خلاصه سی دی رنج ابدی همراه با سوال
سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت 09:30 | نویسنده این مطلب : همسفر:فهیمه | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق

   خلاصه سی دی رنج ابدی

پس از خواندن مطلب در سی دی رنج ابدی قادر خواهید بود به سوالات زیر پاسخ دهید :

1-     ظلم و دشمنی چگو نه بوجود می آیند؟

2-     چرا شخصی که معتاد است اگر از دنیا برود در جهان دیگر هم معتاد آست؟

3-     چه چیزی باعث رنج ابدی در انسان می شود؟

4-     انسان موجودی است موجی و ذره ای . جسم ما ....... و نفس ما .........می باشد.

5-     شیطان چه موقع می تواند در ما نفوذ پیدا کند؟

                                         


گفت و گویی بین استاد و شاگرد مربوط به تاریخ 16/4/74

شاگرد: "انسان به همه چیز فکر می کند و احتمال هر گونه مشکلات را پیش بینی می کند ولی به فکرش خطور نمی کند که برای مثال برادر با برادر دشمنی کند و یا اعضای یک خانواده باهم دشمنی کنند و برای حفظ منافع خود که بعضی اوقات به ناحق می باشد حاضر به نابودی یکدیگر می باشند. در باور نمی گنجد آیا این دشمنی ها ممکن است پیشینه ای داشته باشد، یا بر مبنای طمع استوار است" 

هر گاه بین افراد دشمنی پیش می آید بر مبنای تضاد منافع پیش می آید. یعنی وقتی انسانها منافعشان به خطر می افتد و منافعشان توسط شخصی بر مبنای ناجوانمردی گرفته می شود و یا عدالت رعایت نمی شود آن موقع آرام آرام دشمنی پیش می آید.

شیر نر حافظ گله است و هر گله یک شیر نر دارد. ممکن است دوتا شیر نر سر گله نبرد کنند و شیری که شکست می خورد گله را ترک می کند و از آن منطقه دور میشود. ولی هیچ وقت مشاهده نشده که آن شیر به جهت انتقام شیر دیگری را بکشد. در انسانها این گونه نیست. موقعی که شخص شکست خورد و رفت تازه می رود که کلک و حقه ای سر هم کند و برگردد. موقعی که درگیری از خط و خطوط عدالت، خارج شود دشمنی پیش می آید.

دشمنی ممکن است بین دو شخص باشد یا بین دو خانواده، بعضی اوقات مبنای دشمنی فراتر از خانواده است، بین دو روستا شهر و یا کشور.

دشمنی گاهی اوقات به دو صورت: 1- خصوصی   2- عمومی  پیش می آید. اگر خصوصی باشد همان بحث انتقام و تکرار مکررات است هرذره ای عمل شر یا خیر که انجام می دهی باید جوابگو باشی.

برمی گردیم به خانواده ها: بین اعضای خانواده پیوندی وجود دارد که شامل:

1-پیوند خانوادگی   2- پیوند محبت   3-پیوند کمک به همدیگر

پس یک مطلب در دشمنی اینستکه پیوندهای خانوادگی محکم نبوده و مسئله دیگر که در کتاب آمده، سوال می شود آیا این دشمنی پیشینه ای هم دارد؟ یکی پیشینه ای که از زمان بچگی هست که برای همه قابل لمس است و یکی پیشینه ای که ممکن است از روز الست باشد و ممکن است حتی پیوندهای خانوادگی محکم داشته باشند ولی نهاد و نفس افراد این اختلاف نظر را از روز الست داشه باشند.

مطلبی که برای ما مهم است مسئله پیوندهاست که در خانواده ها این پیوندها سست است. بنابراین ما نمی توانیم عملا پیوندها را قوی کنیم. اینجا مسائل مطرح است. ما برای اینکه اختلاف و دشمنی پیش نیاید باید روی منافع خط و خطوط را مشخص کنیم یعنی اگر پدر خانواده هستیم باید وضعیت مال و دارائی مان را مشخص کنیم و استخوان لای زخم نگذاریم. بنابراین باید تکلیف اموال را مشخص کنیم و اگر اینکار را نکردیم تخم کینه و نفرت را بین بچه ها می کاریم.

خیال نکنیم بین خواهری و برادری اختلاف نمی افتد. اگر سند و مدرک در کار نباشد و پای مال و اموال وسط باشد بین خواهر و برادری هم اختلاف خواهد افتاد.

جمله ای بسیار ارزنده از امیرالمومنین(ع): برای آخرت آنچنان کن که فردا می میری و برای دنیا آنچنان کن که تا ابد زنده ای. اگر این جمله همیشه مد نظرمان باشد وقتی از دنیا رفتیم بین خانواده و خویشاوندان یک خروار اختلافات به جا نمی گذاریم. حالا این دشمنی ها در صور گوناگون می تواند باشد. گاه این دشمنی ها در صور آشکار است که اگر در صور آشکار باشد خیلی خوبست که با هم حداقل حرف نمی زنند و آشکار است. بعضی اوقات در صور پنهان است. در ظاهر باهم خیلی خوب هستند ولی در باطن با هم دشمنند و این از خطر ناکترین دشمنی است که در صور پنهان است.

استاد: "همه مطالب را ما نمی دانیم ولی این مسائل اتفاقی هم نیستند بلکه همه آنها پایه و ریشه داردکه پایه هائی است که پس از مدتی مثل چوبی که موریانه خورده است ریزش می کند برای اینکه از ابتدا بر ستونهای سست بنا شده اند.ظلم بر انسان هرگز به پیروزی ختم نمی گردد، ما که می دانیم در جهان همه چیز فنا نا پذیر است، ظلم ننمودیم کسانیکه ظلم می کنند در آینده پایه های آنها در هم فرو خواهد ریخت و تک تک آنان به قهر الهی دچار خواهند شد."

ریشه های ظلم همیشه بر ستونهای محکمی پا بر جا نیستند. برای ایجاد دشمنی باید از خط عدالت خارج شد تا ایجاد دشمنی کند. وقتی عدالت هست اختلاف نظر و مشکلات هست اما دشمنی نیست. اما وقتی از خطوط عدالت خارج شد دشمنی ایجاد می شود. پس اینگونه ظلم بوجود می آید بر پایه ناجوانمردی و خارج شدن از عدالت.

در جهان همه چیز فنا نا پذیر است و از بین نمی رود فقط از شکلی به شکل دیگر تغییر می کند. کسانی که در این جهان دشمنی دارند در دنیای دیگر هم همینگونه هستند. چون دشمنی جزء خواسته های نفس است و نفس از بین نمی رود و خواسته های ما همیشه با نفس ماست و پس از انتقال به جهان دیگر تمام صفات و خواسته های ما با ما هستند. برای همین می گوئیم شخص معتاد اگر از دنیا برود در جهان دیگر هم معتاد است.

خداوند در کتاب می فرماید: برای مشکلاتی که برای شما پیش می آید می توانید قصاص کنید ولی خداوند بخشنده و مهربان است. یعنی اگر خدا بود می بخشید و اگر  صلح بر پا شود آن دشمنی از بین می رود ولی اگر با صلح از بین نرود تا ابد این دشمنی پا بر جاست.

استاد: آنچه هست نیست می شود و آنچه نیست باعث رنج ابدی. یعنی مادیات، جسم و چیزهائی که باعث دشمنی هستند اینها همه از بین می روند و روزی نیست می شوند و آنچه نیست باعث رنج ابدی شده است و مادیات از بین رفته یک رنج ابدی برای شخصی که از دنیا رفته باقی می گذارند.

استاد: ما در امواج بدنبال مروارید خالص می باشیم. انسان موجودی است موجی و ذره ای(طبق صحبتهای آقای امین). پس جسم ما ذره است و نفس ما موج.

استاد: امواج هر چه بالاتر روند مشکل است در آن همه تلاطم و آن مقدار کم از زمان آنرا به در آورد. منظور امواج انسانهائی که به آن مراحل پاکی رسیده اند و اطلاعات ناب و ارزشمند دارند ما در زمان کوتاه نمی توانیم به آن امواج دست پیدا کنیم.

استاد: نیستی در راه اله و هستی را هم او می دهد. اگر در راه خدا نیست شویم، هستی را خود خدا می دهد.

استاد: در گذشته بنگرید که از آن همه هستی هیچ نمی دانید و اثرات فقط به صورت خواب و خیال بر شما نمودار می شود. که منظور استاد از گذشته دو قسمت است 1- از کودکی تا به حال 2- از روز پیمان الست. یعنی ما از سوابق گذشته هیچ نمی دانیم، گاهی بصورت خواب و خیال بر ما پدیدار می شود.

استاد: در تلاش آن باشید که مرده ها را زنده نگه دارید. شما به بی جانها جان دهید و خواهید دید که فقط مسیح نبود که می توانست مرده ها را زنده کند.

استاد: از شکافتنها و از دل سنگ و غیرممکن ها سخن راندیم. بشکافید آنچه شکافتنی نیست . در دل سنگ بروید و ترکیبها را جدا نمائید. یعنی می گوئید امکان ندارد سرطان را درمان کرد. می گوئیم امکان دارد. امکان ندارد اعتیاد را درمان کرد می گوئیم امکان دارد. منظور از بی جان، تولید جان نمودن است یعنی دوباره احیا نمودن و یافتن مطالبی که فراموش نمودید و یا جا گذاشتن و ندیدن جسم بی جان را به آنچه مورد سازندگی قرار می گیرد نوعی زندگی کردن است و ارتباط شما نوعی دیگر از آن.

زنده کردن مردگان به دو منظور است یکی اینکه معجزه حضرت مسیح بود و زنده کردن شخص مرده در صور ظاهری و نوع دیگر آن همین مطالب بسیار زیاداست. افرادیکه در تفکرات منفی در حال نابودی اند اینها از مردگان بدترندو احیا کردن یعنی همینکه گاهی اوقات زنده کردن اینها سخت تر است یا مثل یکسری مصرف کنندگان که زندگی نباتی دارند، حتی از زندگی حیوانی هم پائینتر.وقتی اینها را به زندگی بر گردانیم یعنی زنده کردن مردگان و این مهمتر از زنده کردن به منظور نفس دادن است زیرا در نوع دوم فرد اگر شخص بی مصرف و بدی بوده، در این احیا باید تبدیل به فرد خوبی شود.

خداوند به همه انسانها قدرت زنده کردن از نوع دوم را داده است پس باید از این قدرت استفاده کنیم. مثال: می گویند بیسواد کور است وقتی ما بعنوان معلم به او سواد یاد می دهیم یعنی به او بینائی داده ایم.

استاد: قدرت کلام خود را در آنها بکار ببرید، برای اینکه قدرت کلام شما در آنها اثر داشته باشد باید بر مبنای درستی و راستی باشد. یعنی از حلقوم کفر سخن حق اثر نمی کند. ممکن است به صورت موقتی سخنی اثر کند اما اثر موقتی دارد و یک روزه اما اثر جاودانه ندارد. اما وقتی کلام بر مبنای درست باشد در ان سخن یک قوتی است که آن قوت روی انسانها اثر می گذارد.

استاد: ما خود هم در بیشتر موارد در می ماندیم و راه را بر خود مسدود می پنداشتیم اما آن نیروئی که ما را هدایت می کرد همه دربها را به یکباره بسته نمی نمود تا ما بتوانیم از قدرت فکر خودمان در راه آن اورا سخت استفاده کنیم. استاد می گوید ما خودمان هم بعضی اوقات در کارهایمان در  میمانیم یعنی جاده همیشه هموار نیست. وقتی انسان در مسیر زندگی حرکت میکند سختی و مشقت زیادی هست.

در قرآن داریم: { لقد خلقناالانسان فی کبد} یعنی انسان را در رنج آفریدیم،پس مشكلات متعددی وجود دارد. در همین امر زنده کردن و احیا کردن هم هزار مشكل وجود دارد. موقع خدمت کردن به دیگران، هم مسیر پر از مشكل است، و هم خودت مشكلات فراوان داری، که باید در دو جهت بجنگی و مشكلات را حل کنی.

استاد می گوید ما هم خودمان در مسیر نجات انسانها بعضی اوقات راه را بر خود مسدود می دیدیم، اما نیرویی که ما را هدایت می کرد، همه درها را به یکباره نمی بست. یعنی خداوند یک راه گریزی برای ما می گذاشت و این نکته مهم است یعنی " ایمان ".

و آن دری که باز بود ما باید از قدرت فکرمان استفاده می کردیم و در را پیدا می کردیم.

خداوند گر ز حکمت ببندد دری      ز رحمت گشاید در دیگری

استاد: ما در زمان خود نمی خواستیم کسی بر ما دینی داشته باشد، و این را فقط بین خود و پروردگار خود محفوظ نگاه داشته ایم. اما گاهی به جهت بعضی از مسایل مجبور بودیم در برابر آن عالم یکتا اشک بریزیم و ناتوانی خود را بیان نماییم.

گاهی اوقات ما هم درگیر می شدیم، دچار مشكلات می شدیم، و به درهای بسته بر می خوردیم و اشک می ریختیم که خدایا دری را برای ما باز کن.

پس خیال نکنیم زندگی مثل یک جاده آسفالت بدون فراز و نشیب است. در صورتی که در هر لحظه خطر در کمین است و ممکن است مشگلاتی از راه برسد و هر کدام از ما شاید دارای کوهی از مشگل باشیم، حتی بزرگان هم دارای مشكلات بودند و هستند.

شما فکر می کنید حضرت مسیح بدون مشكل بود؟ یا حضرت رسول بدون مشكل بود؟ ادیسون بدون مشكل بود؟ نیوتن بدون مشكل بود؟ همه مشكل داشتند و فکر نکنیم که مشكلات فقط از ماست.

استاد: زمان می گذرد اما بعضی اوقات یک لحظه آن از یک سال بیشتر است. باید از مسائل پیش بروید و این ابرهای تیره را بشکافید تا به نور برسید.

شکافتن ابر تیره هم کار سختی است اما ما دست از تلاش بر نمی داریم این را بدانیم هر وقت گفتیم بی خیال و دست از تلاش برداشتیم بدانیم شیطان در ما نفوذ پیدا می کند تلاش سخت است و استخوان شکن. اما باید برای هر لحظه آن تلاش کرد.

استاد: آنچه در دل شما می گذرد و می دانیم و می شنویم باید بگوئیم آنچه از زاد و ولد بد باشد با بدان می نشیند تا در آخر کار پرونده ای تیره و تار چون شب داشته باشد. لیل و نهار برای آنها تفاوتی ندارد پس در پی آن نباشید. کسی که بد و پلید باشد با بدان می نشیند امکان ندارد با خوبان بنشیند همان شجره طیبه و شجره خبیثه برای بعضی ها خوب و بد، شب و روز، مال حلال و حرام هیچ فرقی ندارد.

استاد: ما نتوانستیم چند تا را دریک صف منظم قرار بدهیم البته این واقعه امروز برای ما مضحک است زیرا به اندیشه امروز پی نبرده بودیم باید هم همین طور می شد تا برای رهائی از غل و زنجیر ها چاره ای می نمودیم در اینجا به این موضوع می رسیدیم ما مآمور به انجام وظایف قبلی و قلبی هستیم و رضایتی احساس می کردیم که شاید امروز به طور دیگری انجام می دهیم پیشبرد کارها در هر دو مرحله نیاز به فراموشی نیست که مانند مطالعه مطالب می باشد مانند حساب و کتاب.

مسئله دیگر که حائز اهمیت است دوستی از کتابی این جمله را گفت و برایم جالب بود. در زمانهای قدیم اسبها در جنگ نعل داشتند و نعل را با میخ به سم اسب می کوبیدند. میخ نعلی افتاد، وقتی میخ افتاد خود نعل افتاد، اسب افتاد، وقتی اسب افتاد، سوار کار افتاد بر زمین، سوار کار اسب فرمانده بوده وقتی او سقوط کرد لشکر سقوط کرد، وقتی لشکر سقوط کرد و کشور  به قتل و غارت رفت بنا براین می بینیم یک میخ نعل که اهمیتی ندارد وقتی افتاد چه اتفاقاتی پشت سرش افتاد.  برای همه ما زندگی همین طور است باید در زندگی همان میخ نعل است که مساله جزئی است ولی آن اتفاق نباید بیفتد. مهندس فرمودند من وقتی وارد جلسه می شوم همه به احترام استاد می ایستند و من نگاه می کنم می بینم مثلا دو نفر نشسته اند می گویم چرا نشسته اید شما هم بلند شوید زیرا این بلند نشدن و نشستن اینجا حکم همان میخ نعل را دارد و خیلی مسائل در زندگی برای ما همان حکم  میخ نعل را دارد.

همسفر آسیه از لژیون دوازدهم، لژیون خانم اعظم

خلاصه و نگارش متن:  همسفر سمیه و همسفر فهیمه   

 

 

مرتبط با: متن یا خلاصه سی دی های اموزشی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مجید ترک پور سه شنبه 9 آبان 1396 09:21
خدا قوت و خسته نباشید به هم سفر خانم آسیه و هم سفر خانم سمیه و هم سفر خانم فهیمه به خاطر نگارش سی دی رنج ابدی
خدا قوت خدمت کمک راهنمای گرامی خانم اعظم و رهجو های فعال این لژیون


مسافر مجید ت
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic