به نام خداوند بخشنده ی رحمتگر  

روزپنج شنبه  24/4/95 جلسه دوم از دوردهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 شعبه

 شیخ بهایی با نگهبانی مسافر مهدی ، استادی مسافر مجید اعتباریان ودبیری مسافرحمید

بادستور جلسه:" وادی یازدهم تاثیر آن روی من" و

" جشن سومین سال رهایی مسافر پیمان " 

 راس ساعت 16 آغاز به کار نمود .

   

 سخنان استاد: 

کسی که در کنگره 60 به وادی یازدهم می رسد به این معنا ومفهوم است که ده وادی را پشت سر گذاشته است .ومطالبی را آموزش دیده که الان قادر است به وادی یازدهم برسد .من معتقدم جایگاههایی که در کنگره کسب می کنیم به خاطر پشت سر گذاشتن تک تک وادی ها است .خیلی وقتها هم می توانیم این طور در نظر بگیریم که شاید یک نفر رها شود ولی هنوز به وادی یازده نرسیده باشد وتبدیل به چشمه جوشان ورود خروشان نشده باشد ....

خیلی ها به کنگره می آیند وتک تک ما میدانیم که کنگره بهترین روش برای درمان اعتیاداست اما آیا همه افرادی که به کنگره می آیند درمان می شوند ؟ نه ، خیلی ها ماهها به کنگره می آیند ولی نتیجه ای حاصل نمی شود .چرا ؟ چون وادی ها را نمی تواند در درون خودش پشت سر بگذارد واجرایی کند .ونمی تواند به حقیقتی که در درمان اعتیاد هست برسد .

در کلام ا.. داریم که خداوند انسان را به نظاره گر بودن در طبیعت وخلقت انسان تشویق می کند ، خداوند در قرآن می فرماید به سرنوشت گذشتگان نگاه کنید، به خلقت موجودات ، زمین وآسمان وبه طبیعت نظاره کنید .این شیوه آموزش بسیار مثمر ثمر است .ما معتقدیم که ما مسافریم ویک  مسافر دائم در حال گذر است وباید دائم در حال آموزش هم باشد . در وادی آمده است که ما نباید در یک نقطه  به حال سکون بمانیم ، چون سکون همان سقوط است .باید از تمامی اتفاقات خوب وبد زندگی خود استفاده کنیم وآموزش بگیریم وبه دانایی خود بیفزاییم .چه بسا برای اینکه تبدیل شویم به یک انسان مفید برای جامعه ، خانواده وکسانی که همنوع خودمان هستند نیاز به آموزش ودانایی وآگاهی داریم . انسانهای بخیل ،خسیس وانسانهایی که کینه ونفرت در دلشان وجود دارد (کشورهایی را می بینیم که دائم در حال جنگ هستند ) آنها نتیجه وحاصلی ازعلم ودانش ومعنویت  نمی برند .چرا ؟ به خاطر اینکه فقط به خودشان فکر می کنند .

یک چشمه اگر بخواهد فقط به خودش فکر کند تبدیل به فاضلاب، گنداب ومرداب  می شود .

ولی این قضیه برای چشمه محرز شده که زمانی که تولید دارد ،زمانی که شروع می کند به جوشش  ، زمانی که می بخشد از آبی که در درون خودش دارد ، روز به روز هم به آبش اضافه می شود وهم زلال تر وتمیز تر می شودومایه حیات موجودات دیگر هم می شود .

در این این وادی گفته شده فرمان را اجرا کنید وفرمانهایی هم بر گرفته از کلام الله در این وادی آورده شده . اگر می خواهی فرمان را اجرا کنی وتبدیل به یک چشمه ی جوشان شوی وبعد یک رود خروشان باشی وبپیوندی به اقیانوس که سر منشا کل هستی است ؛ باید یک سری فرامین را اجرا کنی .کلا وقتی کسی در کنگره درمان می شود می ماند که قوانین را یاد بگیرد واجرا کند .فرمان می گوید دروغ نگو! رهجو به راهنمایش ، راهنما به دیگران ، مرزبان به ...، ایجنت به ...پدر به فرزندش ، زن به شوهرش ، مرد به همسرش ، مسافر به همسفر ، همسفر به مسافر و... دروغ نگویند . غیبت کردن ، ظن وگمان بد بردن ، رشوه دادن ورشوه خوردن ومسائلی هست که اجرا نکردن آن را نقض فرمان می گوییم واینها موجب دوری می شود .فاصله واز هم گسیختگی به وجود می آید در هر جایی ! همه این آموزشها را می گیریم تا تبدیل به یک چشمه جوشان شویم برای خودمان ، خانواده وجامعه ی خودمان .اگر راهنما از دست رهجو راضی باشد ،قطعا خداوند هم از او راضی است .در این صورت است که مسیر را درست رفته ایم .

رود تمثیل این است که چند چشمه  که جوشش دارند باید به هم بپیوندند وتبدیل به رود شوند وگرنه یک چشمه آنقدر پتانسیل ندارد که خودش تبدیل به رود شود .ما در کنگره می گوییم یک نفر برای همه وهمه برای یک نفر ! یعنی تمام انرژی یک نفر باید گذاشته شود تا همه به درمان برسند وهمه باید تلاش کنند تا یک نفر به درمان برسد .چندچشمه باید به هم بپیوندند ، راهنماها باید با هماهنگ باشندتا مسافرها رها شوند ،اگر بین راهنماها ، مرزبانها ومسئولین دیگر کنگره اختلاف نظر باشد قطعا این رود مسیر خوبی را طی نمی کند. 

دستور جلسه دوم : 

خب این دستور جلسه بی ربط نیست به دستور جلسه دوم که سومین سال رهایی مسافر پیمان است .جوشش وتلاشی که همسفر دارد برای اینکه مسافرش به درمان برسد در این خانواده واقعا صادق بود.باتمام وجود مسافر می خواست که درمان شود وهمسفر هم تلاش بی شائبه ای را داشت که مسافر به درمان برسد هردو با انرژی وعشقی که در درونشان بود وتلاشی که کردند باعث شد که این درمان اتفاق بیفتد .سه سال از رهایی آقا پیمان می گذرد ومیبینیم که زندگی خیلی بهتری دارند .این خانواده بسیار بسیار به انزجار رسیده بودند با توجه به علاقه ای که داشتند ولی نمی توانستد همدیگر راتحمل کنند ، همدیگر رادرک نمی کردند وناسازگاری زیادی داشتند .این خانواده الگویی هستند برای تازه واردین چون با تمام مشکلاتی که داشتند ومصرف بالای متادون آقا پیمان (که همسفرمخفیانه  مقدار کمتری از دوز تعیین شده توسط کلینیک به او می داد ) وبا همه ی این پیچیدگیها توانستد به درمان برسند .افرادی که به کنگره می آیند با هزار بد بختی ومشکل وکمی وکاستی وارد می شوند ولی یک سال یا دو سال که می گذرد زندگی شان بهتر می شود واز لحاظ جسمی ، روحی وروانی بهتر می شوند .

الان همسفرشان در جایگاه کمک راهنمایی خدمت می کنند . این روز را در درجه اول به فرزندشان راهنمای محترم همسفرشان سر کار خانم اسماعیلی وهمسفرشان تبریک عرض می کنم وهم چنین به آقا پیمان تبریک می گویم وامیدوارم که ایشان هم برای آموزش بیشتر در کسوت کمک راهنمایی قرار بگیرند. 

 پس از سخنان استاد و مشارکت مسافران وهمسفران سومین سال رهایی مسافر پیمان وحیدی را با شورفراوان جشن گرفتیم.

اعلام سفرمسافرپیمان :

آنتی ایکس مصرفی:متادون وقرص

تخریب:17سال

مدت سفر:17 ماه

راهنما:آقای مجید اعتباریان

روش درمان:D S Tهمراه با داروی O T

رهایی:3سال ویک ماه و 2 روز

آرزوی مسافر پیمان:آرزو می کنم کلیه مسافران چه در سفر اول و چه در سفر دوم به آرامش و عافیت برسند.

آرزوی همسفر خاطره:من هم آرزو می کنم که تمام کسانی که خواستار رهایی هستند و به سفر دوم می رسند هیچ وقت یادشان نرود که کجا بودند و چی بودند و چی شدند و همیشه چراغ کنگره برای در راه ماندگان روشن باشد.

سخنان مسافر پیمان:

خداوند را شکر می کنم که برای بار دوم این جایگاه را لمس کردم .امیدوارم که سالهای بعدی بتوانم تغییرات را در خودم حفظ کنم.این رهایی را مدیون تک تک اعضای کنگره 60 هستم.در ابتدا از آقای مهندس دژاکام ،خانم آنی ،آقای امین و راهنمای بزرگوارم آقای اعتباریان تشکر می کنم.واقعا یک محبتی بین من و راهنمایم ایجاد شد که با وجود منیتی که داشتم توانستم آموزش های ایشان را به جان بخرم و قبول کنم.از همسفرانم خانم خاطره و الینا و راهنمای همسفرم سرکار خانم اسماعیلی تشکر می کنم .از خانم فاطمه و آقای خیرخواه که پیام کنگره را به ما دادند تشکر می کنم.

واقعا در این جایگاه قرار گرفتن و صحبت کردن از کلیه مشکلات سفر و زمان سو مصرف در چند دقیقه سخت است .بسیاری از مشکلات بین تمام مسافران مشترک است ولی یک مشکلاتی هست که خاص است که آدم نمی داند باید چه کار کند آنجاست که باید از تجربه راهنمایش استفاده کند و از جان و دل رهنمودهای راهنمایش را بپذیرد و عمل کند.

من در سفر اولم آنقدر درگیر کار بودم که واقعا نمی توانستم خیلی از آموزش ها را دریافت کنم ولی قدر لژیون را داشتم شاید در طول سفر اولم یکی دو مورد بیشتر غیبت نداشتم لژیون و صحبتهای استادم را غنیمت می شمردم و هر چه باید می گرفتم سرلژیون می گرفتم.واقعا رهنمودهایی که راهنمایان سرلژیون می دهند من در هیچ جا و هیچ دانشگاهی ندیدم.پس قدرش را باید دانست.

کنگره 60 یک سیستم فرآیندمحور است یعنی محور کنگره 60 یک سیستم و یک بستر است که دست به دست هم داده اند و دارند خدمت انجام می دهند کسانی که در نشریات ،بخش اوتی،مرزبانان،کمک راهنمایان عزیز و...خدمت می کنند و باعث می شوند که آخر این فرآیند به رهایی یک مسافر منتهی شود.من الآن با اطمینان می توانم بگویم که عادی ترین کار کنگره رهایی است.معجزاتی من در کنگره 60 دیدم که واقعا بیرون متخصصان در آن مانده اند.با اطمینان به خودم و شما می گویم که روزی می رسد که کنگره جهانی می شود و آن وقت به خودمان می بالیم که از دست کسانی رها شده ایم که اسمشان را در تاریخ می نویسند.از همین جا دست آقای مهندس دژاکام را می بوسم و زندگی ام را مدیونشان هستم.انشاا.. خداوند عمر طولانی به ایشان عطا کند.امیدوارم لیاقت این را داشته باشم که بتوانم باز هم از تجربیات راهنمایم استفاده کنم و به کنگره متصل باشم.این را با صراحت می گویم که در این سه سال بعد از رهایی هر موقع که از کنگره فاصله گرفتم مشکلاتی در زندگی و حتی کارم پیش می آمد اما هر موقع ارتباطم با کنگره برقرار بود مشکلاتم حل می شد.

من جلسه ی اولی که وارد کنگره شدم تولد آقای مهدی زارع بود من صحبتهای ایشان را باور نمی کردم و با خودم می گفتم دارد خودنمایی می کند اما بعدها فهمیدم که هر چه در تولدها می گویند واقعا برایشان اتفاق افتاده و چون منشها،شخصیتها و رفتار افراد کاملا عوض شده ما باورمان نمی شود.همیشه کسانی که تازه وارد کنگره می شوند همان دو سه ماه اول تغییر می کنند و این نشان از قدرت و آموزشهای کامل کنگره است و ما باید برای تقویت ایمانمان به کنگره از آنها استفاده کنیم.

از راهنمای عزیزم آقای اعتباریان،برادر هم لژیونی ام آقای صدیقی ،گروه مرزبانی ،ایجنت محترم ،برادران هم لژیونی ام و کل اعضای شعبه تشکر می کنم.

سخنان کمک راهنما طاهره اسماعیلی:

من هم خداوند را شکر می کنم که امروز در شعبه شیخ بهایی این افتخار را پیدا کردم که در کنار این عزیزان قطره ای از دریای بیکران کنگره 60باشم.خدمت آقاپیمان و خانم خاطره و الینای عزیز تبریک عرض می کنم.تولدها هر کدام پیامی دارند اگر روزی بند زندگی این دو عزیز به مو رسیده بود الان پنج سال از آن روز می گذرد و آرام آرام آن آرامشی که از آنها گرفته شده بود برگشته .ما در کنگره یاد گرفتیم که همانطور که درمان تدریجی است برگشت آرامش به زندگی ها هم تدریجی است و روز به روز شرایط زندگی ها بهتر می شود.

روزهای اولی که خانم خاطره به کنگره می آمدند آنچنان حالشان خراب بود که من هر وقت ایشان را می دیدم با خودم می گفتم خدا به داد راهنمای ایشان برسد وخبر نداشتم که قرار است ایشان روزی رهجوی من شود و سطح آموزش من را بالا ببرد.و من همیشه سر لژیون آماده بودم برای رگباری از سوال های ایشان.و این اعتماد به نفس را به یک راهنما برمی گرداند.

پیامی که امروز من برای آقا پیمان و رهجویان دیگر دارم این است که فقط این نباشد که من بیایم و آموزشها را بگیرم و در زندگی ام اجرا کنم.بلکه باید بتوانم این آموزشها را به دیگران هم انتقال دهم و ما ظلم می کنیم در حق کسانی که قرار است به دست ما رها شوند.انشاا.. که سال دیگر شال کمک راهنمایی را بر دوش آقا پیمان ببینیم چون واقعاعلمش را دارند و قرار نیست این بسته بندی فقط نزد خودشان بماند و باید دیگران هم از این بسته آموزشی استفاده کنند.تبریک ویژه می گویم به سرسختی خانم خاطره به مطیع بودن ایشان .و یک جورهایی مرد عمل بود و آموزشها را اجرا می کرد.این آرامش گوارای وجودشان باد.به الینای عزیز هم تبریک می گویم و انشاا..هر روز شرایطش نیکوتر شود.

سخنان همسفر خاطره:

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است،پنجره ،فکر،هوا ،عشق ،زمین مال من است .چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت؟ من نمی دانم که چرا می گویند :اسب حیوان نجیبی است و کبوتر زیباست ؟و چرا در قفس هیچ کس کرکس نیست؟گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟چشمها را باید شست ،جور دیگر باید دید .واژه ها را باید شست.

شکر شکر شکر به خاطر اینکه بار دیگر خداوند ما را لایق این جایگاه دانست و عمری به ما داد تا بتوانیم آموزشهای بیشتری بگیریم.خداوند را شکر می کنم که همچون عزیزانی در کنارم هستند که از وجودشان آموزش می گیرم.از مشارکتهای گرمی که کردید واقعا به مجلس ما انرژی دادید.

شکر می کنم به خاطر وجود دو عزیز بزرگوار جناب آقای مهندس دژاکام و سرکار خانم آنی که شاهکارهای خلقت هستند که اگر این بزرگواران نبودند شاید امروز من و پیمان و الینا هم در کنار هم اینجا نبودیم چرا که خیلی از ماها پشت درهای بسته رهایی بودیم و نمی دانستیم که چه باید بکنیم و واقعا این یک موهبت الهی بود که با خانواده بزرگ کنگره 60 آشنا شدیم و این یکی از معجزات زندگی ماست.

شکر می کنم به خاطر وجود تازه واردین.تازه واردینی که امروز در جلسه هستند.من روز اولی که به کنگره آمدم روز تولد خانم ریحانه و آقای زارع بود و دقیقا از همان روز بود که تلنگر یک تفکر و یک کورسوی نوری در دیدگاه ما زده شد و به فکر فرو رفتیم که شاید امیدی برای ادامه زندگی هست.امروز بیشترین انرژی را از تازه واردینی می گیریم که اگر امروز حرکتی بکنند و تصمیم جدیدی برای زندگیشان بگیرند به مراتب آن انرژی به ما هم بازخورد دارد.

شکر می کنم به خاطر وجود دو فرشته نازنین سرکار خانم اسماعیلی و آقای اعتباریان .که فکر می کنم واژه ها حقیرند اگر من بخواهم از محبتهایشان و از زحمتهایشان قدردانی کنم.برکات راهنماییهایشان همیشه در زندگی ما موج می زند.من و مسافرم یک روزی آرزوی داشتن فقط یک ساعت آرامش را داشتیم و تنها کسانی که توانستند آرامش را به زندگی ما هدیه دهند این بزرگواران بودند تمام طول هفته امیدم به روزهای یکشنبه بود که به کنگره بیایم و تمام زندگی ام روی محور یکشنبه ها می چرخید که بیایم و از آموزشهای راهنمایم استفاده کنم.

به هر حال من و مسافرم امید را باور کردیم تا توانستیم این جایگاه را لمس کنیم.موقعی که ما به رهایی رسیدیم با خودم گفتم که محال است کسی به کنگره بیاید و نتیجه نگیرد چون ما زندگی مان خیلی تخریب داشت و چون ما توانستیم دیگران هم می توانند محال است کسی در کنگره خواسته داشته باشد و نتیجه نگیرد .

اینجا تنها جایی است که من احساس کردم مکان امنم اینجاست تنها جایی که بی دغدغه توانستم حرف دلم را بزنم و دیگران بدون چشم داشت به من کنند.تنها جایی بود که احساس کردم من آشفته و حال خراب را هم می خواهند و دوست دارند و وجودم برای دیگران هم می تواند مفید باشد.

انشاا.. که هیچ وقت چراغ کنگره خاموش نشود و همیشه پذیرش داشته باشند. امروز یک دعایی می کنم برای فرزندانی که ناخواسته درگیر این خانواده ها(مصرف کننده) می شوند .ما پدر و مادرها واقعا مقصر هستیم اگر در مسیر درمان کوتاهی کنیم .خوشا به حال بچه هایی که پدر و مادرشان زود راه کنگره را پیدا می کنند.

انشاا.. که هر روز کنگره گسترش پیدا کند و همه جا فراگیر شود.از کل اعضای شعبه،مرزبانان ،ایجنت،کمک راهنمایان و کلیه ی بچه هایی که در جشن ما حضور داشتند و به الینای من انرژی دادند تشکر می کنم.و تبریک ویژه به مسافرم می گویم که با خواسته ای که داشت و حرکتی که کرد باعث شد ما امروز این جایگاه را لمس کنیم.از الینای عزیزم تشکر می کنم که با بچگی ما ساخت و بچگی اش را صرف ما کرد تا ما بزرگ شدیم.امیدوارم بتوانیم پدر و مادرهای خوبی برایش شویم.

نوبت باران محفوظ است .اگر زندگی ما همسفران بدون عشق باشد حتی اگر به ثریا هم برسیم ارزشی ندارد عشق سرمایه زندگی است.ما از سنگ بودیم خرد شدیم آب شدیم نرم شدیم صخره ها را شکافتیم و از طوفان نترسیدیم.

سخنان همسفر الینا:

تولد پدرم را به پدرم تبریک می گویم و به مادرم هم تبریک می گویم.

سپس الینای عزیز آهنگ تولد را خیلی زیبا با فولوت برای ما نواختند.


 همچنین دراین جلسه گزارش مالی ماه مبارک رمضان توسط ایجنت محترم شعبه قرائت شد.

 ضمنا در این جلسه تعدادی از مسافرانی که چهارشنبه گذشته گل رهایی از دستان پر مهر وعطوفت آقای مهندس دژاکام  دریافت کرده بودند ورودشان را به سفر دوم اعلام نمودند:


آقای: فتح الله _ نام راهنما :آقای علی صادقی
 _ 
نام راهنمای همسفر : خانم فاطمه _آنتی ایکس : شیره _ مدت سفر: 11ماه و 18روز _ داروی درمان : OT 

 

آقای: حسن _ نام راهنما :آقای علی صادقی
 _ 
 آنتی ایکس : تریاک و شیره و متادون _ مدت سفر: 11ماه و 20روز _ داروی درمان : OT

 آقای: محمد _ نام راهنما : آقای جلال امینی 
 _ 
نام راهنما همسفر: خانم اعظم _آنتی ایکس : تریاک _ مدت سفر: 11ماه و 12روز _ داروی درمان : OT

از طرف  اعضای کنگره60  شعبه شیخ بهایی این رهایی های زیبا را به این عزیزان و خانواده ها ی محترمشان و راهنمایان  گرامی شان تبریک عرض می نماییم و توفیق روزافزونشان را درامر خدمت وآموزش آرزومندیم.   

شکر شکر شکر...

نویسنده :همسفر فاطمه ق و همسفر زهره

عکاس : مسافر مجتبی

 

 

 

 

 

مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی و جشن تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرخاطره یکشنبه 27 تیر 1395 07:04
شکر شکر شکر و هزاران شکر بخاطر اینهمه لطف و رحمت الهی که به ما عطا گردید و توانستیم تولدمان را در کنار همه شما عزیزان و خدمت گزاران مخلص کنگره به زیبایی جشن بگیریم و به اوج لذت و انرژی برسیم
شکر شکر شکر که خانم اسماعیلی و آقای اعتباریان، این دو اسطوره عشق و محبت و انسانیت سروران مجلس بودند و ما را همراهی کردند.
یک تشکر ویژه از خانم فاطمه و زهره عزیزم وآقا مجتبی محترم بخاطرانعکاس جامع و کامل این گزارش
شکر شکر شکر و هزاران شکر. ......
اعظم همسفرمهدی شنبه 26 تیر 1395 00:34
تبریک تبریک به کمک راهنمای محترم خانوم خاطره ی عزیز و خانواده ی محترمشان سعادت شرکت در جشن این عزیزان را نداشتم بهترینها رابرای شما از درگاه ایزد منان خواستارم
م.مهدی حبیبی ازشهرکرد جمعه 25 تیر 1395 22:29
تبریک ویژه خدمت پیمان عزیز وهمسفرودختر گلشان وتبریک خدمت راهنمای عزیزم اقای اعتباریان.اقا پیمان تولد بعدی انشا اله با شال کمک راهنمایی
محمدرضا طاهری جمعه 25 تیر 1395 21:48
به دوست عزیزم آقاپیمان عزیز وهمسفرمحترمشان خانم خاطره والینای عزیزسومین سومین سال روزرهاییتان راتبریک عرض نموده وبرایتان بهترین ها را آرزومندم.خداقوت خدمت آقای اعتباریان وسرکار خانم اسماعیلی عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic