گفت و گو با اسیستنت محترم سرکار خانم مرجان مرادی
شنبه 26 فروردین 1396 ساعت 16:25 | نویسنده این مطلب : همسفر آزاده | ( نظرات )

به نام نامی دوست

دریافت با گوش جان

گفت و گو با اسیستنت محترم سرکار خانم مرجان مرادی

  وقتی یک همسفر در کنگره حضور دارد و دارد کارش را به درستی انجام می دهد ،باید حال خوبی داشته باشد و از این که مسافرش درست سفر نمی کند نباید ناراحت بشود ،چون باید ایمان داشته باشد که هر چیزی زمان مناسبی دارد ..         


 

ضمن خیر مقدم به شما و تشکر از این که وقت خودتان را برای این مصاحبه در اختیار ما قرار دادید ،خواهش می کنم خودتان را به رسم کنگره معرفی کنید؟

 مرجان هستم یک همسفر،مسافرم کامران بیست سال مصرف آنتی ایکس تریاک و شیره داشت ،هجده ماه به روش دی اس تی و با داروی اپیوم سفر کرد ،به راهنمایی آقای خدامی و خانم سودابه و امروز نه سال و پنج ماه و چند روز است که آزاد و رها هستیم .


اگر ممکن است مقداری از جایگاه خدمتی خود،وظایف و اختیاراتتان برایمان بگویید؟

جایگاه اسیستنت جایگاهی است که دقیقا معادل واژه ایجنت هست و همانطور که ایجنت در بخش مسافران خدمت می کند و راهنمای مرزبانان می شود ،در بخش خانواده هم اسیستنت در همان جایگاه مرزبانان خانواده را راهنمایی می کند،همانطور که همه ما می دانیم ایجنت ها و اسیستنت ها در واقع ریش سفیدهای هر شعبه هستند و تلاش می کنند که اگر جایی در رابطه با اجرای قوانین به وجودشان احتیاج هست ،آنچه که می توانند را انجام بدهند و قرار نیست که اسیستنت ها در کار لژیون راهنماها دخالتی بکنند و همینطور قرار نیست که کار اجرایی بکنند و این نکته را آقای مهندس همیشه و بخصوص در سی دی های اخیر خود گوشزد می کنند.


مدت زمان زیادی است که شاهد حضور و خدمت شما در کنگره هستیم ،این انگیزه قوی حاصل چه چیزی است ؟

وقتی که تو وارد یک مجموعه ای می شوی که تو را با تمام وجود می پذیرند و مورد استقبال قرار می گیری و کسانی که به محض این که  لب باز می کنی تا مشکلت را بگویی آنها می گویند که می دانیم ،یعنی که این راه و این رنج را قبلا خودشان متحمل شده اند و آن را طی کرده اند ،کسانی که شغل و جایگاه اجتما عی  و خانوادگی و ثروت و سوادت ،اصلا برایشان اهمیتی ندارد ،در اینجاست که متوجه می شوی که اینجا با جاهای دیگر خیلی متفاوت است و بعد هم بدون هیچ توقعی تمام آنچه ر ا که دارند و به دست آورده اند را در اختیار تو قرار می دهند تا تو هم بتوانی مثل آنها این مسیر را پیدا بکنی و به نقطه ای که همه به دنبال آن هستند یعنی حال خوش برسی .من نماد همچنین قضیه ای را بیرون از کنگره نمی توانم پیدا بکنم ،حالا که اینجا هست چی بهتر از این که اینجا حضور داشته باشم و اینجا بتوانم، آن کاری را که دیگران برای من کردند ،من هم انجام بدهم به جهت این که این تازه می شود وظیفه ای که هر انسانی دارد یعنی کار خیلی عجیب و غریبی نیست و انسانیت حکم می کند که تو بدون توقع به دیگران خدمت کنی و چیزی را که به دست آورده ای را در اختیار دیگران بگذاری،در این صورت است که ترجیح می دهی بمانی و ادامه بدهی ،ضمنا هر قدم و هر لحظه اش باعث می شود که تو یک چیزی یاد بگیری و به واسطه آن می توانی در زندگی اجتماعی ات هم فرد موفقی باشی پس می خواهی اینجا بمانی .

از همه این ها بالاتر ،وقتی یک الگویی داری ،یک مرد بزرگی که بالای این هرم ایستاده و از وقتش ،از خودش ،از خانواده اش ،از بدنش و از همه چیزش می گذارد برای این که به دیگران خدمت بکند باز دوباره تصمیم می گیری که بمانی ،همه ی اینها پارامترهایی است که تو را برای ماندن در اینجا تقویت می کند و تو را دلگرم تر می كند و تشویق می کند تا همچنان به این مسیر ادامه بدهی .


همه افراد در کنگره در حال آموزش گرفتن هستند اما نماد بیرونی آموزش دیدن درست در مورد افراد چیست،یعنی چه زمانی می توان گفت افراد درست آموزش دیده اند؟

من فکر می کنم هر کس آنچه را که یاد گرفته آیا در عمل ،در روابطش و در تعامل با دیگران و اطرافیان و جامعه اش ،آیا آنها را به انجام می رساند یا نه؟ ممکن است که من اینجا در کنگره بگویم که وادی نهم یعنی نقطه تحمل و تکرار منظم یک موضوع در طول زمان و یعنی این که  سعی کنیم دیگران را به آستانه آشوب نرسانیم و خودمان هم نرسیم ،همه ی اینها را می دانم و آموزش گرفته ام ،اما بیرون از اینجا اگر یک موقع عصبانی شدم کارهای عجیب و غریب و اعمالی از من سر می زند که بعضی وقت ها خنده دار است ،این یعنی این که تمامی آنچه که من تا الان گفته ام فقط در مرحله حرف مانده است ،یعنی نتوانسته ام به آن عمل بکنم .اما خیلی مهم و خیلی شیرین است که آدم آنچه را که آموزش گرفته بتواند به آن عمل بکند و زمانی که برمی گردد و آموزش هایش را دوباره دوره می کند و ضعف هایش را اصلاح می کند ،قدرت اختیار و انتخابش خیلی بیش تر می شود و اختیار بیشتری برای رسیدن به خواسته هایش برایش مهیا می شود.

 

آیا زمانی که کمک راهنما تمام تلاش خود را انجام می دهد که لژیون و رهجویان  پویا و فعالی داشته باشد ولی این اتفاق رخ نمی دهد ،اشکال کار در کجاست؟

ممکن است که انسان هر زمانی سهمش را به درستی انجام ندهد و این می تواند از طرف هر کسی باشد ،اما کمک راهنما باید خواسته و بذر را درون  رهجو ببیند و  اگر این بذر را دید آنوقت می تواند کارها و اقداماتی انجام بدهد و آموزش ها را به سمتی ببرد که این بذر بتواند رشد کند  و پرورش پیدا بکند  ،چون ما اگر که بذری باشد می توانیم بستر و آب و خاک و نور  و.. برای آن فراهم کنیم و در غیر این صورت کاری نمی توانیم بکنیم ،پس بذر باید وجود داشته باشد ،سپس کمک راهنمایی که تزکیه و پالایش کرده قطعا می تواند وجود و یا عدم وجود  این بذر را ببیند ،فرقی نمی کند و بعد بر حسب وجود خواسته تلاشش را انجام می دهد .

اما برای رهجویانی که واقعا خواسته ای برای رشد و ارتقاء ندارند ،حقیقتا هیچ کس نمی تواند کاری بکند ،همانگونه که آقای مهندس می گویند که تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است ، البته این بدان معنی نیست که افرادی که خواسته ندارند هیچوقت و به هیچ عنوان تربیت نمی شوند و آموزش پذیر نیستند ، بلکه ممکن است که در آینده اتفاق بیفتد ،اما ما نمی دانیم چه زمانی و باید زمان مناسبش فرا برسد و ما نمی توانیم به زور به کسی آموزش بدهیم.

برخی از همسفران به شرکت در جلسات و لژیون علاقه مند هستند ولی تمایلی برای شرکت در امتحان کمک راهنمایی ندارند ،چرا این اتفاق می افتد؟

به نظرم می آید که خیلی وقت ها بچه ها باید تشنه ی انجام یک کاری باشند و این تشنه بودن برای کسانی اتفاق می افتد که با گوش جان مطالب کنگره را دریافت بکنند ،زمانی شما فقط صحبت ها را می شنوی و یک وقتی با تمام وجودت می فهمی و انگار این صحبت ها می رود درون تک تک سلول های وجودت و با گوش جانت می شنوی،اگر انسان با گوش جان بشنود ،آنوقت است که می فهمد چرا توی کنگره است و قشنگ درک می کند که چرا باید خدمت بکند و چرا باید ادامه بدهد و همه ی اینها اتوماتیک وار اتفاق می افتد و دیگر نیازی به این ندارد که یک راهنما بخواهد برایش توضیح بدهد هر چند راهنما در ایجاد انگیزه و تشویق و تحریک رهجوها می تواند نقش خیلی بزرگ و مهمی داشته باشد اما قسمت عمده و اصلی قضیه به خود رهجو مربوط می شود و این که چقدر با گوش جان مطالب را دریافت کرده باشد.

  

چه زمانی می توان گفت که یک همسفر با تمام وجود آموزش گرفته است و بعد از طی مدتی که در کنگره بوده باید چه چیزی به دست آورده باشد؟

اولین علامت این است که اعضاء خانواده به او می گویند که عوض شده ای و دیگر مثل قبل نیستی ،مهم تر از همه به جهت این که یک همسفر  به عنوان مادر و یا به عنوان همسر که در خانه نقش کلیدی دارد ،زمانی که او تغییر می کند در واقع در خانه آرامش برقرار می شود و خانه ای که در آن آرامش برقرار است باید الزاما قبلش تک تک اعضاء در آن به آرامش رسیده باشند تا بتوان آن خانه را آرام دید .پس تغییر به طوری که دیگران به ما بگویند که تو تغییر کرده ای و برقراری آرامش دو نشانه مهم هستند .


تزکیه و پالایش در چند جمله؟

دور ریختن آشغالهایی که به مرور زمان و در طول سالها  در تمام وجودمان رخنه کرده و این فقط با توجه امکان پذیر است و بی تفاوتی یعنی این که فکر کنیم که همه چیز مال بقیه است و مال تو نیست و تو هیچ مشکلی نداری.

 

برای همسفرانی که مسافرانشان  حرکتی نمی کنند با وجود این که خودشان دو سه سالی است که در کنگره هستند و خوب حرکت می کنند  چه پیشنهادی دارید ؟

اولین و مهم ترین پیشنهادی که دارم این است که اگر کسی در کنگره حضور دارد یعنی راه کنگره را پیدا کرده ،اما نمی تواند طبق آن اصول و آموزش هایی که در کنگره وجود دارد ،درست حرکت کند و برنامه سفرش را نمی تواند تنظیم بکند ،من فکر می کنم دلیل خاصی دارد و این دلیل خاص بندهایی است که به پای این فرد هست ،ما نمی دانیم چه بندی اما می توانم قاطعانه بگویم که وقتی یک همسفر در کنگره حضور دارد و دارد کارش را به درستی انجام می دهد ،باید حال خوبی داشته باشد و از این که مسافرش درست سفر نمی کند نباید ناراحت بشود ،چون باید ایمان داشته باشد که هر چیزی زمان مناسبی دارد .یک سری بندها هستند که تا از دست و پای انسان باز نشوند اصلا انسان اجازه پیدا نمی کند که از تاریکی وارد روشنایی بشود ،پس انسان برای اجازه یافتن باید سعی کند آن بند ها را باز کند .

این بندها چیزهایی هستند به جز اعتیاد زیرا تاریکی فقط اعتیاد نیست و یک همسفر باید این را بداند که اگر نمی شود نباید همیشه فکر کند که تقصیر من است ،شاید من به عنوان یک همسفر نقشی در این قضیه داشته باشم اما ما همیشه می گوییم آموزش های همسفر و مسافر جداست .پس همسفر باید کارش را به درستی انجام بدهد و این ارتباط خود را با کنگره قطع نکند و پیشنهاد من این است که حتما این را در نظر داشته باشند که گاهی وقت ها بندها مربوط به آنها است که باید آنها را باز کنند و اگر این بند ها مربوط به مسافر بود تنها کاری که می توانید انجام بدهید دعا است .دعا کنید که او بتواند بندهایش را از دست و پایش باز کند و بتواند به حرکتش ادامه بدهد .

 

توصیه شما به همسفرانی که مسافرانشان علی رغم ورود به سفر دوم خوب حرکت نمی کنند چیست ؟

به هر حال سفر اول و دوم فرقی نمی کند، مسافری هم که در سفر دوم شل می آید و خدمت نمی کند، شما به عنوان همسفر مسیری را که با هم آمده اید را ادامه بدهید و اگر ایشان اجازه می دهند که شما در کنگره حضور داشته باشید که خوب باشید چون ما به اجازه همسر احتیاج داریم و برایمان مهم است و خدمت خودتان را انجام بدهید چون آقای مهندس می گویند مطالب ما مربوط می شود به هر فردی که به عنوان یک انسان باید یاد  بگیرد و اگر شما فکر می کنید که هنوز نیاز به آموزش گرفتن دارید به کنگره بیایید و خدمتتان را انجام بدهید و به هم وابسته نباشید و همسفری که بگوید چون مسافرم نمی آید من هم نمی آیم در واقع یک نعمت بزرگ را از خودش دریغ کرده است و خودش را محروم کرده است .

 

 بهترین خاطره از کنگره در ذهن شما چیست ؟

همیشه حضور در اتاق آقای مهندس برای رهایی بچه ها ،یکی از بهترین خاطراتم بوده و هر بار برایم تازگی روز اول را داشت و هیچ وقت حاضر نیستم با هیچ تصویری عوضش کنم .

 

  کلام آخر و توصیه شما برای همسفران ؟

یک بار دیگر خوشحالی حضور خودم را از این که بعد از یک مدت زمانی توانستم در جمع شما بچه های با صفا  و مهربان نمایندگی شیخ بهایی باشم ابراز می کنم . خیلی خیلی از این بابت خوشحالم .اصلا  صحبتم در جایگاه توصیه نیست ولی همیشه سعی کنیم که قدر کنگره را و جایگاهی که در آن هستیم و راهی که به ما نشان داده شده و عین رحمت خداوند است را بدانیم و اگر قدر بدانیم قطعا چیزهای بهتری هم به ما داده خواهد شد و خدای نکرده با ناسپاسی باعث نشویم که این رحمت بزرگ الهی از ما گرفته شود همین . 


ممنون از این که قبول کردید که علی رغم زمان کم خود در مصاحبه ما شرکت کنید.

تهیه گزارش:همسفر آزاده

مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر افسانه از سهروردی جمعه 1 اردیبهشت 1396 22:43
خدا قوت خدمت خانم مرجان عزیز مثل همیشه از صحبتاتون لذت بردم.
فاطمه پنجشنبه 31 فروردین 1396 22:48
خدمت خانم مرجان عزیزم سلام وخداقوت عرض می کنم چه قدر لذت بردم از صحبت های شما
دوشنبه 28 فروردین 1396 12:36
باسلام وخداقوت خدمت سرکار خانم ازاده وخانم مرجان عزیز این مصاحبه به من دلگرمی بیشتر وحس تلاش بیشتری داد با سپاس
همسفر سارا یکشنبه 27 فروردین 1396 09:58
بسیار عالی زیبا و تاثیرگذار بود
سپاس و خداقوت خدمت خانم مرجان عزیز از سخنان زیبای ایشان استفاده کردم
خداقوت و تشکر از خانم آزاده عزیز
پاینده باشید...
همسفر زهرا(ب) یکشنبه 27 فروردین 1396 09:18
سپاس فراوان از خانم مرجان عزیزخداقوت به خانم آزاده برای تهیه این مصاحبه زیبا وپرمحتواشاد وسربلند باشید
همسفر محبوبه یکشنبه 27 فروردین 1396 08:52
ممنون از خانم مرجان وتشکر از خانم آزاده.
آرزو.ص یکشنبه 27 فروردین 1396 00:36
با سلام خدمت خانم مرجان عزیز.بسیار از صحبتهای شما استفاده بردم.با تشکر از خانم آزاده بخاطر تهیه این گزارش زیبا.
همسفر مانا شنبه 26 فروردین 1396 21:04
خسته نباشید خدمت خانم آزاده . عالی بود استفاده کردم.
همسفر الهام شنبه 26 فروردین 1396 18:32
خدا قوت خدمت خانم مرجان عزیز
سخنان زیبا و دلنشینی بود، امیدوارم من و دیگر همسفران شعبه شیخ بهایی بتوانیم با گوش جان سپردن به این سخنان سفر خود را به خوبی طی کنیم و در صراط مستقیم قراربگیریم
خدا قوت خدمت خانم آزاده عزیز ،سپاس از گزارش بسیار زیبایی که تهیه کرده بودید
برای هر دو عزیز بهترینها را از خداوند بزرگ خواستارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic