌دانند که در رابطه با جهان‌بینی یک تعریف‌های ۴یا۵ خطی وجود دارد و هرکسی یک‌گونه جهان‌بینی را تعریف کرده بود. ولی وقتی‌که من آمدم کنگره متوجه شدم که جهان‌بینی (چه جهان‌بینی ۱و۲) فقط می‌خواهد به من بگوید که چگونه به دنیای اطراف خودت نگاه می‌کنی و قضیه همین و غیرازاین هیچ‌چیز دیگری  نمی‌تواند باشد چراکه این نگاه من به دنیای اطراف خودم و آن چیزهایی در اطراف من هست تعیین‌کننده روزگار من است.

 اگر من به چیزهایی که در اطرافم هست نگاهی داشته باشم که همراه با تفکر و آموزش باشد و با استفاده از عقل به‌عنوان فرمانروای بزرگ در سراسر جسم وجودی خودم باشد می‌توانم یک زندگی خوب و‌ راحت داشته باشم اما اگر از یک منظر دیگر به آن نگاه کنم بی‌جهت زندگی را برای خودم سخت یا پیچیده می‌کنم تا جایی که زیر بار مسئولیتش و فشارهایی که خودم با دست خودم درست کردم می‌شکنم و نابود می‌شوم. چیزی که در اطراف زندگی ما است فقط و فقط یک نوع برخورد بین ما و دنیای بیرون ما است.

 

استاد امین در مورد جهان‌بینی خیلی زیبا گفتند : هر چیزی که در جهان هستی هست در درون ما هم هست. من خودم برداشتم این است که اگر ما بتوانیم یک نگاه درست داشته باشیم به دنیای بیرون از خودمان و دنیای طبیعتی که درونش زندگی می‌کنیم آنگاه طبیعت خودش به ما می‌گوید که چگونه باید زندگی کنیم. تعامل را در طبیعت نگاه بکنید و نوع برخورد چیزهایی که در طبیعت هستند را ببینید، همیشه تمامشان مکمل همدیگرند  درصورتی‌که باهم متفاوت‌اند.

 وقتی‌که شما دقت کنید می‌بینید که جلد روی کتاب همه‌چیز هست اعم از دشت، کوه و دریا همه‌چیز در کل هستی هست. تمامشان هم ازلحاظ جنسیت و ویژگی باهم متفاوت‌اند اما با تعامل در کنار هم دارند یک جهانی را رقم می‌زنند که الآن دانشمندان می‌بینند که در نظم و برنامه‌ریزی آن صدم ثانیه اختلاف وجود ندارد. 

جهان‌بینی به من می‌گوید که شما نمی‌توانی برای یک زندگی سالم داشتن انتظار داشته باشی که همه‌چیز آن‌طور که تو می‌خواهی باشد.

 هر کس برای خودش موجودیت و ویژگی دارد این هنر تو است که بااین‌همه تفاوت بتوانی در کنار این‌ها به‌خوبی ، خوشی و آرامی زندگی کنی و مسیری را بروی که سعادت خودت در داخل آن باشد نه اینکه انتظار داشته باشی همه دست‌به‌دست هم بدهند تا تو به یک جایگاهی برسی.

 اگر در مورد جهان‌بینی یک مقدار ساده‌تر نگاه بکنیم  به‌جای اینکه سعی بکنیم تلاش بکنیم همه‌چیز را تغییر بدهیم که بر وفق مراد ما باشد می‌بینیم که ساده‌ترین  کار این است که خودمان تغییر کنیم.

 در رابطه با این موضوع یکجایی خوانده بودم که نوشته بود بدترین جمله‌ای که در کل هستی وجود دارد این است که بگویی من همینم که هستم! که متأسفانه باب زبان خیلی از ماها است.

کل هستی با تمام عظمت و بزرگی‌اش لحظه‌به‌لحظه  در حال تغییر است، لحظه‌به‌لحظه تغییری را در خودش ایجاد می‌کند تا با بقیه هم‌آواز و هم آهنگ بشود اما نمی‌شود کل هستی یک‌جور بماند و اگر بماند سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.

اساس و نظم کل هستی روی تغییرات مداومی است که همه دارند و سعی می‌کنند باهم دیگر یک آفرینشی را ایجاد بکنند که همه لذت ببریم.

اگر من انسان به این نقطه برسم که من قابل‌تغییر نیستم و همینم که هستم یعنی یک موجودی که غیر از کل هستی هست و این یعنی شنا کردن برخلاف جریان آب که مطمئن هستم تا یک‌زمانی می‌توانم حرکت کنم و انرژی مصرف کنم ولی مطمئناً خسته می‌شوم و می‌شکنم.

 

دستور جلسه دوم؛ سومین سال رهایی مسافر علی

 

ما از این منظر به تولد‌ها نگاه می‌کنیم که تولد یک تغییر است، تولد یک اتفاق در طول‌ زندگی است.

در طول زندگی ما یکسری اتفاق می‌افتد که آن اتفاق می‌تواند منشأ خیلی از تغییرات باشد که تولد یکی از این اتفاقات است که به‌راحتی اتفاق نمی‌افتد.

 گرفتن گل رهایی و تولدهایی که هرساله گرفته می‌شود فقط به این خاطر نیست که یک فردی مثل علی بگوید که من ۳ سال است که رها شدم به این دلیل است که مثلاً علی پیش خودش فکر کند در هنگام یک سال رهایی چه ویژگی‌هایی داشتم آیا باگذشت ۲ سال دیگر آیا می‌توانم ویژگی‌هایم را تغییر بدهم؟ آیا توانسته‌ام تغییر مثبتی در خودم ایجاد کنم که به نفع خودم و اطرافیانم باشد یا خیر؟

 امیدوار هستم تمام عزیزانی که در تولد‌ها شرکت می‌کنند به نفس خود تولد دقت زیادی داشته باشند،  وقتی یک نفر می‌آید اینجا سومین سال رهایی‌اش را اعلام می‌کند هدف این است که بچه‌های سفر اول و تازه واردین تغییر را ببینند غیرازاین ما هیچ هدفی نداریم.



کسی که تولد می‌گیرد  فقط و فقط هدف این است که آن سفر اولی که الآن نشسته و این تولد را مشاهده می‌کند  بداند که کاری که می‌خواهد بکند سخت و غیرممکن نیست.

پس هدف ما اول این است که فردی که تولدش است ببیند آیا آن چیزی که باید اتفاق می‌افتاده اتفاق افتاده یا نه؟ آیا درست تغییر کرده یا نه؟

و هدف دوم ما این است که عزیزانی که نگاه می‌کنند شاهد اتفاقاتی باشند که فکر می‌کنیم غیر ممکن است ولی در کنگره به قدرت خداوند اتفاق افتاده و باعث سربلندی همه ما شده است.

 

 پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره سومین سال رهایی مسافر علی را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:




 

اعلام سفر مسافر علی:

سلام دوستان علی هستم یک مسافر

آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک و شیره، مدت تخریب ده سال ،روش درمان دی اس تی همراه با داروی اوتی مدت یازده ماه با راهنمایی آقا رسول سفر کردم و رهایی ام سه سال و پنج ماه

در ادامه سفر نکوتین داشتم:مدت تخریب ده سال ، آنتی ایکس مصرفی:انواع سیگار ، مدت سفر: یازده ماه  با راهنمایی آقا محمد ، مدت رهایی دوسال پنج ماه 


آرزو مسافر علی:

آرزو می‌کنم همه دوستان تازه‌وارد و دوستان سفر اولی این جایگاه را لمس کنند و به بهترین‌ها  دست پیدا کنند.

 

سخنان مسافر علی:



از بنیان کنگره 60 ، خانم آنی ، استاد عزیزم آقا رسول ،  تمام خدمتگزاران کنگره و تمامی مسافران و هم‌سفران که باعث این حال خوش امروز من شدند تشکر می‌کنم.

پیام امروز من به کسانی که تازه آمده‌اند این است که من باده سال تخریب وارد کنگره شده‌ام ، همه مسافران درک می‌کنند که چه روزهای تاریکی را پشت سر گذاشتم و قبل از اینکه وارد کنگره بشوم خودم و هم‌سفرم سختی‌های زیادی را متحمل شدیم.

من راه‌های زیادی را برای درمان اعتیاد  رفتم یکی از این روش‌ها این بود که سه روز در سقوط آزاد بودم و با درد و بی‌خوابی دست و پنجه نرم می‌کردم ، بالاخره تا روز پنجم تحمل کردم و پیش خودم فکر کردم که اگر به شهر های شمالی کشور بروم احتمالا این دوران را آسان‌تر پشت سر می‌گذارم  به همین خاطر این موضوع را با همسرم در میان گذاشتم و همسرم هم از آن استقبال کرد.

همان شب حرکت کردیم و ساعت 2 بامداد در حوالی دلیجان با چشمان بسته به خواب رفتم و با جیغ همسرم از خواب پریدم چون نزدیک بود که به یک تریلی برخورد کنیم و بچه کوچکم هم عقب ماشین خواب بود  بالاخره هر جوری که بود این مسافت را طی کردیم و به شمال رسیدیم  ولی تحمل شرایط برایم خیلی سخت شده بود و بعد از یک روز دوباره به همسرم گفتم باید برگردیم و همان موقع حرکت کردیم و به‌محض رسیدن به اصفهان رفتم و دوباره مصرف کردم  و این جرقه‌ای در ذهن من بود که من نتوانستم ده روز بدون مواد را سپری کنم و باید هرچه سریع‌تر یک‌راه حل پیدا کنم.

 

بعدازآن در مسیرم به محل کار هرروز از جلوی شعبه قبلی واقع در خیابان چمران عبور می‌کردم و یک‌بار از نگهبان نظم سؤال کردم که اینجا چیست ؟ و آن شخص برایم توضیح داد و من هم استقبال کردم و وارد شدم

برای انتخاب لژیون آقا رسول را انتخاب کردم و یازده ماه به کمک ایشان سفر کردم.

در طول سفر در زندگی‌ام مشکلاتی به وجود می‌آمد که هیچ‌کدام نمی‌توانست جلوی حرکت من را بگیرد

یکی از مشکلات این بود که در اواسط سفر  وقتی‌که حس‌های من شروع به باز شدن کرده بود من فقط سعی می‌کردم که جبران خسارت این ده سال را در همان زمان سفر انجام بدهم و آقا رسول همیشه من را کنترل می‌کردند.

 

هفت ماه سفر بودم که نزد آقا رسول رفتم تا برای انجام کاری مشورت کنم که آقا رسول به من گفتند که علی تو سفر اولی ، فعلاً تصمیم مهمی نگیر و صبر کن تا سفر دوم که در آن زمان بتوانی راحت‌تر و درست‌تر تصمیم بگیری ولی من آنجا کار خودم را کردم و حرف ایشان را نادیده گرفتم بعدازآن سر این موضوع چنان ضرری کردم که هنوز هم بعد از چهار سال نتوانستم آن را جبران کنم.

 

در طول این مسیر سنگ‌های بزرگی جلوی راهم را می‌گرفت ولی با آموزش‌ها و جهان‌بینی کنگره هرگونه که بود آن‌ها را دور می‌زدم.

بارها برای کمک راهنمایی سعی کردم و آزمون دادم ولی قبول نشدم ولی جمله استادم که می‌گوید : نوبت باران همیشه محفوظ است مرا دلگرم می‌کند و تمام تلاشم را می‌کنم که در این آزمون سرافراز باشم. 

با این آموزش‌ها ، مشکلاتم را خیلی راحت‌تر حل می‌کنم و صبر و استقامتم خیلی افزایش پیداکرده. 

چهار ماه بعد از رهایی  برای خدمت گرفتن نزد ایجنت نمایندگی آقا جلال  رفتم که ایشان کلینیک را به من پیشنهاد دادند و در این جایگاه خدمتی هشت ماه خدمت کردم.

خیلی ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادین ، برای تک‌تک شما بهترین‌ها ر ا آرزو دارم ، انشالله هر جا هستید موفق و پایدار و پیروز باشید.











 گل رهایی





نشان رهایی



تایپ:مسافر علی الف و هم‌سفرفشارکی

عکاس:مسافر مجتبی

تنظیم:مسافر مصطفی

مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic