متن سی دی جان
یکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 13:14 | نویسنده این مطلب : مسافر : محسن | ( نظرات )

به نام خدا 

خلاصه سی دی جان

 انسان دارای چندین بٌعد است و چندین حرکت. انسان موجودی است که باید ورزش کنند.

 باید پیاده روی کند . باید دوست داشته باشد.  باید محبت و نشست و برخاست داشته باشد. 

استاد می پرسد : بحث گذشته پیرامون چه موضوعی بود.؟

 شاگرد: پیرامون "جان " و همینطور پیرامون موفقیت های ورزشی و موسیقی در کنگره  ۶۰

استاد : آری امیدوارم همه خوب باشند و توفیقات حاصله را به کل اعضا تبریک می گوییم.

  می‌دانید : که هر کدام از اینهایی که گفتیم تا کنون در روند ارتقاء هم یاری میرسانند خواه موسیقی باشد و یا ورزش و یا مسائلی که پیش می‌آید و در پالایش آنها کمک فراوان دارد.

 در مورد جان اساتید گذشته هر یک مطلبی گفته اند "مانند جان فلان شخص گرفته شد و یا جان فلان شخص بایستی گرفته شود

 بحث ما پیرامون جان است. آموزش هایی را که من میدهم راه ها همه  به رم ختم می شود و هر چه می گویم آخرش سر از کتاب آسمانی خودمان سر در می آورد البته اگر من از کتاب آسمانی استفاده می کنم نه این که می خواهم به شما آموزش دینی  یا مذهبی بدهم .اصلاً چنین قصد و غرض و نیتی ندارم، چون این کتاب آنقدر عظیم و بزرگ است که به تفکر انسان ها هنوز نمی رسد و ارزش و عظمت این کتاب را نمی دانند چون خیلی مجهولات ما در این کتاب است. اگر درکش کنیم . پاسخ خیلی سئوالات ما در این کتاب است .اصولا شناخت انسان در این کتاب است هنوز همه ما می دانیم که اکثر اختلالات روحی و روانی درمان ندارند . مثل:  دوشخصیتی بای پلار ، اسکیزوفرنی، جنون ، وسواس و ... اینها هیچ کدام درمان ندارند و باید تا آخر عمرشان دارو بخورند و بعد از دارو شوک الکتریکی و الی آخر، چرا درمان ندارند؟  چون به قسمت پنهان انسان توجهی نمی کنند، اگر به قسمت صورت پنهان انسان توجهی کنیم خیلی خیلی خوب می شود .

در قرون وسطی اینقدر مسائل معنویات بود و همش قدرت کلیسا بود  و اینقدر خرافات به این مسئله اضافه شده بود که  انسان ها یک مرتبه در مقابل این ایستادگی کردند و رنسانس پیش آمد و گفتند :ما هرچیزی را می پذیریم که دلیل و منطق داشته باشد . ببینیم یا استدلال کنیم. یا با چشم ببینیم و تشخیص بدهیم آن را می پذیریم و غیر از آن را نمی پذیریم . الان اکثر موضوعات ما بی پاسخ مانده و راهی برای حل آنها نداریم و این کتاب آسمانی آنقدر عظیم است،  که ما هنوز هیچ چیزی از آن نفهمیده ایم و اگر گفته شده این آخرین کتاب است ، علت این است که هنوز بعد از 1400 سال الف آن مجهول است به یک مرحله ای باید ما انسان ها برسیم تا بدانیم چی دارد می گوید و بستگی به پیشرفت ما و علوم ما و دانش ما برای ما روشن می شود . من نمی خواهم تبلیغات دینی کنم  .وقتی با این کتاب روبه‌رو می‌شویم اول می‌گوید "الف - لام - میم- " همین مجهول است و  باید پیداش کنیم . یک دانشمند مصری سال ۷۶ میلادی مشخص کرد که الف لام میم یک مضربی از عدد ۱۹ است که تمام کتاب بر مضرب ریاضی ۱۹ استوار است و خیلی مطالب راجع به این حروف مقطعه قرآن نوشته شده است . در قسمت بعدی نوشته شده.ذالک الکتاب . ذالک در عربی به معنی " آن " است  . هذه الکتاب یعنی این کتاب اینجا می‌گوید  " آن کتاب " راهنمایی است برای پرهیزکاران ،و بعد می‌گوید راهنمایی است یعنی هدایت کننده استچرا می گوید آن کتاب ؟ چرا نمی گوید این کتاب ؟ از این مسائل ما بسیار بسیار زیاد در این کتاب داریم که فعلا برای ما مجهول است از این نکات و مسائل که نگاه بکنی ما زیاد داریم که صور آشکار آن را فهمیدیم و قسمت مجهول آن را نفهمیدیم. بعد می گوید و همانا قرآن کریم در کتابی است پنهان . ما قرآن را هم کریم می گوییم و هم مجید . فرق آن در چیست ؟

من تصور می کنم که قرآن کریم اشاره به صور پنهان قرآن دارد و آن چیزی که می فهمیم قرآن مجید است ، این یکی از مسائلی است که ما به آن برخورد می کنیم چون ما به آن نیاز داریم ( نه به عنوان یک مسئله عبادی بلکه به عنوان شناخت خودمان ) . ما در درمان اعتیاد گفتیم جسم روان و جهان بینی. اگر جسم را درست کنیم و روان را هم درست کنیم جهان‌بینی را درست نکنیم ما به نتیجه نمی رسیم. وقتی به جهان بینی می رسیم باید روی چی کار کنیم ؟ شما به من بگویید وقتی می خواهم با شما جهان‌بینی کار کنم از روی نوشته های چه کسی کار کنم ؟

(غیر از عرفا که ریشه آن مسائل هم همان کتاب است) . از فرضیه هایی که امروز می گویند درست است چند وقت بعد می گویند غلط است ؟ ما هنوز برای ساختار یک انسان ،  انسان خیلی خوب شکافته شده رسیدیم به قسمتی که تکلیف همه چیز را تعیین می کند " ژن " . ژن یعنی نقشه اولیه جسم، یعنی جسم انسان از روی نقشه ژن تکثیر می‌شود .ژن یک نقشه است که از پدر و مادر به هر موجود منتقل می شود و جسم ساخته می‌شود. اگر پدر خانواده بیماری قند داشته باشد، ژن او به بچه هایش منتقل میشود. اگر بیماری قلبی داشته باش، اکثراً منتقل می شود ، سرطان منتقل می شود پس در قسمت بیماری ها معتقدند که ارثی است  ولی رفتار چگونه منتقل می شود ؟ اخلاق چگونه منتقل می شود؟ آیا اخلاق را هم ژن منتقل می کند ؟ رفتار را هم ژن منتقل می کند ؟

مثلا یکی خودکشی می کند تمام اعضای آن ژن نیز معمولا خودکشی می کنند؟ یا اگر کسی افسرده است بقیه اعضاء خانواده هم افسرده اند ؟ اگر یکی  اسکیزوفرونی است  اعضای آن خانواده هم اسکیزوفرنی هستند آیا این از طریق ژن منتقل میشود. یعنی اخلاق را منتقل میکنند ؟ رفتار را منتقل می کنند؟ ما می گوییم خیر ژن اخلاق و رفتار را منتقل نمی کند . ژن مواد مخدر درونی بدن یا بیوشیمی را تعیین می کند. چون اگر یک ژن دپامین آن بالاتر از حد مجاز باشد وارد مرحله اسکیزوفرنی می‌شود .یک ژن اگر دوپامین آن کم باشد شخص دچار پارکینسون می شود یک ژن اگر سروتونین آن کم باشد دچار افسردگی می شود. پس خود ژن نیست بلکه ژن یک ماده‌ای را به وجود می‌آورد که آن ماده باعث اختلالات دیگر میشود .یک چیزی هست که در فطرت ماست. آن چگونه تعیین می شود ؟ که یک سری افراد رفتار خاصی دارند و این ارتباطی به ژن ندارد حتی دو تا برادر از لحاظ ساختار فیزیکی با هم خیلی شباهت دارند و از نظر خیلی بیماری ها هم با هم مشترکند. مثل سرطان، قند، چربی، ولی می‌بینیم دو تا موجود کاملاً متفاوتند.  اختلاف رفتاری دو برادر یا دو خواهر حتی دوقلو ها خیلی زیاد است . این تفاوت به کجا مربوط است ؟ این مربوط به صور پنهان آنهاست چون صور پنهان چیزی بوده که از روز ازل بوده و وجود داشته است .

 

حال چرا ما روی این موضوعات تکیه می کنیم ؟ ما می خواهیم بگوییم ای انسان ما فقط جسم نیستیم . ما یک قضیه ای نیستیم که چند سال عمر کنیم و تمام بشود . ما می خواهیم بگوییم وقتی مردیم باز هم هستیم و مرگ پایان نیست . چون وقتی از این دیدگاه نگاه کنیم ما به زندگی به گونه ای دیگر نگاه می کنیم حرکت و کردار ما به گونه دیگری می شود . دیگر نمی گوییم چند صباحی می خواهیم عمر کنیم پس بگذار حال کنیم . ما باید بدانیم حتی اگر خودمان را بکشیم باز هستیم .این مسائل را ما برای بهتر شدن وضعیت خودمان مطرح می کنیم  

 اگر می گوییم حرکت باید در صراط مستقیم باشد برای این است که به آن آرامش برسیم برای اینکه درگیر نباشیم ما الان به آن بلوغ فکری رسیده‌ایم که می‌گوییم فقط وعده فقط بهشت جهنم نیست. بهشت و جهنم هست ولی مطالب دیگری هم هست. می دانیم که ما اگر از صراط مستقیم خارج شویم مشکل برای خودمان به وجود می آید .زندگی پر از استرس پر از ترس پر از کینه و پر از نفرت را برای خودمان درست می‌کنیم .

 اینجا استاد راجع به جان و توفیقات دیگه صحبت میکند .

 انسان موجودی است که باید دارای چندین بعد باشد و چندین حرکت بکند . انسان موجودی است که باید ورزش کندباید پیاده روی کند . جزء بعد لازمش می باشد . باید دوست داشته باشد.  باید محبت و نشست و برخاست داشته باشد. باید از صوت استفاده کند. موسیقی صوت است . صوت مخرب داریم صوت خوب هم داریم بنابراین ما نمی توانیم بگوییم موسیقی بد است چون صوت بد داریم صوت خوب هم داریم . نور خوب داریم نور بد هم داریم ما درکنگره نمی گوییم برای اینکه درمان شویم فقط کافیست نکشیم. افرادی که تصمیم می گیرند فقط نکشند می بینیم بعد از چندین سال هنوز در رنج و عذابند در صورتی که ما می دانیم همه چیز باید عوض شود .

در مورد جان اساتید گذشته هر یک مطلبی گفته اند مانند جان فلان شخص گرفته شد و یا جان فلان شخص بایستی گرفته شود .وقتی کسی مرد می گوییم جانش گرفته شد  این جان چیست ؟ باز می آییم در کتاب خودمان چون این اطلاعات در هیچ کتابی نیست و بعضی اوقات ما درکش نمی کنیم در کتاب ما می گوید که انسان از خاک خلق شد و جان از آتش مصموم یا شعله های رخشنده آتش . البته باید بدانیم که نور از آتش است باید حرارت باشد تا نور ایجاد شود . نور خورشید هم از آتش است چون خورشید حرارتش بالاست ودر آن فعل و انفعالات انجام می گیرد که باعث نور خورشید و فوتون ها می شود . جسم انسان از خاک است و آنجه در خاک است در جسم انسان هم هست مثلمنیزیم، کلسیم  ، پتاسیم ،  سدیم ، آهن ،  فسفر ،  قلع ، مس ، ید و همه در خاک است و در بدن ما هم هست. آیا فقط همین است انسان ؟ اگر انسان با مرگ از بین می رفت بله درست بود و انسان فقط همین جسم بود که با مرگ از بین می رفت  . ولی مسئله این است که این موضوع ادامه دارد. جسم از خاک است ولی جان از آنش است . اکثر علما معتقدند که جان یعنی اسم جمع جن ولی من یک دیدگاه دیگری دارم می گویم که قسمت پنهان انسان چه می شود ؟ نفس انسان از چی به وجود آمده ؟ نفس که نمی میرد . انسان وقتی مرد جسم تجزیه می شود و در خاک از بین می رود و معتقدیم که نفس تحویل گرفته می شود پس نفس از کجا بوجود ّآمده ، روح از چی بوجود آمده ؟ پس جان را نمی توانیم بگویی جمع اسم جن . انسان موجودی است شامل صور آشکار و صور پنهان . جسم است به اضافه یک چیزهای دیگر . آن چیزی که غیر از جسم از او باقی می ماند می شود جان. وقتی می گوییم فلانی را جانش را گرفتیم یعنی جسم را از بقیه قسمت های انسان جدا کردیم ولی جان به مفهوم جن نیست . درست است که هر دو از آتش هستند ولی چون اسم جمع جن می شود اجنه که با جان متفاوت هستند.

 یک تئوری ما باز داشتیم چون ما فقط از این کتاب می توانیم استفاده کنیم و این مسائل در هیچ کتاب دیگری نیست خیلی چیزها در کتاب هست که ما هنوز پیدا نکردیم چون به صورت تمثیل و قصه است و به صورت اشاراتی است که هر چه دانش ما بالاتر برود ما این مطالب را ذره ذره درک می کنیم .

یک جایی در کتاب می گوید : ما نگهبانانی برای شما گماردیم و جایی دیگر می‌گوید :دوتا فرشته یکی در سمت چپ و دیگری در سمت راست است و ما تئوری نفس واحده را ارائه کردیم که در کتاب ادموند و هلیا هست  .

 بعد می گوید " و نفس بما سواها وفالهمها وتقواها "

  وقتی انسان به مرحله نفس میانه رسید و به مرحله انسانی رسید الهام می‌شود فجور و الهام می شود تقوا که در نمایشنامه ادموند و هلیا مطرح کردم و در آن تئوری می گوید جسم می‌شود بلد لا اقسم و بهذا البلد قسم نمی خورم به شهر که تو در آن شهر حلول کرده ای و یکی از مفاهیم بلد و شهر می شود جسم یا شهر وجودی که مثل یک خانه است که در این خانه مالک اصلی خانه نفس است و نفس هم آن چیزی است که تعیین موجودیت می کند در ظاهر و در باطن . پس نفس مالک اصلی است و باز در کتاب می‌گوید که هنگام مرگ فرشتگان مرگ می آیند و نفس شما را تحویل می‌گیرند. پس آن چیزی که فرشتگان وحی تحویل می گیرند روح نیست نفس شما را تحویل می گیرند .آن نفس حقیقت وجودی ماست . آن فطرت ماست و آن چیزی است که از روز ازل شروع شده و دائم اطلاعات و دانش و فطرت خودش را تغییر می دهد. برای همین است که بعضی دوقلوها در ظاهر همه چیزشان یکی است ولی کاملا با هم متفاوتند . پس یک روح و یک جن و یک نفس در انسان دمیده شده و مثل یک ملک می ماند که انسان را به خوبی و صراط مستقیم ، علم ، دانش و خوبی هدایت می کند و القا می کند . جن هم به بدی و پلیدی هدایت می کند و نفس هم این وسط است و نفس  دو مشاور دارد که یکی به خوبی و یکی به بدی مشاوره می دهد .الهامات خوب به روح می رسد و القائات منفی به جن می رسد و این دو به نفس منتقل می کنند .

 

و آدمهایی که کارهای منفی انجام میدهند گوش به فرمان حرف جن هستند چون در نفس اماره هستند و آنهایی که گوش به فرمان روح می دهند گوش به فرمان روح هستند. باید بگوییم جسم بی جان یعنی بدون روح و روح که نباشد جن هم در آدمی نیست و نفس هم به گونه‌ای دیگر است و جان و همه اینها مکمل یکدیگرند و با هم مانند اعضای یک ارکستر می‌باشند یعنی روح و جن و نفس با هم البته ممکن است مسائل دیگری هم داشته باشیم ولی در قسمت جان حتما این سه هستند . وقتی می گوید خلق کردیم جان را اینها از آتش خلق شده اند نه از خاک . نفس از نار و جن هم از نار و روح از نور است . در سیستم تزکیه و پالایش این نار باید تبدیل به نور شود .

در حقیقت جان همانند آرشه و یالون است. ویالون یک آرشه دارد که روی سیم های ویالون کشیده می شود . اگر ویالون به تنهایی باشد هیچ صدایی در نمی آید و آرشه هم تنها باشد باز هیچ صدایی در نمی آید . تا موقعی که جان هست در وجود انسان این ویالون می زند و موقعی که ویالون از آرشه جدا شد سیستم کاملا قطع می شود

باید بگوییم جسم بی جان یعنی بدون روح و روح که نباشد جن هم در آن نیست و نفس هم به گونه ای دیگر  .

اینها مکمل یکدیگرند و همدیگر را کامل می کنند . درست است که جن به منفی تشویق می کند ولی اگر شما عمل کنید ضربه می خورید و آموزش می بینید . پس جان یعنی روح به اضافه نفس به اضافه جن و چیزهای دیگر .

 همکار عزیز در جهان بایستی همه مسائل طبق قانون و اصول و داده های خداوند کامل شود و اگر داده ها ناقص باشند مشکلات زیادی پدید می‌آورد . همه باید طبق قانون هستی و خداوند باشد . اگر داده ها و اطلاعاتی که به ما داده می شود ناقص باشد ما به مشکل بر می خوریم اگر جنی که با ما هست خیلی خیلی منفی شده باشد و نفس ما ضعیف شده باشد ما به مشکل بر می خوریم . بشر با تفکر و اندیشه و تحقیقات خود می‌تواند نقص ها را کامل کند. که گفتیم درد و رنج بشر از نادانی بشر نیست از دانش های کشف نشده بشر است . امروزه تحقیقات در جهت کشف نیست . مثلا در مورد سرطان تنها کاری که می کنند غده و تومور را بر می دارند و این را خود می دانید که چه اتفاقی می افتد . ولی اینکه منشاء این غده از کجاست و یا چه چیزی باعث شده این غده به وجود بیاید باید تحقیق شود تا مشخص شود . اگر تحقیقاتی هم باشد فقط در جهت برداشتن و از بردن غده است . امروزه بیش از 150 بیماری روان تنی داریم ولی راهی برای درمان آن نداریم چون صور پنهان آن را قبول نداریم . شاید برای تحقیقات سالهای سال طول بکشد مانند همین درمان اعتیاد که ما الان یک راه اصلی و اصولی پیدا کرده ایم . برای درمان اعتیاد اطلاعات بشر تقریباً یک چیزی نزدیک به صفر است شاید متخصصین یا مردم بیرون قبول نداشته باشند ولی شماها که روش های دیگر را آزمایش کردید و آزمودید و به درمان رسیدید می دانید اطلاعات بشر در مورد درمان اعتیاد قبل از متدDST   تقریبا صفر بود هیچ روش یا متدی نبود و تمام روش‌های دیگر این است که فقط  مصرف نکنند یا اگر پایش درد می کند یک قرص بدهیم تا دردش کم شود یا اگر نمی تواند بخوابد یک قرص بدهیم تا به خواب برود  ولی نمی دانند آخرش به کجا می‌رسد. در این قسمت داروها داده می شود ولی پس گرفتن آن کار مشکلی است چون بلد نیستیم . شاید چاره‌ای نبود که سالها طول بکشد مانند همین درمان اعتیاد.

 و برای پیدا و کشف کردن مشکل و چیزهای دیگر سال‌های سال طول می کشد . در مطالب دیگر نیز به شما کمک شده یعنی در بعضی از بیماری‌ها به شما کمک شده این پروسه درمان خیلی راه دارد که به بسیاری از بیماری ها یاری برساند در کارهای تحقیقاتی به ما کمک شد با القائات و دیدن، و رویت کردن، یک مرتبه به یک مرحله‌ای رسیدیم ( مخصوصا من ) که وقتی داشتیم اعتیاد را درمان می کردیم با گروه کثیری مواجه شدیم .

الان ۱۱ هزار نفر روی شربت اوتی هستند و اینها همه وقتی می خواهند دارو را قطع کنند باید به من مراجعه کنند و هیچ کدام از این این حدود 11 هزار نفر اجازه ندارند دارویشان را قطع کنند مگر با دستور من . الان هر هفته حدو 70 یا 80 نفر به  قطع مواد می رسند و من با آنها صحبت می کنم از بیماریهای دیگر آنها سوال می کنم و از اینجا فهمیدیم که منشا بیماری‌ها همان تئوری ایکس است و فرضیه ایکس ارائه شد و صورت مسئله خیلی از این بیماریها مشخص شد و می‌تواند به درمان برسد .

 با تئوری ایکس مشخص شد که منشا آن کجاست که باز منشاء آن به صور پنهان انسان برمی گردد به تفکر و اندیشه انسان . انسانی میتواند دچار این گرفتاریها نشود که درست هدایت شده باشد و در صراط مستقیم باشد و این تئوری راه بسیاری از بیماریها را باز می کند . گاهی اوقات عجین شدن نیروهای منفی ماورایی با جسم که مربوط به گذشته انسانها ممکن است باشد سبب کامل نشدن میشود گاهی اوقات انسان گرفتار گذشته های خود است و با نیروهایی عجین شده که این نیرو ها نمی گذارند،بشر کامل شود. و بارها و بارها گفته ام که وارد این مراحل نباید بشویم .

 پس بنابراین نتیجه می‌گیریم که اگر ما راجع به این کتاب صحبت و یا اشاره می‌کنیم و به شما می گوییم که در صراط مستقیم حرکت کنید بی به این خاطر این است که شناخت و آگاهی شما بیشتر شود .

 و من در مورد شما در ظرف این بیست سال حداقل 3 کار را انجام داده‌ام :

1-      ارائه روش DST با داروی OT برای درمان اعتیاد

2-     ارائه روش DST برای درمان نیکوتین

3-      عصاره سیبی بود بنامDSAP  که فرایند تولید آن یکسال طول می کشد و مشکل یبوست را حل می کند 

تهیه متن سی دی : مسافر امید 

تایپ:مسافر محسن

 


مرتبط با: متن یا خلاصه سی دی های اموزشی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
دوشنبه 8 آبان 1396 11:06
باسلام وخدا قوت بسیار عالی ومفید با سپاس فراوان
مجید ترک پور یکشنبه 7 آبان 1396 22:30
ماشالله ...
خسته نباشید به مسافر محسن و مسافر امید
بسیار عالی

مسافر مجید. ت
همسفر زهره ت یکشنبه 7 آبان 1396 20:42
با تشکر از زحمات مسافر امید و مسافر محسن.
عالی بود.
همسفر شهلا یکشنبه 7 آبان 1396 16:14
سلام خدا قوت بسیار عالی بود ممنون از نویسنده محترم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic