به نام قادر مطلق

بستری برای رشد

گفت و گو با زوج خدمتگزار همسفرمهتاب و مسافرمحمود، مرزبانان دوره قبل شعبه شیخ بهایی 

در هر جایگاهی حتی جایگاه های اجتماعی هم کسانی که مجری قوانین هستند شرایط سختی دارند چون باید طبق نظر قانون گزار آنچه که به آنها تفهیم شده است را بدون هیچ کم و کاستی اجرا کنند و قانون هم همیشه بر وفق مراد همه افراد نیست و در کنگره هم از این مستثنی نیستیم...


با سلام، لطفا طبق رسم کنگره خودتان را معرفی نمایید؟

همسفر مهتاب: سلام دوستان مهتاب هستم همسفر، راهنمای خوبم خانم زهره و راهنمای مسافرم آقای علی جمالی و رشته ورزشی والیبال الان هم دو سال و پنج ماه و بیست روز است که آزاد و رها هستیم.

مسافر محمود: سلام دوستان محمود هستم مسافر و آخرین آنتی ایکس مصرفی ام تریاک، شیره، متادون و قرص و دوازده ماه و بیست و دو روز سفر کردم، به راهنمایی آقای علی جمالی به روش دی اس دی همراه با داروی او تی و رهایی دو سال و پنج ماه و بیست  روز و رشته ورزشی هم والیبال.


در دوره قبل مرزبانی شاهد خدمت شما و مسافرتان در این جایگاه بودیم ،چه چیزی باعث شد که هر دو نفر شما خواهان این خدمت باشید و هردو هم زمان کاندید بشوید؟

همسفر مهتاب: من از روز اولی که به شعبه شیخ بهایی  که تازه تاسیس شده بود،آمدم مرزبانان دوره اول ،خانم لیلا خدابخشی و خانم زهره فخاری بودند و من از آن اول که خدمت این عزیزان را می دیم خیلی دوست داشتم که این جایگاه را حتما تجربه کنم و جزو خواسته های خیلی قوی من بود و سعی می کردم که خدمت کنم تا به هر حال با آن آموزش هایی که می گیرم به زودی به این جایگاه دست پیدا کنم و خداوند هم ما  را یاری کرد تا بتوانیم این جایگاه را لمس کنیم. و این که در کنار مسافرم با هم بودیم تجربه خیلی خوبی بود به خاطر این که مسافر من هم از نزدیک با این خدمت در ارتباط بود خیلی راحت تر  زمانی که برای کاری وقت می گذاشتم  من را درک می کرد و خیلی جاها به من کمک می کرد و توقع خود را از من در جایگاه یک همسر  خیلی کم کرده بودند و دوست داشتند که خدمت من به نحو احسن باشد و موفق باشم.

مسافر محمود: من معتقدم که برای هر خدمتی باید اذنی از جانب خداوند صادر شده باشد و این خواست خداوند بوده و دیگر این که همسفر من خواست قوی برای این خدمت داشتند و مشوق خوب من هم یکی از دوستان کنگره ای  ام بودند که الان هم در جمع ما نیستند و دقیقا روزی که من مرزبان شدم هفتمین روز درگذشت این عزیز بود. روحشان شاد.


آیا از این که در این جایگاه خدمت کرده اید، احساس رضایت می کنید؟

همسفر مهتاب: بی نهایت احساس رضایت می کنم زیرا طی این چهارده ماه خیلی از بودن در این جایگاه لذت بردم و فکر می کنم در این مدت خیلی نسبت به قبل تغییر کردم، چون بزرگترین آموزش این خدمت این بود که خودم آموزش ببینم و بهترین چیزی که از این خدمت گرفتم این بود که  در  خیلی از مسایل صبور و شکیباتر شدم و نقطه تحملم بسیار بالا رفت.

مسافر محمود: صدر در صد هر نعمتی یک شکری دارد و رضایت هم نشانه شکرگزاری از خداوند است و من هم خدا را شاکرم که به من هم توفیق داد تا در این پست خدمت کنم.

کمی از سختی های این خدمت برایمان بگویید؟

همسفر مهتاب: به نظر من این خدمت اصلا سختی ندارد چون تماما لذت است و تنها اگر هم سختی داشته  باشد آن زمانی است که یک سری از قوانین  مانند منع همسفر ،بدون مسافر برای آمدن به کنگره بعد از شش ماه را باید اجرا می کردیم و ما دوست نداشتیم کسانی که با حال خوش و با انرژی به کنگره می آیند، با چشم گریان بیرون بروند ولی خب ما مامور بودیم و باید قوانین را رعایت می کردیم و این هم جزیی از خدمت ما بود.

مسافر محمود: در هر جایگاهی حتی جایگاه های اجتماعی هم کسانی که مجری قوانین هستند شرایط سختی دارند چون باید طبق نظر قانون گزار آنچه که به آنها تفهیم شده است را بدون هیچ کم و کاستی اجرا کنند و قانون هم همیشه بر وفق مراد همه افراد نیست و در کنگره هم از این مستثنی نیستیم و طبق قوانینی که دیده بانان محترم گذاشته اند و دستور آقای مهندس ما باید یک سری قوانین را بی کم و کاست انجام می دادیم و مواقعی بود اینها بر وفق مراد برخی مسافرین نبود و این می شد که مقداری کار ما را سخت می کرد.

 

در جایگاه یک مرزبان توقع شما و به عبارتی کنگره، از یک راهنما چیست؟

همسفر مهتاب: تنها توقعی که یک مرزبان می تواند از کمک راهنما داشته باشد حفظ قوانین و حرمت های کنگره به نحو احسن و یاد دادن این قوانین و حرمت ها به رهجویان است.

مسافر محمود: ما مرزبانان هیچ توقع شخصی از افراد  نداریم ولی انتظار ما چه از کمک راهنما یا سفر اولی و چه یک سفر دومی فقط این بود که تمامی حرمت ها را حفظ کنند و طبق قوانین در کنگره رفتار کنند.


خواسته شما از سفر اولی هایی که تازه وارد کنگره می شوند چیست؟

همسفر مهتاب: آنها چون خیلی از قوانین و راهکارها را نمی دانند، نمی توانیم خواسته آنچنانی از آنها داشته باشیم ولی درخواست مرزبانان این است که شخصی که وارد سفر اول شد سعی کند یک کنگره ای واقعی بشود.

مسافر محمود: چون هنوز آشنایی چندانی ندارند نمیشود خواسته زیادی تا قبل از آموزش ها از آنان داشت و فقط یک خواسته قلبی دارم که هرچه زودتر با حرمت های کنگره آشنا بشوند و انشالله به رهایی برسند.

سخت ترین یا تلخ ترین لحظه خدمت شما چه زمانی بوده است؟

همسفر مهتاب: هیچ زمانی سختی یا تلخی در کار حس نکردم.

مسافر محمود: تلخی های به ظاهر زیادی شاید باشد، یکی این است که زمانی که من تازه واردین را راهنمایی می کردم خیلی سخت بود به کسی که همدرد بود و او را درک می کردم که با چه امیدی به اینجا آمده است، بگویم ظرفیت پذیرش نداریم و به کرات این قضیه اشک مرا در خلوت درآورد و دیگر این که سعادت داشتم در دوره مرزبانی ام در خدمت آقای امیرحسین باقری بودم و رفتن ایشان خیلی دردناک بود و از طرفی خرسندم که رای مرزبانی من به دست ایشان شمرده شد.


شیرین ترین  خاطره تان  در این دوران چیست؟

همسفر مهتاب :همه این چهارده ماه و پانزده روز برای من خاطره  بود ولی اگر بخواهم یک نکته بگویم، در روز همایش مواد مخدر من به خانم مرجان گفتم که چند روز بیشتر از دوره مرزبانی من باقی نمانده و ایشان گفتند که درست است که مرزبانی ات تمام می شود ولی تو تا موقعی که در کنگره هستی و تا آخر عمرت باید اموزش ها و قوانینی را که یاد گرفته ای و با آنها دست و پنجه نرم کرده ای را عملی کنی و بچه ها اینها را  در خودت به صورت عملی  بیینند و  سعی کن تمامی اینها را اجرایی کنی تا اینگونه خدمت کردن برای سایرین هم مهم و با ارزش تر بشود و به جایگاه ها احترام بگذارند.

مسافر محمود: همانطور که آقای مهندس هم  گفتند، مرزبانی راه رفتن روی آتش است و سختی های خودش را دارد ولی همین که چهارشنبه ها در سایت می دیدم که تعدادی از عزیزان رها می شوند و یا پنجشنبه ها در جلسه می دیدم که گل رهایی را می گیرند و شاید من هم یک هزارم درصد یک نقشی در این قضیه داشته ام در درجه اول خدا را شکر می کنم و بسیار خوشحالم.


آیا انجام این خدمت به طور همزمان در زندگی مشترک شما هم تاثیری داشته است ؟

همسفر مهتاب: صد در صد بله ،داشته است، چون خیلی از مسایل را از نزدیک می دیدیم و لمس می کردیم و خیلی از مسایلی که فکر نمی کردیم وجود داشته باشند را حس می کردیم زیرا من تا قبل از این فکر می کردم مرزبانی مسئولیت چندان زیادی ندارد و فقط شاید سرکشی به لژیون ها باشد ولی بعد کاملا نظرم تغییر کرد و بازتاب این ها در زندگی ما آموزش گرفتن از این سختی ها و چالش ها  بود به طوری که مشکلات مان در زندگی هم قابل حل تر و آسان تر میشد.

مسافر محمود: صد در صد تاثیر داشته چون اکثر خدمت هایی که من داشته ام  را به صورت اتفاقی  همسفرم هم داشته است و حسنش این است که خیلی راحت همدیگر را درک می کنیم  هم از نظر زمان گذاشتن و هم از نظر کمک فکری در آن زمینه خدمتی و هم مشوق همدیگر بودن در آن خدمت.


بزرگ ترین پیام خدمت مرزبانی در زندگی برای شما چه بوده و چه درس هایی گرفتید؟

همسفر مهتاب: اول برای من آموزش بوده البته من ثانیه به ثانیه درس گرفته ام ،ابتدا از اسیستنت محترم خانم داودی درس گرفته ام زیرا آموزش های ایشان  باعث اقتدار ما می شد و مثل یک کوه و مثل بچه ای که تکیه گاهش مادر باشد به ما قدرت می دادند و واقعا از یشان تشکر می کنم،خیلی خیلی از خانم داودی درس گرفتم، زمانی که ما تازه شال مرزبانی را گرفته بودیم، از مرزبانان دوره قبل من بسیار آموزش گرفتم، پیامی که خانم لیلا در آن زمان به ما  دادند این بود که گفتند همیشه مثل عقاب، تیزبین  ولی بی صدا باشید و من هم تلاش می کردم که طی این مدت خیلی حواسم  به تمام مسائل باشد و در عین حال کاری نکنم که کسی برنجد.

در حال حاضر که من مرزبان نیستم  بزرگترین درسی که گرفته ام این است که آموزش هایی که طی این چهارده ماه گرفته ام را عملی کنم.

مسافر محمود: صبر و تحمل

آیا تفاوت و تغییری در خود قبل و بعد از انجام این خدمت احساس می کنید ؟

همسفر مهتاب: بله زیرا مهتاب قبل یک مهتاب ناامید و شخصی که نقطه تحملش شصت درجه  زیر صفر قرار داشت ، بود و حتی قبلا ترس از مشارکت داشتم و لی الان به میزان زیادی نقطه تحملم بالا رفته و همچنین خیلی از ترس هایم را از دست داده ام و حتی اعتماد به نفسم هم بیشتر شده است.

مسافر محمود:من قبل از انجام این خدمت هرگز نقطه تحمل الان خودم را نداشتم و خدا را شکر آموزش های زیادی طی این دوران گرفتم .


چه شد که امسال کاندید مرزبانی نشدید ؟

امسال هم خیلی دوست داشتم که در این جایگاه باشم ولی از طرفی هم می خواستم کسان دیگری هم فرصت استفاده از این خدمت را داشته باشند چون جایگاه بسیار زیبایی است و فرصت این آموزش را به بقیه هم بدهم.


حرف آخر :

همسفر مهتاب: تمام این چیزهایی که طی این چند سال  آموختم چه در طی سفر اول،چه در دوران مرزبانی ،چیزهایی نبود که من مهتاب روز اول،بلد باشم  و تمام اینها را با استفاده از نشریات و با استفاده از وجود کمک راهنماهای عزیز و کمک راهنمای محترم خودم و با سعی در عملی کردن آنها تا حدودی به دست آوردم .اگر در لژیون و کنگره مطیع و تابع قوانین باشم در مسیرهای دیگر زندگی ام هم می توانم موفق باشم. از اقای مهندس و خانواده محترمشان ،مسافرم و کمک راهنمایان عزیزمان و خانم داوودی عزیز تشکر فراوان می کنم .

مسافر محمود: من خدا را شاکرم که به من هم اجازه داد در این مقطع و این جایگاه خدمت کنم و به نظر من خدمت کردن فرقی ندارد که در کجا باشد و فقط توفیق می خواهد و از خداوند می خواهم باز هم به من توفیق بدهد و در این دوره از کسانی که با هم در این جایگاه بودیم بسیار آموختم و بسیار انرژی گرفتم، همینطور ار آقای امینی تشکر می کنم که چهارده ماه کم و کاستی های من را تحمل کردند و به ما کمک کردند تا بتوانیم راحت تر این دوره را پشت سر بگذاریم و ازآقای مهندس هم متشکرم که چنین بستری را برای ما فراهم کردند همچنین از همسفر خوبم و راهنمایان محترممان کمال تشکر را دارم .

 

تشکر فراوان برای تلاش و خدمت صادقانه و خالصانه شما دو عزیز در این جایگاه و به دلیل خاطرات خوب و شیرینی که در ذهن همه ما با وظیفه شناسی و حسن خلق و حسن رفتار خود در این مدت  به یادگار گذاشتید و انشالله که در هر جایگاه خدمتی که قرار میگیرید، اینچنین بدرخشید و انوارتان حیات بخش باشد و امیدوارم که شاهد شال خوشرنگ کمک راهنمایی بردوش شما دو عزیز باشیم. با سپاس فراوان بابت وقتی که در اختیار ما قرار داذید .موفق و پیروز باشید.

نویسنده: همسفر آزاده

تهیه گزارش: مسافر مصطفی و همسفر زهره

عکس:همسفر فاطمه


 

مرتبط با: مصاحبه،

برچسب‌ها: کنگره ۶۰، مصاحبه،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر ولی الله وهمسفر نرگس یکشنبه 8 مرداد 1396 00:41
بسیار زیبا ودلنشین بود وامیووارم امسال شال کمک راهنمایی رو بر گردن این دو عزیز ببینیم وپاداش خدمت های این 14 ماه در زندگیشون ببینند
خدا قوت وخسته نباشید ویژه به تهیه کنندگان این گزارش زیبا
همسفر سارا چهارشنبه 4 مرداد 1396 10:12
بسیار بسیار عالی بود از دیدن و خواندن این مصاحبه زیبا لذت بردم
بابت تمام تلاش های عاشقانه که در جهت رسیدن به اهداف کنگره انجام داده اید و همچنان انجام می دهید سپاس و خداقوت
جایگاه های بالاتر و به ویژه کمک راهنمایی را برای شما هر دو عزیز فعال ،از خداوند بزرگ خواستارم
تشکر فراوان از تک تک تهیه کنندگان این مصاحبه پر انرژی
جوان و جاوید باشید..
همسفر لیلا(شعبه امین گلی) سه شنبه 3 مرداد 1396 17:25
همسفر مهتاب عزیز و مسافر محمود گرامی از خدمت خالصانه و عاشقانه ی شما در کنگره 60 شعبه ی شیخ بهایی بی نهایت سپاسگزارم و به شما خدا قوت عرض می کنم...
انشاالله شما دو عزیز را در جایگاه کمک راهنمایی ببینم....
سپاس از خدمتگزاران وبلاگ شعبه ی یخ بهایی به خاطر تهیه ی این مصاحبه ی زیبا....
همسفر فرزانه سه شنبه 3 مرداد 1396 16:59
باسلام وخدا قوت خدمت اقا محمود وخانم مهتاب عزیز برای این زوج زحمتکش ارزوی بهترینهارا دارم تشکر از اقا مصطفی وخانمها ازاده زهره وفاطمه ی عزیز
همسفران دوشنبه 2 مرداد 1396 15:12
عالی بود خدا قوت
مسافر مهدی پوستی دوشنبه 2 مرداد 1396 14:58
سلام و خدا قوت خدمت آقا محمود عزیز .
همسفر حدیث دوشنبه 2 مرداد 1396 13:05
سلام و خدا قوت خدمت این دو عزیز امیدوارم که هر چه دلتان می خواهد نصیب شما شود شما نمونه چشمه های جوشان در کنگره هستید .
مسافر شکرالله یکشنبه 1 مرداد 1396 23:53
خداقوت خدمت زوج خدمتگزار شعبه شیخ بهایی
آقا محمود واقعآ از روزهای اول سفر اول خدمت را شروع کرد انشاالله به زودی هردوشال کمک راهنمایی دریافت کنند
خداقوت خدمت تهیه کنندگان این گزارش دلنشین۰
همسفر رویا یکشنبه 1 مرداد 1396 18:09
بسیار زیبا و دلنشین بود من از خانم مهتاب حس شاد بودن و شارژبودن و فعال بودن را گرفتم و امیدوارم همیشه در زندگیشان شاد و سرزنده باشند و بسیار تشکر از این دو بزرگوار به خاطر زحماتشان در کنگره امیدوارم جایگاه های بالاتر را حس کنید
همسفر فهیمه یکشنبه 1 مرداد 1396 16:39
خدا قوت خدمت زوج خدمتگزارمسافر محمود و همسفر مهتاب عزیز و تشکر بابت خدمت صادقانه
و عاشقانه هردوعزیز.عشق به خدمت همیشه در شما باعث عبرت بود. امیدوارم خیر و برکات این خدمتهایتان را در زندگی ببینید و ما هم شاهد موفقیتهای بالاتری از شمادر کنگره باشیم.
اعظم همسفرمهدی (میر داماد) یکشنبه 1 مرداد 1396 15:52
خداقوت بسیار عالی بود لذت بردم ازاین گزارش زیبا
تشکر از نویسنده وگزارش گر وعکاس عزیز فاطمه جان شاد باشید
مسافر محمد وهمسفر مرضیه یکشنبه 1 مرداد 1396 01:02
بسیار گزارش زیبایی بود خدا قوت به این عزیزان بابت تمام خدمتهای صادقانه وعاشقانه امیدوارم باز هم مثل قبل در جایگاه کمک راهنمایی هم این دو عزیز را کنار هم ببینیم.خدا قوت خدمت همه ی عزیزانی که برای تهیه این گزارش زیبا زحمت کشیدند.
اکرم همسفر حسین شنبه 31 تیر 1396 23:48
مصاحبه ی بسیار عالی و پرباری بود
از سخنان هردو عزیز استفاده بردم
خدا قوت و سپاس فراوان خدمت این زوج خدمت گذار بابت یک دوره مرزبانی بسیار خوبشان. خیلی خوشحالم از اینکه در سفر اول در کنار همدیگر بودیم و به رهایی رسیدیم. خاطرات بسیار شیرینی از شما در ذهنم دارم و هرگز فراموش نخواهم کرد
آقا محمود و مهتاب عزیزم امیدوارم به زودی شما را در جایگاه کمک راهنمایی ببینیم و همچنین در تمام مراحل زندگی خود موفق و پیروز باشید
خدا قوت خدمت تمامی تهیه کنندگان این گزارش زیبا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic