به نام یزدان پاک

روز یکشنبه 15/6/1394 جلسه ی چهاردهم از دور ششم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران شعبه ی شیخ بهائی، با نگهبانی همسفر خاطره، دبیری همسفر لیلا و استادی اسیستنت محترم سرکار خانم مرجان ، با دستور جلسه ی "هفته مرزبان، ایجنت و اسیستنت(جشن)" راس ساعت 16 آغاز به کار نمود.


  مرزبانان، ایجنت ها، اسیستنت ها، کمک راهنماها بزرگترین سلاحشان محبت است. با محبت می توانیم افرادی را که حال خوشی ندارند جذب بکنیم وگرنه با نیمه تاریک آنها روبرو می شویم که قطعا اتفاق خوبی در این قسمت نخواهد افتاد. امیدوارم که همه  ما درک کنیم که؛ کجاییم درک کنیم که چه مسیری را رفته ایم و قرار است چه مسیری را ادامه بدهیم. سرمان را پایین بیندازیم و وظیفه خود را به نحو شایسته انجام دهیم.
طبق جمله ایی که آقای مهندس فرمودند: همه برای یکی و یکی برای همه، همه ما به فکر یکدیگر باشیم و در جشن ها تمرین دوست داشتن  و سپاسگزاری کنیم از تمام کسانی که به ما خدمت می کنند...


گزارش کامل:

استاد محترم پس از شکرگزاری از خداوند و تبریک هفته ی مرزبان، ایجنت و اسیستنت، سخنان خود را اینگونه آغاز کردند:

سیستم کنگره یک سیستم بسیار وزین و منظمی است. سیستمی که به هیچ عنوان نمی توانست کارش را پیش ببرد؛ مگر با هوش و ذکاوت، سیاست و کیاست آقای مهندس. به فرموده آقای مهندس، پرونده ایی که ما برداشتیم، پرونده بسیار سنگینی بود. پرونده ایی که هیچ وکیل مدافع ایی شهامت این را نداشت که بردارد(پرونده اعتیاد). این کار توسط کنگره 60 انجام شد و خدا را شکر امروز شاهد هستیم که حدود 30 هزار نفر عضو دارد و بیش از 40 شعبه در سراسر کشور به فعالیتشان ادامه می دهند. کاری که اینجا انجام می شود؛ کار بسیار بزرگی است. به همین خاطر نیاز به این دارد که یکسری قوانین برای آن تدوین شود و نیاز به کسانی دارد که این قوانین را اجرا کنند. کسانی که پاسداری کنند از قوانینی که از طرف کنگره دیده بانان ابلاغ می شود. کسانی که باید نظارت و بررسی کنند.

اگر خدایی نکرده جایی فراموش شد یا به هر دلیلی آن قوانین اجرا نشد، باز افرادی هستند که در این قسمت وظیفه دارند که تلاش کنند تا این اتفاق نیافتد یا به حداقل برسد. در کنگره 60 ساختاری که وجود دارد، ساختاری است که بنیان کنگره 60 که ایشان می فرمایند من در راس نیستم، من در قاعده این هرم قرار گرفتم. بعد از ایشان 14 دیده بان هستند که قوانین را به شعب تدوین، تصویب و ابلاغ می کنند. نظارت مستقیم برای اجرای این قوانین در شعب به عهده مرزبانان شعبه است. مرزبانان همانطور که از اسم آن پیداست، کارشان این است که مرزهای شعبه را حفظ و حراست بکنند و حافظ قوانینی که در کنگره 60 وجود دارد، باشند؛ که در پیمانشان هم گفته می شود که حافظ قوانین، حرمت و اصول کنگره 60 باشند و دقت کنند که این اتفاق بیافتد. در هر شعبه 7 مرزبان داریم، 5 نفر آقایان مسافر و 2 نفر خانم های همسفر. شعبی که تعداد همسفران آقای آن به تعداد زیادی می رسد و طوری است که می توانند تشکیل لژیون بدهند و چند لژیون وجود داشته باشد، یک مرزبان هم مخصوص آقایان همسفر هست. شال مرزبانان هم زرد است و موظف هستند که به وظایفی که برای آنها در نظر گرفته شده عمل کنند. رابط بین مرزبانان، با کنگره دیده بانان و با مرکز، ایجنت شعبه است. به عبارتی ایجنت ریش سفید هر شعبه است، که نظارت می کند بر اینکه این قوانین توسط مرزبانها به بهترین شکل انجام شود. شال ایجنت هم رنگ کرم هست، که در شعبه شما آقای شوشتری این وظیفه را به عهده دارد.

یک واژه دیگر هم در دستور جلسه امروز هست که اولین بار است که در این دستور جلسه گنجانده شده و جزء دستور جلسات سالیانه قرار گرفته، واژه اسیستنت است.

به پیشنهاد خانم آنی،اسیستنت برای دستیاران خود خانم آنی استفاده می شود. ما دستیاران دیگری هم داریم، تحت عنوان دستیاران کمک راهنمایان آقا، که شال آقایان هم قرمز است ولی آقایان را با این عنوان خطاب نمی کنیم، فقط دستیاران خانم آنی هستند که باز به پیشنهاد خودشان اسم اسیستنت را گرفتند. آقای مهندس خیلی تمایل دارند که بخش همسفران استقلال خودش را بدست بیاورد و خیلی وابسته به بخش آقایان نباشد و مستقل عمل بکند، به همین جهت آقای مهندس خیلی روی این کار تاکید دارند و هر هفته سه شنبه ها با اسیستنت ها و خانم آنی جلسه دارند و برنامه هایی را تدوین و تنظیم می کنند، که این بخش کاملا استقلال خودش را بدست بیاورد. آنها نیز رابط مرزبانان هستند با دیده بان همسفران سرکار خانم آنی. به جهت اینکه موارد و عناوینی هست که در بخش همسفران وجود دارد ولی در بخش آقایان نیست. بنابراین این مسائل را باید مرزبانان بخش خانواده به خوبی بدانند و طبق همان مسائل و قوانینی که در بخش همسفران جاری هست، قوانین اجرا بشود. پس رابط بین مرزبانان و دیده بان همسفران، اسیستنت ها هستند. شال اسیستنت ها هم قرمز است.

آقای مهندس یک پیام بسیار زیبایی را برای این دستور جلسه دادند تحت عنوان؛ همه برای یکی و یکی برای همه، که این مسئله را به ذهن ما می آورد که در کنگره یکسری آدم ها وارد می شوند، آدم هایی که حال هیچ کدامشان خوب نیست، چه خانواده ها و چه افرادی که مصرف کننده و بیمار هستند. ما هم روزی که وارد کنگره شدیم با حال خراب به کنگره آمدیم، در اینجا افرادی بودند که به ما کمک کردند، خدمت کردند و نتیجه خدمت آنها این شد که حال ما خوب شد و به یک تعادل نسبی رسیدیم، آرامش را در خانه هایمان احساس کردیم و بعد ما شدیم خدمتگزار. یعنی اینکه از یک مراحلی گذر کردیم تا به این خدمت رسیدیم. تمام کسانی که در کنگره خدمتگزار هستند تمام اینها این مراحل را طی کردند، و از اول که حالشان خوب نبود. اما با آموزش گرفتن و کاربردی کردن آنچه راهنما برایشان تکرار کرد و در جزوه ها خواندند و در سی دی ها شنیدند، کم کم از آن وضعیت خارج شدند و به نقطه ایی رسیدند که وقت آن رسیده که از آن آموزش ها در عمل استفاده بکنند، در خدمت کردن به دیگرانی که مثل دیروز آنها بودند.

این افراد شدند مرزبان، یا ایجنت، یا کمک راهنما و تمام کسانی که به نوعی در کنگره خدمت می کنند. هر کس در کنگره خدمت می کند، تنها و تنها به خاطر حال خودش است که خدمت می کند. هیچ کس از ما توقع ندارد بعد از اینکه سفر اولمان تمام شد و وارد سفر دوم شدیم، حتما اینجا بایستیم و خدمت کنیم، اما اگر کسی معنا و حقیقت خدمت را درک کرده باشد، به راحتی تسلیم نمی شود و کنگره را رها نمی کند.

پس تمام کسانی که اینجا ماندند و خدمت کردند به این جهت ماندند که فهمیدند و درک کردند که خدمت کردن به آنها کمک می کند که حالشان خوب شود، چیزی که همه انسانها به دنبالش هستند. هیچ کس را سراغ نداریم که دوست داشته باشد در حال بد بماند و در حس های بد زندگی کند. این افراد در خدمت تک تک ما هستند و به ما خدمت می کنند، آیا این رواست که خدمت آنها را نادیده بگیریم و به راحتی از کنار این خدمت بگذریم؟ درست است که آنها برای خودشان خدمت می کنند اما ما هم باید در مراسمی و به شکلی خاص به آنها بگوییم که ما سپاسگزار خدمتی هستیم که شما به ما می کنید. این جشن هایی که در کنگره برگزار می شود به هر دلیلی، مثل هفته همسفر، هفته دیده بان، هفته اوتی، هفته راهنما و این هفته مرزبان، ایجنت و اسیستنت، اینها فقط به این جهت برگزار می شود که به ما یادآوری می کند مسائلی را که، در طول زمان ممکن است فراموش کرده باشیم. گاهی سپاسگزاری را فراموش می کنیم. این جشنها برای این است که ما به یادمان بیاوریم که آدم هایی هستند که دارند به ما خدمت می کنند و به رسم دیرینه از آنها سپاسگزاری کنیم. چطور می توانیم سپاسگزاری بکنیم؟ با یک جمله محبت آمیزی که روی یک کاغذ نوشتیم و به آنها تقدیم می کنیم. با پاکتی که تقدیمشان می کنیم، که اصلا مهم نیست مبلغی که در این پاکت می گذاریم چقدر باشد. قرار است که ما تشکر کنیم و به آنها بگوییم که ما حواسمان هست که شما دارید برای ما زحمت می کشید و خدمت می کنید. در کلام الله یک آیه ای هست که می گوید: "یُسبح لله ما فی سماوات والارض": هر چه که در آسمانها و زمین هست؛ دارند حمد و ستایش خداوند را به جای می آورند. وقتی که همه چیز از خداوند سپاسگزاری می کند، به خاطر همه آن نعماتی که خداوند در اختیار موجودات هستی قرار داده، پس ما هم باید این صفت شکرگزاری را یاد بگیریم. اما برای رسیدن به این خدمت کافیست که انسان تلاش کند.

اگر کسی عاشق خدمت کردن است، نباید آن را به زبان بیاورد. تلاش کنیم برای اینکه دوست داریم خدمت کنیم، اما این تلاش نباید آشکارا باشد، باید کاملا پنهان باشد. به شکلی؛ خواسته مان را برای انجام یک خدمت قوی کنیم، نه این که مدام بدو بدو کنیم که من می خواهم استاد شوم یا من می خواهم دبیر شوم. چرا فلانی استاد شد، چرا فلانی نگهبان شد، چرا من را نمی بینید؟ وقتی برای کسب یک جایگاهی آشکارا مطرح می کنیم و می گوییم که می خواهم این کار را انجام بدهم، خدمت از سکه می افتد. اگر هم به دستش آوردی اولاً به زور به دست آوردی ثانیاً آنقدر که این خدمت باید به شما حس و حال  خوبی بدهد، نمی دهد و لذتی که باید از این خدمت ببرید، نمی برید. چرا؟ به خاطر اینکه به زور گرفتی. 

اگر من می خواهم برای جایگاهی انتخاب شوم باید فقط بخواهم، کنگره خودش انتخاب می کند. کنگره تک تک خدمتگزارانش را خودش انتخاب می کند و از کسانی انتخاب می کند که واقعا با تمام وجود دوست دارند خدمت کنند فقط برای خودشان، نه برای اینکه جایی مطرح شوند یا اسم آنها برده شود. پس منتظر بمانیم تا وقتش برسد و به ما بگویند که مثلا امروز شما بیایید خدمت کنید،این مهم است.

وقتی از کسانی که در کنگره خدمت می کنند، تشکر می کنیم، اولین اتفاقی که می افتد مستحکم تر شدن بند عشق است. این بند عشق را هر جلسه در پیام سفر اول می شنوید. می گوید: همسفر تو بر مرکبی نشسته ایی که گرچه دیر به مقصد می رسی اما سالم و کامیاب خواهی رسید. پس عجله نکن و در جای خود بنشین (عجله نکن یعنی اینکه زور نزن، بگذار همه چیز طبق روالی که باید اتفاق بیافتد) و در آخر می گوید: تا آنجا تو را پاداشی نیکو خواهد بود و آن پاداش بند عشقی است که بین تو و قدرت مطلق الله برقرار خواهد گردید.) این بند عشق مثل یک کابل برق است، وقتی آنرا باز می کنیم، چند رشته سیم رد می شود که این رشته ها به هر دلیلی قطع شده (اعتیاد،انجام ضدارزش، طبق فرمان عمل نکردن) ما در کنگره سعی می کنیم که این سیم ها را دوباره به هم وصل کنیم و وصل کنیم به آنجایی که باید وصل باشد.

ما در کنگره با سپاسگزاری و تشکر کردنمان داریم دوست داشتن را تمرین می کنیم. اگر به گذشته خود نگاه کنید، خیلی از ماها انسانهای بسیار طلبکاری بودیم. حتی از خدای خودمان هم طلب کار بودیم. پای ما به کنگره باز شده فقط به جهت اینکه این روحیه را با تمرین اصلاح کنیم. بستر آن فراهم است که مرتب تمرین دوست داشتن را انجام دهیم. کسانی که جهانبینی آنها جهانبینی طلبکارانه و گله و شکایت است از آنچه به آنها داده نمی شود، متاسفانه آینده خوبی ندارند، اگر هم به جایی برسند مثلا درمان اعتیاد، متاسفانه این خطر هنوز آنها را تهدید می کند که خدای نکرده دوباره برگشتی باشد. پس حواسمان باشد که چه می خواهیم، کجا هستیم و چه چیزهایی را تمرین کنیم. حواسمان باشد کی خدمت کنیم و کی ساکت باشیم تا به ما پیشنهاد خدمت شود. این خیلی مهم است.

ضمن اینکه بالاخره کسانی که خدمت می کنند، ممکن است که یک جاهایی خطایی هم بکنند، همه ما ممکن است خطا کنیم، ما که معصوم نیستیم. اگر خطایی از خدمت گزاران کنگره می بینیم بهترین و تنهاترین کاری که باید انجام بدهیم این است که به مسئولین یک رده بالاتر آنها اطلاع بدهیم.

وظیفه مرزبانان و تمام کسانی که در کنگره خدمت می کنند، مخصوصا مرزبانان بواسطه ارتباط خیلی زیاد و تنگاتنگ آنها با اعضای کنگره، این است که اول از همه افتاده باشند، با محبت با افراد و اعضا برخورد کنند، با صداقت و درستی با آنها برخورد بکنند. اگر کسی به شما حرفی زد، درشتی کرد، خدای نکرده ناسزا گفت، تنها راهش این است که شما بگویید؛ چشم، بله، حق با شماست، ولی اگر شما هم مثل طرف مقابلتان شروع کردید به ناسزا گفتن، پس یعنی اینکه تمام این راهی را که رفتید بدون آموزش طی شده و قطعا مشکلات زیادی به بار خواهد آورد.


آقای مهندس در سی دی "به جای خود" در مورد این مسئله صحبت می کنند که:

ما به جایی رسیدیم.... ما به جایی رسیدیم...  ما به جایی رسیدیم...  که فهمیدیم بزرگترین دروغ؛ صداقت است. بزرگترین حیله؛ درستی است و بزرگترین سلاح؛ محبت است. مرزبانان، ایجنت ها، اسیستنت ها، کمک راهنماها بزرگترین سلاحشان محبت است. با محبت می توانیم افرادی را که حال خوشی ندارند جذب بکنیم وگرنه با نیمه تاریک آنها روبرو می شویم که قطعا اتفاق خوبی در این قسمت نخواهد افتاد. امیدوارم که همه  ما درک کنیم که؛ کجاییم درک کنیم که چه مسیری را رفته ایم و قرار است چه مسیری را ادامه بدهیم. سرمان را پایین بیندازیم و وظیفه خود را به نحو شایسته انجام دهیم. طبق جمله ایی که آقای مهندس فرمودند: همه برای یکی و یکی برای همه، همه ما به فکر یکدیگر باشیم و در جشن ها تمرین دوست داشتن  و سپاسگزاری کنیم از تمام کسانی که به ما خدمت می کنند. باز هم هفته ایجنت و مرزبان و اسیستنت را خدمت همه عزیزان تبریک می گویم و برای همه آرزوی سلامتی و موفقیت می کنم.

در ادامه مراسم تقدیر از اسیستنت عزیز و گرامی همسفر مرجان مرادی، و همچنین تقدیر از مرزبانان عزیز شعبه ی شیخ بهایی همسفر زهرا و همسفر مریم، توسط کمک راهنمایان و اعضای شعبه برگزار شد...















نویسنده و تصویرگر: همسفر اکرم
مرتبط با: کارگاه آموزشی خصوصی همسفران،


لینک های مرتبط: کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فاطمه شنبه 21 شهریور 1394 09:41
من هم این هفته به تمام خدمت گذاران در حیطه مرزبانی و ایجنت و اسیتنت تبریک میگم و جا داره که از این جلسات پرشور و پرباری که در این چند هفته اخیر داشتیم ازنگهبان خانم خاطره بخاطر استادهای خوبی که انتخاب کردند و مدیریتی که در جلسه حاکم بود تشکر کنم چرا جلسات از حالت یکنواختی و کسلی در اومده . و همچنین ازدبیرشان هم تشکر میکنم. الحق که انتخاب خوبی بود
مسافر جمال چهارشنبه 18 شهریور 1394 08:47
سلام و درود
خداقوت
هفته ایجنت , اسیستنت و مرزبان رو خدمت کلیه زحمتکشان کنگره تبریک عرض میکنم
پیروز و رستگار باشید
همسفرفاطمه ولیخانی دوشنبه 16 شهریور 1394 23:27
هفته ی ایجنت و مرزبان و اسیستنت را بر تمام خدمتگزاران کنگر60 تبریک عرض میکنم.
فهیمه دوشنبه 16 شهریور 1394 16:46
خدا قوت صورتجلسه بسیار جامع وكامل بیان شده بود از خداوند توفیق روزافزون برای تمام خدمتگزاران كنگره 60 را خواستارم.هفته ایجنت مرزبان واسیستنت را به عزیزان خدمتگزار در كنگره 60بویژه شعبه شیخ بهائی تبریك می گویم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو