گزارش عملکرد لژیون چهارم، کمک راهنما همسفر آزاده رحمانیان
یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 18:12 | نویسنده این مطلب : همسفر: سارا | ( نظرات )
 
به نام نامی عاشق که اوست

عملكرد لژیون چهارم همسفران؛ كمك راهنما همسفر آزاده رحمانیان

موضوع: سی دی موانع محبت


محبت درجه خلوص دارد و هر چه خالص تر باشد عمق بیشتری خواهد داشت، در واقع باید بفهمیم محبت ما در چه درجه ای قرار دارد، محبت از چه جنسی است و هر چه خالص تر و پاک تر باشد و از مالکیت به دور باشد عمیق تر خواهد بود....

ابتدا راهنمای محترم خدا را سپاس گفتند که بار دیگر در جمع همسفران قرار گرفتند.جلسه با مشارکت همسفران در باب دستور جلسه هفتگی سیستم ایکس آغاز شد. بعد از مشارکت همسفر مریم و همسفر مهتاب راهنمای محترم در تکمیل مشارکت همسفران عزیز این نکته را یادآور شدند که سیستم انسان به نحوی طراحی شده که زمانی که در مرحله ای متوقف شود انسان از تعادل خارج می شود به این معنا که همیشه انسان باید در حال آموزش دیدن باشد و اگر در طول این آموزش لحظه ای درنگ کرد و وقفه ای در بین آن ایجاد شد انسان مجددا پای در مرحله راکد شدن و متوقف شدن می‌گذارد و از تعادل خارج خواهد شد، پس بنابراین زندگی ما انسانها باید هدفمند باشد، هدف‌های کوتاه‌مدت در زندگی می‌تواند کمک زیادی به ما کند. برای مثال اگر ما قصد بر این داریم که در تاریخ مشخص در هر زمینه ای آموزش ببینیم ( نقاشی، طراحی، خیاطی و یا خواندن یک کتاب به طور کامل)، حتما نیت و قصد خود را عملی کرده و کار را نیمه کاره رها نکنیم و این در زندگی بسیار تاثیرگذار خواهد بود، علاوه بر این ما نباید از تغذیه و ورزش خود غافل شویم، به وضعیت تغذیه خود بیشتر رسیدگی کنیم و به اندازه خرید کنیم که مجبور نباشیم غذای در یخچال مانده که تمام خاصیت خود را از دست داده مصرف کنیم. علاوه بر تغذیه اگر بتوانیم ورزشی برای خود در نظر بگیریم که روزانه وقتی را به آن بپردازیم در سلامت جسم و روان و به تعادل رسیدن سیستم ایکسمان کمک به سزایی کرده ایم. زمانی که وقتی را برای خود در نظر بگیریم و به خودمان بپردازیم دیگر مشکلاتی که ممکن است در مواقعی که از جهت بیکاری برای خود و مسافرمان بوجود آوریم را به حداقل می‌رسانیم...

اکنون می پردازیم به مبحث موانع محبت و اینگونه آغاز می کنیم که هر چیزی را باید با ضدش بشناسیم، تا تاریکی نباشد معنای روشنایی را نخواهیم فهمید، تا غم نباشد لذت شادی را احساس نخواهیم کرد و این قضیه در مورد محبت هم صدق می کند. در واقع زمانی که موانعی به وجود می‌آید که ما از محبت کردن به یکدیگر غافل شویم اگر آن موانع را بشناسیم معنای محبت را لمس خواهیم کرد.

 محبت درجه خلوص دارد و هر چه خالص تر باشد عمق بیشتری خواهد داشت، در واقع باید بفهمیم محبت ما در چه درجه ای قرار دارد، محبت از چه جنسی است و هر چه خالص تر و پاک تر باشد و از مالکیت به دور باشد عمیق تر خواهد بود.

راهنمای عزیز سوالی را مطرح می کنند:

- زمانی که انسان بخواهد فقط مالک چیزی باشد چه اتفاقی می افتد؟؟؟

همسفران عزیز در پاسخ به این نکته اشاره می کنند زمانی که یک پسر یا دختر عاشق شخصی می شود و خود را به آب و آتش می‌زند تا با آن ازدواج کند و برای به دست آوردن آن شخص تن به هر کار و هر خواسته ای می دهد اما این علاقه و کشش بعد از به هم رسیدن متوقف می‌شود و این مفهوم را می رساند که اگر ما بخواهیم مالک چیزی باشیم چه مالک انسان یا مالک شئ، زمان به دست آوردن آن جذابیتش را از دست می دهد و علاقه به مرحله ثابت ماندن و توقف کردن خواهد رسید.

- لازم است بدانیم عدم قطعیت و مالکیت به چه معناست؟؟؟

همسفر بیتا: وقتی مالکیت به شئ  به صد درصد می رسد محبت به صفر میرسد و بالعکس. برای مثال مادری که به شدت به پسر خود علاقه و محبت نشان می‌دهد و بخواهد برای تقسیم نکردن پسرش با عروس خود زندگی را به کامشان تلخ کند یا سنگ جلوی پایشان بیندازد نشانگر این است که حس مالکیت در او پدیدار شده و باعث شده چنین رفتارهایی از خود نشان دهند.

 ما نباید به چیزی احساس مالکیت داشته باشیم به این علت که ما آن را خلق نکرده ایم ما سازنده و به وجود آورنده آن نیستیم که بخواهیم خود را مالک آن بدانیم حتی نسبت به فرزند خودمان هم نباید احساس مالکیت داشته باشیم زیرا مالک حقیقی خداوند است.

 همسر مهتاب عزیز در این باب سوالی را عنوان می کنند

 من انسانی هستم که مدام به وضعیت جسمی و ظاهری و سلامتی خود رسیدگی کرده و برای خود در این موارد وقت زیادی می گذارم آیا این احساس من نسبت به خودم نشانه حس مالکیت است یا خیر؟؟

راهنمای عزیز در پاسخ فرمودند: دوست داشتن خود حس طبیعی است و انسان باید خود را دوست داشته باشد تا بتواند دیگران را هم دوست داشته باشد اما اگر این دوست داشتن از مرحله ای خارج شود و فراتر رود و بخواهیم دیگران را فدای خود کنیم وارد مرحله خودخواهی و خودپرستی خواهیم شد.

 احساس مالکیت وابسته به نیاز داشتن به تایید شدن و احترام از دیگران است در واقع انسانی که تمام تلاش خود را می‌کند که مالک چیزی شود، برای مثال اگر خانه بزرگ یا ماشین گران قیمتی خریداری می کند که صرفا به جهت علاقه و نیازش نباشد و قصد و نیتش از این کار این بوده که به واسطه آن برای خود از دیگران تایید و احترام خریداری کند. این قضیه حتی در مورد تحصیلات هم صدق می‌کند هستند کسانی که وقت و پول خود را صرف این کرده اند تا مدرک تحصیل بالایی به دست بیاورند نه به قصد بالا رفتن معلومات علمشان بلکه صرفا جهت کسب احترام و تایید دیگران.

 متاسفانه شاهد بسیاری از انسان ها هستیم که حاضر هستند به خاطر این احترام و تایید از جانب دیگران زیر بار قرض و بدهی بروند، وام های سنگین پرداخت کنند اما ماشین گران قیمتی سوار شوند که دیگران تایید شان کنند.

 مثلث عشق تشکیل شده است از جاذبه، حس و سایه ها. سایه ها به طرفین این عشق گفته می‌شود و حس همان احساسی است که بین دو طرف به وجود آمده و جاذبه همان چیزی است که آنها را به سمت یکدیگر جذب می کند که می تواند همان نقاط مشترک بین آنها باشد. چیزی که در مالکیت و عشق مشترک است چیزی نیست جز جاذبه. و این جاذبه همیشه انسان ها را فریب می دهد برای مثال ما شخصی را می بینیم و به سمت او جذب می‌شویم، فکر می‌کنیم که عاشق این شخص هستیم و زمانی که آن را به دست آوردیم متوجه می‌شویم که آن جاذبه از بین رفته و به عبارتی علاقه و عشق در میان نبوده و این چیزی نبوده است جز حس مالکیت...

راهنمای عزیز مطرح کننده این سوال هستند که:

- اگر جاذبه ای که به واسطه تایید و احترام است زیاد شود چه اتفاقی می افتد؟؟؟

 همسفران پاسخ را تراکم انرژی بیان می کنند. به این صورت که زمانی که تراکم انرژی زیاد شود ما خودمان را به آب و آتیش میزنیم تا به آن چیزی که می خواهیم برسیم، برای مثال برای خرید چیزی که ارزش ۱۰۰ تومان دارد ۵۰۰ تومان پرداخت می کنیم. جاذبه و تراکم انرژی در صور پنهان باعث می شود انسان برای به دست آوردن چیزی بهایی بیشتر از ارزش آن را پرداخت کند. به دنبال مالکیت ،تایید شدن و احترام به توقع داشتن می‌رسیم و در این مورد اشاره می‌کنیم به مثال جناب آقای امین که وقتی می خواستند رانندگی یاد بگیرند از نزدیکان توقع داشتند ماشین خود را در اختیارشان قرار دهند و زمانی که با مخالفت آنها رو به رو می‌شدند ناراحت می شدند و به خود می گفتند اگر من جای آنها بودم این کار را می‌کردم و بعدها متوجه شدند که ما نباید خود را جای دیگران بگذاریم و دیگران را در جای خود قرار دهیم.

 وقتی توقع داریم کسی کاری برای ما انجام دهد، اگر بگوییم، حالمان ناجور می‌شود و اگر نگوییم هم حالمان خراب می شود، ناخودآگاه کلاممان زهرآگین می شود و با زخم صحبت می کنیم و نقطه ضعف های طرف را به رخش می کشیم. وقتی نگوییم باعث تجمع حس های منفی می شود و تجمع  حس های منفی موضوع بسیار حائز اهمیتی است زیرا همانند اعتیاد که انسان اگر در این حلقه درمان نشود آن را با خود به حلقه بعد هم می برد. حس منفی هم به همین صورت است پس ما باید حس های منفی درون خود  را حل کنیم و کم کردن توقع از دیگران راه حل این مشکل است. لازم به ذکر است بدانیم توقع از ناتوانی انسان به وجود می آید انسانی که ناتوان است از دیگران توقع دارد.

 همسفر الهام خصلت توقع داشتن را در مورد خود بازگو می‌کند که در روزهای آمدن به کنگره از مادرشان توقع دارند که فرزندشان را نگه دارند ولی گاهی اوقات با مخالفت مادرشان روبرو می شوند و از این مسئله بسیار ناراحت می شوند...

 راهنمای عزیز به این همسفر پاسخ می‌دهند که ما نباید از دیگران و از مادر خود توقع داشته باشیم زیرا از شرایط زندگی و مشکلات دیگران چیزی نمی‌دانیم ممکن است نتوانند با پذیرفتن درخواست شما به کارهای خود رسیدگی کنند... و یا اگر هر علت دیگری وجود داشته باشد نباید باعث دلخوری ما شود بهترین راه حل  برای شما این است که با برنامه ریزی مشخص و یا با به همراه آوردن فرزندتان به کنگره این مسئله را حل کنید...

 راهنمای عزیز  مبحث را با سوالی دیگر ادامه می دهند:

- هرجا نتوانستیم به محبت برسیم ریشه کار در کجاست؟؟؟

 همسفران پاسخ را ناتوانی بیان می‌کنند محبت واقعی این است که انسانها را همانگونه که هستند دوست داشته باشیم وقتی ناتوانی را به توانایی تبدیل کنیم نیروهایمان را متمرکز می کنیم و با اینکار توقع از بین می‌رود و با از بین رفتن توقع نیاز به تایید شدن و احترام از بین خواهد رفت و به دنبال آن مالکیت هم از بین می‌رود و آن زمان است که محبت ظاهر می شود...

 نکته بسیار جالب این است که انسان تا وقتی این حس ها را درون خودش نمی شناسند، موقعی که حس بدی برایش به وجود می‌آید تمام تمرکزش روی بیرون از خودش است... روی بچگی ،پدر، مادر و صدها مجهول و مقصر پیدا می کند و فقط و فقط به یک دلیل و آن اینکه انسان هیچ وقت به ناتوانی خود پی نبرده و نپذیرفته است. وقتی انسان ناتوانی اش را بپذیرد تمام این مجهولات و سوالات حل خواهد شد و می فهمد مقصر خودش است و ناتوانی خودش.

 انسان ها در مقابل موفقیت دیگران به دو دسته تقسیم می شوند:

1) گروهی از توقف دیگران خوشحال می شوند.

2) گروهی که از توقف دیگران ناراحت می شوند.

 اینکه ما جزء کدام دسته از این افراد باشیم به نفس ما مربوط می‌شود که در چه مرحله ای قرار داشته باشد، اگر از توقف و مشکلات دیگران ناراحت می‌شویم نشان از محبت است اما وقتی از برتری دیگران ناراحت می‌شویم ریشه در مالکیت دارد، چیزهایی را که میخواهیم از ما گرفته می شود باعث می شود حس خشم، ترس و ناامیدی به ما دست بدهد، حال اگر بتوانیم این سه حس را مهار کنیم آمادگی به دست آوردن را پیدا کردیم، در واقع اگر بتوانیم ناراحتی خود را مهار کنیم کم کم این سه حس  درون ما کم شده و از موفقیت دیگران خوشحال می شویم و این کار نیازمند زمان خاص خودش است و باید اتفاقات زیادی درون ما بیفتد  که به این مرحله برسیم. کار بسیار سختی است ولی ارزشش را دارد ولی در نهایت پاداش بزرگی خواهیم گرفت و آن هم این است که دیگر انسان‌ها را واقعا دوست داریم و این بالاترین ثروت است. وقتی به این مرحله برسیم دیگر هیچ انسانی از ما متنفر نخواهد بود و ذره ذره تبدیل به شخصی خواهیم شد کمتر در کارش شکست می خورد و شکست از ناتوانی خود انسان است و اگر انسان ناتوانی اش را برطرف کند تبدیل به فردی شکست ناپذیر  خواهد شد....

گزیده ای از مشارکت همسفران در مورد سی دی رود

همسفر الهام: با وجود اینکه همه چیز به عهده خودمان گذاشته ایم در تقاطع مسیر ، خطر همیشه در کمین است اتفاقاتی که برایمان می افتد روی ما اثر می گذارد. گاهی تلاش می‌کنیم اما نتیجه ندارد و این تقدیر الهی است و باید همیشه به حرکت ادامه بدهیم و بگوییم از ما حرکت و از خدا برکت.

همسفر مریم: وقتی وارد کنگره می شویم برای درمان و رفتار و کردارمان تفکر و تعمق می کنیم همانطور که وادی اول تفکر است، پی می بریم که با تفکر ساختارها آغاز می شود و پی می‌بریم در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. می آموزیم که با نادان سخن نگوییم. گاهی اوقات موانعی بر سر راه ما قرار میگیرد نگران آن نباشیم چرا که اینها حکمت خداوند است باید در مسیر زندگی مان از زندگی مان مراقبت کنیم.

همسفر سمیه: محکم و استوار بودن انسان به حرف نیست. مثل اینکه من امروز تصمیم بگیرم قهرمان شوم این امکان پذیر نیست و باید یک پروسه طی شود تا ذره ذره به آن قدرت رسید.

همسفر زهرا: ما انسانهایی هستیم که هر اتفاقی برای ما می افتد می گوییم تقدیر این بوده و ما از خود اراده نداریم و این خواست خداوند بوده است اما هر اتفاقی که می‌افتد حتما باید این سه ضلع باشد خواست، تقدیر و فرمان الهی. خواست امروز، تقدیر فرداست....

همسفر زهرا- ک: قدر نیروهای مان را بدانیم و بیهوده خرج نکنیم نیروها مانند پول هایمان هستند و باید آنها را جایی خرج کنیم که ارزشش را داشته باشد.

جلسه را با چند بیت شعر زیبا به پایان رساندیم..

 

یاد من باشد فردا دم صبح

جور دیگر باشم، بد نگویم به هوا، آب، زمین

مهربان باشم با مردم شهر

و فراموش کنم هر چه گذشت

خانه دل بتکانم از غم 

و به دستمالی از جنس گذشت

بزدایم دیگر، تار کدورت از دل

مشت را باز کنم تا که دستی گردد

و به لبخندی خوش دست در دست زمان بگذارم

 

یاد من باشد فردا دم صبح

به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم

و به انگشت نخی خواهم بست

تا فراموش، نگردد فردا...

زندگی شیرین است، زندگی باید کرد...

گرچه دیر است ولی

کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید

به سلامت ز سفر برگردد...

بذر امید بکارم، در دل

لحظه را در یابم

من به بازار محبت بروم فردا صبح

مهربانی خودم، عرضه کنم...

یک بغل عشق از آنجا بخرم

 

یاد من باشد فردا حتما

به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم...

بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در

چشم بر کوچه بدوزم با شوق

تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود

و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست...

یاد من باشد

باز اگر فردا، غفلت کردم

آخرین لحظه ی از فردا شب ،

من به خود باز بگویم 

این را

مهربان باشم با مردم شهر

و فراموش کنم هر چه گذشت...

با احترام لژیون چهارم 

منبع: وب لژیون کمک راهنمای محترم همسفر آزاده

تایپ: همسفر مریم

 

مرتبط با: گزارش لژیون های آموزشی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر زهرا شنبه 29 مهر 1396 08:10
خداقوت مریم عزیز و خانم آزاده عزیز.مطالب بسیار آموزنده و جامعی بود لذت بردم.
همسفر زهرا شنبه 29 مهر 1396 08:10
خداقوت مریم عزیز و خانم آزاده عزیز.مطالب بسیار آموزنده و جامعی بود لذت بردم.
همسفر بیتا جمعه 28 مهر 1396 09:23
بسیار زیبا و جامع و کامل بود.خداقوت مریم عزیز و خانم آزاده عزیز
همسفر سارا پنجشنبه 27 مهر 1396 10:03
بسیار عالی بود
خداقوت و سپاس از خانم آزاده عزیز و مریم عزیز
شاد و پیروزباشید..
همسفرزهرا.ر سه شنبه 25 مهر 1396 22:33
سلام وعرض ادب وخسته نباشید خدمت خانم آزاده عزیزومریم جون مطالب مثل همیشه عالی بود تشکر⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
اکرم ق سه شنبه 25 مهر 1396 18:12
عرص ادب وخداقوت خدمت خانم آزاده وهمسفران عزیز بسیار لذت بردم خیلی جامع وکامل بود
همسفر مرضیه دوشنبه 24 مهر 1396 21:57
سپاسگزارم از شما خانم آزاده عزیز همیشه از صحبت با شما لذت میبرم برای شما واعضاء لژیونتون بهترینها رو آرزومندم
همسفر الهام دوشنبه 24 مهر 1396 17:02
ممنون و سپاسگذار خیلی زیبا بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic