گزارش جلسه همسفران روز دوشنبه ۹۶/۰۶/۰۶
سه شنبه 7 شهریور 1396 ساعت 02:41 | نویسنده این مطلب : همسفر شهلا | ( نظرات )

به نام خدا

روز دوشنبه ۹۶/۰۶/۰۶ جلسه ششم از دور سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی هم‌سفران شعبه شیخ بهایی با نگهبانی هم‌سفر سارا، استادی هم‌سفر مرضیه و دبیری هم‌سفر مهتاب با دستور جلسه:" قضاوت و جهالت " رأس ساعت 16  آغاز به کار کرد.

چون من قبول نمی‌کنم و نمی‌پذیرم که آن صفت در من هست این تاریکی برای من غیرقابل رؤیت می‌شود تا زمانی که من نپذیرم که آن جنس و صفت ضد ارزش درون من هست برایم قابل‌رؤیت نمی‌شود ولی به‌محض پذیرفتن قابل‌رؤیت می‌شود و آغاز تزکیه وپالایش است....

در ابتدا استاد چنین فرمودند:

چه می‌شود که ما قضاوت می‌کنیم؟ عملکرد این قضاوت در زندگی ما چه می‌شود؟ در مورد قضاوت باید بگویم که قبل از آن ما یکسری نیروهایی در طبیعت داریم که دقیقاً اگر جزوه جهان‌بینی را خوانده باشیم ما نیرو رامعادل حس می‌گیریم، اگر بخواهیم حس به وجود بیاید حداقل باید دو بخش وجود داشته باشد یعنی حداقل باید یا دو نفر یا دو بخش مثل یک آدم، یک سیستم، یک کشوری‌ باید وجود داشته باشد تا بتواند یک حس به وجود بیاید. این حس ائم از خوب یا بد که به وجود بیاید باعث می‌شود یک سری تأثیرات بگذارد. در طبیعت ما چهار نوع نیرو داریم: همین حس که ما در کنگره معادل نیرو می‌گیریم در طبیعت باعث چهار نیرو می‌شود، حس از دو بخش به وجود می‌آید، مثلاً امروز من فلان شخص را می‌بینم و احساس نفرت به او پیدا می‌کنم، آقای امین می گویند اگر این حس در تو به وجود بیاید یعنی این صفت در خودت هم وجود دارد، به‌عنوان‌مثال: آن فرد در نظر ما فرد دروغ‌گویی است، که تا ما او را می‌بینیم احساس بدی نسبت به او پیدا می‌کنیم روی همان صفت دروغ، آقای امین می‌گویند دقیقاً همان صفت دروغ در شما هم وجود دارد به خاطر همین است که شما به این خوبی می‌توانی حسش کنی.

مثال دیگری می‌زنیم مثل وقتی‌که یک آهن‌ربا را در مجاورت یک‌تکه چوب قرار بدهیم آیا اتفاق خاصی می‌افتد؟ نه تکه چوب جذب آهن‌ربا نمی‌شود چون هم‌جنس نیستند تا بتواند آن میدان به وجود بیاید و بینشان میدان گرانش به وجود بیاید، اما زمانی که حتی یک‌ذره ریزی از آهن به این چوب چسبیده باشد وقتی آهن‌ربا را می‌گذاری کنار آن چوب چیزی که جذب می‌کند آن ذره بسیار ناچیز آهن است، پس حتماً چیزی از جنس دروغ در من وجود دارد که وقتی آن شخص را می‌بینم این احساس و نیرو به وجود می‌آید و من احساس دافعه دارم و فرقی نمی‌کند که چه حس دافعه یا حس بد، چه حس جاذبه یا حس خوب که بین دو نفر به وجود بیاید پس این خیلی مهم است که من تشخیص بدهم و بپذیرم. مشکل همین‌جاست زمانی که این حس به وجود می‌آید اولین عکس‌العملی که من نشان می‌دهم بقول آقای امین می‌گویم که من خودم را باهوش و تیز بین می‌دانم، درصورتی‌که این حقه نفس است که از این راه وارد می‌شود.

حالا این اتفاق می‌افتد و من درواقع آن حس را به‌طرف پیدا می‌کنم و از اینجا به بعد هست که مشکل‌ساز می‌شود مربوط می‌شود به دستور جلسه: که وقتی من حس بد پیدا می‌کنم شروع می‌کنم به قضاوت کردن. آنجا طرف را قضاوت می‌کنم و حکم صادر می‌کنم و طبق آن حکم که صادر می‌کنم یکسری رفتارهایی انجام می‌دهم و اینجا آقای امین می‌فرمایند که دقیقاً داری وارد جنگ می‌شوی با آن شخص و این‌ها همه در صور پنهان اتفاق می‌افتد یعنی چون من قبول نمی‌کنم و نمی‌پذیرم که آن صفت در من هست این تاریکی برای من غیرقابل رؤیت می‌شود تا زمانی که من نپذیرم که آن جنس و صفت ضد ارزش درون من هست برایم قابل‌رؤیت نمی‌شود ولی به‌محض پذیرفتن قابل‌رؤیت می‌شود و آغاز تزکیه وپالایش است.

حالا حس به وجود آمد من قضاوت کردم و حکم هم صادر کردم به‌محض حکم صادر کردن مثل این است که وارد جنگ شدم و دارم موشک‌هایی را به‌طرف مقابلم پرتاب می‌کنم حتی اگر آن شخص هزاران کیلومتر با من فاصله داشته باشد و یا در کهکشان‌های دیگر باشد بازهم این حس من را می‌گیرد حالا یا به‌واسطه خواب و یا شوک که در یک‌لحظه به او وارد می‌شود، موشکی که من با حس بدم پرتاب می‌کنم اینجا قشنگ سنگینی را به‌طرف تحمیل می‌کنم. سنگینی یعنی اگر یکجایی طرف وارد مجلسی بشود و ببیند که دارند در موردش قضاوت می‌کنند فضا محیط برایش سنگین می‌شود و در قبال آن او هم یک‌طرفه نمی‌خورد. مسلماً او هم موشک‌هایی پرتاب می‌کند و همین‌طوری جنگ ادامه‌دار می‌شود بین دو طرف که بعضی مواقع در صور پنهان و بعضی مواقع علنی این جنگ ادامه پیدا می‌کند.

چیزی که اینجا مهم هست حسی که به وجود آمده یکسان است و این‌طوری نیست که بین دو طرف یک مقداری احساس کینه و نفرت بود یعنی وقتی احساس کینه و نفرت باشد یعنی دو طرف حس بد دارند وقتی‌که طرف حس بد دارد مثل نیروی گرانش می‌ماند. مثل: خورشید و زمین. خورشید مسلماً حجمش بیشتر از زمین است ولی نیرویی که دارد بینشان وارد می‌شود کاملاً یکسان است کاری به حجم خورشید ندارد که حالا میلیون‌ها برابر حجم زمین حجم دارد نیروی که بین این دو تا وارد میشوددقیقا یکسان است پس اون حس بدی که بین من و ان شخص وجود دارد یکسان است تفاوت در این است که زمانی که شما مثلاً صد برابر یا دویست برابر یکی به شمااحساس کینه دارد شما کمتر از او دارید مثلاً شما پنجاه برابر، ده برابر دارید و او دویست برابردارد، زمانی که این اتفاق می افتداینجا شما بیشتر ضربه می خورید چرا؟ چون وقتی که اون احساس کینه دارد وکینه او دویست برابر برخورد می‌کند به ده برابر شما یعنی بین اون قسمت‌های ده برابر تقسیم می‌شود و اون توزیع بارش خیلی روی شما بیشتر است چون این نیروی منفی اش قوی تر و توزیع بارش بیشتر هست ضربه ای که شما می‌خورید بیشتر هست بخاطر همین هست که اقای امین می گویند که به هیچ وجه و هیچ شرایطی در این حس های بد وارد جنگ با طرف مقابل نشوید چون آن کسی که ضربه می‌خورد به احتمال قوی شما هستید.

در جمع بندی باید بگویم تاثیراتی که قضاوت دارد یکی همین حس بد است که در ما بوجود می اید باعث می‌شود که این جنگ ادامه داشته باشد و نکته مهمی که هست در این جنگ‌ها انرژی تلف میشود این انرژی که من می‌دهم به نیروی تاریکی و نیروی باز دارتده، همین جور این انرژی‌ها را از من می‌گیرد وقتی که من احساس بد پیدا می‌کنم بعد کجا استفاده می کند زمانی که من می‌خواهم از تاریکی بیایم بیرون. چرا موقع خروج از تاریکی اینقدر سخت هست و نیروهای باز دارنده از هر طرف می‌آیند چون یک جایی مثل این جاها خودمان قویشان کردیم بهشون انرژی دادیم و اونها الان می آینداین انرژی را سر بزنگاه وقتی که ما می‌خواهیم از تاریکی خارج بشویم صرف خودمان می‌کنند و علاوه برآن که باعث میشودکه ما حس بد پیدا کنیم و انرژی مان گرفته بشود نشان دهنده این هست که دقیقا همان صفت درون من وجود دارد حالا بعضی موقع ها نمی پذیرم که این صفت در من وجود دارد و همچنان در تاریکی و قضاوت باقی می‌مانم اما همانطور که گفتم در ابتدای صحبتم اگر من قبول کنم که این تاریکی و این صفت بد در من وجود دارد و آن شخص را بعنوان آموزگار نگاه کنم آن موقع است که می‌توانم پنجاه درصد قضیه را حل کنم.یعنی دیدن تاریکی پنجاه درصد پالایش است و بعد می‌توانم بعد از دیدن تاریکی شروع کنم به تز کیه و پالایش چون تا تاریکی را نبینم نمی‌توانم در تز کیه و پالایش قدمی بر دارم.

 

گزیده ای از مشارکتهای همسفران

وقتی ما در مقابل بعضی انسانها احساس ناتوانی می کنیم دچار خشم و عصبانیت می شویم در نتیجه شروع به قضاوت کردن می کنیم پس چقدر خوبه که به جای قضاوت دیگران دنبال پیدا کردن ضعفهای خودمان باشیم و بتوانیم عیبهای خودمان را پیدا کنیم و خودمان را مورد قضاوت قرار دهیم.

ما انسانها بعضی وقتها حتی خداوند را هم قضاوت می کنیم به این صورت که تا وقتی شرایطمان خوب است و اوضاع بر وفق مراد ماست همه چیز خوب پیش می رود ولی وقتی مشکلی یا گرفتاری برای ما پیش می آید از خداوند گله و شکایت می کنیم و می گوییم چرا من؟ و اینگونه خداوند را مورد قضاوت قرار می دهیم.

وقتی آقای مهندس قضاوت و جهالت را در کنار هم قرار دادند منظور از جهالت یعنی سه ضلع مثلث جهالت را باید در نظر بگیریم انسانی که می ترسد چیزی را از دست بدهد و تفکر سالمی ندارد چون ترس تفکر را می خورد در نتیجه شروع به قضاوت کردن می کند انسانی که ناامید است و در زندگیش شکست خورده در نتیجه دیگران را شریک جرم خود می داند و شروع به قضاوت می کند انسانی که منیت دارد و خودش را بالاتر از بقیه می داند به خودش اجازه می دهد که در مورد دیگران خیلی راحت قضاوت کند وقتی ما، انسانها را قضاوت می کنیم یعنی دو فاکتور بسیار مهم که برای تکامل خودمان نیاز داریم یکی زمان و دیگری انرژی را از دست می دهیم پس قضاوت ما ریشه در جهل ما دارد امیدوارم با استفاده از جهانبینی و کاشتن صفات خوب بتوانیم جهل و نادانی خودمان را ریشه ای حل کنیم.

زمانی که خداوند این گنج پنهان یعنی کنگره را در مسیر راه من قرا داد فهمیدم که چقدر بی مورد مسافرم را قضاوت کردم امیدوارم با آگاهی و آموزشهای کنگره بتوانم در کنار مسافرم سفر کنم تا سفری آسوده و راحت داشته باشد.

نویسنده: همسفر شهلا

عکاس: همسفر فهیمه

 

مرتبط با: کارگاه آموزشی خصوصی همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مجید ترک پور چهارشنبه 8 شهریور 1396 09:00
سلام و خدا قوت خدمت استاد ، نگهبان و دبیر جلسه
امیدوارم همیشه انرژیتون پایدار باشه
بهترینها را برای شما و همه خدمتگذاران شعبه آرزومندم
مسافر مجید
سه شنبه 7 شهریور 1396 15:11
سلام وخدا قوت خدمت خانم مرضیه عزیز خیلی عالی وجامع توضیح دادید بهترین ها رابرای شما آرزومندم.
همسفرحکمت سه شنبه 7 شهریور 1396 13:19
تبریک وسپاس به خانم مرضیه ی عزیز که اینقدرزیباحق مطلب راادانمودید وخداقوت خدمت خانم شهلاوخانم فهیمه ی عزیز
مسافر رضادهقان سه شنبه 7 شهریور 1396 10:22
سلام چقدر زیبا و قابل فهم احسنت استفاده نمودم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic