در باب دستور جلسه هفتگی:وادی دهم و تاثیر ان روی من
چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت 13:57 | نویسنده این مطلب : همسفر فاطمه ج | ( نظرات )

به نام خالق زیبایی ها

در باب دستور جلسه هفتگی: وادی دهم و تاثیر آن روی من

به قلم کمک راهنما٬ همسفر زهرا جابرزاده

اگر امروز  معنای محبت را درک می کنیم  به دلیل بی مهری ها و نفرت های گذشته است...

 صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است. این قانون چه اثری را در من به وجود آورده.

اگر شخصی در گذشته دارای صفاتی بد و زشت بوده باشد٬ می تواند آن صفات را تغییر دهد و اگر در گذشته شخص دارای صفات خوب بوده می تواند به انسانی بد و نامتعادل تبدیل شود. زندگی ادامه دارد و انسان با داشتن قدرت اختیار می تواند زندگی خود را بسازد. انسان می تواند بدترین شرایط را تبدیل به بهترین و بهترین شرایط را تبدیل به بدترین نماید.

انسانی به علت انجام عملی زشت و ناپسند مانند دزدی ،قتل ،فساد و.... به زندان می رود و در زندان با گذشت زمان٬ متوجه اعمال زشت و ناپسند خود می گردد و نقطه تفکر در او آغاز می گردد که می توان خوب بود و خوب زندگی کرد و بسیاری از زندانی ها هستند که  از کرده خود پشیمان می شوند، شاید بتوان اسم آن را توبه کردن هم گذاشت  و بوده اند کسانی که پس از گذشت این دوران به جامعه بازگشته و برای دیگران مفید بوده اند.

چون پایان هر نقطه سر آغاز  خط دیگری است. قدرت اختیار فقط به انسان داده شد تا بتواند انتخاب کند خوبی ها را یا بدی ها را. شخصی که در تاریکی قرار دارد می تواند با تغییر صفات خود یعنی صفات زشت٬ از تاریکی بیرون بیاید حتی اگر سن او بالا رفته باشد و بگوید من دیگر نمی توانم و یا من که دیگر وقتی برای زندگی کردن ندارم. چون انسان جاری است و زندگی ادامه دارد.

تمام هستی در حال حرکت است و همه چیز در حال تغییر. اگر به فصل ها بنگرید می بیبنید  همه چیز در حال تغییر است.

انسان در مسیر تکامل باید تغییر،تبدیل و ترخیص شود، انسان نمی داند که قبل از این زمین خاکی در کجا بوده و به کجا می رود ولی با تغییر صفات خود رقم می زند که کی باید برود.

زندگی بودن است، وجود داشتن است،حیات است٬ فضا٬ مکان٬ زمان و ساعت است. و بزرگ ترین معجزه حیات خود حیات است٬ یعنی چه؟

زمین مهد است به زمین می آییم تا بیاموزیم. اگر همیشه شادی باشد زندگی معنایی نخواهد داشت و اگر همیشه ناراحتی باشد باز هم زندگی معنایی نخواهد داشت و اگر امروز معنای محبت را درک می کنیم  به دلیل بی مهری های گذشته است٬ به دلیل نفرت های گذشته است.

اضداد باید باشند  تا بتوان آموخت معنی تاریکی  و روشنایی را،قهر و مهر  را، نفرت و عشق را و... زمانی که در شب به خواب می رویم و با طلوع خورشید برمی خیزیم مانند مردن و زنده شدن است. برای زندگی زیبا و بدون بدی ، فساد، کینه،حسادت و... نور  باید باشد و اگر نور نباشد زندگی معنایی ندارد.

 نور،صوت و حس

 هنگامی که می شنوی صدای گنجشکان را از روی درختان تا بگوید صبح دیگری آمده٬ با صوت است.با صوت است که می شود انتقال  داد و اگر کلام نبود نمی توانستیم به بکدیگر محبت را یاد دهیم. تو می توانی با کلام نیکو و زیبا به فرزند،همسفر ،پدر و مادر خود محبت کنی و بگویی دوستتان دارم و هنگامی که تمام حس ها مثبت و خوب شود٬ انسان به مرحله ای می رسد که تمامی هستی و موجودات را دوست دارد از هیچ کس و هیچ چیز بدش نمی آید و می داند که هر کس بهرکاری آمده است. ولی در گذشته با جهل و ناآگاهی که خود برای خود درست کرده بودیم حس های منفی  را با خود حمل می کردیم و با مشکلات که روبه رو می شدیم می گفتیم چرا من؟ مگر گناه من چه بوده است؟ و با نوری که خداوند به ما داد (کنگره) راه خود را پیدا  کرده  و در صراط مستقیم قرار گرفته ایم.

کنگره نور است، وقتی می بینی  زندگی در حال خراب شدن بوده و با ورود به کنگره دوباره مسافر و همسفر به هم وصل می شوند، وقتی می بینی که دیگر هیچ راهی برای ادامه زندگی وجود ندارد و با ورود به کنگره زنده می شوی ، وقتی می بینی مسافری چندین سال است رها شده است و چه پیشرفت هایی کرده ٬ حس می کنی وجود خداوند را که زندگی ادامه دارد و تازه اول راه است و نه پایان راه در هر سنی که می خواهی باش ،نیروهای اهریمنی یا شیطان همیشه در کنار ما هستند و این من هستم که باید صفت خود را تغییر دهم و با افکار  مثبت می توانم یک حس خوب دست یابم  و هرگاه که خواستم حس های خود را مثبت کنم باید تزکیه را شروع کرده که اولین قدم تفکر است برای اینکه صفت گذشته تغییر یابد باید تفکر سالم به ایمان سالم، ایمان سالم به عمل سالم، عمل سالم به حس سالم، حس سالم به عقل سالم ، عقل سالم به عشق سالم  تبدیل شود.

من می دانم که آدم های بدی بر سر راهم قرار خواهند گرفت برای آموزش دادن به من و آنها را دوست خواهم داشت.  من زهرا تا دیروز ترس ها امانم را بریده بودند و لی الان نمی ترسم چون ایمانم قوی تر شده است، اگر من تا دیروز مادیات برایم خیلی مهم بود امروز با آنجه هست لذت می برم، من قبل از کنگره با بدبینی، ترس، منیت و غم و اندوه٬ اخت شده بودم ، صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است دیگر تقصیر ها و مشکلاتم را بر گردن این و آن نمی اندازم و خود را باعث می دانم و می گویم می توان در سخت ترین شرایط زندگی خود را تبدیل به بهترین ها کنم  و دیگر از ترس دروغ نمی گویم.

 

با احترام کمک راهنما همسفر زهرا جابرزاده٬لژیون هجدهم

نگارش متن:همسفر فاطمه ج

مرتبط با: مقالات و دل نوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سارا پنجشنبه 25 خرداد 1396 14:28
بسیار عالی و دلنشین بود خانم زهرای عزیز
خداقوت و سپاس از خانم فاطمه عزیز
شاد و پیروز باشید..
پنجشنبه 25 خرداد 1396 00:41
باسلام وخدا قوت خدمت خانمفاطمه وزهرای عزیز بسیار عالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic