دلنوشته؛ سالهای تنهایی
یکشنبه 26 دی 1395 ساعت 13:34 | نویسنده این مطلب : همسفر اعظم | ( نظرات )

سالهای تنهایی

به قلم همسفر سمانه

 

شاید برای دریافت هر خوبی باید بهایی بپردازیم و بهایی که ما برای آشنایی با کنگره پرداختیم گذر از دوران تاریک اعتیاد بود...



سالهای تنهایی

این نوشته فقط چند سطری از گذشته تاریک من است گذشته‌ای که مملو از القائات منفی و شیطانی بود. با اینکه فکر کردن به آن دوران حتی برای من زجر آور است ولی هر چند وقت یک بار آنها را مرور می‌کنم تا قدر و ارزش زندگی فعلی خود را بیشتر بدانم.

از اعتیاد همسرم اصلاً اطلاعی نداشتم و با او ازدواج کردم، ازدواج ما کاملاً سنتی بود، اوایل ازدواج همه چیز عالی بود و گویی در بهشت زندگی می‌کردم ولی حدود دو سال بعد از ازدواج متوجه شدم همسرم الکل مصرف می‌کند.

همیشه بی حال و خسته و خواب بود ولی هیچ وقت بیکار نبود اما وقتی را که باید با من می‌گذراند را خواب بود. من حدوداً پنج سال تنهایی را با رگ و پوست و گوشت خودم حس کردم تا اینکه خیلی وارد تاریکی و جهل شده بودم و آن طراوت و شادابی گذشته را دیگر نداشتم.

به شدت از همسرم فاصله گرفته بودم و اصلاً هیچ احساس و عشقی بین ما وجود نداشت من حالاجایی بودم  که یک پسر پنج ساله داشتم ولی اصلاً تحمل نداشتم و نمی‌توانستم وظایف مادری‌ام را انجام دهم حتی قادر به انجام کارهای شخصی خودم نبودم...

به خانهٔ پدرم بازگشتم و به خانواده‌ام با صراحت گفتم که می‌خواهم طلاق بگیرم همه شوکه شده بودند ولی هیچ کس نمی‌دانست همسر من اعتیاد دارد حتی خودم هم فکر می‌کردم فقط الکل را به صورت تفننی مصرف می‌کند.

حدود یک سال خانه را ترک کردم و حتی به دنبال کارهای دادگاهی طلاق هم رفتم تا اینکه همسرم توسط یکی از اقوامشان کنگره را شتاخته بود. سه ماه به کنگره آمده بود و بعد از آن به من اطلاع دادند و پیشنهاد کرد که با او همراه شوم.

در این چند خط حتی ذره‌ای از ضربه‌هایی را که من، مسافرم و پسرم خورده بودیم را بیان نکردم به هر حال ما وارد کنگره شدیم و من الان واقعاً  به خودم ومسافرم افتخار می‌کنم و به خودم می‌بالم که به سبب اعتیاد مسافرم با این دنیای نو آشنا شدم.

 

شاید برای دریافت هر خوبی باید بهایی بپردازیم و بهایی که ما برای آشنایی با کنگره پرداختیم گذر از دوران تاریک اعتیاد بود ...

نویسنده: همسفر سمانه رهجوی خانم فاطمه خادم الحسینی

نگارش متن: همسفر اعظم

مرتبط با: سرگذشت مسافران و همسفران، مقالات و دل نوشته ها،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفربهاره یکشنبه 3 بهمن 1395 15:24
سلام عزیزم خوشحالم که باکنگره اشناشدی وبه سمت صراط مستقیم حرکت کردید
عذرا دوشنبه 27 دی 1395 12:44

سلام سمانه جون خیلی جالب بود مرسی انشاله موفق باشی
عذرا دوشنبه 27 دی 1395 12:43
سلام‌خیای جالب بود
فاطمه یکشنبه 26 دی 1395 19:13
بسیار خوشحالم سمانه جان که با ورود به دنیای زیبای دانایی به آرامشی وصف ناپذیر دست پیدا کرده اید و با ان پتانسیلی در شما وجود دارد ایمان دارم که پروسه راهنما شدن را تجربه خواهید کرد البته اگر خواسته اش تمنای دلتان باشد
همسفرفاطمه یکشنبه 26 دی 1395 18:29
بسیااااار زیبا ودلنشین بود بهترین هارو براتون آرزو میکنم خانم سمانه.خداقوت خدمت خانم اعظم عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic