جلسه خصوصی همسفران روز دوشنبه ۹۶/۰۶/۲۰
دوشنبه 20 شهریور 1396 ساعت 20:56 | نویسنده این مطلب : همسفر : الهه | ( نظرات )

به نام اولین عاشق که اوست

روز دوشنبه 96/۰6/۲۰ جلسه هشتم از دور سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران شعبه شیخ بهایی با نگهبانی همسفر سارا و استادی همسفر زهرا و دبیری همسفر فرزانه با دستور جلسه "از کجا به کجا "رأس ساعت 16 آغاز به کار کرد.

یاد گرفتم اگر زندگی چیزهای زیادی برای گریه کردن دارد ،چیزهای زیادی هم برای خندیدن دارد ،فقط کافیست که از ته دلت بخواهی که زندگی را زندگی کنی و هیچگاه فراموش نمی کنم که کجا بودم و به کجا رسیدم.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که این افتخار نصیبم شد تا در این جایگاه خدمت کنم و تشکر می کنم از نگهبان عزیز و راهنمای عزیزم خانم آزاده که من را لایق این جایگاه دانستند.

موضوع جلسه از کجا تا به کجا است بدین معنی که در گذشته در چه جایگاهی قرار داشتیم و الان در چه جایگاهی هستیم اگر بخواهم از گذشته تا حال خود را بگویم، اینگونه شروع می کنم که مسافر من اعتیاد داشت، ولی همیشه از قبول این موضوع سرباز می زد و قبول نمی کرد که معتاد است و فکر می کرد که هر گاه اراده کند می تواند ترک کند. هر روز جنگ و دعوا بین ما بیشتر می شد و نفرت ما از همدیگر شدیدتر .

سه سال اوایل زندگی مشترکمان را مسافرم، بیکار در منزل سپری می کرد و تمام وقت را به اوقات تلخی می گذراند، رفتارش غیر قابل تحمل و نسبت به همه چیز بدبین و شکاک بود. هر روز فاصله بین ما زیادتر میشد و زندگی مان سردتر، تا این که من تصمیم گرفتم فرزندی به جمع ما اضافه بشود تا شاید به یمن ورود او زندگی ما کمی گرمتر شود و تلنگر کوچکی به مسافرم وارد شود. تا این که فرزندمان به دنیا آمد و متاسفانه هیچ تغییری در زندگی و مسافرم به وجود نیامد و ایشان همچنان سرگرم اعتیاد خود بودند .

واقعا ظرف خالی بودم، درونم پر از خشم، کینه، نفرت و آشفتگی بود و دیگر احساس خوشبختی نمی کردم و تمام عشقی که داشتم را نثار فرزندم می کردم و تنها دلیل زندگی ام وجود او بود و دیگر هیچ. واقعا نمی دانستم که چکار باید بکنم، واقعا دیدن همسری که مثل شمع جلوی چشمانم آب می شد و من نمی توانستم برایش کاری انجام دهم سخت و دردناک بود و زجرآور بود این که ما با هم زندگی می کردیم اما همدیگر را نداشتیم، کنار هم بودیم اما حواسمان به هم نبود و  من و فرزندم همیشه از وجود او خجالت زده بودیم، من جز گریه و زاری به درگاه خداوند برای این زندگی آشفته و بدون عشق ، کار دیگری نمی توانستم انجام بدهم .

تا این که معجزه ای در زندگی من رخ داد ،شب میلاد امام رضا ،ما در کنار هم در خانه بودیم که ناگهان پسرم با گریه از مسافرم خواست تا با هم به پابوس اقا امام رضا برویم  و در عوض دیگر ایشان مواد مصرف نکنند و در عالم بچگی خود قول داد که پسر خوبی می شود ،حال و هوای عجیبی بو و من احساس کردم که مسافرم  کمی به خودش آمد  .کمی پس از این موضوع روزی مسافرم به منزل آمد و از من پیراهن سفیدی درخواست کرد و گفت از طریق دوستی مکانی را برای درمان پیدا کرده ام به نام کنگره 60 و از خدا می خواهم در این راه کمکم کند و تو هم اگر دوست داشتی می توانی همراه من باشی و  در حال حاضر ما یک سال و نیم است که به کنگره می آییم ،من که از همه چیز نا امید شده بودم برای بار دیگر امید در دلم زنده شد و خدا را بابت لطف و رحمتی که شامل حال من کرد شکر کردم .

با مسافرم همراه شدم ،قدم به قدم و در کنار هم٬ سفری را شروع کردیم، سفری از ظلمت به نور ،از حقارت به سرافرازی و از نادانی به دانایی و با آمدن به کنگره همه زندگی ما تغییر کرد .کنگره در من عشق را زنده کرد ،حس دوست داشتن را برانگیخت و بذر مهربانی را در دلم کاشت ،خشم و کینه و نفرت را از من گرفت و از من انسان ساخت و مهمتر از همه این که فهمیدم ما در مسیر زندگی با هیچ کس به طور اتفاقی همراه نمی شویم و همه آدمها با دلیلی وارد زندگی ما می شوند ،وجود مسافرم در زندگی من باعث شد تا خودم را تغییر بدهم ،از ضد ارزش ها دوری کنم ،با دید بهتری به زندگی نگاه کنم ،انسان بودن را بیاموزم و یاد گرفتم اگر زندگی چیزهای زیادی برای گریه کردن دارد ،چیزهای زیادی هم برای خندیدن دارد ،فقط کافیست که از ته دلت بخواهی که زندگی را زندگی کنی و هیچگاه فراموش نمی کنم که کجا بودم و به کجا رسیدم .


همچنین در این روز یک نفر از همسفرانی که گل رهایی از دست پر مهر آقای مهندس دریافت کرده بودند ورودشان را به سفر دوم اعلام نمودند:

همسفر غزل رهجوی خانم شهناز 

تا باد چنین بادا!

نویسنده: همسفر الهه

عکاس: همسفر فهیمه

 

 

مرتبط با: کارگاه آموزشی خصوصی همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مریم چهارشنبه 22 شهریور 1396 15:32
تبریک فراوان خدمت همسفر زهرا و راهنمای محترم خانم ازاده عزیز و خداقوت خدمت خانم سارا و خانم فرزانه عزیز
همسفر سارا چهارشنبه 22 شهریور 1396 12:26
سلام و خداقوت خانم مرضیه عزیز خیلی خوشحالم که امروز رد پایی از شما در سایت می بینم
سپاس از لطف و مهربانی شما عزیز دل
انشالله که تصمیم دارید در ادامه مسیر قرار بگیرید و پویا باشید. بهترین ها را در تمام مراحل زندگی برایتان آرزومندم..
جاودانه باشید..
همسفر سارا چهارشنبه 22 شهریور 1396 12:21
به خانم زهرای عزیز بابت استادی زیبا و تاثیرگذارشان تبریک و خداقوت عرض میکنم
این جمله بسیار زیباست، یاد گرفتم اگر زندگی چیزهای زیادی برای گریه کردن دارد، چیزهای زیادی هم برای خندیدن دارد و این یعنی نیمه پر لیوان را دیدن و ناامید نبودن
خداقوت و سپاس از خانم الهه عزیز و خانم فهیمه عزیزم
تبریک فراوان خدمت همسفر غزل و راهنمای عزیزشان خانم شهناز این رهایی گوارای وجودشان، امیدوارم خانم غزل را بزودی در جایگاه استادی ببینیم
پاینده باشید..
مرضیه شیرزاد چهارشنبه 22 شهریور 1396 00:08

سلام خسته نباشید خدمت استاد عزیزم خانم سارا ‌و تبریک فراوان خدمت خانم فرزانه بابت دبیری واقعآن یاد روزهای سفر اول خانم فرزانه افتادم آن روز کجا امروز کجا خیلی خوشحال شدم از راه دور برای ایشان وخانم سارا آرزوی سلامتی و موفقعیت میکنم
سه شنبه 21 شهریور 1396 17:13
سلام خسته نباشید خدمت استاد عزیزم خانم سارا ‌و تبریک فراوان خدمت خانم فرزانه بابت دبیری واقعآن یاد روزهای سفر اول خانم فرزانه افتادم آن روز کجا امروز کجا خیلی خوشحال شدم از راه دور برای ایشان وخانم سارا آرزوی سلامتی و موفقعیت میکنم
همسفر آزاده سه شنبه 21 شهریور 1396 17:08
تبریک فراوان خدمت خانم زهرا و خداقوت خدمت خانم ها فهیمه و الهه عزیز بابت انعکاس این گزارش زیبا
همسفر مرضیه سه شنبه 21 شهریور 1396 11:42
تبریک خدمت همسفر زهرا وهمسفر فرزانه خدا قوت خدمت نگهبان جلسه خانم سارای عزیز وهمچنین خدا قوت خدمت همسفر الهه وهمسفر فهیمه
همسفر حدیث سه شنبه 21 شهریور 1396 02:47
به خانم زهرا تبریک می گوییم بابت این جلسه عالی وزیباو خدا قوت به تمام کسانی که انقدرخالصانه خدمت می کنند.
همسفر الهام دوشنبه 20 شهریور 1396 23:15
یکبار دیگه به دوست خوب خانم زهرا جایگاه استادی تبریک میگم و انشالاه با شال کمک راهنمای ببینمش به خانم ازاده راهنمای خوبم هم تبریک میگم زهرا جان استادی خوبی را انجام داد و از کلیه دوستان کنگره که در سایت همکاری میکنند کمال تشکر را دارم⚘⚘⚘
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic