کارگاه آموزشی عمومی؛ پنج شنبه 96/01/24
جمعه 25 فروردین 1396 ساعت 15:39 | نویسنده این مطلب : همسفر زهره | ( نظرات )
به نام نامی عشق
روز پنج شنبه 96/01/24 جلسه نهم از دور دوازدهم كارگاه های آموزشی عمومی كنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان با نگهبانی مسافر عباس، استادی مسافر رضا و دبیری مسافر علی با دستور جلسه اول:
جهان بینی 1 و 2" و دستور جلسه دوم: " جشن اولین سالروز تولد مسافر اكبر" رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


کسانی که در کنگره خدمتگزار می شوند رهایی های باکیفیت دارند٬ کسانی که روی جهان بینی شان کار می کنند  در کنگره ماندگار می شوند....

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می کنم که بار دیگر توفیق حضور در کنگره را پیدا کردم.دستور جلسه امروز جهان بینی است. اگر بخواهیم وارد متن جهان بینی شویم توضیحات زیاد است. روزی که به کنگره آمدیم به ما گفتند درمان سه ضلع دارد جسم٬روان و جهان بینی.آن موقع خیلی با جهان بینی آشنا نبودم وقتی که می گفتند جهان بینی نمی دانستم یعنی چه و فکر می کردم صرفا با تیپر کردن مواد به رهایی می رسم٬ اما به مرور زمان متوجه شدم که ضلع سوم یعنی جهان بینی اگر نباشد درمان صورت نمی گیرد.وقتی که جزوه جهان بینی را باز می کنیم نوشته جهان بینی کاربردی٬ اگر بخواهیم از روی این جزوه فقط بخوانیم دو ساعته کار تمام است٬ اگر بخواهیم حفظش کنیم نهایتا یک هفته می توانیم آن را حفظ کنیم٬ ولی اگر بخواهیم در زندگی کاربردی کنیم خیلی سخت است زمان زیادی می خواهد.۱۱ ماه باید جهان بینی را کار کنیم تا بتوانیم به یک جهان بینی نسبی برسیم و به رهایی از اعتیاد برسیم.و بعد از رهایی تازه اول کار است٬ اول بسم الله است و با این جهان بینی کار داریم.

اگر بخواهیم یک تعریف ساده و قابل فهم از جهان بینی داشته باشیم جهان بینی یعنی دیدن جهان٬جهان بینی یعنی اطرافت را ببین.یک مواقعی یک عینک دودی به چشمت می زنی همه جا را سیاه می بینی٬ اگر بتوانی شیشه عینک را تغییر دهی و یک شیشه سبز به آن بزنی و با آن به اطرافت نگاه کنی همه جا را سبز می بینی. پس دیدن ما مربوط می شود به این عینکی که بر چشمانمان می زنیم این صور آشکار قضیه است.در صور پنهان چه قضیه ای است؟ چه چیزی است که یک نفر همه چیز را بد می بیند٬ دنیا را زشت می بیند٬ طبیعت به آن لذت نمی دهد٬ مسافرت رفتن برایش لذت بخش نیست.من می آیم کنگره می خواهم این جهان بینی را تغییر دهم٬ چه چیزی را باید تغییر دهم؟چیزی نیست جز حس.من دنیا را با چه حسی می بینم با حس نفرت یا حس عشق؟اینکه من دنیا را با چه حسی می بینم این تعیین کننده ی حال خوش یا حال بد من است.

حال من می خواهم بیایم کنگره و حس هایم را درست کنم.اگر می خواهی حس هایت را درست کنی و جهان بینی ات تغییر کند٬ اول باید آموزش بگیری٬ یواش یواش به مرور زمان تفکرت عوض شود٬ باید اندیشه و دیدگاهم عوض شود٬ باید منیت هایم را کنار بگذارم٬ باید بتوانم بر ترسهایم غلبه کنم٬ باید دانایی هایم را به دانایی موثر تبدیل کنم٬ به فرمان عقل نزدیک شوم٬ تمام متونی که در این جزوه جهان بینی گفته را روی آنها کار کنم تا حسمان عوض شود.

در پیام آمده که تولدها شبیه هم هستند اما در جزئیات تفاوت عظیمی هست که شخص بعد از اینکه یک سال از رهایی اش می گذرد آیا شخص دیگری شده؟! اگر من بعد از یک سال رهایی همان کردار٬همان گفتار٬همان منش٬ همان خلق و خو را داشته باشم یعنی جهان بینی ام هیچ تغییری نکرده و روی این ضلع بیشتر باید کار کنم.

اوایل که به کنگره آمده بودم همیشه با خودم می گفتم چرا باید خدمت کنم؟ نمی شود مشارکت نکنم٬ پیراهن سفید نپوشم و به درمان برسم یعنی حتما باید این کارها صورت بگیرد تا درمان شوم هر چه زمان گذشت بیشتر متوجه شدم که تک تک این کارها به درمان کمک می کند.اکثر انسانها موجوداتی هستند که تا یک حدی را می بینند اینکه ما سفر می کنیم ممکن است در اوایل سفر به یک چیزهایی نیاز نداشته باشیم اما در اواسط یا اواخر سفر به آنها نیاز داریم و باید برگردیم وروی جهان بینی کار کنیم وگرنه آنجا ضربه می خوریم.من وقتی به مسافرت می خواهم بروم با خودم چادر مسافرتی٬مواد غذایی٬لباس گرم و...می برم شاید در ابتدا که می خواهم حرکت کنم به این وسایل نیاز نداشته باشم اما آیا می توانم بگویم تا آخر مسافرت به آنها نیاز پیدا نمی کنم و کسی که به کنگره می آید دقیقا همین است شاید در ابتدا احساس می کند به آن جهان بینی نیاز ندارد اما یک جاهایی آن جهان بینی کمکش می کند.

کسانی که در کنگره خدمتگزار می شوند رهایی های باکیفیت دارند٬ کسانی که روی جهان بینی شان کار می کنند  در کنگره ماندگار می شوند.

دستور جلسه دوم:تولد اولین سال رهایی مسافر اکبر:

اکبر یکی از افرادی بود که مدت زمانی که موادش را ترک می کرده از مدت زمانی که مواد می کشیده بیشتر بوده است.یعنی دو ماه مواد می کشیده شش ماه ترک می کرده و این برایش خیلی سخت بوده.روزی که به کنگره آمد سفر خوبی را آغاز کرد و چیزی که به درمانش بسیار کمک کرد خدمت کردن در سفر اول بود و در سفر دوم هم خدمتش را ادامه داد.برای رهایی هم لژیونی هایش همیشه به تهران می رفت.اکبر وقتی به کنگره آمد می گفت که من نمی توانم اینجا بمانم و همه من را می شناسند و برای من خیلی بد می شود و من به او گفتم کسی که به کنگره آمده مطمئن باش خودش هم مصرف کننده است که اینجاست.و به من گفت که من سفر می کنم اما برای رهایی بالا نمی آیم و اعلام رهایی نمی کنم٬تولد هم نمی گیرم اما هم موقع رهایی اش اعلام رهایی کرد و هم امروز تولد می گیرد و این نشان می دهد که چقدر جهان بینی اش تغییر کرده چقدر تفکر و اندیشه اش تغییر کرده است. همسفرش هم٬ هم پای مسافر آمد و  بال پرواز مسافرش  شد.خدمت مسافر اکبر٬ همسفرشان٬ راهنمای همسفرشان و کل اعضای شعبه تبریک عرض می کنم.

پس از مشارکت مسافران و همسفران و قرائت اوای کنگره 60 اولین سالروز رهایی مسافر اكبر را با شور و شکوه فراوان  جشن گرفتیم.

اعلام سفر مسافر اکبر:

آنتی ایکس مصرفی:تریاک

مدت تخریب:۶ سال

روش درمان:دی اس تی همراه با شربت اوتی

مدت سفر:۱۱ ماه و ۱۴ روز

نام راهنما:آقای رضا رامشه

مدت رهایی:یک سال

رشته ورزشی:والیبال

آرزوی مسافر اکبر:آرزو می کنم که خدایا ما را لحظه ای به حال خودمان وا مگذار و هر کسی که وارد کنگره شد رها شود.

آرزوی همسفر اعظم:آرزو می کنم هر چه آموزش در کنگره می بینیم به مرحله ی عمل برسانیم.

آرزوی همسفر زینب:آرزوی من این است که در کل جهان هر کسی که مشکل اعتیاد دارد با کنگره آشنا شود و درمان شود.


سخنان مسافر اکبر:

ابتدا از آقای مهندس خیلی تشکر می کنم که چنین بستری را برای ما آماده کردندتا بتوانیم رها شویم.از آقای حیدری رامشه تشکر می کنم،که اگر این جا هستم به خاطر زحمات ایشان است.از خانم امینی هم که برای همسفرم زحمات زیادی کشیدند،تشکر می کنم و همچنین از آقای معتمدی هم که در سفر دوم کنارشان هستم،متشکرم. تنها چیزی كه می خواهم بگویم این است كه قبل از  کنگره،اصلا آرامش وحس خوبی نداشتم.عزیزی مرا راهنمایی کرد و به کنگره آمدم،درابتدا مشکلاتی بود، ولی خدا راشکر در ادامه برطرف شد،از همه عزیزان که مشوق و راهنمای من بودندمتشکرم.

سخنان کمک راهنما همسفر اعظم امینی:

خدا راشکر که بار دیگر به من اجازه داد تا در این جایگاه حضور داشته باشم.خدمت مسافر اکبر،راهنمایشان، همسفرانشان خانم اعظم وخانم زینب عزیزتبریک عرض می کنم. اگر امروز در این جایگاه هستم و لذت میبرم،به خاطر تاریکیهایی است که این خانواده در اعتیاد گذرانده اند.این خانواده زمانی که وارد کنگره شدند،خانواده ای بودند که زیاد شادی را حس نمی کردند، این به خاطر اعتیاد و یا وجود مشکلات نبود،بلکه به خاطر عدم جهان بینی درست بود.همسفر هم حال به هم ریخته ای داشت و این فقط مربوط به اعتیاد مسافر نبود.اما یک خصوصیت خوبی که داشتند،هیچ گاه از مسافرشان گله و شکایت نمی کردند و هر گاه حالشان بد بود،علت را خودشان می دانستند.اینکه همسفر علت مشکلاتش را مسافرش نداند خیلی خوب است و باعث پیشرفت او می شود.

برای درمان اعتیاد مثلث وجود دارد که از جسم و روان و جهانبینی تشکیل شده و این قدر اهمیت جهانبینی بالاست که آقای مهندس می گویند:95%درمان، در جهانبینی فرد است. حالا جهانبینی افیونی که در فرد مسافر بوجود می آید،ترکشهای آن به همسفر هم اصابت می کند.داستانی است که پیامبر و یارانشان از جایی می رفتند که حیوانی مرده را دیدند.یکی گفت:چه بوی بدی می دهد، دیگری گفت:چه صورت زشتی دارد و پیامبر فرمودند:چه دندانهای سفیدی دارد....حالا اینکه من در مورد مشکلات زندگی ام چگونه قضاوت کنم و چگونه با آنها برخورد کنم،همه مربوط به جهان بینی من است. مشکلات همیشه در زندگی من وجود دارد تا انسان را کار آزموده کند و به مقامی برسد که از فرشتگان هم بالاتر برود.حالا این ما هستیم که مشکلات را رحمت خداوند بدانیم ویا لعنت او!!!

سخنان همسفر اعظم:

گاهی گمان نمی کنی،ولی میشو د      گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است      گاهی نگفته،قرعه به نام تو می شود

از آقای مهندس،خانواده محترمشان، ازآقای حیدری رامشه ، آقای معتمدی،از راهنمای خوبم خانم اعظم که در کنار ایشان به آرامش رسیدم و از کلیه خدمتگزارن شعبه سپاسگزارم. حدود شش سال مسافرم مصرف مواد داشتند و هیچ گاه مصرف کردنشان را نمی دیدم،اما چون خلق و خوی ایشان تغییر کرده بود،مدام مانند ذره بین او را زیر نظر داشتم، تمام لباسهایش را می گشتم، مواد هم پیدا می کردم،اما باورم نمی شد یا نمی خواستم باور کنم که ایشان مصرف مواد دارند و میگفتم نه!!! این کار  او نیست. این باعث می شد من بد اخلاقی کنم و آرامش را از مسافرم بگیرم.از ته دل از ایشان معذرت میخواهم. بهار فصل زایش است ورهایی ما هم در بهار اتفاق افتاد. امیدوارم هر فردی که به کنگره می آید،جایگاه امروز ما را تجربه کند.

سخنان همسفر زینب:

چیزی که همیشه در مورد پدر و مادر در ذهنم هست،پدر مانند خودکار است و مادر مانند مداد. پدر؛ همیشه مقاوم است و مادر می سوزد و می سازد... همیشه بعد از خداوند،تکیه گاهم پدرم بوده و هست. جوری روی پدرم حساب میکنم که اگر می گوید می شود،حتما می شود.زمانی که مسابقه مهمی داشتم،هیچ کس نتوانست برای حال اضطراب من کاری بکند و زمانی که پدرم گفت تو می توانی و موفق می شوی و با من صحبت کرد،بسیار آرام شدم و نتیجه هم گرفتم.

همیشه دو آرزو داشته ام ،یکی درمان مواد پدرم که درمان شدند و آرزویی که از بچگی داشتم،سیگار نکشیدن ایشان بود که به شکر خدا چند ماهی است که در لژیون سیگار هستند.تا به حال پدرم هیچ کوتاهی برای من نکرده و  امیدوارم من هم بتوانم وظایف فرزندی را به جا آورم و باعث شادی پدر و مادرم باشم. امیدوارم آقای مهندس هم سالهای طولانی در سلامتی به سر ببرند و سایه شان بالای سر کنگره برقرار باشد.

 همچنین تعدادی از مسافرانی که چهارشنبه گذشته گل رهایی از دستان پر مهر و عطوفت اقای مهندس دژاکام دریافت کرده بود ورودشان را به سفر دوم اعلام نمودند:

تا باد چنین بادا!

نویسنده:همسفر زهره و همسفر محبوبه

تصویرگر:مسافر مسعود

 

مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: