دلنوشته همسفر مرضیه
شنبه 6 شهریور 1395 ساعت 13:21 | نویسنده این مطلب : همسفر زهره | ( نظرات )

به نام خدایی که در همین نزدیکیست....

خدمت عاشقانه

دلنوشته همسفر مرضیه رهجوی خانم فاطمه قاسمی

اکنون که می بینم آرامش تمام وجودم را فرا گرفته، اشک شوق در چشمانم حلقه می زند و....

می گویم: خدای قشنگم امروز هیچ چیز برایم زیبا تر از خدمت به خلق تو نیست . خدمت بدون چشم داشت، خدمت عاشقانه، مثل خدمتهای بزرگ مردی که همه کلامش محبت است وعشق به خالق را در عشق ورزیدن و خدمت کردن به مخلوقات می بیند.


روزها می گذشتند و من همچنان برای جلب رضایت و تایید اطرافیان همه انرژی وتوان خود را برای آنها صرف می کردم، اگر تائیدم می کردند که لذت می بردم وساعاتی را خوش بودم ولی اگر کوچکترین حرکتی یا رفتاری از آنها می دیدم که باب میل ورغبتم نبود بهانه هایم شروع می شد. چراها ومگرها پشت هم صف می کشیدند که: مگر ندیدند من این کار را برایشان انجام دادم؟؟ آیا این بود جواب محبتهای من ؟ و...خیلی عذاب می کشیدم . دختر کوچکم در گوشه ای کز می کرد وبا تعجب به من نگاه می کرد.می دید که چگونه با چشمهای پر از اشک، گله وشکایت نزد خدا می برم. که چرا مردم اینجوری هستند؟ غافل از اینکه ریشه ی همه مشکلات در خودم بود.

بارها با خودم تصمیم می گرفتم که دیگر کاری برای کسی نکنم اما نمی شد. دست خودم نبود. اما بالاخره صدای ناله من هم در آسمانها شنیده شد و باران رحمت بر زندگیم باریدن گرفت. همراه مسافرم به کنگره آمدم.در ابتدا برایم غریب بود که اینها چه می گویند مگر می شود ؟!...وهمه با لبخندهای زیبایی که به من هدیه می دادند می گفتند صبر کن،آموزش ها را بگیر،جزوه ها و کتابها را مطالعه کن،سی دی ها را گوش کن تا متوجه شوی که چطور می شود.

مدتی گذشت تا حدودی آموزشها روی من تاثیر گذاشته بود ولی هنوز من با خودم درگیر بودم بین بایدها و نبایدها باید دنبال چیزی می گشتم که در درونم بود و باید آن را می یافتم.

تا اینکه روز رهایی ما رسید و به همراه مسافرم به تهران رفتم.با دیدن آقای مهندس اشک در چشمانم حلقه زد و ناخودآگاه گریه می کردم انگار جواب تمام سوالاتم را پیدا کرده بودم .خدایا چطور می شود که یک انسان تمامی زندگی خود را وقف کنگره و مردم کند؟!همانجا با خدای خودم پیمان بستم و از او خواستم که کمکم کند تا من هم بتوانم ذره ای به مخلوقین او خدمت کنم .در دلم قربة الی الله گفتم و به آرامی خدمت کردن در کنگره 60 را شروع کردم.در ابتدا برایم سخت بود اما ندایی در درونم مرا کمک می کرد. چه حال خوبی پیدا می کردم وقتی حتی یک لبخند به دیگران هدیه می دادم.

اکنون که می بینم آرامش تمام وجودم را فرا گرفته، اشک شوق در چشمانم حلقه می زند و....

می گویم: خدای قشنگم امروز هیچ چیز برایم زیبا تر از خدمت به خلق تو نیست . خدمت بدون چشم داشت، خدمت عاشقانه، مثل خدمتهای بزرگ مردی که همه کلامش محبت است وعشق به خالق را در عشق ورزیدن و خدمت کردن به مخلوقات می بیند.

به امید اینکه بتوانم ادامه دهنده ی این راه باشم.  

نگارنده:همسفر فهیمه 

 

 

مرتبط با: سرگذشت مسافران و همسفران،

برچسب‌ها: کنگره 60، دلنوشته،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرنسیم دهقانی یکشنبه 14 شهریور 1395 09:02
خانم مرضیه عزیزنوشته زیبایی بود.به محض ورود به کنگره با چهره پرازانرزی ات به همه انرزی میدی. خداقوت خدمت خانم فهیمه عزیز
مرضیه چهارشنبه 10 شهریور 1395 17:14
از همه ی عزیزانم ممنون وسپاسگذارم که با نظرات زیباودلنشین به من انرژی دادند همچنین تشکر ویژه دارم از خانم زهره وخانم فهیمه عزیزم ومدیر وبلاگ وبرای همگی آرزوی سلامتی وموفقیت دارم.
همسفر نرگس سه شنبه 9 شهریور 1395 01:01
سلام مرضیه عزیزم ممنون از دلنوشته زیباتون این
حس زیبا را دورا دور به من منتقل کردی
خدا قوت به فهیمه عزیز
همسفر حدیث دوشنبه 8 شهریور 1395 23:10
ممنونم از خانم مرضیه عزیز به خاطر دلنوشته زیبا تون وخدا راشکر می کنم به خاطر اینکه هستم واز متن های شما عزیزان لذت می برم.:-)
اعظم همسفرمهدی یکشنبه 7 شهریور 1395 23:13
خدا قوت به مرضیه ی عزیزم دلنوشته ات زیباودل نشین بود امیدوارم که کنار مسافر محترمتان ومعصومه جانم شادباشین وتشکراز خانم فهیمه عزیز
یکشنبه 7 شهریور 1395 18:55
من هم با دیدن شما ومهربانیهایتان خیلی انرژی میگیرم واوایل که بکنگره اومدم لبخند ها ومهربانیهایت قوت قلبی برایم بود.
انشاالله در جایگاههای بالاتر ببینمتون .
همسفر محبوبه یکشنبه 7 شهریور 1395 18:15
مرضیه عزیزم ممنون از حس زیبایی که دارید وسپاس از اینکه این حس زیبا را به همسفران هم منتقل کردید.از خانم فهیمه هم سپاسگزارم.
همسفر سارا یکشنبه 7 شهریور 1395 17:36
بسیار عالی ، تاثیرگذار و دلنشین بود
آن چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
بسیار سپاس از انرژی و حس زیبایی که با نوشتن این دلنوشته به من دادید
شخصا به محض ورود به شعبه از وجود شما انرژی و حس مثبت می گیرم
شاد و پیروز باشید..
سپاس خدمت خانم فهیمه و مدیروبلاگ عزیز
همسفر زهرا (ب) یکشنبه 7 شهریور 1395 08:00

پله های رسیدن به عشق خالق ، عشق بلا عوض به مخلوق است
مرضیه جان بسیار خوشحالم که به این حال خوش رسیده ای
انشاالله شمارادربالاترین جایگاههای خدمت ببینیم
بلاتشکر از خانم زهره وفهیمه عزیز
مانا یکشنبه 7 شهریور 1395 00:55
با تشکر از نوشته زیباتون شما یکی از خدمتگزاران خاص کنگره هستید که همه حتی تازه واردین متوجه آن میشوند و در خدمت هیشه شما را برای همه مثال میزنم .خدا قوت خسته نباشید .
همسفرفاطمه فروغی شنبه 6 شهریور 1395 20:43
مرسی ازمرضیه جون بابت دلنوشته زیبا واقعامن خودم همیشه ازدیدن چهره مهربون وخندونت انرژی میگیرم درچهره ات عشق به خدمت وعشق به کنگره به وضوح قابل مشاهده است ان شاالله که درجایگاه های بالاترببینیمت .
خداقوت خدمت خانم فهیمه.
شنبه 6 شهریور 1395 19:24
همسفر زهره شنبه 6 شهریور 1395 14:15
با تشکر از خانم مرضیه عزیز به خاطر دلنوشته زیبایشان.واقعا عشق به خدمت در شما به وضوح دیده می شود و این حس قشنگتان را به ما هم منتقل می کنید.با سپاس فراوان از تمامی خدمتهای شما.
با تشکر از فهیمه عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو