نوشتار سی دی هستی (بخش دوم)
شنبه 7 بهمن 1396 ساعت 17:05 | نویسنده این مطلب : مسافر : امید | ( نظرات )

 نوشتار سی دی هستی (بخش دوم)



در حال حاضر پنج حس مربوط به ساختمان جسم بدن است و پنج حس دیگر با هفت

 پیکره در ارتباط میباشند که قابل حس در جهان مادی نیست اما قابل حس از نوع خودش

 میباشد که با عالم بیرون در ارتباط جدی هستند.

ما دوباره به اینجا برمی گردیم که عاقبت این جهان نیستی هست یا هستیه؟

هر چیزی که تعیین موجودیت می کند را ما بهش نفس می گوییم. ما هنوز بعد از ۱۴۰۰ سال تقریبا؛ ۱۴ قرن از زمان رسول خدا،تا حالا هنوز تفاوت روح و نفسه...و حتی مفهومش را هم نفهمیده ایم...ما این همه دانشمند داشته ایم هنوز تفاوت بین روح و نفس و جان و جن ،این لغت های ابتدایی و تفاوت بین آنها را هنوز نفهمیده ایم.ببینید اطلاعات ما....چقدر هنوزما در خم یک کوچه هستیم.

گفتیم آن چیزی که تعیین موجودیت می کند نفس است.در ظاهر و باطن.

ظاهر که در قسمت فیزیولوژی و ظاهری گفتیم و باطن آنچیزی است که در صورپنهان است ومثل نمونه اش چیه...در خواب

هرنفس که بخواهد خودش را نشان بدهد هر موجودی برای این که بخواهد خود را نشان بدهد سه اصل را باید داشته باشد.یکی باید آن موجود یک چیزی داشته باشد به نام  یک سایه ای داشته باشد یعنی یک شکلی داشته باشد یک سایه ای داشته باشد و یک شکلی داشته باشد ودوم باید یک مجموعه ای از اطلاعات و آگاهی داشته باشد. یک دانشی داشته باشد یک آگاهی داشته باشد و سوم باید یک وسیله ای داشته باشد و بتواند با جهان بیرون ارتباط برقرار کند . پس یک نفس یک موجود یک باید سایه داشته باشد ،یک جسمیتی داشته باشد دوم باید یک آگاهی شعور و اطلاعاتی داشته باشد و سوم یک وسیله ای داشته باشد که بوسیله  آن بتواند با جهان اطرافش ارتباطش برقرار کند . این سه تا را باید هر نفسی داشته باشد. حالا می خواهد در صور پنهان باشد یا می خواهد در صور آشکار باشد.خوب ما گفتیم که انسان اون چیزی که تعیین موجودیت می کند چیه؟ انسانه. اون خود ما هستیم که چیه؟نفسه.زمان مرگ هم که فرا برسد طبق فرمایشات قرآن مجید فرشتگان مرگ می آیند و نفس را تحویل می گیرند و جسم می رود کنار و نفس را برمی دارند و می برند و جسم هم مانند یک تن پوشی بیشتر نیست .نفس را می گیرند و می برند. حالا ما در این جهان که هستیم این جسمیت ما ، ماشین ماست؛یک وسیله ماست. ماشین بعد اختراع شد ولی قبلش نفسه بود.الان اتومومبیل در نظر بگیریم اتومبیل اول بوجود آمد یا راننده اش.هواپیما چی؟ اول راننده اش یعنی اول خود جسم بود ،یعنی اونجا که می خواهد خود جسم خلق شود و آنجا که در گردهمایی بزرگی که در آسمان جمع می شود آنجا که می گوید آیا من پروردگار توهستم ؟ ما می گوییم بله.آنجا مرحله ای است که جسم می خواهد بوجود بیاید .

پس نفس یک چیزی و یک مشخصه ای می خواهد .جدا از این که مثل یک ماشین است که باید کارهایش را انجام دهد باید قابل شناسایی هم باشد . ما ؛ هر کدام از ما هاااا هرکدام از نظر چهره متفاوتیم برای چه متفاوت هستیم ؟برای این که قابل تشخیص باشیم.همه یک شکل نیستیم در قدیم یک لطیفه ای می گفتند: که شماباید به این چینی ها نفت نفروشید .گفتم برای چه نفت نفروشیم گفتند: اگه بخواهیم پولش را بگیریم نمی دانیم از کی بگیریم چون همه شبیه هم هستند.

این دیدگاه ماست که همه چینی ها را شبیه همدیگر می بینیم ولی چینی ها خودشان را شبیه همدیگر نمی بینند و اگر ما هم با آنها زیاد نشست و برخاست کنیم باز می بینم که با هم متفاوت هستند .ما همه اسبها را یکی می بینیم ولی اگر با اسبها کار کنیم می بینیم که اسبها بایکدیگر متفاوت هستند . بنابراین آن سایه تعیین کننده ماست که ما چه هستیم.چه شکلی هسیم و هویت ما . بوسیله شکل و شمایل ماست که ما قابل تشخیص هستیم و قابل شناسایی هستیم وگرنه اگر همه یک شکل بودیم نمی دونستیم که کی همسر کی هست و کی برادر کی هست و کی بچه کی هست و همه یک شکل بودند.بنابراین یک وجه تمایز هست که همه قابل شناسایی هستند حالا فرض کنید که ما به جهان آخرت اعتقاد داریم خوب وقتی فرشتگان نفس را گرفتند و رفت دنیای دیگری حالا چه برود برزخ و چه جای دیگری ...آنجا آیا باید قابل شناسایی باشد و یا نباشد . ویا آنجا همه به شکل بخار و گاز و یک چیزی هستند.آنجا هم باید قابل شناسایی باشد پس آنجا هم یک جنسیت دوم پیدا می کند.کالبد بعدی است که آنها می گویند کالبد برزخی ؛و می گویند قالب مثالی یا همانی که ما در خواب می بینیم .که بحثش را بعدا ادامه می دهم پس آنجا در جهان دیگری هم ما و یا در جهان دیگری باز هم ما باید قابل شناسایی باشیم قابل تشخیص باشیم و بتوانیم تشخیص دهیم که کی به کی هست و چطوری هست.آنجا باز دوباره ما جسمیت داریم . پس خوب گفتیم که نفس سه تا ویژگی باید داشته باشد . یکی سایه یکی جسم و یکی مجموعه اطلاعات و آگاهی.پس مجموعه اطلاعات و آگاهی یک موجود تعیین می کند که این چه موجودی باشد.اگر از روز نخست بخواهیم حساب کنیم که چقدر اطلاعات و آگاهی داری تو؟!آیا موجودات هم اطلاعات و آگاهی می خواهند برای پا به هستی گذاشتن؟بله.تمام موجودات احتیاج به اطلاعات و آگاهی دارند. با آن اطلاعات وآگاهی هست و آن حس هاشون هست که می توانند به حیات خودشان ادامه دهند.خوب نگاه می کنید و شما می بینید که یک بوته بیابانی چقدر اطلاعات دارد ؟اصلا فکر کردید که اون اطلاعات دارد؟ یا ندارد؟ یا آگاهی دارد و یا ندارد؟فرق یک بوته بیابانی با یک بوته گل سرخ با یک بوته کلم با یک بوته هندوانه با یک بوته خربزه با هم فرق می کند.اطلاعات خاصی دارد .چطوری می یاد ؛ خربزه مخصوصا خربزه مشهد،آب را که مزه اش را می دانید چه هست وزمین ، خاک را هم که تا حالا نخوردید ببینید چه مزه ای می دهد ولی خوب مزه خوبی نمی ده، هر چه هست  .چطوری می آید این بوته ،خاک و آب را می گیردو تبدیل به شکر می کند ،تبدیل به شیرینی می کند . چرا ما نمی توانیم از خاک و آب شکر درست کنیم ،شیرینی درست کنیم ،این در واقع همان خاک است دیگه.خربزه  شیرین می آید خاک را می گیرد و آب را هم می گیرد ویک چیزی مثل قند و شیرینی درست می کند و بعضی وقتها می گوییم شکر ،البته اونم قابل شکر شدن هست .شکر درست می کند

چرا ما نمی توانیم از خاک و آب شکر بگیریم ما که خیلی پیشرفت کردیم از نظر علم و فنون و همه چی ....چرا قادر نیستیم از آب و خاک شکر بگیریم.چغندر قند از آب او خاک قند در ست می کند . شیرین نیست که خاک؛ آب هم شیرین نیست ولی می آید درست می کند ؛ بر مبنای چه نوع اطلاعاتی و چه نوع کارخانه ای هست ،چه سیستمی هست ،په تغییری و تبدیلی هست که می آید و آن را تبدیل به چغندر قند می کند و شیرین می کند و یا آن را تبدیل به چه می کند ...خربزه می کند. پس اطلاعاتی که یک گیاه دارد با اطلاعاتی که یک درخت خرما دارد با هم فرق می کند . درخت خرما نر و ماده دارد و درخت خرما آنقدر اهمیت دارد که به آن نفر می گویند. ما مثلا...واحد انسان چه هست؟نفره...وقتی به شتر می رسیم نمی گوییم پنج راس شتر. می گوییم پنج نفر شتر یعنی شتر و درخت خرما بسیار پر اهمیت اند و اینقدر اهمیت دارد که ما به آنها نفر اطلاق می کنیم. با درخت خرما می شود زندگی کرد و زندگی هم می کنند چون درخت خرما هم تغذیه شما از آن انجام می گیرد و هم از درخت خرما حصیر درست می کنند برای فرش ...که زیر پایشان می اندازند و هم خانه درست می کنند و هم بادبزن درست می کنند ،

درخت خرما اینقدر اهمیت دارد که واحد شمارش آن نفر است مثل انسان و شتر. زیرا که با درخت خرما به تنهای میتوان زندگی کرد: میتوان از آن تغزیه کرد، حصیر بافی، درست کردن خانه، درست کردن بادبزن، جارو و.. . در جایی گفته شده که درخت خرما نفس میکشد و اگر آب به آن قسمت که در بالاترین نقطه درخت است برسد درخت خرما خفه میشود. نتیجه اینکه شعور گیاهان با یکدیگر فرق میکند به عنوان مثال شعر درخت خرما با علف و یا گنذم فرق میکند. میزان اطلاعات و و آگاهی است که تعیین موجودیت میکند. مجموعه گیاهان از نقطه صفر شروع کرده اند و به رشد و جمع آوری اطلاعات پرداخته اند. پس از جمع آوری اطلاعات و گذشتن زمان عمرشان در این بعد به بعد دیگری وارد میشوند و اطلاعاتشان کامل و کامل تر میشود. اشعاری از مولانا در این زمینه:

از جمادی مردم و نامی شدم     **    وز نما مردم به حیوان برزدم

مردم از حیوانی و آدم شدم     **     پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

اشعاری دیگر از جناب مولانا :

  آمده اول به اقلیم جماد       **    وز جمادی در نباتی اوفتاد

  سالها اندر نباتی عمر کرد    **     وز جمادی یاد ناورد از نبرد

وز نباتی چون به حیوانی فتاد     **    نامدش حال نباتی هیچ یاد

پس مرحله به مرحله تمام موجودات عالم کامل و کاملتر میشوند و کسب آگاهی و اطلاعات میکنند، همانطور که یک گنجشک اطلاعاتش با یک شاهین فرق میکند و یک کلاغ با یک عقاب و یا یک مرغ با یک عقاب. تفکر و اندیشه عقاب در بین پرندگان دیگر جزء عجایب خلقت است. عقاب دارای اندیشه و دید بسیار بالایی است که در ارتفاع بسیار بالا خرگوش کوچک (خرگوشی که ممکن است پوستش همرنگ محیط اطرافش باشد) را دیده و با سرعت و شتاب فراوان به طرف طعمه به سمت زمین آمده در صدمی از ثانیه طعمه را برداشته و دوباره اوج میگیرد که اگر عقاب با این شتاب و سرعت به زمین برخورد کند؛ بدنش پودر میشود. انسان نتوانسته تا کنون با محاسبات پیچیده ی ریاضی و  فیزیک، ماشینی طراحی کند که قادر به انجام چنین عملی باشد. اطلاعات و تجربه در آن وجود دارد. این اطلاعات و تجربه در انسان هم هست که گرید به گرید با هم متمایز میشوند. مجموعه اطلاعاتی که نفس دارد و بعد سایه ای که دارد(که این سایه با مرگ از بین نمیرود) ممکنه گیاه باشد درخت خرما باشد ممکن است پلنگ باشد(یعنی یک پلنگ هم با مرگ از بین نمیرود نفس آن انتقال پیدا میکند به مرحله ی بعدی). این سایه هم در این دنیاست و هم در بعد دیگری که با مرگ از بین نمیرود. این سایه ها همه احتیاج به حس دارند و هر چه موجود تکمیل تر و قوی تر گردد حس باید قویتر و بیشتر باشد. گیاه دارای حس است ولی چون راه نمیرود و حرکت نمیکند احتیاج به مسیریابی ندارد. (البته گیاه باید به دنبال آفتاب و آب برود تا بتواند عمل فتوسنتز انجام دهد و میبینیم که شاخه های درختان به سمت آفتاب میچرخند و یا ریشه هایشان در زمین به دنبال آب میروند) ولی در حیوانات که حرکت دارند کمی قضیه متفاوت است.

در رابطه با حواس قبلا صحبت کرده ایم و به اهمیت حواس پرداخته ایم ولی باز توضیح داده میشود:

در حال حاضر پنج حس مربوط به ساختمان جسم بدن است و پنج حس دیگر با هفت پیکره در ارتباط میباشند که قابل حس در جهان مادی نیست اما قابل حس از نوع خودش میباشد که با عالم بیرون در ارتباط جدی هستند. باز تکرار میکنیم این مباحث برای شناخت خودمان است زیرا که برای شناخت خداوند اول باید به شناخت خودمان بپردازیم تا به شناخت خدا برسیم.

نگهبان: «میخواهید بگویید که ما در مجموع پنج حس داریم که مربوط به صور آشکار ماست یعنی در جسمیت و پنج حس دیگر داریم که مربوط به سایر پیکره ها میباشد. یعنی ما در مجموعه دارای ده حس هستیم که که هر ده حس قابل لمس برای این جهان نیستند ولی این ده حس کار خود را انجام میدهندحتی اگر ما آنها را لمس و درک نکنیم؛ حسهای بیرونی کار خود را انجام میدهند.» در اینجا شاگرد از استاد درخواست توضیح بیشتر را میکند و در جواب استاد میگوید: «شما حس بینایی در اختیار دارید که توسط آن میتوانید ببینید و اگر چشمانتان را ببندید دیگر قادر به دیدن نیستید. این حس بینایی در جسمیت(صور آشکار) است و دارای وسیله ایست به نام چشم. ولی یک حس بینایی دیگر، در دنیای بیرونی (صور پنهان) داریم که احتیاج به وسیله برای دیدن ندارد.» شاگرد تقاضای زدن مثالی را میکند و استاد میگوید: «مانند دیدن تصاویری وقتی چشمان خود را میبندید مثل خواب و یا دیدن خویش دیگر در عالمی دیگر. در خواب تصاویر را چگونه میبینیم؟ جسم که خوابیده ولی جسم دیگری را در عالم خواب میبینیم و همچنین چشم هم که بسته است پس چگونه تصاویر را مشاهده و ضبط میکنیم؟ در صورتی که  به نظر می آید که شما خواب هستید و گیرنده های شما خاموش است و بعد از بیدار شدن مقداری از آن تصاویر یادمان است و مقداری را فراموش کرده ایم. دانشمندان میگویند این تصاویر، خواب و رویا هستند ولی با کمی تأمل به این سوالات در ذهن میرسیم: خواب چیست؟ چگونه است؟ چرا رویا میبینیم؟ وسیله و ابزارش چیست؟ ابزار ضبط این تصاویر چیست؟

ما نمیدانیم با کدام وسیله این تصاویر ضبط شده چون هیچ وسیله در عمل، در کار گرفتن تصویر دخیل نبوده است و اگر هم بوده ما قادر به دیدن آن نیستیم فقط چشم به ظاهر بی تحرک ما با اندامهای دیگر میتواند سیر نماید و تصاویر ضبط میگردد.

عاقبت کار جهان نیستی است                         انگار که نیستی، چو هستی خوش باش

 اصلا لازم نیست که ثابت کنیم بعد از این جهان، جهان دیگری وجود دارد چون اکنون ما داریم در همان جهان، که قرار است بعد از مرگ در آن زندگی کنیم؛ در حال زندگی هستیم و خودمان بی خبریم.»

چون قبلا این مبحث رو براتون داده بودم ولی فهمیدم  که درست متوجه نشدید، برای همین باز تکرارش میکنم.اما تصاویر ضبط میگردد، اما خود شما نمیدانید با کدام وسیله ضبط شده است.شما که در خواب بودید . پس این عاقبت کار جهان نیستی است انگار که  نیستی چو هستی خوش باش اینجوری نیست .. اصلا لازم نیست که ما بگوئیم جهان دیگری هست ،ما داریم میبینیم .ما لازم نیست ثابت کنیم که ما بعد از مرگ زنده ایم.اصلا الان هستیم لازم نیست ثابت کنیم ما بعد از مرگ در جهان دیگری زندگی خواهیم کرد.ما الان داریم در جهان دیگری زندگی میکنیم و این خیلی روشن است که بخواهیم ثابت کنیم که ما بعد از مرگ  در جهان دیگری زندگی  میکنیم . این قضیه خیلی روشن است ولی ما نمیپذیریم  و قبولش نداریم. ما میگوییم اینها خیال نیست و واقعیت است چون برای بشر امروزی این مسائل خیلی  راحت است یک حرفی میزند و بعد میگوید من تکذیب میکنم دیوار حاشا خیلی خیلی بلند است.پس اینجا همین الان  ما در جهان دیگری داریم  زندگی میکنیم، خودمان خبر نداریم. چون هیچ وسیله ای که بتواند نشان بدهید که من  ( یعنی شما که دارید در خواب میبینید) به توسط آن دیده اید درعمل در کارگرفتن تصاویر نبوده .هیچ وسیله ای که بتواند تصاویر  را ضبط بکند نبوده است. شما خواب بودی و چشمانت بسته بوده است.و آنهارا اگر هم بوده شما نمیتوانید رؤیت کنید .فقط چشم به ظاهر بی حرکت شما با اندام های دیگر میتوانسته سیر بنماید. یعنی آن چشم حس بیرون. و اندام بعدی که همان قالب بصری است آن میتواند سیر بکند.میدانید چگونه ؟ یعنی سیر و سلوکی که جسم در آن داخل نیست یک سیر و سلوکی انجام میدهی که جسم در آن دخالتی ندارد.خواب و دیدن بعضی از رویاها ،یک سیر و سلوکی است که جسم در آن دخالت ندارد. شما توی خواب میبینی رفتی تبریز،رفتی آمریکا ، رفتی انگلیس،با دوستت داری حرف میزنی ، گلاویز میشوی ،دعوا میکنی، میخندی ، غذا میخوری، در اینها جسم دخالت ندارد . چون یه سیر و سلوک و  حرکت است . یعنی سیر و سلوکی که در آن جسم داخل نیست، (دخالت ندارد) و اندام های دیگر در کار است، که قابل رؤیت برای هر کس نیست. پس توی آن خواب و رویاها اندامهای دیگر در حرکت هستند و در کار هستند پس یعنی سیرو سلوکی که جسم در آن داخل نیست و اندامهای دیگر در کار است که قابل رویت برای هر کس نیست. پس ما میبینیم که ما لازم نیست که بیایم جهان آخرت را ثابت بکنیم که بگوئیم هست یا نیست.  ما الان در جهان آخرت داریم زندگی میکنیم.آن خواب هایی که ما داریم میبینیم یک پرده هایی است یک تصاویری است که به وسیله ی صور پنهان ما ضبط میشود و بعد به حافظه ی ما داده میشود و برای ما قابل رویت است که من دفعه ی بعد ادامه این را برایتان صحبت میکنم. چون این مسائل یه مقدار سنگین تر است، بخواهم برایتان بازگو بکنم تا درکش کنید خیلی زمان طول میکشد.صد بارم براتون بگم باز دومرتبه هنوز ه یه مقدارش مونده. ما یک صحبتی راجع به مبحثه کتاب آسمانی خودمون انجام میدادیم که یه خورده بیشتر آشنا بشیم . یه موقعی میگویند کتاب آسمانی ما خیلی چیزا رو پیشگویی کرده، مثلا میگوید میرسد روزی که کوهها روان میشود ،آسمانها شکافته میشود،آنگاه که خورشید در هم پیچیده میشود. اینها پایان منظومه شمسی است که کتاب به ما میگوید همه اینها رو.و روزی میرسد که همه ی اینها پوچ و پودر میشود . همه ی اینها را پیشگویی کرده است.خب بعضی اوقات میگویند فلان چیز در کتاب ما هست. حالا کاری به اینها ندارم،اینجا ما با اعداد ریاضی  سروکار داریم و ریاضیات شوخی بردار نیستن. ریاضی چه اینجا باشه چه آمریکا دو دوتا میشه چهار تا. در هر کجای دنیا چهارتا است. ما یک سری روی ریتم قرآن صحبت کردیم و بعضی مسائل رو مطرح کردیم.دفعه ی قبل تکلیف کردیم که مجموع قاف های آیاتی که شماره 19 است را حساب کنید .. چند می شود ؟ بله 76. می گه اینقدر بلنده که نگاه کنی کلاه از سرت میوفته. قدیم آقایان کلاه سرشون میگذاشتند ، الان کلاه نمیگذارند. یه چیزی که بلند بود سرشون رو که میبردن عقب بالا رو ببینن کلاه از سرشون میفتاد. حالا اینجا قضیه همین است. اینجا این شوخی هایی که انجام میدن ، سلمان فارسی اومد و به پیامبر کمک کرد،(سلمان فارسی که زبانش فارسی بود بیچاره، اگه هم چیزی از عربی یاد گرفته وقتی که رفته اونجا یاد گرفته. پس زبانش عربی نبوده مثلا بگوید اذ الجبال سیرت.... پس زبانش فارسی بوده ) یا اینکه بگوئیم اینها از سینه‌ی محمد آمده است .خیلی بالاتر از این حرفها است. مقام و شأن رسول الله  بسیار بسیار بالا است پایین و کوچک نیست ، ولی  اگه بخواهیم اونو با خداوند مقایسه کنیم باز یک فاصله ی بسیار بسیار مهمی وجود دارد. اینو دریافت و به ما ابلاغ کرده است.اونجایی که میگوید از این کتاب محافظت میکنم همین است. ما اینهایی رو که در کتاب آسمانی داریم در هیچ کجا نداریم. به خاطر اینکه شما پایه های اعتقادیتان قویتر شود من هر دفعه یه مقداری را برای شما مطرح میکنم .پس گفتیم ریتم شد 19.چرا ریتم قرآن  بسم الله الرحمن الرحیم است؟ یعنی همش تکرار بسم الله الرحمن الرحیم است. هرکجا برید تکرار بسم الله الرحمن الرحیم ، که 19 حرف دارد. پس تمام آیاتی که شماره ش  19 است، مثلا سوره بقره  آیه 19، سوره شوری آیه 19، اگه همه را نگاه کنید تعداد قاف هایش را در بیاورید 76 عدد قاف دارد. اگر 76 را تقسیم بر بسم الله الرحمن الرحیم کنیم چند تا بسم الله الرحمن الرحیم میشود ؟ دقیقا 4 بسم الله الرحمن الرحیم میشود. یعنی مجموع قاف های آیات 19 برابر با 4تا حروف بسم الله الرحمن الرحیم است.یعنی76 تقسیم بر 19 کنیم ،که میشود 4. پس اینجا مضرب یا ریتم کاملا عدد سالم در می آید. حالا این باز یک قسمت شد .خب مطلبی دیگری گفتیم که سوره ق 57 تا داشت سوره شوری هم 57 تا داشت، که قاف در اول سوره است ، دوتا 57 شد 114 تا که مجموعه سوره های قرآن است. گفتیم ق و القرآن مجید.... گفتیم مجید حروف عددی ابجدش چند است ؟ میشه 57. در حروف ابجد م میشه عدد40. ج میشه 3 ، ی 10 ، د 4، پس میشود 57

57 سه تا بسم الله الرحمن الرحیم است. پس باز اینجا ما این ریتم را داریم. حالا چیزی که از شما میخوام که انجام بدهید ، ببینید خود کلمه ی قرآن در  قرآن چند بار آمده است؟ چون ق  همه جا 57 بود دیگه، ق های آیات نورد هم هم شد 76 تا که مضرب شد. حالا ببینید کلمه ی قرآن در قرآن چند بار آمده است. اینو باید دفعه بعد بیاورید. یک کار دیگه هم انجام بدهید، در قرآن ما چند بسم الله الرحمن الرحیم داریم ؟  حتما بروید و نگاه کنید . سوم در سوره شماره 42 ، همان شوری که میاد ح م ع س ق ، ق هایش را حساب کردیم شد 57 تا ، با ح م هم فعلا کاری نداریم جایی دیگر به آن میپردازم، ببینید مجموعه (س) ها  و (ع) ها و (ق) های سوره شوری چند تا است؟

اینو دفعه ی بعد به عنوان تکلیف بهتون میدم. میخوام هر دفعه ذره ذره این مطالبو بهتون بدم تا ببینید  این مطلب کجا هست و ما کجا قرار داریم و چه کتاب عظیمی در اختیار ما قرار داره و چه بر مبنای حساب و کتاب هست که این شوخی بردار نیست . این ریتم بسم الله الرحمن الرحیم روی این کتاب باعث میشه این کتاب رو حفظ کند. حالا به یه اعداد و ارقام و جاهایی می‌رسیم که کلاه مهمون از سرمون میفتد

ازاین که به حرف‌های من توجه کردید از همتون متشکرم

تهیه و تنظیم : مسافر امید

مرتبط با: متن یا خلاصه سی دی های اموزشی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: