مشارکت های مکتوب همسفران
پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت 09:06 | نویسنده این مطلب : همسفر رویا | ( نظرات )

به نام خداوند زیباییها

مشارکت های مکتوب لژیون نهم همسفران؛ لژیون کمک راهنما همسفر فاطمه

در باب دستور جلسه هفتگی : وادی دوم و تأثیر آن روی من

فردی با یک مشکل روبر می شود و می گوید دیگر آخر دنیاست و ناامید می شود و فردی با هزاران هزار مشکل روبرو می شود و می گوید باز هم امید هست و قدم های خود را استوارتر بر می دارد . به قول آقای مهندس : قطره ای آب روی مورچه افتاده گفت دنیا را آب برد..... امیدوارم با یک قطره آب تصور نکنیم سیل آمده ...

 

سلام دوستان پری هستم یک همسفر                    

وادی دوم خیلی روی من تاثیرداشته است٬ خداوند انسان را در یک دو راهی قرار می دهد یکی تاریکی یکی روشنایی . انسان زمانی مفهوم روشنایی را درک می کند که تاریکی را تجربه کرده باشد. انسان موجود باارزشی است این موجود باارزش اگر در مسیر تاریکی ها قدم بردارد٬ مقصر خودش است. انسان اگر دچار پوچی و بیهودگی گردد به نابودی  می رسد. اگر از ناامیدی، ترس و جهالت دوری کنیم از پوچی خارج می شویم.

باید اذن صادر شود تا همه به رهایی برسند تا اذن صادر نشود حتی برگی از درخت نمی افتد هر یک از ما که اینجا هستیم٬ اذن خداوند برایمان صادر شده است. وجود ما در این مکان تصادفی نیست حالا که اینجا آمدیم بایستی تلاش نمائیم تا بهره داشته باشیم و این میسر نیست الا با گوش کردن دقیق و عمل کردن به حرفهای راهنما.

همه ما به آموزشهای کنگره نیاز داریم تا به رهایی و درمان برسیم و باید بداینم که در این راه تنها و بدون پشتیبان نیستیم و باید بدانیم که خداوند به ما یاری می هد و در کنگره تا زمانی که مسئولیت کارهایمان را خودمان بر عهده نگیریم هیچ کس نمی تواند به ما کمک کند بنابراین مسئولیت کارهایمان برعهده خودمان است.

سلام دوستان ژیلا هستم یک همسفر

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم .

من در مورد خودم میگویم که واقعا تا قبل از اینکه این وادی را بخوانم همیشه فکر می کردم که من چرا به دنیا آمدم من به هیچ دردی نمی خورم و هیچ کاری از دستم بر نمی آید حتی کوچکترین کارها مثل مشارکت کردن، نوشتن سی دی ها و... ولی با خواندن این وادی تغییر را در خودم احساس می کنم.

 سلام دوستان ناهید هستم یک همسفر  

اگر به تمام هستی نگاه کنیم خواهیم دید امکان ندارد چیزی پیدا کنیم که به جهت بیهودگی پا به هستی گذاشته باشد اگر هم به مطالب و چیزهایی برسیم که تصور کنیم بیهوده پا به هستی گذاشته باز هم باید مطمئن باشیم که این تصور و پندار نادرست ماست که نتوانسته ایم به هسته درونی و فلسفه وجودی آن چیزها پی ببریم.

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر

من قبل از کنگره گاهی اوقات فکر می کردم که چرا من به این دنیا آمده ام و آمدنم به این دنیا بیهوده بوده است ولی با ورود به کنگره و خواندن این وادی فهمیدم هیچ چیزی حتی یک حشره کوچک بیهوده به این دنیا نیامده است و هر کدام از ما برای هدفی پا به این دنیای خاکی نهاده ایم و تنها چیزی که ما را از سایر موجودات متمایز می کند فقط اختیار است و بر اساس همین وجه تمایز وظیفه انسان سنگین تر از دیگر موجودات است. دراین وادی فهمیدم که انسان باید  تاریکی ها را تجربه کند و از گذرگاه سخت عبور کند تا به روشنایی ها پی ببرد و اگر انسان از این گذرگاه سخت عبور کند آنگاه انسانی کار آزموده و رها خواهد بود.

این وادی به  ما می آموزد که ناامید نشویم و در جهت راه مستقیم حرکت کنیم و با دوری از ضد ارزش ها می توانیم خودمان را تزکیه و پالایش کنیم و در آخر انسان باید به خودش توجه کند و برای تک تک سلول هایش از خداوند سپاسگزار باشد.

سلام دوستان اکرم هستم یک همسفر

قبل از اینکه با کنگره آشنا شوم زندگی پر آشوبی داشتم و به خاطر اتفاقاتی که در زندگی ام به وجود می آمد امیدم را از دست داده بودم حال خراب من از مصرف مواد مخدر پدرم شروع شد که زندگی خودش و خانواده اش را به آتش کشید. چند سالی با این آتش ویرانگر سروکله زدیم و من با اتفاق و کابوس های زیادی مواجه شدم همیشه امید داشتم که یک روزی از دست پدرم راحت می شوم و متاسفانه پدرم برای همیشه رفت. بعد از رفتن پدرم خوشحال شدم چون فکر می کردم این آتش برای همیشه از خانه ما بیرون می رود. ولی چند ماه بعد متوجه شدم که برادرم در دام اعتیاد افتاده و این اتفاق باعث شد که حال من خراب تر شود و احساس پوچی و ناامیدی کنم.

 من با افکار های خراب زندگی می کردم به جایی رسیدم که از خود سوال می کردم که چرا به دنیا آمده ام ؟ به چه دردی می خورم؟ و خیلی سوال های دیگر. حتی بعضی وقتها فکر خودکشی به سرم می زد. چند سالی با این افکار سروکله می زدم در کنار این مشکلات بعضی اوقات نور امید در من بوجود می آمد. همیشه از خدا می خواستم بهترین راه را جلوی پای من بگذارد و خدا را شکر که دعاهای من مستجاب شد و من با کنگره آشنا شدم و توانستم نور امید را در خودم تقویت کنم. در کنگره یاد گرفتم که مشکلات همیشه هست و من باید با افکار مثبت از پل مشکلات رد شوم و فهمیدم در هر در بسته ای کلیدی هست و باید تلاش کنم و کلید را پیدا کنم.

سلام دوستان سمانه هستم یک همسفر

برداشت من از این وادی این هست که خداوند انسان را در دو راهی قرا ر میدهد که یکی از این راه ها تاریکی و دیگری روشنایی است. انسان زمانی می تواند معنی و مفهوم روشنایی را درک کند که از مرحله تاریکی عبور کرده باشد و من در کنگره  با تمام سلول های بدنم حس کردم . انسان وقتی وارد مرحله ناامیدی و پوچی می  شود باید بداند مقصر اطرافیان نیستند ما همه برای کاری قدم به این حیات گذاشته ایم و هیچ کدام از ما بیهوده نیستیم . فردی با یک مشکل روبر می شود و می گوید دیگر آخر دنیاست و ناامید می شود و فردی با هزاران هزار مشکل روبرو می شود و می گوید باز هم امید هست و قدم های خود را استوارتر بر می دارد . به قول آقای مهندس : قطره ای آب روی مورچه افتاده گفت دنیا را آب برد..... امیدوارم با یک قطره آب تصور نکنیم سیل آمده ...

با احترام؛ اعضای لژیون نهم

تایپ: همسفر رویا 

 

مرتبط با: مشارکت های مکتوب،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مجید ترک پور جمعه 5 آبان 1396 22:21
ماشالله به هم سفران لژیون نهم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic