خانه تکانی دل؛ دلنوشته همسفران
یکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت 17:41 | نویسنده این مطلب : همسفر اعظم | ( نظرات )

به نام خداوند عشق

  خانه تکانی دل   

 به قلم همسفر مرضیه

فهمیدم تمام گره های بسته شده را باید با دانش و آگاهی باز کنم تا برای همیشه خانه تکانی دل به پایان برسد...

 

عروسی که کردیم یك خانه خریده بودیم 70 متری که یک زیرزمین 12 متری داشت که در آن توی آشپزخانه باز می شد هر سال بدترین قسمت خانه تکانی همین زیرزمین کوچک با سقف کوتاه و تاریک بود که تازه از توی آشپزخانه راه داشت .

چند روز یا شاید چند هفته ای باید وقت صرف این زیرزمین می کردم ، تمام وسیله ها را از تو زیرزمین بیرون می آوردم بیرون می گذاشتم توی حیاط و بعد از تمیز کردن دیوارها و کف زیرزمین تمام وسیله ها را که پاک و شسته شده بود را می بردم و مرتب می چیدم سر جاش ، چقدر از انرژی که داشتم اینطوری از دست می رفت تازه دست آخر تنها چیزی که عایدم میشد غرغرهای مسافرم از این همه به هم ریختگی ، مریضی و خستگی های خودم بود هیچ وقت از این همه کار و تمیزی بعد از خانه تکانی لذت نمی بردم همیشه گوشه ذهنم یک دلواپسی، یه غم عجیب و یک حس ناشناخته بود همیشه اعصاب خوردی داشتم و بعد از تمام شدن کارها کلی حرف و دعوا داشتیم و همه خستگی ها به تنم می ماند هیچ ذوقی برای کارهایم نداشتم همیشه ذهنم درگیربود .

همیشه برایم سوال بود که چرا با وجود اینکه زودتر از دیگران خانه تکانی هایم را شروع میکنم و خیلی بهتر و زودتر از همه کارهایم را به انجام می رسانم ولی آرامش ندارم و آن لذتی که باید باشد نیست .

امسال اولین سال نو بعد از ورودمان به کنگره است امسال با همه سالهای قبل فرق دارد امسال اولین سالیه که دیگه مثل سابق توی خونه ما آشوب و به هم ریختگی نیست اولین سالیه که دیگه دغدغه تمیز کردن و بشور و بسابهای هر ساله را ندارم چون آرامش دارم مدتهاست که خانه تکانی دلم را شروع کردم و خیلی وقت است که فهمیدم باید خانه دل را خانه تکانی کرد تا به خانه تکانی ظاهری و دنیوی رسید فهمیدم که باید زنگار غم و کینه و حسد و بخل را از خانه دل شست و برون ریخت باید قلب را با عشق جلا داد تا خانه تکانی کامل شود .

من توانستم خیلی چیزها را به خوبی و برای همیشه از صندوقچه دل و افکارم بیرون بریزم و خوبیها را جایگزین آن کنم . اکنون وقتی به سالهای قبل فکر میکنم از نادانی خودم خنده ام میگیرد تازه فهمیدم دلیل آن همه نا آرامی و دغدغه من چه بوده است فهمیدم اول باید تفکرات و اندیشه و احساسم را خانه تکانی میکردم تا به آرامش برسم و همه اینها را کنگره به من آموخت .کنگره به من آموخت که با مشکلات زندگی روبه رو شوم و آنها را برای همیشه حل کنم ، تمام گره های بسته شده را با دانش و آگاهی باز کنم تا برای همیشه خانه تکانی به پایان برسد .

راهنمای خوبم از شما سپاسگزارم که تمام این مدت با آموزشهای خوبتان راه روشن را به من نشان دادید و آرامش را به قلب من ، زندگی من و خانواده ام هدیه کردید.

 همسفر مرضیه از لژیون ششم

 

مرتبط با: سرگذشت مسافران و همسفران،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
manicure چهارشنبه 9 فروردین 1396 19:52
Hey there! I could have sworn I've been to this site before but
after browsing through some of the post I realized it's new to me.
Nonetheless, I'm definitely glad I found it and I'll be bookmarking and checking back often!
همسفر دوشنبه 30 اسفند 1395 23:16
خدا قوت به خانم اعظم وتشکر از خانم مرضیه عزیر.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic