دلنوشته همسفران
یکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت 12:03 | نویسنده این مطلب : همسفر اعظم | ( نظرات )

به نام خالق یکتا         

چیزی شبیه به معجزه

 دلنوشته ای به قلم همسفر ندا

من که از همه چیز ناامید بودم یک بار دیگر به او اعتماد کردم و دوباره با هم شروع کردیم....


پله های محضر را یکی یکی بالا می رفتم پاهایم توان راه رفتن نداشت هر چه به دفترخانه نزدیک می شدم تمام خاطراتم مرور  می شد و آرزوهایم تمام. روزی را به یاد می آوردم که با امیر آشنا شدم و چه قدر خوشحال این پله ها را بالا می رفتیم و حالا یک بار دیگر این مسیر را بالا می روم ولی به دلیل جدایی.

به خودم آمدم دیدم تند تند برگه های جدایی را امضاء میکنم برگه هایی که سند دوری من و امیر بود و من این دوری و جدایی را انتخاب می کردم.

4 سال بود که فهمیده بودم امیر اعتیاد دارد آن روز که این موضوع را فهمیدم تمام کاخ آرزوهایم روی سرم خراب شد نمی توانستم باور کنم ولی به او گفتم که کنارش می مانم اراده کن و اعتیادت را ترک کن .

یک سالی گذشت و من از یک مرکز ترک اعتیاد٬ به مرکز دیگر میرفتم به خودم آمدم دیدم تازه به متادون هم اعتیاد پیدا کرده است دوباره شروع کردیم برای ترک، 21 روز به کمپ رفت بعد از 21 روز که برگشت کاملا عوض شده بود نه اینکه خوب شده باشه نه یکی دیگه شده بود یکی که اصلا نمی شناختمش حتی حرف زدنش با من هم غریب شده بود.

بعد از ترک در کمپ 3 هفته پاک بود و دوباره شروع کرد. ترکهای خانگی را هم همه را امتحان کردیم و هر بار به بن بست می رسیدیم. دیگر توان نداشتم٬ زورم به اعتیاد نمی رسید و این شد که جدایی من و امیر رقم خورد بعد از یک سال که از جدایی مان گذشت زندگی برایم سخت تر شده بود چون حالا، هم می باید پدر می بودم و هم مادر کم آورده بودم دلم به حال بچه 3 ساله ام می سوخت او چه گناهی داشت که بازیچه انتخاب من و پدرش شده بود.

روزی که تصمیم گرفتم به امیر زنگ بزنم را هیچ وقت فراموش نمی کنم هزار بار گرفتم و قطع کردم تا بالاخره بوق خورد و امیر ناباورانه گوشی را جواب داد اون روزها اولین روزهایی بود که امیر به کنگره 60 رفته بود و برای من توضیح داد و من که از همه چیز ناامید بودم یک بار دیگر به او اعتماد کردم و دوباره با هم شروع کردیم.

ورود ما به کنگره 60 در تاریخ ۹۴/۰۹/۰۹ بود آن روزها از همه طلبکار بودم تا اینکه معجزه سی دی های آقای مهندس را احساس کردم. آرامشم را دوباره به دست می آوردم امیر با خوردن شربت OT  و شرکت در کلاسها هر روز بهتر می شد و با گوش دادن و اجرای آموزشهاپله ها را بالا می رفت.

چشم به روی هم گذاشتم و دیدم یک سال گذشت و ما برای رهایی در تاریخ ۹۵/۰۹/۲۴ به تهران رفتیم باورش برایم خیلی سخت بود چیزی شبیه معجزه امیر که یک ساعت نمی توانست بدون مواد باشد آن روز اعلام کرد 5 ساعت است که از اعتیاد آزاد و رها است و الان نزدیک به 6 ماه است که ما خوشبختی و آرامش را تجربه میکنیم.

من این آرامش را مدیون کنگره 60 و آقای مهندس دژاکام و راهنماهای خوب و دلسوزمان خانم خاطره و آقای شوشتری هستیم.

با احترام همسفر ندا٬ رهجوی خانم خاطره خادم الحسینی

از لژیون چهاردهم همسفران

نگارش متن: همسفر اعظم

 

مرتبط با: مقالات و دل نوشته ها، سرگذشت مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
یک همسفر سه شنبه 31 مرداد 1396 12:08
همسفر ندا سلام
متن بسیار بسیار بسیار زیبا و تاثیر گذاری بود. من دیگه نمیخواستم در کنگره شرکت کنم و حضور داشته باشم ولی متن شما روی من و مسافرم تاثیر به سزایی داشت و عزممان را جزم کردیم برای حضور بیشتر در کنگره و فعالیت بیشتر...
منتظر متن های تاثیر گذار بعدی شما هستیم
همسفر الهام دوشنبه 9 مرداد 1396 21:21
خانم ندا همسفر عزیز به شما بابت کاری که انجام داده اید ویک برگشتی کاملاعاقلانهنزد همسرتان داشتید تبریک میگوییم ....سرگذشت و سرنوشت شما برای من بسی جای تأملی داشت که به خودم نگاهی بیاندازیم وببینم من چه از خود گذشتگی به بزرگی کار شما برای مسافرم داشته ام .....
زندگی لحظه لحظه فرصتهاست فقط باید باز هم عاقلانه پادرمسیر این فرصتهاگذاشت .....وبازهم این شیرینی رهایی وپادرسفر دوم رابه شماتبریک میگویم
دوشنبه 9 مرداد 1396 10:30
خداراشکر که یکبار دیگر بچه ای در آغوش گرم پدر ومادرش رشد میکند و برای آقاب مهندس عاقبت بخیری وسلامتی را آرزومندم خیلی خوشحالم نداجان ب ای آرامش ومعجزه زندگیت
همسفر مهتاب دوشنبه 9 مرداد 1396 10:21
شكر شكر شكرندای عزیزم متن بسیار تكان دهنده ای بود.به امید موفقیت شما و مسافرتان در تمامی مراحل زندگی
همسفرفاطمه یکشنبه 8 مرداد 1396 23:07
دلنوشته بسیار زیبایی بودخانم ندابهتون تبریک میگم.خداروشکر که خانواده ای دیگرباعشق کنگره به آرامش رسیدند.خداقوت خدمت خانم اعظم عزیز
یک مسافر یکشنبه 8 مرداد 1396 23:03
از کفر من تا دین تو ، راهی به جز تردید نیست !

دلخوش به فانوسم مکن ، اینجا مگر خورشید نیست ؟...

با حس ویرانی بیا ... تا بشکند دیوار من

چیزی نگفتن بهتر است ، تکرار طوطی وار من

بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می شود

حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می شود

با عشق آنسوی خطر ، جایی برای ترس نیست

در انتهای موعظه ... دیگر مجال درس نیست


کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن می شود

چیزی شبیه معجزه ... با عشق ممکن می شود
همسفز فاطمه ج یکشنبه 8 مرداد 1396 20:57
خانم ندا عزیز بسیار زیبا و دلنشین بود امیدوارم به زودی شال کمک راهنمایی را برگردن شما ببینم.
خداقوت خدمت خانم اعظم عزیز.
همسفر فرزانه یکشنبه 8 مرداد 1396 19:56
باسلام وخدا قوت سپاس ایزد یکتا را که خانواده ی دیگری را با ورود به کنگره به ارامش رساند وبا ارزوی بهروزی برای عزیزان خانم خاطره وندا واعظم وخانم زهره یعزیز بسیار دلنشین بود
همسفر خاطره یکشنبه 8 مرداد 1396 19:23
شکر شکر شکر و هزاران شکر بخاطر معجزاتی که در کنگره رخ میدهد و خانواده ها را به کام آرامش میرساند
خدا قوت به خانم اعظم و ندای عزیز
همسفر مرضیه یکشنبه 8 مرداد 1396 18:49
ندای عزیزم از دلنوشته شما بسیار لذت بردم.سپاس وخدا قوت خدمت خانم اعظم عزیز ,موفق وپیروز باشید
همسفز سمیرا یکشنبه 8 مرداد 1396 18:09
خدا را شکر خانم ندا که لذت رهایی را چشیدید امیدوارم سالهای سال در کنار یکدیگربا آرامش وشادی به زندگی ادامه بدهید واز خدمتگزاران صدیق کنگره باشید.
همسفر سارا یکشنبه 8 مرداد 1396 17:54
چیزی شبیه معجزه ... بسیار عالی بود، بسیار تاثیرگذار و آموزنده بود. قطعا چیزی که شما را به هم اتصال داده عشق و برکات کنگره بوده است
بسیار خوشحالم که شما و مسافرتان و همسفر کوچکتان طعم شیرین رهایی و خوشبختی را چشیدید
سپاس و خداقوت خدمت خانم اعظم عزیز ، هفته سایت را خدمت شما تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
شاد و پیروز باشید..
همسفر زهرا {الف} یکشنبه 8 مرداد 1396 17:36
متن بسیار زیبایی بود به شما وکمک راهنمای محترم تبریک مگویم امیدوارم رهاییتون برای همیشه پایدار باشه .انشاالله شاد باشید
همسفر زهرا {الف} یکشنبه 8 مرداد 1396 17:35
متن بسیار زیبایی بود به شما وکمک راهنمای محترم تبریک مگویم امیدوارم رهاییتون برای همیشه پایدار باشه .انشاالله شاد باشید
همسفر الهام یکشنبه 8 مرداد 1396 16:27
خدا را شکر خانم ندای عزیز که بعد از یک سال جدایی ،دوباره شما و مسافرتان زیر یک سقف زندگی می کنید ، خدا را شکر که بار دیگر طعم شیرین خوشبختی را می چشید .
معجزه در کنگره هر روز اتفاق می افتد ، شما و زندگیتان هم یک معجزه زیبای دیگر در کنگره 60 هستید
با آرزوی بهترینها برای شما عزیز
سپاس فراوان از خانم اعظم عزیز بابت نگارش این دلنوشته
همسفر زهره توکلی یکشنبه 8 مرداد 1396 16:12
خانم ندای عزیز.بسیار تاثیرگذار بود.قلم توانایی دارید.منتظر مقالات و دلنوشته های بعدی شما هستم.
با تشکر از خانم اعظم عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو