مشارکت های مکتوب همسفران
پنجشنبه 9 شهریور 1396 ساعت 12:53 | نویسنده این مطلب : همسفر رویا | ( نظرات )
به نام پادشاه عالم عشق که نامش هست نقش خاتم عشق

مشارکت های مکتوب لژیون چهاردهم همسفران لژیون کمک راهنما همسفر خاطره خادم الحسینی

در باب دستور جلسه هفتگی : وادی چهاردهم


باید دوست داشته باشم تا دوست داشته شویم....



سلام دوستان نرگس هستم یک همسفر                        

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است .

محبت همیشه کلام زیبا و اعمال زیبا نیست محبت گاه سکوت از درون و دیدن نادیده هاست . محبت لمس لحظه هاست ، درک معانی و رسیدن به آن سوی تردیدهاست ،محبت منشا خیر شدن است ، کانالی برای اجرای فرامین خداوند شدن است .محبت فرمان صلح ، جنگ ، اشک ، لبخند ، رسیدن به سکوت ،صبر ،  انتظار  ، محبت آن چیزی است که تو باعث می شود همه را دوست بداری و قدر دان و شاکر آنها باشی .همان طور که در این وادی آمده یک ضلع مثلث عشق ، حس می باشد . کسی که وجودش پر از هیاهوو صداهای ناهنجار است نه گوشش زیباترین را می شنود و نه چشمانش ناب ترین را  می بیند و نه شایسته ترین را می تواند با جان خود درک کند و چرا که حسش آلوده است ودر این راستا باید بسیار آموزش دیده و به معرفت و آگاهی رسید و تغییرات اساسی در افکار و اندیشه ورفتار خود ایجاد کرد. آن کسی که تعادل رانگه می دارد به آرامش هم می رسد . 


سلام دوستان مریم هستم یک همسفر

خداوند خود محبت است . خداوند خود عشق است گویی مجموعه وادی ها در این وادی جمع شده است و در این وادی می فهمیم همه چیز عشق است خداوند ،هستی و موجودات عشق است وقتی آن رادرک می کنیم گویی همان وادی توحید است و گویی به یگانگی رسیدیم و گویی به خود خدا رسیدیم بایستی بگوییم که مرکز تمامی هستی به عشق بنا شده است .این سخن عظیم و بزرگ است در انسان مرکزی به نام قلب هست گویی سیستم جسم  همه به فرمان همین قلب حرکت می کند کارهایی که نشان از ریشه حیات دارند نشانه ای از عشق  دارند این کلمه به  اصل معنای واقعی با کلمه محبت معنا و مفهوم پیدا میکند عشق یعنی گذشتن از خویش و محبت عصاره جان هر یک از ماست . عشق قامت ها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را گزینش بهتر ،  در انسان تقویت و انسان را خلاق به جهت تمامی علوم آماده می گرداند . .و اگر عشق و محبت نباشد یعنی بدون عشق نمی توان از عشق سخن گفت .


سلام دوستان ندا هستم یک همسفر

سکوت می کنم به واژه عظیم محبت می اندیشم عظیم می شوم. محبت واژه ای است که در هیاهوی دهر گره از پیشانی باز میکند عصا کش کور می شود و اعجاز دل بیمار می شود محبت در نهاد ماست و برای رسیدن به آن راهی جز جاری شدن نیست باید پیوسته در تلاش بود و پویا . باید خود را از رکود و سکون در آورد و برای رسیدن به محبت و پیوند باید دل به خطر زد . مرارت های بسیار کشید باید آرام آرام پوست انداخت ، تامحبت از لایه های زیرین به رو آید. آن که پایبند پیمان ها ی خود است و برای اجرای پیمان خود تلاش می کند، آن که تفکر میکند و برای خود ارزش قائل است، آن که با جدیت مسئولیت اعمال خود را می پذیرد و از نوشتن هیچ سر مشقی شانه خالی نمی کند، آن که همواره به مسیر خود امیدوار است آن که  در گاه  زندگی به خود ایمان دارد و در بی گاه به خداوند پناه می برد ودر نهایت به فرمان عقل نزدیک می شود و ذره ذره در نور، امواج  پر وسعت محبت را می بیند ودر ک می کند ،آن که فرمان های متعدد در زندگی را میپذیرد و ذره ذره اجرا می نماید ود ر نهایت به فرمان اصلی که اجرای محبت است نائل می شود  .

همان طور که دراین وادی آمده یک ضلع مثلث عشق ،حس می باشد. کسی که در وجودش پر از هیاهو و صدایهای ناهنجار است نه گوشش زیباترین را می شنود و نه چشمانش ناب ترین را می بیند و نه شایسته ترین را می تواند با جان درک کند چرا که حسش آلوده است در این راستا باید بسیار آموزش دید و به معرفت و آگاهی رسید و تغییرات اساسی در افکار و اندیشه و رفتار خود ایجاد کرد باید قدرت جاذبه و دافعه را باهم داشت آن کسی که تعادل رانگه می دارد به آرامش می رسد.


سلام دوستان فرشته هستم یک همسفر

انسانهایی که درون آنها محبت وجودندارد هیچ چیزی نیستند اگر پول و سرمایه داشته باشند ولی محبت نداشته بانشد هیچی نیستند وزمین و آسمان به هم مرتبط است دستورات از زمین به آسمان می رود ولی برگشت می خورند و از آسمان دستور می آید .

برای آنان که حال خوشی وجود ندارد دو راه وجود دارد : باید به نیروهای راستین ملحق شوندو یا صبر کنند که نیروهای مخرب و بازدارنده انها را به عمق تاریکیها هدایت کند. برای اینکه خوب متوجه شوید چگونه جهان و جهانها بر نقاط کلیدی به دوران در می آید و ستون آنها به کجا وصل است تحولات انسان به چه نحوی آغاز می شود. انسان که آگاهی ندارد به سرعت می خواهد از خودش دفاع کند سلاح بر می دارد که دفاع کند اگر آگاه باشد صبر میکند فکرمی کند فوری عکس العمل انجام نمی دهد چون خراب کاری میکند


سلام دوستان مریم هستم یک همسفر

زندگی بر مبنای اضداد بنا شده اگر زندگی بر مبنای اضداد نباشد نیکی و خوبی چه می شود ؟ تا گرسنگی نباشد سیری معنی ندارد و یا نفرت نباشد عشق مفهومی ندارد . در انسان هم مرکزی وجود دارد که به آن قلب می گویند که جایگاه عشق است که مثلث آن از سایه ،جاذبه ،حس می باشند . سایه صور آشکار جسم انسان است و سایه صور پنهان نفس و روح است . عشق هم در جسم و در روح قابل احساس می باشد بر اثر حس عشق هرگز با مرگ از بین نمی رود .

و اما جاذبه هر گاه چیزی ، چیزی را به طرف خودش جذب کند به آن نیرو ،قدرت جاذبه و هر گاه چیزی چیزی از خودش دفع کند به آن قدرت دافعه می گویند . انسان با اینکه ثابت و مستقل هست با چرخش افکار و اندیشه و رفتار و کردار خود به گونه متفاوت عمل می کند و این موضوع بستگی کامل به دانایی وفرق نگاه   آنها دارد .

 اگر انسان به خوبترین انسانها به دید منفی نگاه گند ایرادهایی زیادی در آنها پیدا می کند ولی اگر به بدترین انسانها به دید مثبت نگاه کنیم می توان نکات خوب ی در آنها بیابیم که این بسته به فرق نگاه دارد . اگر خداند هستی را فقط بر مبنای جاذبه خلق میکرد و دافعه وجود نداشت هستی همیشه در صلح و آرامش قرار می گرفت و هر چه وجود داشت از جماد ،گیاهان ، حیوانات و انسانها همه به هم می چسبیدند و قادر به رها  کردن یکدیگر نبودند  انسان هم اگر افکار منفی و ضد ارزشها را جذب کند بسیاری از ارزشها را دفع خواهد کرد. انسان بر اثر جذب ارزش ها و رسیدن به صلح و آرامش فقط یک راه وجود دارد آن هم تزکیه و پالایش است و اما حس : حس یک گیرنده است و کلیه دریافتها توسط حس در هر انسانی به قسمت عقل منتقل می شود زمانی یک انسان نفرت، کینه ،تکبر، ترس را از طریق حس خوب جذب می کند دیگر انسان نمی تواند نیروی خود  را مثل دوستی ، صداقت، راستی ، گذشت ، بخشش وارد صحنه نماید و موقع ی  می تواند جلوی امواج مخرب را بگیرید و صدای عشق شنیده شود با معرفت ، شناخت و آگاهی باشد . پس انسانهایی  که  ظروف وجودی آنها عشق و محبت باشد به کل هستی موجودات وانسانها تا مدتی که امکان دارد خدمت میکند و عاشق آنها ست و انتظاری از آنها ندارد زیرا هر چه عشق می ورزد و خدمت بلاعوض میکند بیشتر در یافت می کند .


سلام دوستان عفت هستم یک همسفر

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست تهی است .من که می گویم ، کلام خود نیست ؛بلکه فردی است در جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست؛ مگر معنای آن ، بداند که آن چیست . ارابه ها را در بیکران به حرکت در آورید که نگهبانان ماورا به آنچه در زمین می گذرد نیازمندند . بشکافید آنچه شکافتنی نیست ، در دل سنگ بروید و ترکیبها را جدا کنید .

بشکافید آنچه شکافتنی نیست یعنی آنچه که قابل حل نیست را پیدا کنید مانند اعتیاد که شکافتنی نبود اما علمی بود که شکافته شد و یکی شکافتن قلبهایی که مثل سنگ است ووقتی اعتقادی داریم و محبتی که حضوری نباشد و محبت به جسم و جان نیست و دوست داشتن از دورن باشد آنوقت ما ذره ذره دوست داشتن را یاد می گیریم همه ما قطره ای از خداوند هستیم . برای کسانی که حالشان خوب نیست دوراه است: یا به نیروهای صراط مستقیم تزکیه و پالایش و به سمت نیروهای مثبت بروند و یا صبر کنند تا نیروهای بازدارنده آنها را سمت ظلمات و عمق تاریکی ببرد .

اضداد مثل یک شوک یا ضربه می ماند برای بیداری انسانها و انسانهای نا آگاه زود می خواهند از خودشان و دیگران دفاع کنند انسان آگاه تحمل می کند و فکر می کند  وتودار است . اضداد از ابتدا مامورند تا انتها تخریب ایجاد کنند اما هر قدر انسانها به عقل و آگاهی نزدیک بشوند در کامل شدن خودشان یعنی آموزش ببینند و به دانایی برسند از این اضداد فاصله می گیرند و به نیروهای راستین برسند و این راه سخت است اما ممکن .

آنهایی که نیروهای مثبت هستند از فواصل دور همدیگر را پیدا میکنند و همه دارای اندیشه و تفکر نیکو می شوند و خصومت و دشمنی بی معنا می شود خداوند خود محبت است. عشق است. حیات است .از بیداری تا هوشیاری فاصله چندانی نیست . هر کسی در هر جایگاهی ریشه اش عشق است چون خداوند عشق را از طریق القا در ذرات دمیده است وقتی دیدمان باز باشد عشق را می بینیم عشق یعنی گذشتن از خویش . کاری که شهدا کردند از جان خویش گذشتند . اگر عشق و محبت نباشد چیزی نیست , زندگی نیست ، دروازه ورود به قلب خداوند ، قلب انسانها و موجودات و کل هستی می باشد مانند راهنما وکلیه خدمتگزاران کنگره که به رهجوها با عشق بلاعوض خدمت می کنند و خوشا به حال اینان که به قلب انسانها ورود می نمایند و جایگاه خود را برای ورود به قلب خداوند باز می نمایند.

خدمتگزاران کنگره 60 دستهایی هستند که کمک می کنند و این دستها مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند .

 عشق یعنی قدرت مطلق که به صورت مختلف در چرخش های متوالی با ماست و ما وقتی به او می رسیم که کامل شده باشیم یعنی خود او شویم زیرا ما قطره ای از خود او هستیم . عشق یعنی پای برهنه بر روی گداخته های آتش راه رفتن .زیرا تو در اثر قدرت عشق ؛ سوز زندگی، آتش را به گونه های دیگر احساس خواهی کرد و این شعبده معمار بزرگ عشق است .

کائنات : جولانگاه عشق است و مخلوقین الهی منزلگاه آن و محبت اسباب و نشانه آن مثلث عشق دارای سه ضلع است و اضلاع آن عبارتنداز سایه ها، جاذبه و حس .

سایه ها :هر چیزی که بتوان به آن عشق بورزیم و علاقه پیدا کنیم. جاذبه: چیزی که جذابیت دارد . حس : چیزی است  که حس دارد .عشق: در ذرات وجود دارد بناربرین اگر بمیریم وجود دارد .نوع رفتار ما باعث می شود که یک نفر را دفع یا جذب کنیم بسته به نوع نگرش و رفتار ما دارد . اگر انسان خودش اقدام به تزکیه و پالایش نکند هیچ راه و روش ومتدی برای رسیدن به آرامش وجود ندارد ونمی توان از مسیر ضد ارزشها به ارزشها رسید .

چرا می گویند سایه ها ؟ چون از چند پیکره تشکیل شده حس مانند خداوند است با همنام خودش جذب می شو د .

شهدا کسانی هستند که مرحله اول و دوم عشق را پشت سر گذاشتند آنها جان خود را در کف گرفتند تا بهای این عشق پرداخت کنند.


سلام دوستان خاطره هستم یک همسفر

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است

محبت بلاعوض دوای همه دردهای جسمی و روانی ماست .

من اگر به خودم محبت کنم از نوع بلاعوض و خودم را دوست داشته باشم بسیاری از مشکلات جسمم درمان می شود البته محبت نیاز به آموزش و شناخت خیلی دقیق از خود دارد .

در واقع باید دوست داشته باشم تا دوست داشته شویم . عشق واقعی را در کنگره یاد می گیریم چون الگوهای عاشق داریم عشق یعنی آقای مهندس ، عشق یعنی خانم آنی. در کل خانواده آقای مهندس امواج عشق هستند امیدوارم با درک واقعی انواع عشق که عشق به مخلوق به مخلوق و عشق  مخلوق به خالق و عشق خالق به مخلوق است به آرامش و تعادل در جسم و روان برسیم و لذت زندگی آرام را بچشیم .

تایپ:هم سفر رویا

مرتبط با: مشارکت های مکتوب،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فرزانه یکشنبه 12 شهریور 1396 22:58
باسلام وخدا قوت خدمت خانم رویاوسپاس از لژیون چهاردهم وتشکر از خانم خاطره عزیز بسیار زیبا بود
همسفر سارا یکشنبه 12 شهریور 1396 08:27
بسیار عالی بود استفاده کردم
خداقوت و سپاس از اعضای لژیون چهاردهم و راهنمای عزیزشان خانم خاطره
خداقوت و سپاس از خانم رویای عزیز
پیروز و پاینده باشید..
همسفرزهرا یکشنبه 12 شهریور 1396 07:46
خدا قوت به همسفران لژیون چهاردهم که وادی چهارده ره به زیبایی برداشت و مشارکت نمودند.
خداقوت به کمک راهنمای محترم خانم خاطره عزیز.
شنبه 11 شهریور 1396 15:54
خوشابه حال انسانهایی که بلاعوض به دیگران محبت می کنند می بخشندامابایدبدانیم که خداوندچندبرابرآن را برمی گرداندکسی که غرق محبت است می تواند به خداوندبرسد
همسفرحکمت شنبه 11 شهریور 1396 15:09
سپاس از خانم خاطره عزیز ورهجوهایش که بسیار عالی کاری چهاردهم را بیان نمودند بسیار لذت بردم وخداقوت خدمت خانم رویای عزیز
همسفر آزاده شنبه 11 شهریور 1396 09:40
هر کدام از مشارکت ها بسیار مفید و تاثیر گذارند و از جهات مختلف به دستور جلسه پرداخته اند ،خدا قوت به لژیون چهاردهم که به حق وادی چهارده را بسیار زیبا بیان نموده اند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic